شناسهٔ خبر: 10307799 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه خراسان | لینک خبر

مروری بر زندگی و آثارجولیان بارنز نویسنده نامدار انگلیسی

قصه گوی انگلیسی

صاحب‌خبر -

رویدادها وحوادثی که احساسات جامعه را نمایش می‌دهند یا حتی حس و حال‌های شخصی، گاه برای برخی نویسندگان ادبی دست‌مایه اصلی تولید و نوشتن در قالب‌های متنوع ادبی می‌شود. حتی گاه چنان این احساسات صادقانه و واقعی است که ممکن است تا حدودی سطحی به نظر برسد. مثل این‌که یک رمان‌نویس علاقه‌اش به یک تیم فوتبال را دست‌مایه خلق یک رمان کند. اما واقعیت این است که همین گونه آثار در انعکاس وضعیت روحی آدمی و دست‌یابی به شناخت دقیق‌تر او بسیار مؤثر خواهند بود. «جولیان بارنز» که هم‌اکنون به 70 سالگی رسیده است در زمره نویسندگانی قرار می‌گیرد که در بروز ثبت و ضبط این احوالات تلاش می‌کند.
به بهانه هفتاد سالگی این نویسنده انگلیسی نگاهی کوتاه به زندگی و آثار او داریم.«جولیان پاتریک بارنز» ژانویه سال 1946 میلادی متولد شد و سه بار نامزد اصلی دریافت جایزه «من بوکر» شد تا این که در سال 2011 میلادی موفق شد با رمان «حس یک پایان» این جایزه را از آن خویش کند. وی به جز نگارش رمان، داستان‌ کوتاه نیز می‌نویسد و به شکل تخصصی به نگارش مقالاتی در حوزه مسائل ادبی نیز اشتغال دارد. بارنز در لستر انگلستان متولد شد اما6 هفته پس از تولد خانواده‌اش به مکانی در حومه شهر لندن نقل مکان کردند. پدر و مادرش به عنوان معلم زبان فرانسه فعالیت می‌کردند. خود بارنز معتقد است که علاقه و حمایت او از تیم فوتبال شهر لستر در سن چهار یا پنج سالگی باعث شد یک راه حسی برای اتصال و علاقه او به این شهر به وجود آید. او تا سال 1964 میلادی در مدرسه لندن به تحصیل مشغول بود. مادرش درباره وی می‌گوید: زمانی که بارنز 10 سال داشته است متوجه شده‌اند از تخیلی بیش از حد برخوردار است و خیال‌پردازی‌هایی فراتر از سن و سال خود دارد. خانواده اش سال 1956 میلادی به«نورث‌وود» مهاجرت می‌کنند، جایی که نخستین رمان او با نام «مترولند» شکل می‌گیرد. بارنز برای ادامه تحصیل آکادمیک راهی مگدالن کالج در آکسفورد شد و به مطالعه و تحصیل در زمینه زبان‌های مدرن مشغول شد. پس از این‌که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد سه سال به عنوان یک فرهنگ‌نویس بخش‌های مکمل فرهنگ آکسفورد فعالیت کرد. سپس وارد عرصه جدی‌تر نقد ادبیات شد و همکاری جدی و حرفه‌ای خویش را به عنوان منتقد و ویراستار ادبی با نشریاتی چون «نیو استیسمن» و «نقد جدید» آغازکرد. زمانی که در نشریه «نیو استیسمن» به کار مشغول بود از خجالتی و کمرو بودن رنج می‌برد تا جایی که خود می‌گوید: «زمانی که جلسات هفتگی نشریه برگزارمی‌شد من به شکل وحشتناکی سکوت می‌کردم، به حدی که دیگران این سکوت من را به معنای نداشتن ارتباط با سایر کارکنان در نظر می‌گرفتند». از سال 1979 تا 1986 میلادی به عنوان منتقد تلویزیونی در نشریات «نیواستیسمن» و «آبزرور»  به کار مشغول شد. پس از مدت‌ها فعالیت ادبی نخستین رمان خویش را در سال 1980 میلادی با نام «مترولند» منتشر ساخت، روایتی جذاب از زندگی یک دانشجوی انگلیسی به نام کریستوفر از حومه لندن به پاریس و بازگشت او. این رمان از درون‌مایه‌ای ایده‌آلیستی برخوردار است واز لحاظ ساختاری سه بخش داردکه از جمله ویژگی های آثار بارنز نیز محسوب می‌شود.
 رمان مراحل مختلف این زندگی و مسائلی چون تحصیل، شغل و ازدواج را مورد کنکاش قرار می‌دهد و امیدها و ناامیدی های یک نسل جامعه را به تصویر می‌کشد. رمان دومش با نام «پیش از آن که آن زن ملاقاتم کند» سال 1982 میلادی منتشرشدو از لحاظ درون‌مایه و محتوا با کارقبلی بارنز تفاوت‌هایی جدی داشت. این اثر از روایتی تیره بهره می‌برد که داستان یک انتقام خانوادگی را نقل می‌کند. زبان کمدی گزنده و سیاه برای نقل برخی حسادت‌های جنسی و عقد‌ه‌های حاصل از آن در یک محیط معقول و برای یک فرد منطقی مثل یک استاد دانشگاه فضایی خاص و ویژه را در رمان فراهم آورده است. آشنایی با یک زن جدید وجدایی از همسر اول پس از15 سال و ایجاد تعارضاتی میان زندگی جدید و قدیم موقعیت‌های کمیک و خاص را برای بیان نظرات نویسنده فراهم آورده است.«طوطی فلوبر» رمان بعدی این نویسنده انگلیسی در سال 1984 میلادی منتشر شد و شهرت زیادی هم به دست آورد. ساختار این رمان با آثار دیگر بارنز متفاوت است و او از شیوه‌ای نزدیک به زندگی نامه‌نویسی بهره می‌برد، روشی که در برخی دیگر از نوشته‌های او نیز بعدها ادامه می‌یابد. او زندگی فلوبر و طوطی‌ را که فلوبر برای نگارش یکی از آثارش امانت گرفته بود منشأ روایت خویش قرار می‌دهد. نویسنده به رابطه طوطی و فلوبر می‌پردازد و سؤالات ذهنی طوطی در مورد زندگی و رفتارهای فلوبر را کنکاش می‌کند. طوطی به عنوان شخصیتی نمادین خود رابه  فلوبر نزدیک می‌بیند و گاه حس می‌شود که هر دو یکی هستند. بارنز در مورد فلوبر می‌گویداو کسی است که حقایق دقیق‌تر و بیشتری را در مورد نوشتن مطرح می‌کند.
رمان «طوطی فلوبر» برای بارنز تحسین جهانی را به همراه آورد و به خصوص در فرانسه با استقبال زیاد مخاطبان و منتقدان روبه‌رو شد. این رمان که نامزد دریافت بوکر نیز شده بود سال 1985 میلادی جایزه یادبود جفری را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد.در سال 1986 میلادی رمان «خیره در خورشید» منتشر شد. او در این رمان زندگی «ژان سرژنت» را از سنین کودکی او در دهه 1920 میلادی تا زمان کهن‌سالی‌اش در سال 2021 میلادی روایت می‌کند. بارنز ایده‌ها و نگاه ژان نسبت به زندگی و حوادث آن را به خوبی به تصویر کشیده و زیبایی و معجزات زندگی روزمره را مورد تأکید خویش قرار می‌دهد. مسائلی چون، عشق، حقیقت و مرگ کلیدواژه‌های اصلی هستند که در رمان مورد پردازش قرارگرفته‌اند.
اثر بعدی این نویسنده پرکار انگلیسی «تاریخ جهان در ده و نیم فصل» نام داشت که به شکلی غیر خطی و با ترکیبی از انواع مختلف نوشتن، سؤالاتی را در باره  مفاهیم و دانش‌های بشری طرح می‌کند. در سال 1991 میلادی رمان «صحبت درباره آن تمام شده» که روایت‌گر یک عشق سه‌گانه است منتشر شد. در این رمان سه شخصیت اصلی تجارب و رویدادها را برای خواننده باز گو می‌کنند. این شخصیت‌ها سال‌ها بعد در اثر دیگری از بارنز مورد بازنگری قرار گرفتند. در سال 92 میلادی او رمان «جوجه تیغی» خویش را به ناشر سپرد، رمانی تاریخی که روایت‌گر دادگاه یک رهبر سابق کمونیستی در شرق اروپا است. بعد از این اثر بارنز تا 6 سال رمانی را به رشته تحریر در نیاورد تا این‌که در سال 1998میلادی «انگلیس، انگلیس» را منتشر کرد، رمانی که با بهره‌گیری از زبان طنز مسائل مربوط به هویت را دست‌مایه روایت خویش قرار داده است. این رمان که ساختاری پسامدرن دارد در همان سال نامزد دریافت جایزه من‌بوکر نیز شد. مسائلی چون نگاه‌های پادآرمانی و سخره گرفتن‌های خاص از جمله عناصر اصلی رمان به حساب می‌آیند.بارنز سال 2005 میلادی «آرتور و جرج» را به ناشر سپرد. داستان روایت‌گر بررسی یک جرم توسط «سر آرتور کانن دویل »است. بارنز از مؤلفه‌های اصلی رمان‌های نسبتاً عامه‌پسند از لحاظ موضوعی بهره برد و در نتیجه این رمان درفهرست آثار پرفروش سال قرار گرفت. البته بارنز در خلال این سال‌ها مجموعه‌هایی را نیز منتشر ساخت. از جمله این‌که به دلیل علاقه خاصی که به فرانسه داشت در سال 1996 میلادی مجموعه‌ای از10 داستان را منتشر ساخت که دست‌مایه اصلی‌اش در مورد روابط انگلیس و فرانسه بود. بارنز در سال 2011 میلادی رمان دیگری را با نام «حس یک پایان» منتشر ساخت که می‌توان مدعی شد مشهورترین رمان این نویسنده است. این رمان نیز ساختاری دو بخشی داردکه بخش اول گذشته و بخش دوم اکنون را روایت می‌کند.
 این رمان نیز بخش‌های مختلف زندگی یک فرد 60 ساله را روایت می‌کند و مروری بر هنجارشکنی‌های خویش در دوران نوجوانی دارد. داستان به زیبایی تحول یک انسان را از وضعیتی ناپایدار و هرج و مرج طلب به وضعیتی پایدار و ثابت نمایش می‌دهد. بارنز موفق شد با این رمان در سال 2011 میلادی جایزه من بوکر را که سه بار نامزد دریافت آن بود از آن خویش سازد. «حس یک پایان» تصویری دقیق از انسان قرن بیست و یکم میلادی را ارائه می کند.بارنز سال 2013 میلادی «سطوح زندگی» را منتشر ساخت. کتابی که در سه بخش و در قالب‌های متنوعی چون مقاله و داستان کوتاه تنظیم شده است. بخش نخست این کتاب شامل عکس‌هایی هوایی است که یادآور عکس‌های «گاسپارد فلیکس» بالن‌سوار است. بخش دوم یک داستان کوتاه و سومین بخش نیز مقاله‌ای درباره اندوه بارنز پیش از مرگ همسرش است. می‌توان گفت آثار متنوع بارنز نگاه بیرونی او به انسان را نشان می‌دهد. او تلاش می‌کند با نگاهی مستقل به وضعیت امروز انسان، سختی‌های زندگی، سؤالات اصلی نوع بشر و کلیدواژه‌های سختی چون مرگ بپردازد. بارنز شیوه‌ها ی مختلف نوشتن را در آثار خویش آزموده ،زبان مختص خود را به دست آورده و طیف‌های وسیعی از مخاطبان را با خود همراه ساخته است. جایزه ادبی اروپا، جایزه سامرست موام و جایزه شکسپیر از جمله جوایز مهمی است که او در طول حیات ادبی خویش دریافت کرده است. رمان «حس یک پایان» با چند ترجمه متفاوت در ایران به چاپ رسیده است که خواندن آن شناخت دقیق‌تری از این نویسنده انگلیسی را ممکن می‌سازد.