حماسه تکاوران نیروی دریایی ارتش در شکستن محاصره آبادان و همچنین مقاومت دلیرانه آنها در منطقه کوی ذوالفقاریه و شهر خرمشهر ، هیچگاه در تاریخ کشورمان کمرنگ نخواهد شد.
مقاومت تکاوران دریایی بر همه مردم ایران به ویژه شهروندان خرمشهری که در طول حماسه ۳۴ روزه دفاع از این شهر شاهد فعالیت و ایثارگری و جانفشانی این واحد بودند، آشکار و روشن است. هر محله، هر نخل، هر کوچه و هر خانه خرمشهر گواهی خواهد داد که تکاوران و کلاه سبزان نیروی دریایی چگونه ایثار و فداکاری کردند و با اجرای تکها، تاختها،کمینها، چند عملیات ضربتی و جنگ خانه به خانه ۳۴ روز مقابل تجاوز بعثی ها ایستادگی کردند. عراق در آن زمان با نیروهای آماده و تا دندان مسلح خود و پشتیبانی کشورهای منطقهای و فرامنطقهای قصد داشت سه روزه خرمشهر را تصرف کند و خود را برای عملیات بعدی به ساحل کارون برساند. زیرا تصورمیکرد که شرایط ارتش ایران با توجه به وقوع انقلاب اسلامی به گونهای است که توانایی کوچکترین مقاومتی را ندارد اما خبر از غیرت، تعصب و ایمان مردم این کشور بزرگ نداشت که حتی با دست خالی هم از وجب به وجب خاک خود دفاع و از مرز شلمچه تا کارون را با خون خود مزیّن می کنند.
استعداد نیروهای مدافع خرمشهر شامل تکاوران دریایی و نیروهای مردمی در مقابل لشکرها و تیپهای مکانیزه دشمن قابل قیاس نبود اما مهارتهای تخصصی تکاوران دریایی و آموزشی که به نیروهای مردمی داده بودند، همراه با انگیزه بالای دفاع از میهن ،
خانه و کاشانه اهالی منطقه و اجرای چند عملیات ضربتی در محورهای نفوذی متجاوزان ، سبب شد تلفات و خسارات سنگینی به دشمن وارد شود که همین مساله سبب کاهش سرعت نیروهای مهاجم شد و فرصت را برای رسیدن سایر نیروها مهیا کرد.
تکاوران نیروی دریایی پس از تصرف خرمشهر، در کنار دیگر نیروها اعم از ارتش و سپاه و نیروهای مردمی حضور فعال و اثرگذاری در چند عملیات منتج به آزادسازی خرمشهر داشتند و در حقیقت از کلاه سبزهای نیروی دریایی می توان به عنوان پیشقراولان عرصه دفاع از خرمشهر و همچنین آزادسازی آن یاد کرد.
همزمان با سالروز خلق حماسه ماندگار سوم خرداد، با ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده گردان تکاوران نیروی دریایی در زمان آزادسازی خرمشهر به گفتگو می نشینیم و جزئیات اقدامات نیروهای تحت امر وی را در جریان دفاع از خرمشهر و همچنین آزاد سازی آن جویا می شویم.
ناخدا صمدی در ابتدای این مصاحبه، با اشاره به همراهی ارتش با امام راحل در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، میگوید: ارتش قبل از ۲۲ بهمن ماه سال ۵۷ و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بارها با تجدید پیمان با بنیانگذار انقلاب اسلامی، وفاداری خود را به ایشان و همراهی با مردم به اثبات رساند که همین موضوع سبب خشم و کینه برخی افراد نسبت به ارتش شد و آنها در ادامه تلاش کردند این نیروی ولایی و مردمی را به سمت انحلال سوق دهند که با تدبیر امام خمینی(ره) نقشه آنها نقش بر آب شد و به این ترتیب نتوانستند به هدف شوم خود برسند و ارتش در خدمت امام راحل، آرمانهای انقلاب اسلامی و مردم باقی ماند.
وی سپس به جایگاه و نقش والای ارتش در طول دفاع مقدس اشاره میکند و میافزاید: نیروهای مختلف ارتشی اعم از هوایی، دریایی و زمینی در جریان دفاع از کشورمان و مقابله با تجاوز بعثیها در جنگ ۸ ساله با عراق توانستند به بهترین نحو ممکن از خاک سرزمینمان دفاع کنند و با تجاوز عراق و تمامی همپیمایانش مقابله کنند و با تبعیت از دستورات و رهنمودهای امام راحل، برگ زرینی را از خدمت به کشور به جا بگذارند.
فرمانده وقت گردان تکاوران نیروی دریایی ارتش در ادامه به بخشی از اقدامات نیروی دریایی قبل از آغاز رسمی جنگ ایران و عراق و تجاوز عراقها؛ به کشورمان (۳۱ شهریور ۱۳۵۹) اشاره میکند و میگوید: نیروی دریایی از اسفند ماه ۵۸ و پس از این که متوجه اقدامات و تحرکات عراق در حوزه آبی و خاکی شد، بلافاصله موضوع را به ستاد نیرو در تهران اعلام و تأکید کرد عراق خود را برای جنگ آماده میکند و سرگرم سنگر چینی در مواضع خود است. پس از اعلام این موضوع به تهران بر اساس تدابیر فرماندهان چند کار اساسی انجام گرفت که از جمله آنها میتوان به تقویت قرارگاه پایگاه دریایی خرمشهر، اعزام واحد ویژه برای حفاظت از پتروشیمی بندر امام و همچنین اعزام ۲ واحد به پاسگاه ژاندارمری خرمشهر و شلمچه و شهربانی اشاره کرد.
ناخدا صمدی میافزاید: عراق همچنین قبل از تجاوز رسمیاش به خاک کشورمان، یک رزمایش دریایی برگزار کرد که در پی آن ما که در پایگاه دریایی بوشهر بودیم، مأموریت یافتیم با رصد این رزمایش، اطلاعات لازم را جمعبندی و نتیجه و هدف نهایی آنها از برگزاری رزمایش را احصاء و اعلام کنیم.
وی با بیان این که بر اساس اطلاعات به دست آمده، تلاش عراق برای آمادگی بیشتر با هدف حمله و تجاوز به کشورمان به اثبات رسید، تأکید میکند: پس از مشخص شدن این موضوع و اعلام آن به ستاد نداجا، فرماندهان نیرو با برگزاری جلسهای در پایگاه بوشهر، برگزاری یک رزمایش دریایی توسط ایران از تنگه هرمز تا شمال خلیج فارس را ۲۰ روز پس از رزمایش عراق طراحی کردند که این رزمایش با مشارکت نیروی زمینی، یک تیپ هوا برد و نیروی هوایی ارتش اجرا و پس از آن شور ستادی تشکیل شد و نتایج رزمایش اعم از نقاط قوت و ضعف نیروها به قضاوت گذاشته شد.
ناخدا صمدی میافزاید: پس از ابلاغ معایب و محاسن کار نیرو، به اینجانب که فرماندهی تکاوران را برعهده داشتم، بررسیهای کارشناسی را آغاز کردم و متوجه شدم مهمترین علت ظاهرشدن نقاط ضعف، عدم تعمیر و نگهداری مناسب از تجهیزات نیرو بوده است که بلافاصله نتیجه نهایی بررسیها را اعلام کردم و به این ترتیب رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت در دستور کارمان قرار گرفت و به این ترتیب توانستیم با نگهداری مناسب از تجهیزات و انواع سلاح پیشرفتهای که در تمامی پایگاهها وجود داشت و در اختیار داشتیم، قدرت خود را تقویت کنیم.
وی از تهیه طرحی به نام ذوالفقار برای آمادگی تمامی مناطق دریایی نداجا در آن زمان اعم از بوشهر، خرمشهر، انزلی و بندرعباس و همچنین نیروهای مستقر در تمامی یگانها و پایگاهها در سراسر کشور با هدف آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه تجاوز احتمالی خبر میدهد و میگوید: ۲۶ مرداد ناو عملیاتی نیروی دریایی مستقر در خرمشهر برای آمادگی با هرگونه تجاوز به شمال خلیج فارس رفت و آمادهی مقابله با تجاوز شد که عراقیها پس از پی بردن به این موضوع، باهدف از بین بردن این سد دفاعی ایران، ۲ شهریور ۵۹ با دو فروند هواپیمای شکاری «سوخو» به ناو «نقدی» حمله کردند و با این ناو درگیر شدند که با هوشیاری و قدرت عمل نیروهای مستقر در این ناو، هر دو جنگنده سوخو عراق سرنگون شدند.
آماده مقابله با عراق بودیم
فرمانده وقت تکاوران نیروی دریایی در ادامه به اقدامات دیگر نیروی دریایی برای مقابله با تجاوز احتمالی عراق قبل از آغاز رسمی جنگ اشاره و تأکید میکند: نیروی دریایی بر اساس شواهد به دست آمده و اقدامات عراق، پی برده بود که جنگ به زودی با تجاوز عراق به کشورمان آغاز میشود، لذا ناخدا مدنی نژاد در زیر یک ساختمان بلند مرتبه در بوشهر، قرارگاه مقدم جنگ نداجا را تشکیل داد و به این ترتیب همه تجهیزات پیشرفته نیرو و برخی پرسنل برای اداره جنگ در آنجا استقرار یافتند و به عنوان نخستین قرارگاه نیروی دریایی خط مقدم با عنوان نیروی رزمی ۴۲۱ کار خود را آغاز کرد و این در حالی بود که چند روز به تجاوز عراق به کشورمان مانده بود.
تاریخچه تشکیل گردان تکاوران در ایران
ناخدا صمدی در ادامه این گفتگو و قبل از بیان اقدامات تکاوران نداجا در جریان دفاع ۳۴ روزه از خرمشهر و آزادسازی آن، به ارائه توضیح کوتاهی از تاریخچه تشکیل این یگان در نیروی دریایی میپردازد و میگوید: در سال ۱۳۴۸ فرماندهان وقت ارتش و نیروی دریایی به این فکر افتادند که نیروی دریایی را به یک نیروی واکنش سریع مجهز کنند. به این ترتیب از الگوی واحد کلاه سبزهای نیروی دریایی کشور انگلستان استفاده شد و راه اندازی، تربیت و آموزش واحد کلاه سبزهای نیروی دریایی ایران در دستور کار قرار گرفت.
وی میافزاید: بر این اساس با انعقاد قراردادی با انگلیس، شماری از درجهداران و افسران در مرکز آموزشهای کماندویی نیروی دریایی، دورههای مختلف را گذراندند. پس از اتمام این دورهها، نیروهای آموزش دیده با تشکیل و راهاندازی پادگان ویژه کماندوها در منجیل، انتقال دانش و تجربیات خود را به نسل بعدی دانشجویان آغاز کردند و به این ترتیب مرکز آموزش تکاوری و تفنگداران نیروی دریایی در منجیل فعالیت تخصصی خود را در حوزههای یاد شده آغاز کرد. در ادامه قرار شد برای واحدهای رزمی در خرمشهر، بوشهر و بندرعباس یک لشکر شامل ۳ تیپ تکاور تشکیل شود.
فرمانده پیشکوست دوران دفاع مقدس با بیان این که در سال ۵۱ گردان یکم تکاوران نیروی دریایی در بوشهر تشکیل شد و فعالیت خود را آغاز کرد، میافزاید: شهریور ۱۳۵۶ پس از این که دورههای مختلف تکاوری را در انگلیس به پایان رساندم، به کشور بازگشتم و فرمانده این گردان در بوشهر شدم و تا پایان ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۷ این واحد آموزشهای مختلف را به پایان رساند و پس از آن پرچم گردان در پایگاه دریایی بوشهر از دست فرمانده وقت نیروهای مسلح دریافت شد و به این ترتیب این گردان زبده و آموزش دیده در جرگه یگانهای عملیاتی نیروهای مسلح قرار گرفت.
عراق، دشمن همیشه فرضی ایران
ناخدا صمدی در ادامه با تأکید بر این که از سال ۴۲ و از آغاز دوران حضور و آموزشم در ارتش، اساتید و فرماندهان همواره از عراق به عنوان یک نیروی متخاصم و تجاوزگر احتمالی یاد میکردند، تأکید میکند: در دروس نظامی که در دانشگاه افسری به ما آموزش میدادند همیشه دشمن احتمالی، از عراق و از محلی که در شهریور ۵۹ به خاک کشورمان تجاوز انجام گرفت، به ما حمله احتمالی میکرد، بر این اساس در این منطقه و محل خاص یعنی از شلمچه، طلائیه و کوشک، ارتش سالانه دو بار در این منطقه که ۹۰ کیلومتر بود، رزمایش برگزار میکرد، بنابراین آشنایی ارتش با این منطقه به سالها قبل بازمیگشت و حتی در آنجا یک دژ با تجهیزات کامل مستقر بود و نخستین درگیری نیروهای کشورمان با عراق دقیقاً در همین نقطه بود.
دفاع ۳۴ روزه از خرمشهر
دفاع ۳۴ روزه تکاوران نیروی دریایی در کنار سایر نیروهای ارتش و سپاه از خرمشهر موضوع دیگری است که ناخدا صمدی به تشریح آن میپردازد. وی با تأکید بر این که تکاوران نیروی دریایی تنها واحد رزمی سازمان یافته در خرمشهر بودند، تأکید میکند، همه نیروها اعم از هوانیروز، سپاه، ژاندارمری و باقیمانده گردان دژ و همچنین گردانهایی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز در منطقه حضور داشتند اما آنها واحدهای کوچک بودند و سلاح سبک در اختیار داشتند و تنها واحدی که مجهز به سلاح سنگین و مخابرات کامل بود، یگان تکاوران بودند.
وی با تأکید بر این که پس از حمله زمینی دشمن به کشورمان از شلمچه، نخستین دستور از قرارگاه مقدم نیروی دریایی برای من صادر شد، یادآور میشود، بر اساس این دستور و در جایگاه فرماندهی گردان تکاوران مأموریت یافتم همراه باقیمانده گردان و عصر همان روز ۳۱ شهریور برای دفاع از خرمشهر از بوشهر به این منطقه بروم. بلافاصله پس از دریافت این دستور همراه نیروها از بوشهر به سمت خرمشهر حرکت کردیم. برای اجرای کامل این دستور باید در بین راه مواظب حمله هوایی دشمن و همچنین ستون پنجم عراقیها میبودیم. ناخدا صمدی با تأکید بر این که مهمترین موضوع برای یک فرد نظامی در جهان این است که باید مراقب جان خود باشد، میافزاید: ساعت ۱۲ نیمهشب ۳۱ شهریور قبل از آغاز حرکت از پادگان بوشهر، همه تکاوران را جمع کردم و با بیان خطرهای احتمالی حمله هوایی دشمن و ستون پنجم عراقیها در ایران، بر این موضوع تأکید کردم که مهمترین وظیفهشان، حفظ جان خودشان است. زیرا آنها در تمامی شرایط آب و هوایی و مکانی، آموزشهای لازم را دیده بودند تا بتوانند در صحنه نبرد از خودشان دفاع کنند. به آنها گفتم هر نفر شما مقابل ۵۰ سرباز عراقی هستید، بنابراین به آسانی نباید جان خود را از دست بدهید و از جبهه خارج شوید، اگر شماها باشید، من هم هستم و میتوانیم مقابل دشمن ایستادگی کنیم.
همچنین به نیروها گفتم در صورت هرگونه حمله هوایی از کامیونها به بیرون بپرید و با سلاحهایی که در دست دارید به طرف هواپیماهای دشمن متجاوز شلیک کنید و حواستان هم به ستون پنجم دشمن باشد.
وی میافزاید: ساعت ۱۲ نیمه شب راه افتادیم و ساعت ۵ صبح اول مهر گردان ۷۰۰ نفر ما در نزدیکیهای آبادان متوقف شد. سپس دستور متفرق شدن نیروها را در قالب چند گروه صادر کردم و از آنها خواستم پس از شناسایی موقعیت خرمشهر و استقرار در آن، اطلاعات لازم را اعلام کنند.
ناخدا صمدی میگوید: روز اول وقتی وارد خرمشهر شدیم و هر کسی در جای خودش مستقر شد، ستاد گردان را تشکیل دادیم ولی پس از شناساییهای اولیه متوجه شدیدم نمیتوانیم سنگر بکنیم، بنابراین روی انجام عملیات متحرک و چریکی متمرکز شدیم و گردانها را به گروههای ۶ تا ۱۰ نفری تقسیم کردیم.
وی همچنین به حضور شهید جهانآرا به همراه ۲۷ نفر از نیروهایش در خرمشهر اشاره میکند و میافزاید: مردم خرمشهر علاقه شدیدی به دفاع از سرزمینشان و پیوستن به تکاوران را داشتند و مدام این خواستهشان را مطرح میکردند. پس از بررسیهای اولیه، به نیروهایم دستور دادم ۲۰۰ نفر از داوطلبان زبده را با شرایط خاص انتخاب کنند و تحت آموزشهای اولیه از جمله رزم انفرادی و شلیک گلوله با سلاح آرپیجی۷ و تیربار «امجییکآ۳» که بهترین سلاح برای ضدتانک است، قرار دهند. در ادامه ۲۰۰ قبضه آرپیجی۷ از بوشهر تقاضا کردم و پس از تحویل، در اختیار نیروهایم و داوطلبان آموزش دیده که لباس تکاوری هم به تن کرده بودند، قرار دادم. سپس گروههای شکارچی تانک را تشکیل دادم و این تکاوران توانستند در قالب گروههای ۳ نفری، به شکار تانکهای عراقی بپردازند و کمر زرهی عراق را بشکنند.
پیشکسوت دوران دفاع مقدس به شجاعت جوانان بومی خرمشهر و بوشهر اشاره میکند و میافزاید: نزدیک شدن به تانکهای دشمن و شلیک به آنها، به شجاعت و چالاکی بالایی نیاز دارد که جوانان آموزشدیده توانستند در کنار تکاوران، به نحو احسن این کار را انجام دهند. همین نیروهای آموزش دیده پس از پایان مأموریت در خرمشهر، به سپاه پاسداران پیوستند و اکنون هم در خرمشهر به خدمت مشغولند.
وی در ادامه با بیان این که مقاومت ۳۴ روزه از ۳۱ شهریور تا ۴ آبان ۵۹ ادامه یافت، تأکید میکند: لشکر عراق وقتی نتوانست از پل نو در جاده شلمچه عبور کند، راه خود را عوض کرد و از بالای نهر عرایض به سمت جاده خرمشهر ـ اهواز حرکت کرد. سپس در ۱۹ مهر ماه روی رودخانه کارون در منطقه سلیمانیه پل ایجاد و از آن عبور کرد و در ادامه از شمال خرمشهر به سمت خرمشهر حرکت کرد و پس از تغییر مسیر، سعی کرد خرمشهر و آبادان را به طور کامل محاصره کند که روز ۲۳ مهر همه جادههای زمینی خرمشهر ـ آبادان قطع شد ولی ما برای پشتیبانی از آبادان و خرمشهر یک جاده خاکی از نزدیک بندر امام تا خرمشهر ساختیم و در ادامه، نیروی دریایی پشتیبانی منطقه جزیره آبادان را به عهده گرفت و یک سال همین کار را با تجهیزات پیشرفته از جمله هواناوها و بالگردها انجام داد.
ناخدا صمدی در ادامه با اشاره به ایجاد سه ایستگاه روی بهمنشیر، توسط نداجا تأکید میکند: ما از بندر امام نیروها را با استفاده از هاورکراف به روی این رود میآوردیم و سپس نیروها از جاده اروند کنار به طرف مقصد حرکت میکردند تا پشتیبانی از جزیره آبادان کامل شود.
پشتیبانی از آبادان و خرمشهر را یک سال انجام دادیم و پس از آن امام(ره) دستور شکسته شدن حصر آبادان را صادر فرمودند.
اجرای نخستین عملیات
وی در ادامه به اجرای عملیات ذوالفقاریه ۴۴ روز پس از سقوط خرمشهر اشاره میکند و میگوید:۴۴ روز بعد از سقوط خرمشهر و در روز ۸ آبان ۵۹ یک نفر خبر آورد که دشمن در حال عبور از ذولفقاریه است، بر همین اساس و برای مقابله با عراق در آن محل حضور یافتیم و توانستیم یک سرپل اشغال شده را از آن بگیریم. همان شب گردان ۱۵۳ مشهد و روز بعد یعنی ۹ آبان به آنها حمله کردیم و توانستیم متجاوزان عراقی را تا شمال آبادان به عقب برانیم که در این عملیات که زمینهساز عملیاتهای بعدی و آزادسازی خرمشهر بود، ۱۳ تانک و نفربر عراقی از بین رفت.
ناخدا صمدی با یادآوری دستور امام خمینی(ره) مبنی بر شکست حصر آبادان، میگوید: پس از دستور امام، عملیات ثامنالائمه با حضور ویژه لشکر ۷۷ نیروی زمینی و سایر نیروها به مرحله اجرا درآمد و به این ترتیب عراقیها با اجرای موفق این عملیات، جاده اهواز ـ خرمشهر از عراق پس گرفته شد و همه جادههای زمینی باز شد و دشمن به آن طرف جاده عقبنشینی کرد. فرماندهان نظامی کشورمان در آن زمان تصمیم گرفتند دشمن شکست خورده را رها نکنند و به تعقیب آن بپردازند.
در ادامه، عملیات طریقالقدس طراحی شد. این عملیات ابتدا قرار بود در منطقه جنوب انجام شود ولی بعداً فشار از جبهه بالا یعنی دزفول، در دستور کار قرار گرفت و با اجرای عملیاتها از ۸ تا ۱۶ آذر سال ۶۰ در منطقه میانی در سوسنگرد و بستان، توانستیم عراقیها را تا مرز به عقبنشینی واداریم.
فرمانده پیشکسوت جنگ در ادامه به طراحی و اجرای عملیات فتحالمبین اشاره میکند و میگوید: در ادامه سلسله عملیات، برای آزادسازی خرمشهر و بیرون راندن متجاوزان از کشورمان، عملیات فتحالمبین در دومین روز فروردین سال ۶۱ با رمز یا زهرا(س) آغاز شد و تا ۷ روز ادامه پیدا کرد. در این عملیات علاوه بر بازپسگیری بخشی از خاک سرزمینمان، ۱۵ هزار کشته و زخمی از دشمن گرفتیم و ۱۶ هزار نفر از متجاوزان هم به اسارت درآمدند. علاوه بر این، ۲۷۰ تانک، ۱۵۰ نفربر و شش فروند هواپیمای جنگنده دشمن منهدم شدند.
ناخدا صمدی با تأکید بر این که با اجرای عملیاتهای یاد شده و شکست پیدرپی دشمن، روحیه رزمندگان کشورمان افزایش یافته بود و همه چیز برای بازپس گیری خرمشهر آماده شده بود، یادآور میشود: در آن زمان صدام اعلام کرد «اگر ایرانیها بتوانند خرمشهر را پس بگیرند، من کلید طلایی بصره را به آنها میدهم»، ولی او مُرد و بدهیاش به ایران باقی ماند.
وی با اشاره به طراحی عملیات بیتالمقدس برای آزادسازی آبادان و خرمشهر، تأکید میکند: این عملیات در قرارگاه مشترک ارتش و سپاه تحت عنوان سلسله عملیاتهای کربلا و با شماره کربلای ۳ طراحی شد و از ۹ فروردین سال ۶۰ و بلافاصله بعد از عملیات فتحالمبین آغاز شد و رزمندگان اسلام توانستند طی اجرای چهار مرحله، خرمشهر را آزاد کنند و درسی فراموش نشدنی به متجاوزان و همپیمانان آنها بدهند.
ناخدا صمدی با بیان اینکه این عملیات پس از ۳۵ روز با آزادسازی خرمشهر و تحقق تمامی اهداف در سوم خرداد ۶۱ به پایان رسید، میافزاید: در این عملیات، ۱۶ هزار نفر از متجاوزان عراقی کشته یا زخمی شدند و همچنین ۱۷ هزار و ۴۹۹ نفر عراقی به اسارت درآمدند و ۵۳ فروند هواپیمای جنگنده عراق به علاوه ۵۵۰ تانک، ۵۰ خودرو نظامی منهدم شد.
اتحاد و انسجام نیروها، رمز موفقیت ایران
وی در ادامه از اتحاد و انسجام نیروهای مسلح کشورمان اعم از ارتش و سپاه به عنوان رمز موفقیت ایران در بازپسگیری خاک سرزمینمان و موفقیت در عملیات بیتالمقدس یاد میکند و میگوید: نیروی دریایی در این عملیات به آمادگی کامل و به استعداد گروه رزمی تقویت شده تکاوران، یک گروه ۵۰۰ نفره تکاوران از منجیل، ۷ گردان تفنگداران نیروی دریایی از پایگاههای مختلف به همراه ۵ فروند هوا ناو، هفت فروند بالگرد و ۳۰۰ قایقران حضور داشت و توانست در کنار سایر نیروها از ارتش و سپاه، به ایفای وظیفهاش بپردازد.
چشم گریان ناخدا
فرمانده پیشکسوت دوران دفاع مقدس در پایان این مصاحبه و به درخواست خبرنگار ما، به بیان خاطرهای تلخ و همچنین خاطرهای شیرین از دوران دفاع مقدس میپردازد. و میگوید: نیروی دریایی آخرین نیرویی بود که در جریان دفاع ۳۴ روزه، خرمشهر را ترک کرد. رزمندگان ایران اعم از ارتش و سپاه تلاش بسیاری برای جلوگیری از سقوط خرمشهر انجام دادند و جانفشانی بسیاری در این راه مقدس از خود نشان دادند که به طور حتم این شجاعت و دلیرمردی ایرانیان در دفاع از سرزمینشان و بازپسگیری خرمشهر، تا ابد در تاریخ ماندگار خواهد بود.
ناخدا صمدی پس از لحظاتی سکوت، نگاهش به گوشهای خیره میشود و اشک در چشمانش حلقه میزند او سپس میگوید: پس از دفاع ۳۴ روزه وقتی در لحظات آخر اشغال خرمشهر، شهر را هنگام غروب آفتاب ترک میکردیم، غم عجیبی در دلمان نشسته بود و با وضع ناراحت کنندهای خرمشهر را ترک کردیم و به این ترتیب این اتفاق یکی از خاطرههای تلخ من از آن دوران است.
همچنین در سوم خرداد وقتی بار دیگر پا در خاک خرمشهر گذاشتیم و دشمن را شکست دادیم، خاطره شیرین زندگیام را رقم زد.
