شناسهٔ خبر: 14400306 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران | لینک خبر

ادامه از صفحه 8

صاحب‌خبر - می‌کردم تا هم سهمیه المپیک 2016 را بگیرم و هم دچار چالش‌های بعد از این مسابقات نشوم اما متأسفانه نزدیک به سه ماه سختی‌های زیادی را متحمل شدم و وزن زیادی کم کردم تا بتوانم سهمیه کسب کنم. مطمئناً در آن مسابقات می‌توانستم مدال برنز را کسب کنم. فکر می‌کنم این موارد نقاط ضعفی بوده که در ورزش من وجود داشته است. امیدوارم اگر از این به بعد خدای ناکرده، شکستی وجود داشت و در قرعه شانس مجدد قرار گرفتم، سعی کنم متمرکز عمل کنم ولی متأسفانه تا به امروز احساس می‌کنم کارم صفر و صدی بوده است. مدالم خوشرنگ بوده یا متأسفانه دستم از مدال کوتاه مانده است. «بنا»در بیشتر این رویدادها که با شکست یا پیروزی همراه بوده، حضور داشته است و شاید بهتر بتواند اظهارنظر کند. من بعد از اینکه در جدول اصلی المپیک 2008 پکن شکست خوردم، می‌خواستم در گروه شانس مجدد مسابقه بدهم. بلافاصله دوست و برادر بزرگ‌ترم آقای دبیر از طریق دوستان به صورت تلفنی من را پیدا کرد. او با من صحبت کرد و حرف‌های قشنگی زد. خیلی سعی کرد من را برای کشتی سوم جمع کند. گفت «مدال المپیک خیلی متفاوت است. حتی مدال برنزش خیلی ارزشمند است. تمام تلاشت را بکن.» بعد از صحبت‌هایی که داشتیم، خیلی سعی کردم به خودم بقبولانم که در شانس مجدد بتوانم کشتی قابل قبولی بگیرم و مدال برنز را کسب کنم اما متأسفانه نمی‌دانم چرا عدم تمرکز باعث شد آن کشتی را هم از دست بدهم. مثلاً در بازی‌های آسیایی گوانگجو بعد از 5 مدال طلای جهانی و پس از اینکه کشتی با حریف ژاپنی را در یک لحظه واگذار کردم، آقای بنا و خودم خیلی تلاش کردیم برای کشتی سوم- پنجمی به شرایط خوبی برسم ولی یکی از بدترین کشتی‌های زندگی‌ام را در قرعه شانس مجدد برای مدال برنز گرفتم. خیلی مواقع تمرکز کردم تا ریشه‌یابی کنم و ببینم دلیل اصلی آن چه چیزی می‌تواند باشد اما متأسفانه خودم هم نتوانستم به جمع‌بندی برسم. در المپیک 2016 ریو یک رقیب جدید و جدی به نام «داوری» دارید. به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر داوریها روی شما حساس شده‌اند. من با این موضوع بیگانه نیستم. در بسیاری از سال‌ها این موضوع مطرح شده بود و به صورت خاص و موردی فیلم‌های کشتی من را در کلینیک‌های داوری پخش و روی آنها بحث کرده‌اند. قبل از المپیک 2012 لندن و قبل از مسابقات جهانی 2009 این اتفاق رخ داده اما خوشبختانه هر بار سعی کردم با تاکتیک متفاوت‌تری در مسابقات حضور پیدا کنم. در مسابقات جهانی 2015 قبل از اینکه داوری بخواهد به فضای کشتی من ورود کند، من مسبب آن اتفاق بودم. اگر آن مسابقات را بخواهیم ریشه‌یابی کنیم، برمی‌گردد به مسابقات انتخابی تیم ملی در مشهد. اتفاقات از آنجا شروع و باعث این موضوع شد که من با همه وجودم در مسابقات جهانی متمرکز نباشم و به این مسأله ختم شود که آن اتفاقات رخ دهد و دست داوری باز باشد و من در آن مسابقات دیسکالیفه بشوم. حسن رنگرز زمانی که کشتی می‌گرفت، هم‌وزن و حتی رقیب شما بود. او در مسابقات جهانی 2015 کنار تشک حضور داشت و می‌گفت «سوریان به آمادگی بیش از حدش باخت. حمید به قدری آماده بود که اگر کشتی خودش را می‌گرفت، می‌توانست حریفش یعنی روشن بایراموف را در 3 دقیقه شکست دهد.» کمی در این باره صحبت کن. من متأسفانه از طریق متولیان ورزش و سیستم کشتی خودمان تحت فشار بودم. به همین دلیل تمرینات خیلی سنگین و البته منظمی را دنبال کردم. سعی زیادی کردم خودم را برای مقابله با اتفاقاتی که از درون می‌افتاد، آماده کنم. از نظر جسمانی هم در شرایط ایده‌آلی قرار گرفتم ولی واقعیت این است که جسم بخشی از کار است. احساس می‌کنم برای حضور در رقابت‌های بزرگی مثل مسابقات جهانی و المپیک باید تلفیقی از جسم و روح وجود داشته باشد. باید مغز فرمان دهد و عضلات، دستورات را بپذیرند و اجرا کنند. متأسفانه من با عدم هماهنگی با خودم مواجه شده بودم و این موضوع باعث شد با اینکه از نظر جسمانی قابلیت‌های زیادی داشتم ولی متأسفانه به بدترین شکل ممکن از دور مسابقات حذف شدم. شاید برای خودم در دوران ورزشی‌ام، یکی از دورانی که به راحت‌ترین شکل می‌توانستم مدال کسب کنم، مسابقات جهانی امریکا بود اما این اتفاق رخ نداد. خیلی‌ها معتقدند نبود محمد بنا یکی از عواملی است که حمید سوریان در بسیاری از مواقع نمی‌تواند روی سکو برود... وجود شخص ارزشمندی مثل استاد بنا قطعاً می‌تواند کمک کند. فارغ از اینکه نظم و انضباط اردویی در زمان حضور ایشان برقرار است و فارغ از تلاشی که انجام می‌دهد، حضور مؤثری دارد. البته در دوره‌های گذشته هم عزیزان زیادی خدمتگزار ورزش بودند و با تمام وجود تلاش می‌کردند شرایط اردویی را فراهم کنند اما مسائلی از نظر روحی و روانی، من و خیلی از بچه‌ها را از درون اذیت می‌کرد ولی متأسفانه کسی نبود که سینه خود را سپر و مشکلات را برطرف کند. کسی نبود که سعی کند آرامش را حاکم کند. فکر می‌کنم بنا قبل از هر چیزی این اتحاد، انسجام، همدلی، امنیت و آرامش را به وجود می‌آورد و این اطمینان را به اشخاصی می‌دهد که زیرمجموعه هستند. بالاخره ورزشکار به عنوان یک سرباز، به عنوان کسی که اصلی‌ترین وظیفه به دوشش است، کسی که قرار است با شرایط ذهنی و جسمی آماده در میدان رقابت با همه وجودش تلاش کند و نماینده شایسته‌ای برای کشورش باشد، باید سایه حمایت بر سرش وجود داشته باشد. آن وفاق و همدلی را خوشبختانه در سال‌هایی که آقای بنا بوده، می‌شود حس کرد. اگر در مسابقات جهانی 2014 اتفاقات خیلی خوبی رخ داد و تیم ما قهرمان شد، بخشی از این مسئولیت را آقای بنا تا اردیبهشت ماه که مسابقات جام جهانی برگزار شد، به دوش کشید. بعد از آن، عزیزانی هم که آمدند با توجه به اینکه آن اتحاد و انسجام وجود داشت، با تمام وجود تلاش کردند و مسیر را همگی با همدیگر خیلی خوب طی کردند و این مسیر به مسابقات جهانی منتهی شد که روی سکوی نخست قرار گرفتیم ولی متأسفانه از سال 2015 به بعد فکر می‌کنم این چالش‌ها، اختلاف سلیقه‌ها و فرآیندهای فرمایشی که نسبت به کشتی فرنگی وجود داشت، باعث شد به‌هم ریختگی به وجود بیاید. بعضی از بچه‌ها از سیستم جدا شدند. برخی هم مانند حمید سوریان داخل سیستم ماندند و متحمل آن نامهربانی‌ها، فشارها و سختی‌ها شدند، دست‌شان از مدال کوتاه ماند. بعد از ناکامی در کسب سهمیه المپیک ریو در گزینشی اول، دوم و سوم و پیش از گزینشی پایانی در ترکیه هجمه زیادی را متحمل شدید، از این موضوع ناراحت نبودید؟ من با این اتفاقات بیگانه نیستم. در سال‌های دیگری هم طعم این کم‌لطفی‌ها را چشیده بودم و از این موضوع ناراحت نیستم چون عاشق این کار هستم. وقتی از بیرون به زمانی که سپری شده و به زندگی خودم نگاه می‌کنم، یکی از دلایل ماندنم عشق من به این کار بوده است. شاید باورتان نشود ولی موردی که راجع به آن صحبت می‌کنم را فقط کسانی که موفق شدند روی سکوی المپیک یا جهانی قرار بگیرند، لذتش را چشیده‌اند. خستگی ماه‌ها بلکه سال‌ها تلاش و حتی کم‌لطفی‌ها و این مسائلی که شما به آنها پرداختید، با آن لحظه‌ای که روی سکو قرار می‌گیری، با آن لحظه‌ای که سرود ملی کشورت نواخته می‌شود، با آن لحظه‌ای که پرچم کشورت به اهتزاز درمی‌آید و همه به احترام سرود کشورت می‌ایستند، از تنت در می‌آید. احساس می‌کنم عاشق این اتفاق هستم. اینکه شاید بشود یک بار دیگر این حال و هوا را تجربه کنم. حاضر هستم همه عمرم را تلاش کنم تا بتوانم یک بار دیگر این اتفاق را لمس و احساس کنم و مزه‌اش را بچشم. برای رسیدن به این «بزرگ»، اتفاقی که فقط کسانی که تجربه‌اش کرده‌اند، حس من را متوجه می‌شوند، باید زخم زبان هم بشنوی و مورد تهمت و کم‌لطفی قرار بگیری. کدام یک از این کم‌لطفی‌ها برای شما تلخ‌تر بود؟ کدام حرف این فکر را از ذهن شما گذراند که «حمید دیگر رها کن! 6 مدال طلای جهانی و المپیک گرفته‌ای ولی باز هم تو را می‌زنند. دیگر چه کار باید بکنی؟ رها کن و برو.» کدام حرف باعث شد چنین احساسی به شما دست بدهد؟ هیچ وقت چنین حالتی به من دست نداده است. از آنجایی که بعضی و عده خاصی از روی غرض خیلی از مسائل را مطرح می‌کنند ولی من همیشه مورد لطف مردم قرار گرفته‌ام. حتی زمان‌هایی که برای من با شکست همراه بوده، وقتی بین مردم حضور پیدا کردم، همدردی آنها را نسبت به حمید سوریان احساس کردم. وقتی بین مردم حاضر شدم، دیدم که قدردان زحمات حمید سوریان بودند. می‌بینم که مردم متوجه می‌شوند حمید سوریان و امثال حمید سوریان و دیگر قهرمانان ورزشی آنها متحمل چه فشار و سختی می‌شوند. این توجه بزرگ‌ترین پاداش و ارزنده‌ترین چیز است و با هیچ چیزی هم در این دنیا برای شخص من قابل قیاس نیست. حتی حرفی نبود که شما را ناراحت کند؟ به هر حال ناراحتی وجود دارد. من سر کسب سهمیه المپیک خیلی اذیت و ناراحت شدم. در المپیک 2008 پکن خودم از خودم ناراحت بودم. نه اینکه کسی بخواهد حرفی بزند و موضوع خاصی را مطرح کند. فکر می‌کنم از همه سخت‌تر، همین مسابقات کسب سهمیه المپیک 2016 بود که بعضی از دوستان من را زیاد مورد کم‌لطفی قرار دادند. رنگ مدال یا خدای ناکرده نگرفتن مدال در المپیک، تأثیری در ماندن یا نماندن شما دارد یا کلاً تصمیم خود را گرفته‌اید؟ قطعاً اتفاقاتی که در المپیک ریو خواهد افتاد، به دنیای ورزشی بعد از المپیک من ارتباط خواهد داشت. به نظرت تکرار سه مدال طلای المپیک 2012 لندن برای کشتی فرنگی امکانپذیر است؟ امکانپذیر نیست. امیدوارم محقق شود ولی بعید است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یکی از اتفاقات نادر تاریخ محسوب می‌شود. امیدوارم آن اتفاقی بیفتد که مردم راضی باشند. برای این المپیک آیا استراتژی جدیدی دارید؟ قطعاً کادرفنی تاکتیک خاصی را با توجه به شناختی که از من دارد، اتخاذ خواهد کرد. قطعاً خودم هم با توجه به اینکه شناختی جامع و کلی نسبت به رقبایم دارم، با برنامه‌ریزی پای به میدان المپیک خواهم گذاشت. قطعاً برای روبه‌رو شدن با هر حریفی باید با برنامه روی تشک کشتی حاضر شد. فکر می‌کنم بهترین کاری که می‌توانم انجام بدهم این است که از نقاط ضعف رقبایم بیشتر استفاده کنم. کدام یک از این هفت مدال به شما بیشتر چسبید؟ مدال طلای المپیک... داستان المپیک فارغ از تمام اتفاقات ورزشی است. این موضوعی نیست که فقط من بگویم؛ همه کسانی که المپیک را تجربه کرده‌اند، به این موضوع اذعان دارند که المپیک بزرگ‌ترین رویداد ورزشی است چون هر 4 سال یک بار برگزار می‌شود. بعد از مدال طلای المپیک، کدام مدال طلایت را بیشتر دوست داری؟ هر کدام از مدال‌های ورزشی‌ام عالم خودش را داشته و صحبت کردن راجع به این موضوع سخت است اما قطعاً مدال مسابقات ازبکستان که در سال 2014 کسب شد. بعد از رسیدن به عشق‌تان در المپیک 2016 ریو و کسب مدال طلا، به فکر عشق دنیایی می‌افتید؟ فعلاً که درگیر عشق ورزشی هستیم. امیدوارم خیلی از مسائل دیگر را هم بتوانیم تجربه کنیم. عشق دنیایی را هم بالاخره تجربه کردیم. فکر می‌کنم وجود عزیزانی مثل پدر و مادر بالاترین عشق باشد. اصلاً یکی از دلایلی که آدم می‌تواند معنی کلمه عشق را متوجه شود، وجود مادر است. او یک عشق دنیایی است که ملموس است، او را می‌بینی و با هیچ چیزی هم در دنیا قابل قیاس نیست.∎​