گروه ورزشي: جواد نکونام با دلي پر و کولهباري از غم رسما از فوتبال خداحافظي کرد.جواد نکونام با صدور بيانيهاي غير رسمي به طور رسمي از فوتبال خداحافظي کرد.در بيانيه کاپيتان سابق تيم ملي آمده است:
بله... جمعه دلگير است و مخصوصاً عصر جمعه و براي من از اين به بعد جمعهها دلگيرتر خواهد بود.
بچه که بودم وقتي ميگفتند کفشهايش را آويخت فکر ميکردم بايد کفشهايم را از جايي آويزان کنم ولي بعدها فهميدم که با آويزان کردن کفش خيلي از آرزوهايت هم آويخته خواهد شد.ساعت از حول و حوش 2 بامداد گذر کرده.... به دور از هياهوي شهر و تمام سالهاي حضور روي زمين چمن؛ به اين فکر ميکنم که قصه فوتبالم قرار است، امروز، 25 تيرماه سال 95 به پايان برسد.
اين يک پايان هميشگي نيست. من خيلي زود بايد به دنياي جديدي در کار حرفهاي پا بگذارم و بازهم به فوتبال بازميگردم اما خداحافظيهايي هستند که بدون بازگشت هستند و مثل يک درد براي هميشه روي قلب ما باقي ميمانند. به گمانم شما هم امروز مثل من، هنوز خداحافظي هادي نوروزي و مهرداد اولادي را باور نکردهايد.
شايد شما هم فکر ميکنيد هنوز خداحافظي ناصرحجازي، احدي، همايون بهزادي، مجيد سبزي، غلامحسين مظلومي و همه آن چهرههاي بهيادماندني، يک دروغ است. دروغي که نميتوانيم آنها را باور کنيم. اگر بخواهم قصه فوتبالم را بازگو کنم، بايد ماهها بنويسم. از نخستين روزي که در ليگ برتر با پاس شروع کردم، هزار و يک قصه و حرف دارم. اگر بخواهم بگويم چه شد و چه گذشت و از چه جادههايي عبور کردم، حوصلهتان سر ميرود به همين دليل ترجيح ميدهم از آخر فوتبالم شروع کنم. براي هيچ فوتباليستي شيرينتر از اين نيست که با پيراهن تيم محبوبش خداحافظي کند، ولي افسوس که نگذاشتند... با تمام احتراميکه براي باشگاه سايپا قائلم، دوست نداشتم فوتبالم را در ايران با پيراهني جز استقلال تمام کنم و سرانجام چيزي که هميشه حدسش را ميزدم، رخ داد؛ خداحافظي نکردن با پيراهن آبي. امروز اما از اين بابت به هيچ وجه ناراحت و دلخور نيستم چراکه شانس آن را داشتم با بدرقه کودکاني براي هميشه از دنياي بازيگري خداحافظي کنم که پاکترين دلهاي دنيا را دارند. همانها که با دعاهاي شان نقشي پررنگ در صعود تيم ملي به جام جهاني برزيل داشتند. اين بچهها حالا عضوي از خانواده من هستند و براي هميشه عضو خانوادهام باقي ميمانند.
حالا فيلم دوران فوتبالم با تمام سختيها و خوشيهايش از مقابل چشمانم ميگذرد. دو دوره بازي در جام جهاني و افتخار پوشيدن 151 بار پيراهن ملي طي هفده سال، عنوان پرسابقهترين بازيکن تاريخ آسيا در لاليگا، گل صعود اوساسونا در جام يوفا، گل به آ.اس رم، لاتزيو، تيم ملي شيلي، تيم ملي سوئد، باز کردن دروازه رئال مادريد در سانتياگو برنابئو، بستن بازوبند کاپيتاني در لاليگا مقابل بزرگان دنيا و... پروردگار را شکر ميگويم از اينکه مستطيل سبز، همواره در برابر من و روياهايم سخاوتمند بوده.
بايد از تمام هواداراني که در اين سالها از من حمايت کردند و هميشه ياورم بودند، تشکر ويژهاي کنم چون جواد نکونام بدون آنها، هيچ بود؛ بويژه استقلاليهاي عزيز که خود من در کودکي و نوجواني عضوي از آنها بودم و روي همان سکوها، تيم محبوبم را تشويق ميکردم.
بايد از پرسپوليسيها هم تشکر کنم که در تيم ملي سالها در کنار ديگر هواداران از من حمايت کردند. از تک تک هواداران فوتبال ايران تشکر ميکنم. هيچ هواداري در طول فوتبالم به من بياحترامي نکرد و اين برايم يک دنيا ارزش دارد. ممنون تبريزيها، اصفهانيها، مشهديها، شيرازيها، تهرانيها و ممنون تمام مردم خوب ايران هستم. اگر چيزي گفتم که ذهن هر يک از آنها را آزرد، ببخشند و حلالم کنند.
در اين سالها با جمعي از بهترين مربيان کار کار کردهام و از هر کدام، درسهاي بزرگي فرا گرفتهام. از پرويز ابوطالب عزيز نخستين مربيام گرفته تا دکتر ذوالفقار نسب، محمود خان ياوري، فرهاد کاظمي، همايون شاهرخي، ابراهيم قاسمپور، منصور خان پورحيدري، مصطفي دنيزلي، برانکو، کارلوس کيروش، علي دايي و ... همينطور مربياني که در خارج از ايران به من چيزهاي زيادي آموختند. دست تک تک آنها را ميبوسم و اميدوارم شاگرد خوبي برايشان بوده باشم و باعث سربلندي شما عزيزان بوده باشم. دست يکايک اعضاي خانوادهام را هم ميبوسم براي سال ها صبر و حمايت و خون دل، تا جواد نکونام به سلامت از ابتداي مسير فوتبال به پايان راه برسد. پدر عزيزم که فوتباليست شدنم را مديونش هستم، مادر مهربانم که قبل هر بازي با دعاي او وارد زمين ميشدم، برادرانم که مثل کوه پشتم بودند و هستند و همسرم که در همه حال هميشه کنارم بود.سپاسگزارم از گزارشگران و روزنامهنگاران ورزشي که فوتبال بدون انتقادها و تمجيدهاي آنها قابل تصور نيست. کساني که در سرما و گرما هميشه کنار فوتبال بوده اند، بدون آنکه چشمداشتي داشته باشند.
براي من هيچ چيز در دنيا قابل قياس با نشاندن لبخند شادي روي چهره مردم کشورم نيست. به عنوان کسي که با فوتبال، دور جهان چرخيده و فرهنگهاي مختلف را ديده، حالا که لحظه خداحافظيام فرا رسيده است، بار ديگر صادقانه و صميمانه ميگويم: ملتي که من کوچکترين عضو آن هستم، شايسته بهترينهاست.
∎