شناسهٔ خبر: 14400302 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه ایران | لینک خبر

گفت‌وگوی ویژه و خواندنی «ایران» با حمید سوریان؛ نابغه کشتی

از «دیسکالیفه» شدن تا دورخیز برای طلای «ریو»

صاحب‌خبر - محسن جعفری سومین المپیک نابغه کشتی فرنگی شاید از هر نظر برایش سخت‌تر باشد. حمید سوریان که خیلی دیر توانست سهمیه المپیک را در آخرین پیکار به دست آورد، با وجود تمامی انتقاداتی که به وی شد، بازهم شانس اصلی کسب مدال طلا در کاروان کشتی فرنگی است. سوریان اگر بتواند در سومین المپیک زندگی‌اش طلایی دیگر بگیرد، در تاریخ ورزش ایران جاودانه‌تر از قبل خواهد شد. سوریان بخوبی می‌داند که دیگر جوان 23 ساله کم تجربه المپیک پکن نیست و از طرفی دیگر توانایی و قدرت آن دوران را هم ندارد. خودش می‌گوید باید بیشتر روی قابلیت‌های فنی‌ خودش و ضعف حریفانش متمرکز باشد تا قوای جسمانی‌اش. به نظر می‌رسد نابغه کشتی ایران استراتژی جدیدی را برای رسیدن به هشتمین طلا طراحی کرده است که در صورت کسب نتیجه نامش در ورزش ایران جاودانه خواهد شد. به هر شکل به بهانه آغاز المپیک ریو 2016 و سومین حضور نابغه در این مسابقات با وی گفت‌وگویی انجام دادیم که در زیر می‌خوانید. خبر آسیب‌دیدگی حمید سوریان خیلی‌ها را نگران کرد، این موضوع شما را در المپیک آزار نمی‌دهد؟ پس از طی مراحل خاص تمرینی و دوره‌های مختلف فکر می‌کنم شرایطم بهتر از گذشته است. در مسیری که در 10 ماه گذشته طی شد، فراز و نشیب‌های خیلی زیادی را تجربه کردیم. آسیب‌دیدگی هم جزئی از ورزش است. خوشبختانه مصدومیتم به گونه‌ای نبود که تأثیر منفی خیلی زیادی داشته باشد. خیلی زود با پیگیری‌های پزشکان حاضر در فدراسیون کشتی، مشکلم برطرف شد. همه عزیزان حاضر در کادر فنی کمک کردند و برنامه‌های تمرینی را هم بخوبی دنبال کردیم. فکر می‌کنم شرایط خوب باشد و امیدوارم نتیجه خوبی هم حاصل شود. برای حضور در سومین المپیک تاریخ کشتی‌ حمید سوریان چه برنامه‌ای دارد؟ کسب موفقیت مثل لندن یا ناکامی مثل پکن؟ من حمید سوریان 23 ساله کم‌تجربه المپیک پکن نیستم. امروز از نظر تجربه شرایط خیلی متفاوتی دارم. حضور در دو المپیک را تجربه کرده‌ام و 7-6 مسابقات معتبر جهانی را پشت سر گذاشته‌ام. خیلی باتجربه‌تر از گذشته هستم اما طبیعتاً با توجه به این نکته که به مدت 10 سال متحمل فشارهای خیلی سنگین ورزشی بوده‌ام، قابلیت‌های جسمانی من نسبت به گذشته کمتر است. فکر می‌کنم در حال حاضر تلفیق تجارب المپیک 2008 پکن و المپیک 2012 لندن که دو رویداد بزرگ بودند را به دست آورده‌ام و احساس می‌کنم با بینش بالاتری پای به میدان ریو می‌گذارم. احساس می‌کنم در ریو شرایط خیلی سختی حاکم خواهد بود و استرس و فضای رقابتی و مسابقه‌ای شدیدی وجود خواهد داشت. با توجه به اینکه دو وزن 55 کیلوگرم و 60 کیلوگرم در وزن 59 کیلوگرم ادغام شده‌اند، قهرمانان این دو وزن قرار است با همدیگر مبارزه کنند و سطح رقابت‌ها خیلی بالاتر است. با این تفاوت که نگرش و بینش من نسبت به این مسابقات خیلی متفاوت‌تر است. در ریو من باید با اتکا به تجاربی که در این سال‌ها به دست آورده‌ام، پای به میدان بگذارم. باید بیشتر تمرکزم را روی قابلیت‌های فنی خودم بگذارم و از نقاط ضعف رقبایم بیشتر استفاده کنم تا اینکه بخواهم بیشتر به قابلیت‌های جسمانی‌ام متکی باشم. تجربه دیسکالیفه شدن در مسابقات جهانی و البته اتفاقاتی که هیچ وقت حرفی از آن زده نشد نیز می‌تواند جالب باشد؟ من از سال 2005 و بعد از المپیک 2004 آتن، بلافاصله افتخار این را داشتم که پیراهن مقدس تیم ملی ایران را بر تن کنم و در رقابت‌های مختلفی شرکت کنم. خوشبختانه نتایج خوبی هم حاصل شد. مسابقات سال 2015 یکی از رویدادهایی بود که احساس می‌کنم با اشتباه شخص خودم مواجه شدم. از نظر جسمانی و فعالیت‌هایی که باید انجام می‌دادم، در شرایطی بودم که باید در مسابقات 2015 روی سکو قرار می‌گرفتم و شاید بهترین رنگ مدال را دوباره کسب می‌کردم. متأسفانه یک سری از مسائل دست به دست هم داده و شرایط روحی و روانی خاصی به دلیل تحت فشار قرار گرفتن برایم به وجود آمده بود. نمی‌خواهم خیلی این موضوع را باز کنم. تحت فشار قرار گرفتنی که برایم به وجود آمده بود متأسفانه با عدم نتیجه همراه بود. دلیل اصلی اینکه در بسیاری از مسابقات پس از ناکامی از کسب مدال طلا برای کسب مدال برنز تلاش نمی‌کنید، چیست؟ سؤال سختی است و جواب دادن به آن هم سخت است. من نقره مسابقات جوانان آسیا را کسب کرده‌ام. معمولاً در رده نوجوانان که در مسابقات مختلف شرکت می‌کردم، بیشتر روی سکوی اول قرار می‌گرفتم. یک نقطه ضعف خیلی بزرگ در ورزش من دیده می‌شود. مثلأ در المپیک پکن بعد از شکست مقابل کشتی‌گیر روس این موضوع نمود پیدا کرد. چون احساس می‌کنم در آن کشتی، یک مقدار از نظر داوری مورد کم‌لطفی قرار گرفتم. کنده‌ای که از حریف کشیدم، او دستی به پای من انداخت که دو پوئن اخطار داشت اما متأسفانه ندادند و من بازنده شدم. حداقل اتفاقی که باید در المپیک 2008 پکن می‌افتاد این بود که من باید مدال برنز را می‌گرفتم ولی هر چه تلاش کردم خودم را از نظر روحی و روانی احیا کنم و آماده مبارزه شوم، متأسفانه نشد به آن فضا غلبه کنم و دستم از مدال کوتاه ماند. دقیقاًدر مسابقات جهانی 2015 و بعد از اتفاقی که در کشتی با بایراموف افتاد، حداقل باید مدال برنز را کسب ادامه در صفحه 9∎​