شناسهٔ خبر: 49695959 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دیدبان ایران | لینک خبر

به بهانه چاپ دوم کتاب ریخت شناسی داستان‌های مینمالیستی/ جهان ادبیات آبستن شکل‌های نوینی داستان کوتاه است

نخستین آشنایی ایرانیان با «مینی مالیست»ممکن است از مقاله ای بود باشد که با عنوان «ریخت شناسی داستان های مینی مالیستی»نوشته «محمدجوادجزینی» درماهنامه«کارنامه» به سردبیری هوشنگ گلشیری در سال 1378منتشر شد.

صاحب‌خبر -

 

دیده بان ایران- درآخرین دهه های قرن بیستم مقبولیت همگانی تقسیم بندی سه گانه «رمان»،«داستان کوتاه»،«داستان بلند» رفته رفته رنگ باخت.این تقسیم بندی آشنا در واقع برخوردی ساده با یک واقعیت پیچیده بود.واقعیتی که گویای تحولی همه جانبه، دائمی و گریزناپذیر بود.

دهه های اخیر،جهان داستان کوتاه، آبستن شکل‌های نوینی بود. گونه‌ای که هر روز کوتاه و کوتا هتر می‌شود.این خوش‌اقبال‌ترین نوع ادبی مدرن، در طول این سال‌ها، دستخوش تغییرات مهمی بوده است. در مغرب زمین که موطن اصلی این گونه ادبی‌ست،شکل‌های تعریف شده ‌کوتاهی ازآن ثبت شده است.گونه‌های داستانی«مینی‌مال»،« فلش فیکشن»،«سادن فیکشن»،«فست فیکشن»،«متا فیکشن»

جنبش«فرمالیست» که در دهه 1920 شکوفا شد، به نوعی موجد اصلی پدید آمدن نظریات تئوریک درباره داستان کوتاه بود.نظریه پردازانی چون«بوریس آیخنباوم» و«ویکتور اشکلوفسکی» وحتی روایت‌شناسانی چون «تسوتان تودورف» و«کلودبره‌مون» و... در بسط و گسترش آن تأثیر داشتند.

 «مینی‌مالیزم » را می‌باید فرزند خلف جنبش «فرمالیست‌»ها به حساب آورد. گرچه در پدید آمدن آن ،خیزش‌های فلسفی و سیاسی سال‌های پس از جنگ جهانی دوم بی‌تأثیر نبود.

فرمالیست تجلی روح«صورت» درساخت اثرهنری بود که در حوزه‌های مختلف هنر ازجمله موسیقی، نقاشی، شعر،داستان و ... نفوذ کرد.

داستان «مینی مالیستی» را«اتم شکافته شده داستان کوتاه» نامیده ‌اند. اصل«کم هم زیاد است» شعاراساسی آنهاست.«مینی‌مالیست‌» یک جریان انتقادی هنری بود که علیه«ماکسی‌مالیست‌ها» سامان گرفت.آنها در فشردگی و ایجاز تا آنجا پیش می روند که فقط عناصرضروری اثر،آن هم در کمترین وساده ترین وکوتاهترین شکل باقی بماند.به همین دلیل برهنگی واژگانی و کم حرفی از محرزترین ویژگی‌های این آثار به شمارمی‌رود.

تحلیلگران ادبی برای شرح دلایل پیدایش جریان «مینی مالیست» به بحران های اقتصادی  وخصوصا«بحران انرژی» و مساله مبارزه عمومی درمصرف انرژی ( تولید ماشین های کم مصرف،ساخت خانه های کوچک و...)همچنین«زوال ملی مطالعه»در مقابل رسانه های جدید( سینما و تلویزیون ) نوعی سرخوردگی فلسفی اشاره کرده اند. 

دراین پژوهش گونه شناختی ، تلاش دارم بستر فکری و فلسفی «مینی مالیزم»را معرفی کنم.شیوه «مینمال» حاصل انتخاب یک روش« زیبا شناختی»خاص در تولید آثارهنری و ادبیست. ازاین جهت می گویم شیوه ، چرا که از بکار گیری اصطلاح«مکتب»و«جنبش ادبی» پرهیز می کنم.

در طول سال های اخیر مقالات نه چندان زیادی درباره « مینی مالیزم »ترجمه و احیانا تالیف شده است که موجب آشنایی وبعضا سوءتفاهم هایی درباره «مینی مالیزم» شده است.

 نخستین آشنایی ایرانیان با «مینی مالیست»ممکن است از مقاله ای بود باشد که  با عنوان «ریخت شناسی داستان های مینی مالیستی»نوشته «محمدجوادجزینی» درماهنامه«کارنامه» به سردبیری هوشنگ گلشیری در سال 1378منتشر شد.

بعد ها این کتاب در سال نود با عنوان ریخت شناسی داستان‌های مینمالیستی توسط نشر ثالث منتشر شد.

جزینی درباره انگیزه نوشتن این کتاب در مقدمه می گوید:« این پژوهش در نیمه نخست دهه هفتاد به پیشنهاد«هوشنگ گلشیری» آغاز شد. ایده نوشتن این مقاله را در شب سرد زمستانی آن سال ها، در دفتر کارش به او دادم. «گلشیری» با اشتیاق ازکارهایی که در غرب دراین زمینه انجام شده بود، حرف زد و از گاهنامه ای گفت که  به زبان  فارسی در اروپا منتشر می شود و مقاله ای در این زمینه درآن دیده است وقول داد اگر میان کتاب هایش پیدا کند،بدستم برساند. 

اگر چه آن گاهنامه هرگز بدستم نرسید،اما پژوهش من به اعتبار استقبال او نوشته شد که بخش های از آن بعدها درماهنامه «کارنامه» که در آن سال زیر نظر او گرد می آمد،باعنوان «ریخت شناسی داستان های مینی مالیستی» منتشر شد .»

دراین کتاب نویسنده  کوشیده است  ، بدون برخورد تجویزی به بررسی تحلیلی پدیده «مینی مالیزم» بپردازد و روشن کند که این شیوه هنری چیست،از کجا آمده ، چگونه شکل گرفته ودرچه چیزی تحول ایجاد کرده است. وهمچنین دراین کتاب تلاش شده به برخی خطا های رایج درمعرفی داستان های مینی مالیستی پاسخ بگوید.

شرح و معرفی دیگر گونه های داستان کوتاه کوتاه« فلش فیکشن»(داستانک)، «اسکچ»(طرح واره)، «میکرو فیکشن» (داستان ریزه ها)و... در این جستار آمده است تا تفاوت آنها با داستان مینی مالیستی روشن شود. 

حقیقت ماجرا این است که چه بپذیریم چه نه،تخطی از آداب داستان کوتاه سنتی ،کم کم عمومیت بیشتری پیدا می کند. حالا دیگر کمتر مجله  یا روزنامه ای را پیدا می کنیم که درحاشیه یا متن آن، به این گونه آثار نپرداخته باشد.حتی کتاب های منتشر شده تالیف و ترجمه هم گویای همین نکته است که اقبال از این شیوه کوتاه نویسی، بسیار چشمگیر است.اما این اقبال تا چه اندازه بر شناخت درست و عمیق و نیازها  استوار است؟  

  فقط ارزنده ترین گونه های ادبی می تواند در برابرنیازهای متغیر خواننده ادامه حیات بدهد.و این نکته به طور استثنایی درمورد« مینی مالیست»صادق است. که هدفش ارضای سلیقه زمانه خود است. به همین دلیل ممکن است این اشتیاق و اقبال عمومی به سرعت تحلیل برود.

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

نظر شما