
حمید سبزواری به دلیل سرودن دهها شعر و سرود برای آیتالله خمینی، انقلاب و جنگ، از سوی رسانههای دولتی ایران "شاعر انقلاب" خوانده میشد. او همچنین به آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نزدیک بود.
حمید سبزواری که سال ۱۳۰۴ در سبزوار به دنیا آمد، نام اصلیاش "حسین آقاممتحنی" بود که به دلیل تخلص شعری "حمید" به "حمید سبزواری" مشهور شد.
دوران نوجوانی و جوانی را در زادگاهش گذراند: "از ۱۴ سالگی یادم هست چند شعری ساخته بودم و در دفتری نوشته بودم و اسمش را گذاشته بودم "فریادنامه"."
اغلب مضامین اشعار اولیه حمید سبزواری، مسائل اجتماعی بود. اما بعدا به تشویق پدر به سرودن اشعار مذهبی روی آورد.
او در گفتوگویی با کیهان فرهنگی گفته بود: "وقتی مدرسه میرفتم بعضی از همکلاسیها را در شعر هجو میکردم. مرحوم پدرم دریافته بود که طبع شعر دارم. مرا وادار و تشویق کرد که برای شهدای کربلا شعر بگویم."
پدر حمید سبزواری که کفاش بود در ۲۴ سالگی نابینا شد و کارگاه کفاشیاش از رونق افتاد. سبزواری در جوانی به علت مشکلات اقتصادی تحصیل را رها کرد و به دنبال کار رفت. در همان دوران، اولین اشعار حمید سبزواری از سوی "کتابفروشی خسروی" در سبزوار منتشر شد. با این که مدتی برای کار به تهران آمد اما نتوانست اشعارش را در این شهر به چاپ برساند.
پس از بازگشت به سبزوار، با اینکه دیپلم نداشت، به همراه فخرالدین حجازی، سخنران مذهبی قبل از انقلاب و نماینده اولین دورههای مجلس پس از انقلاب، استخدام اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) شد. "آن موقع پدر همین آقای [بهزاد] نبوی رئیس فرهنگ سبزوار بود."
مدتی از ازدواجش نگذشته بود که حوادث مرداد ۳۲ اتفاق افتاد: "آنجا من گرفتاریهایی پیدا کردم، تحت تعقیب بودم و مدتی در اسفراین مخفی شدم."
پس از این که "آبها از آسیاب افتاد" خود را به شهربانی سبزوار معرفی کرد. در ابتدا به دلیل فعالیتهای سیاسی به زندان محکوم و سپس با ضمانت آزاد شد. سبزواری درباره آن سالها گفته که تمایلات چپگرایانه داشته اما هیچوقت عضو حزب توده نبوده است.
سپس به مشهد رفت و در "کانون نشر حقایق اسلامی" با محمد تقی شریعتی، پدر علی شریعتی آشنا شد. "ایشان مرا به سرودن اشعار اسلامی تشویق کرد و از آن به بعد بیشتر شعر مذهبی گفتم." حمید سبزواری با علی شریعتی نیز آشنایی داشت.
علاوه بر شرکت در محافل ادبی سبزوار، در انجمنهای ادبی مشهد نیز حضور مییافت: "وقتی سبزوار بودم، سالی چند بار عصرهای پنجشنبه به مشهد میرفتم... میرفتم انجمن فرخ و آنجا شعری میشنیدم و یا شعری میخواندم."
سبزواری سپس با تجربه کارهای مختلف، در نهایت کارمند بانک بازرگانی (بانک تجارت) شد. بعدها سرودههای خود در سالهای ۳۶ تا ۵۷ در مجموعهای با عنوان "سرود درد" منتشر کرد.
سرودن شعر برای انقلاب ۵۷
"خمینی ای امام" اولین سرودی است که حمید سبزواری برای انقلاب ایران سرود. این سرود در زمانی شکل گرفت که آیتالله خمینی از بغداد به پاریس رفته بود: "دوستان آمدند و گفتند که ما سرود میخواهیم و تو باید سرود بسازی. من گفتم که آهنگی، راهنمایی، چیزی! گفتند: ما کسی را نداریم و فقط میخواهیم سرود بسازیم. گفتم آخر سرود را برای چه آهنگی بسازم؟ اگر شعر به شما بدهم به عنوان سرود میپذیرید؟ گفتند نه. شب به خانه آمدم و سرود "خمینی ای امام" را سرودم."
Image copyright Image caption از چپ: علی موسوی گرمارودی و حمید سبزواریسبزواری درباره اولین اجرای این سرود گفته است که اولین بار در خانه یکی از دوستانش در نزدیکی کاخ سعدآباد ضبط شد. "شاه با خانوادهاش آن کاخ را ترک کرده بوده و رفته بودند والا فاجعه بود." این سرود بعدها هنگام ورود آیتالله خمینی به ایران در فرودگاه مهرآباد در مقابل او اجرا شد.
حمید سبزواری علاوه بر آیتالله خمینی، برای دیگر رهبران مذهبی انقلاب ایران نیز شعر سرود: "آزادی" برای آیتالله طالقانی و "ای مجاهد شهید مطهر" برای مرتضی مطهری.
"این بانگ آزادی است کز خاوران خیزد" هم اولین شعر انقلابی سبزواری بود که از تلویزیون ایران پخش شد. "دقیقا در اولین روزی که صدا و سیما را در اختیار گرفتیم در آنجا بودم و همان جا سرودم و به همت دوستان سرودش کردیم."
"برخیزید ای شهیدان" از دیگر سرودهای سبزواری برای انقلاب ایران است. او همچنین برای راهپیماییهای دولتی و نماز جمعه نیز شعارهایی ساخت. "شعار "آمریکا آمریکا مرگ به نیرنگ تو" از من بود که بعدا به شکل سرود هم اجرا شد."
سبزواری پس از انقلاب خود را از کارمندی بانک بازنشسته کرد و عضو شورای شعر رادیو و تلویزیون شد. با آغاز جنگ عراق و ایران، با رویکرد دولتی، به مضمون جنگ پرداخت؛ جنگی که در رسانههای رسمی ایران از آن به عنوان "دفاع مقدس" یاد میشود. سبزواری اشعاری نیز برای فلسطین و افغانستان سرود.
ارتباط با آیتالله خامنهای
حمید سبزواری طی سالهای اخیر، یکی از اعضای ثابت مراسم شب شعر آیتالله خامنهای در نیمه ماه رمضان بود. با این حال، شروع آشنایی او با رهبر کنونی جمهوری اسلامی به پیش از انقلاب باز میگردد. "آقای خامنهای را از نظر مبارزاتی میشناختم. ایشان مدتی در سبزوار در منزل آقای دولتآبادی مخفی بود و این دولتآبادی با من دوست بود."
سبزواری درباره نزدیکیاش به آیتالله خامنهای در بحبوحه پیروزی انقلاب گفته است: "از همان آغاز کمیته ادبی شورای انقلاب من و آقای [علی موسوی] گرمارودی در آن شرکت میکردیم و محل آن هم در مدرسه علوی بود. بعد که امام تشریف آوردند رئیس کمیته ادبی آقای خامنهای بودند."
Image copyright Khamenei.irمحسن مؤمنی شریف، رئیس حوزه هنری، نیز درباره نزدیکی آیتالله خامنهای با شاعرانی چون حمید سبزواری در روزهای انقلاب نوشته است: "در آن روزهای متراکم و حساس وقتی شنیدند نخستین تشکل شاعران انقلاب شکل گرفته و شبها در منزل یکدیگر جلسه دارند، نشانی گرفتند و نیمهشبی به آن جلسه رفتند. در آن جلسه شاعرانی مانند مرحوم [مهرداد] اوستا، حمید سبزواری، علی معلم، محمود شاهرخی، زورق و ... حضور داشتند."
همچنین آیتالله خامنهای زمانی که ریاست جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت بر دومین دفتر شعر سبزواری با عنوان "سرود سپید" مقدمهای نوشت. این کتاب گزیده شعرهای سبزواری در سالهای ۵۷ تا ۶۷ است. آیتالله خامنهای در مقدمه خود بر این کتاب زبان شعر حمید سبزواری را "فاخر" دانسته و مجموعه شعر او را به عنوان "فصل رغبتانگیز و شایستهای" در شعر فارسی معرفی کرده است.
حمید سبزواری جوایز دولتی متعددی را از آن خود کرد و بارها از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران تقدیر شد؛ "نشان درجه یک فرهنگ و هنر"، "کتاب سال" و "چهره ماندگار" از جمله نشانها و جوایز و القابی است که به حمید سبزواری داده شد.
به گفته خود، اغلب اشعار انقلابیاش را از شعارهای مردم معترض گرفته بود: "وقتی به این شعارها دقت کردم دیدم همه از آن ذوق سرشار مردم به شعر مقفا سرچشمه گرفته است." سبزواری وظیفه شاعر را شناخت پیوند شعار با مردم میدانست: "شاعر کارش همین است، از اجتماع بگیرد و به اجتماع باز پس دهد."
این ارتباط نزدیک شعر حمید سبزواری با شعار، و همچنین اهمیت محتوای شعر برای او نسبت به فرم، موجب شد که به گفته برخی منتقدان، شعر حمید سبزواری به ویژه سرودهای انقلابی و حماسی، به شعار نزدیک شود.