به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، دومین قسمت از مجموعه «نامیرا» که مشتمل بر روایتهای خبرگزاری تسنیم از سید مقاومت و «حزبالله پس از سیدحسن نصرالله» است، به گفتگو با «حسن عزالدین» نماینده پارلمان لبنان و عضو فراکسیون «وفاداری به مقاومت» در پارلمان این کشور اختصاص دارد.
حسن عزالدین، نماینده مقاومت اسلامی لبنان در پارلمان این کشور است که ضمن تشریح خاطراتش از ایام نبرد «اولی البأس» (جنگ 66 روزه)، شهادت رهبران و فرماندهان مقاومت از جمله شهید سید حسن نصرالله، از آمادگی حزبالله در برابر هرگونه توطئه جدید آمریکایی و صهیونیستی علیه مقاومت سخن میگوید.
او در خلال این مصاحبه به روند بازسازی و تقویت قدرت حزب الله و محال بودن ایده خلع سلاح مقاومت اشاره میکند و در ادامه ضمن انتقاد از سمت@گیری دستگاه دیپلماسی لبنان در قبال ایران، بر پیوند ناگسستنی مقاومت اسلامی لبنان با جمهوری اسلامی ایران تاکید دارد.
تیم خبرگزاری تسنیم که در روزهای قبل از آغاز نبرد رمضان به منظور ثبت و ضبط روایت مردم لبنان و همچنین رهبران و فرماندهان مقاومت اسلامی از نبرد «اولی الباس» در قالب مجموعه «نامیرا» عازم این کشور شده بود، در یکی از روزهای زمستان 1404 با این نماینده فراکسیون وفاداری به مقاومت در پارلمان لبنان به گفتگو نشست. در ادامه نسخه کامل این مصاحبه تقدیم حضور مخاطبان تسنیم میشود.
هرگونه مذاکره مستقیم با دشمن خارج از چارچوب کمیته مکانیسم خدمت به اسرائیل است
حزب الله هرگونه امتیازدهی رایگان و بیمورد دولت لبنان به اسرائیل را مردود می داند
کمیته مکانیسم نتوانست ضامن برقراری آتش بس و بازگشت اهالی جنوب لبنان باشد
تسنیم: جناب آقای «حسن عزالدین»، نماینده پارلمان لبنان، از فرصتی که در اختیار ما قرار دادهاید بسیار سپاسگزاریم. به عنوان سوال نخست میخواستم ارزیابی شما را از روند مذاکرات دولت لبنان با رژیم صهیونیستی جویا شوم. به اعتقاد حضرتعالی این مذاکرات در نهایت با چه فرجامی همراه خواهد شد؟
حسن عزالدین: بسم الله الرحمن الرحیم، حضور شما در لبنان را خیرمقدم عرض میکنم. بدون تردید لبنان در خط تماس با فلسطین اشغالی دائماً در معرض تهدید از سوی دشمن صهیونیستی است. آنچه بعد از 7 اکتبر 2023 رخ داد، جنگی برای حمایت از غزه و برای دفاع از لبنان بود. نتیجه و چکیده این جنگ، برقراری آتشبس از حدود یک سال قبل بود. توافقی حاصل شد و کمیتهای برای نظارت بر اجرای آن تشکیل شد که در آن بر لزوم توقف درگیریها، آتشبس و عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهایی که اشغال کرده بود، تصریح شده بود.
در همین راستا، کمیتهای تشکیل شد که بعدها کمیته «مکانیسم» نامیده شد. در این چارچوب، حزبالله و مقاومت متعهد شدند با آنچه دولت لبنان پذیرفته بود، همراهی کنند، در حالی که دشمن صهیونیستی تا این لحظه به آن پایبند نبوده و هیچ توجهی به این کمیته -که کمیته تحت نظر آمریکا و فرانسه به عنوان دو کشوری که مسئول اجرای این توافق به شمار میآیند- نداشته و تاکنون این توافق در عمل رخ نداده است.
علاوه بر این، اسرائیلیها پا را فراتر گذاشته و به کشتن، تخریب و نقض حاکمیت در زمین، هوا و آسمان پرداختند. همه اینها با چراغ سبز ایالات متحده و در واقع با مشارکت مستقیم آمریکا در برنامهریزی، اجرا و تفاهم با دشمن صهیونیستی انجام شده است. بنابراین، در چارچوب کمیته مکانیسم، مذاکراتی صورت گرفت. مذاکرات مربوط به مفاد اصلی توافق است که باید رعایت شود و طبق آن اسرائیل از سرزمینهایی که اشغال کرده و نقاطی که هنوز در آنها حضور دارد، خارج شود و عملیاتهای تجاوزکارانه خود را متوقف کند. مذاکرات در این چارچوب انجام شد، اما بعدها، تلاشی از سوی اسرائیل با حمایت آمریکاییها صورت گرفت برای اینکه به سمت مذاکرات سیاسی یا همان چیزی که از آن تحت عنوان مذاکرات امنیتی و اقتصادی تعبیر میشود و در دل خود موضوعات سیاسی بسیاری را شامل میشود، نیز حرکت کنند.
در این راستا ما هرگونه مذاکره مستقیم با دشمن خارج از چارچوب کمیته مکانیسم که تجاوزات دشمن را متوقف کرده و به آتشبس منجر میشود را اشتباه تلقی کرده و آن را گامی میدانیم که به دشمن اسرائیلی خدمت میکند، بدون اینکه دستاوردی برای لبنان داشته باشد. بنابراین، این امتیازدهی رایگان و بیمورد از سوی مقاومت و حزبالله کاملاً مردود است.

تسنیم: در حال حاضر عملکرد کمیته مکانیسم که مسئولیت نظارت بر آتشبس را عهده دار است، چه اقداماتی را در دستور کار خود قرار داده و آیا اساسا به وظایف خود در قبال طرف لبنانی پایبند بوده است یا خیر؟
حسن عزالدین: در واقع، در طول بیش از یک سالی که از آغاز آتشبس میگذرد هیچ دستاوردی نداشته است. این کمیته نتوانست دشمن را از نقاطی که اشغال کرده بود، بیرون کند... نتوانست اسرا و بازداشتشدگان را آزاد کند.... نتوانست تجاوزات و حملات را متوقف کند ...نتوانست جلوی کشتاری را که از شهری به شهر دیگر در حال گسترش یافت است را بگیرد. این کمیته نتوانست اسرائیل را از کارشکنی در مسیر بازگشت ساکنان روستاها و شهرهای هممرز با فلسطین، بازدارد. این کمیته در واقع روی دیگر تحقق خواستهها و شروط دشمن صهیونیستی است.
همکاری امل و حزب الله در چارچوب مقابله با تهدید مشترک اسرائیل است
تمام تمرکز اصلی آمریکا در روند مذاکرات، تامین خواسته های اسرائیل است
تسنیم: وضعیت هماهنگی بین جریانهای شیعی در لبنان به ویژه امل و حزب الله را چگونه ارزیابی میکنید؟
حسن عزالدین: در مورد رابطه دو جریان ملی شیعی (امل و حزب الله) این هماهنگی، همکاری و تفاهم، در واقع، در چارچوب یک تهدید وجودی از سوی دشمن صهیونیستی علیه همه طوایف لبنان، به ویژه طایفه شیعی محقق شده است. این طایفه ملی شیعه بود که از تسلیم در برابر اراده و خواست اسرائیل خودداری کرد و از پذیرش مداخله وقیحانه و آشکار آمریکا در لبنان خودداری کرد، آن هم در شرایطی که این کشور (آمریکا) حتی در ریزترین جزئیات امور مرتبط با تحولات داخلی لبنان مداخله میکند و در برخی نهادها برای دیکته و تحمیل خواستههای خویش مداخله میکند.
وقتی ما از مداخلات آمریکا صحبت میکنیم، منظورمان این است که این مداخلات به نفع مردم لبنان یا لبنانیها یا منافع ملی لبنان نخواهد بود، کمااینکه در حال حاضر شاهد هستیم که تمام تمرکز اصلی آمریکا متوجه تحقق خواستهها و شرط و شروط اسرائیل است.
خواستار برگزاری انتخابات پارلمانی لبنان در موعد مقرر بودیم
تسنیم: در مورد آمادگی حزب الله برای ورود به انتخابات پارلمانی و همچنین هماهنگی این حزب با سایر جریانهای سیاسی لبنان برای ورود قدرتمندانهتر به این عرصه توضیحاتی را ارائه بفرمایید...

حسن عزالدین: در مورد انتخابات، ما در واقع اولاً و بالذات طرفدار برگزاری این انتخابات در موعد و مهلت مقرر در قانون اساسی بودیم. چون قانونی وجود دارد که باید از آن استفاده کنیم و انتخابات باید بر اساس این قانون برگزار میشد. برخی جناحهای سیاسی، به ویژه جریان «قوات لبنان» موضوع دیاسپورا (لبنانی های مقیم خارج از کشور) را بهانه خود قرار دادهاند، بهانهای مبنی بر اینکه لبنانیهای مقیم خارج میخواهند رأی دهند و از حق رأی خود استفاده کنند. ما این اصل را رد کردیم، چون اصلی است که به طور برابر نامزدی و انتخابات را اعمال نمیکند. برای مثال اگر دوگانه ملی شیعی (امل و حزب الله) بخواهد در خارج و در کشورهای اروپایی، یا در آمریکا، یا در برخی از کشورهای عربی شرکت کنند همه میدانند که بیشتر این کشورها مخالف مقاومت و خط مشی ملی لبنان هستند. بنابراین، در اینجا لزوم مساوات بین نامزدها و فرصتهای هر کسی که بخواهد نامزد شود از بین میرود و از منافع خود در خارج از کشور میترسد.
با تعلیق اصل برابری و اصل فرصت برابر برای همه به منظور شرکت در انتخابات و نامزدی و به دلیل فقدان فرصتهای موجود برای همه در فرآیند انتخابات و تبلیغات انتخاباتی و مواردی از این دست ما به ناچار اعلام کردیم که این موضوع غیرقابل قبول است، به ویژه که قانون کنونی در حال اجراست و ما میتوانیم بر اساس آن رأی بدهیم.
برخی جریانات در لبنان به سبک اسرائیلیها رفتار میکنند
60 درصد طوایف لبنانی مخالف تسلیح سلاح مقاومت هستند
96.6 درصد شیعیان لبنان قاطعانه مخالف خلع سلاح مقاومت هستند
تسنیم: به نظر می آید که از قدیم الایام بین حزب الله و سایر جریانهای سیاسی در لبنان جدلهایی وجود داشته است. آیا شما این نکته را قبول دارید؟
حسن عزالدین: ما با کسی خصومتی نداریم، اما متأسفانه، وقتی به ساختار لبنان نگاه میکنید، یک ساختار اجتماعی-سیاسی است. در این ساختار با کمال تاسف فرقهگرایی هنوز در فکر و ذهن بسیاری از لبنانیها ریشه دوانده است و در واقعیت سیاسی نیز، طرحها و ایدههای مختلفی از راست افراطی گرفته تا چپ افراطی، از جمله اسلامگرایان را شاهد هستید.

حزب الله از منظر سیاسی در مقام یک جنبش فکری، اسلامی و ایمانی است که برپایه کنش سیاسی و جهادی مشارکت میکند و بنابراین وقتی میخواهیم یک جنبش را از منظر اجتماعی یا سیاسی ارزیابی کنیم نگاه میکنیم که آیا این جنبش احساس تعلقی به لبنان دارد یا خیر؟ آیا این جنبش بیانگر ایده ملی لبنانی است یا خیر؟ ما در پاسخ متوجه میشویم که مهمترین شواهد و مصداقهای ابراز و بیان تعلق به میهن و وطن آن چیزی است که از میهن و وطن، حاکمیت ملی، منابع و مردم دفاع میکند. این مقاومت از زمان تهاجم و اشغال در سال 1982 برای بقای لبنان فداکاری میکند تا لبنان، آزاد، دارای حاکمیت و مستقل باقی بماند. البته در این میان کسانی هم هستند که چنین چیزی را دوست نداشتند. چون برداشت چنین فردی از زندگی و وطن این است که وطن صرفا جایی برای خوردن و نوشیدن و زندگی کردن در امنیت است و هرآنچه مرتبط با درگیریها و مخاطرات و تهدیدات برای کشور و حاکمیت آن و تعیین سرنوشت آن باشد، برای این قبیل افراد اصلا اهمیتی ندارد.
در نتیجه این روند بین لبنانیها به ویژه جریان «قوات لبنان» که با دشمن همراهی میکنند دوگانگی وجود دارد و هر آنچه دشمن درخواست میکند و شرایطی که قائل میشود، را میپذیرند و تلاش میکنند، بخاطرش به دوگانه ملی و مقاومت فشار بیاورند تا خواستهها و مطالبات اسرائیل و آمریکا را تامین کنند.
در نهایت ما قطعاً این افراد را جزئی از این ملت میدانیم. اینکه آنها به شیوهای اسرائیلی صحبت، عمل و رفتار میکنند مطمئناً نوعی واگرایی و تضاد بین ما و سایر نیروهای سیاسی وجود خواهد داشت، اما دیگر نیروهای سیاسی به جز جریان «قوات لبنان» نیروهای سیاسی زیادی، چه از جامعه محترم دروزی و چه از جامعه اهل سنت، برادران اهل سنت و همچنین از حزب ملیگرای مسیحی، حزب سوسیال ناسیونالیست سوریه و برخی احزاب عربی مثل حزب بعث و جماعت اسلامی و بسیاری از نیروهای سیاسی ملی هستند که به گزینه مقاومت اعتقاد و ایمان دارند... رابطه خوب و مثبتی با ما دارند و در آخرین نظرسنجی که یک ماه یا حدود دوماه پیش درباره خلع سلاح مقاومت انجام شد نشان داد که 60 درصد لبنانیها با تسلیم سلاح مقاومت مخالفت کردند. 60 درصد مخالفت خود را با تسلیم سلاح مقاومت ابراز داشتند. این 60 درصد شامل دروزیها، مسیحیها، مارونیها و دیگر اقلیتها بود که مخالف تسلیم سلاح مقاومت بودند. این درصد در میان دو جریان ملی شیعه به 96.6 درصد رسید که قاطعانه مخالف تسلیم سلاح ما بودند.
لبنانیها متوجه بهانه جویی دولت در قبال سلاح مقاومت شدهاند
درخواست خلع سلاح مقاومت، مطالبه اسرائیل است
اگر حزب الله خلع سلاح شود، اسرائیل لبنان را اشغال خواهد کرد
اسرائیل مساحتی برابر با کل لبنان را از خاک سوریه اشغال کرده است
سلاح مقاومت ضامن قدرت ما در مصاف با اسرائیل است
تسنیم: شما در خلال صحبت به موضوع خلع سلاح حزبالله اشاره کردید... به نظر شما پروژه خلع سلاح حزب الله با موفقیت همراه خواهد شد؟
حسن عزالدین: معتقدم در شرایط کنونی همه متوجه بهانه انحصار سلاح در دست دولت شدهاند. ما مخالف انحصار سلاح در دست دولت نیستیم، اما این موضوع بلافاصله پس از توافق طائف حل و فصل شد. چون اولین دولت در برهه پس از توافق طائف، تحت ریاست «سلیم الحص» رئیس جمهور تشکیل شد و بیانیه وزارتی آن دولت، یکی از اسناد کنفرانس طائف محسوب میشود. دولت الحص از مقاومت برای آزادسازی اراضی که هنوز در اشغال دشمن صهیونیستی بود، حمایت کرد و این موضوع در بیانیه وزارتی موجود است. از این رو انحصار سلاح در آن زمان ناظر به سلاح شبهنظامیانی بود که در طول جنگ داخلی با یکدیگر جنگیدند. در نتیجه، سلاحهای آنها را جمعآوری کردند و دولت در آن زمان آنها را تحویل گرفت، در حالی که سلاح مقاومت در جهت تقابل با دشمن صهیونیستی حفظ شد.

سلاح مقاومت کاملاً با سلاحهای شبهنظامیان متفاوت است. پس اگر بهانه، حاکمیت دولت بر تمام قلمرو خود است ما هم از دولت میخواهیم همه مناطق را پوشش دهد. هرجا که میتواند به آن پای بگذارد. اما آنچه امروز مانع از دسترسی دولت بر تمام سرزمین لبنان میشود، اشغالگری اسرائیل است. بنابراین، مسئله و موضوع مقاومت است که آن را عامل قدرت این کشور، برای قدرت لبنان میدانیم. درخواست خلع سلاح صرفاً یک خواسته اسرائیلی است. اسرائیل میخواهد لبنان را از تواناییها و قدرت خود در کنار دیگر قابلیتهای سیاسی و دیپلماتیکاش، محروم کند. اگر مقاومت خلع سلاح شود قدرت لبنانیها برای پاسخ به هرگونه تجاوز از بین خواهد رفت و این بدان معناست که روزی فرامیرسد که این خلع سلاح رخ میدهد و در آن زمان، اسرائیل لبنان را اشغال خواهد کرد؛ چون همانطور که در سوریه شاهد بودید، مطمئن است کسی نیست که در مقابل آنها قد علم کند.
میدانید که در سوریه، حافظ اسد و بعد از ایشان، بشار اسد توافق ترک مخاصمه با اسرائیل را در سال 1974 امضا کردند. از آن زمان طرف سوری حتی یک گلوله به سمت اسرائیل شلیک نکرد، بسیار خب، وقتی بشار اسد سرنگون شد اسرائیل با اینکه رژیم جدید را موافق و همراه خود میدانست، با این حال به آن اعتماد نداشت؛ در نتیجه به طور مستقیم و به سرعت تمام توان هوایی، دریایی و زمینی موشکی، مراکز تحقیقاتی و مراکز استراتژیک سوریه را نابود کرد و پس از آن سوریه را اشغال کرد و اکنون تقریباً منطقهای که اشغال کرده است معادل کل مساحت لبنان است. اکنون این منطقه در دست اسرائیل است.
چه کسی به سوریها و ملت سوریه تضمین میدهد که این اراضی اشغال به مام میهن بازگردانده خواهد شد؟ صهیونیستها همین حالا میگویند پرونده بلندیهای جولان خاتمه یافته است، بلندیهای جولان را فراموش کنید، بلندیهای جولان دیگر وجود ندارد. وضعیت این سرزمین جدیدی که توسط اسرائیلیها اشغال شده است چیست؟ آمریکا چه کرد؟ درحالیکه جولانی، متحد آمریکا و غیر آمریکاست. بنابراین ما قدرت خود را در لبنان ضامن خود میدانیم و از طریق ایمان به باورهایمان، وقتی دشمن تلاش میکند کشور ما را اشغال کند تا جایی که میتوانیم از خودمان دفاع میکنیم.
حزب الله همواره ملتزم به حمایت از رویکرد دولت لبنان در روند آتش بس بود
متاسفانه دولت لبنان در تحقق اهداف آتش بس موفق نبود
تسنیم: شما در خلال اظهارات خود به موضوع نقض مکرر آتش بس اشاره داشتید. سوال اصلی این است که اگر سلاح حزب الله متعهد به دفاع از کشور و ملت لبنان است، پس چرا در قبال موارد مکرر نقض آتش بس و حملات صهیونیستها پس از آتشبس به لبنان پاسخی نمیدهد.
حسن عزالدین: میدانید که وقتی آتشبس برقرار شد، حزبالله و مقاومت آن را امضا نکرد، بلکه دولت لبنان آن را امضا کرد؛ این توافقی بین دشمن صهیونیستی و دولت لبنان بود. ما به همراه دولت لبنان توافق کردیم که به آنچه دولت ملتزم است، پایبند باشیم. از این پس نیز همراه با تشکیل کمیتهٔ نظارتی که همهٔ تحولات و آنچه رخ میدهد را پیگیری میکند، به همین شکل عمل میکنیم. مرجع ناظر و مسئول، دولت و حکومت لبنان است، چون در نهایت دولت لبنان مسئول شهروندان، ملت، سرزمین، حاکمیت و استقلال خود است.
ما به این دولت فرصت دادیم تا حسن نیت خود را در حفاظت از سرزمین، حفاظت از حریم هوایی و حاکمیت اثبات کند و همچنین هر آنچه در توان دارد، انجام دهد؛ آن هم با درنظرداشتن این ملاحظه که ما دورهای جدید و دولتی جدید را تجربه میکنیم و به همین منظور به آن رأی اعتماد دادیم. براساس بیانیه وزارتی اولویتهای این دولت، در درجه اول انجام همه اقدامات لازم برای آزادسازی مابقی سرزمینهایی است که همچنان توسط اسرائیل تحت اشغال است و همچنین توقف تجاوزات و آزادی اسرا است. با در نظر داشتن این ملاحظات، اولویتها و تعهدها -که بر این امر تأکید داشت- ما به آنها فرصت دادیم، اما متأسفانه، همانطور که گفتم تاکنون نتوانستهاند در تحقق هیچ یک از این اهداف توفیقی حاصل کنند.
در حال حاضر تقریباً به مرحله نهایی رسیدهایم که قرار است آتشبس، از طریق قطعنامه 1701 اجرا شود. بنا به گفته و گزارشهای ارتش آنها توانستهاند، مضامین، اهداف و پایبندی کامل به قطعنامه 1701 را پیاده کنند. در نتیجه الان باید به واسطه دولت، حکومت و دوستان لبنان شروع به اعمال فشار بر اسرائیل کنند تا از نقاطی که اشغال کرده، خارج شود و اسرا را بازگردانیم و انشالله، بازسازی و نوسازی را دوباره شروع کنیم.
ایران از همه طوایف لبنان در برابر اسرائیل حمایت کرد
بازسازی لبنان پس از جنگ 33 روزه مرهون کمکهای ایران بود
تسنیم: اخیرا شاهد بروز تنش هایی بین دولت لبنان و جمهوری اسلامی ایران هستیم. آیا این تنشها میتواند بر روابط حزب الله و جمهوری اسلامی ایران هم تاثیرگذار باشد؟ ارزیابی شما از روابط کنونی ایران و حزب الله چیست؟
حسن عزالدین: معتقدم که رابطه حزبالله با جمهوری اسلامی ایران اولاً، رابطهای چند بعدی است، دارای ابعادی در سطح فکری، سیاسی و معنوی است. به همین دلیل ما امروز به باورها و اعتقاداتمان ایمان داریم، از طریق ایمانمان به مرجعیت دینی برآمده از اندیشه ولایت فقیه ما نیز از این رویکرد پیروی میکنیم و این یک مسئله اعتقادی و عقیدتی است که با هر مسلمان شیعهای در لبنان ارتباط پیدا میکند. این اولین حلقه ارتباط است.
حلقه ارتباطی دوم رابطه تاریخی است که بین شیعیان لبنان و ایران وجود دارد. این روابط حتی از زمان شاه هم برای سالهای متمادی وجود داشته است. نکته سوم بعد از پیروزی انقلاب، به اصطلاح، یک حمایت واقعی و مؤثر ایجاد شد که از همه مللی که خواهان رهایی از اشغال یا یوغ استعمار بودند، حمایت میکرد. براساس اطلاعات شخصی خودم، موادی در قانون اساسی ایران وجود دارد، فکر میکنم اصل 151 و 153 قانون اساسی ایران باشد که دولت و حکومت را ملزم میکنند مشروعیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت نشناسد و اینکه سرزمینی که آنها اشغال کردهاند، سرزمین فلسطین و متعلق به ملت فلسطین است و همچنین این نکته که جمهوری اسلامی همه جویندگان راه آزادی و عدالت را در مصاف با هر مستبد و استعمارگری که بر ثروتها، آزادیها و موارد مشابه آن تسلط دارند، حمایت میکند.

بنابراین رابطه با لبنان، رابطهای مبتنی بر حمایت خیرخواهانه بود که ایران از مردم لبنان با تمام طوایف آن به عمل آورد. وقتی با اشغالگری و تهاجم اسرائیل مواجه شد، نیز کمکهایی ارائه داد. پروژهها و طرحهای بسیار زیادی را به اتمام رساند، اما دولت، آنها را رد کرد. با این حال مردم کاملاً از آنچه اتفاق افتاده آگاه هستند. جنگ 2006 به تنهایی برای اثبات این موضوع و نوسازی و بازسازیهای لبنان، که جمهوری اسلامی در آن نقش اساسی و حیاتی ایفا کرد، کفایت میکند. فرایند بازسازی لبنان همانطور که شهید سید حسن نصرالله آن زمان وعده داده بود، بهتر از قبل انجام شد. ایران حتی در این شرایط دشوار نیز تلاش میکند به ملت لبنان در بازسازی و نوسازی کمک کند، با اینکه این موضوع بخشی از وظایف ذاتی دولت لبنان است، اما میدانید دولت لبنان با فشارهای فزایندهای در رابطه با موضوع روابط با جمهوری اسلامی ایران روبرو است. به همین دلیل، میتوان گفت، در این وضعیت نوعی کشمکش میان طرفها وجود دارد
تبادل اطلاعات محرمانه بین ایران و حزب الله در خلال جنگ امری طبیعی است
تسنیم: بعد از جنگ 12 روزه مطالبی در ایران منتشر شد مبنی بر این که چند ساعت قبل از آغاز حمله رژیم صهیونیستی به ایران، حزب الله نسبت به تحرکات صهیونیستها به ایران هشدارهایی را ارسال کرده بود و احتمال دارد آنها قصد انجام حمله علیه ایران را داشته باشند. آیا شما از این موضوع اطلاع دارید و آن را تایید میکنید؟

حسن عزالدین: من هم چنین چیزی را شنیدهام، اما با نهادهای امنیتی مرتبط با این حوزه ارتباطی ندارم. این صرفاً چیزی بود که گفته شد و امری طبیعی است. وقتی کشوری رأس هرم محور مقاومت چه در عراق یا سوریه، در یمن یا لبنان یا فلسطین را تشکیل دهد طبیعی است که چنین تبادل اطلاعات و دادههایی هم وجود داشته باشد.
ایران، الگوی لبنانیها در مواجهه با محاصره و تحریم است
تکثرگرایی جامعه لبنان، محاصره و تحریم را بیاثر میکند
محاصره و تحریم حزبالله به معنای محاصره و تحریم همه لبنانیهاست
در برابر هرگونه حمله زمینی با تمام توان و امکانات از خود دفاع خواهیم کرد
تسنیم: این روزها لبنان شرایط بسیار خطیر و پیچیدهای را پشت سر میگذارد و حزب الله هم از این وضعیت مستنثی نیست. به نظر میرساد حزبالله در صحنه داخلی هم در حوزههای اقتصادی و سیاسی تحت فشار قرار دارد و هم در حوزه نظامی درگیر نبردی در چندین جبهه است. البته حزب الله تا پیش از این صرفا از ناحیه مرزهای جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی در معرض تهدید قرار داشت، با سرنگونی نظام بشار اسد در سوریه تهدیدات دیگری نیز از ناحیه مرزهای شرقی و شمالی لبنان متوجه حزب الله است.
به نظر شما آیا دشمن قصد دارد در صورت تکرار سناریوی جنگ، حزبالله را در چندین جبهه به طور همزمان درگیر کند؟ و سوال مهمتر اینکه آیا حزبالله از آمادگی لازم برای مواجهه با چنین خطری برخوردار است؟
حسن عزالدین: من با ایران شروع میکنم. ایران را به عنوان نمونه در نظر میگیریم. ایران از همان لحظه پیروزی انقلاب که در واکنش به استکبار آمریکا که جوانان دانشجوی دانشگاهها سفارت آمریکا را تصرف کردند و جاسوسان را گروگان گرفتند، با محاصره اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی مواجه شد و به دنبال آن جنگی طولانی درگرفت و پس از آنکه جنگ پایان یافت، همچنان از نظر سیاسی در محاصره باقی ماند و به عنوان یک کشور یاغی، یک کشور شرور و غیره طبقهبندی شد.
ایران به این موضوع خو گرفت و با آن سازگار شد. ما هم از همان ابتدا که سلاح را برای مبارزه و نبرد با این دشمن که اسرائیل، شر مطلق و غده سرطانی است، به دست گرفتیم و وجودش را تهدیدی برای کل منطقه دانستیم، با اتهام زنیها از سوی آمریکاییها، اسرائیلیها و حتی برخی از کشورهای اروپایی و سپس برخی کشورهای عربی و آمریکای لاتین مواجه شدیم. در ادامه محاصره و اتهام زنیها آغاز شد و ما را در فهرست سازمان تروریستی و شورشی قرار دادند. استکبار جهانی میخواهد در دنیا هم قاضی و هم دادستان باشد. خودش اتهامات را وارد کند و در نهایت خودش بر اساس منافع خود حکم دهد. البته حزبالله نیز خود را با همه این فشارها وفق داده است.
در نهایت اینکه ما در کشوری هستیم که هر قدر هم آن را محاصره و تحریم کنند، تکثرگرایی موجود در این کشور و معادله و پویایی داخلی لبنان با آنچه در درگیری با دشمن صهیونیستی اتفاق میافتد، متفاوت است. به همین دلیل وقتی ما در سال 2000 پیروز شدیم و خاک میهن را آزاد کردیم، روزی باشکوه برای مقاومت و لبنان بود و اولین پیروزی در تاریخ جنگهای اعراب و اسرائیل بود. با این حال، تناقض موجود در معادلات داخلی این بود که ما 12 نماینده مجلس داشته باشیم که یکی از آنها هم حذف شد. این ما بودیم که لبنان را آزاد کردیم، اما معادله در داخل متفاوت بود.
بنابراین شکی نیست که فشارهایی وجود دارد. آنها میخواهند ما را محاصره کنند، گامی که با محاصره امنیتی شروع و سپس به محاصره نظامی و در نهایت محاصره اقتصادی و فرهنگی منتهی شود. آنها روی این محاصره هم کار کردند؛ برای مدتی، سعی در ایجاد اختلاف و تحریف افکار عمومی داشتند و به جنگ نرم روی آوردند؛ تا الان که روی وضعیت اقتصادی و موسسات مالی حزبالله و محاصره مالی دست گذاشتهاند. اما باید بگویم اولا این نوع از محاصره فقط به بخشی از لبنانیها آسیب نمیرساند؛ دشمنان فکر میکنند فقط حزبالله آسیب میبیند، نه این چنین نیست... آنها وقتی در شرایط کنونی فشار می آورند تا جلوی رسیدن پول به حزبالله را بگیرند، در واقع از ورود پول به لبنان جلوگیری میکنند و به این ترتیب لبنانیها نیز از طوایف مختلف محاصره میشوند. با این حال، خدا را شکر، اگرچه دوران سختی را پشت سر میگذاریم و فشارهایی را تحمل میکنیم، اما این فشارها اراده ما را در هم نمیشکند و انشاالله میتوانیم بر آنها غلبه کنیم.
اما در رابطه با دشمن صهیونیستی باید بگویم ما بارها اعلام کردهایم که در مورد تجاوزات و حملاتی که از سوی دشمن علیه ما انجام میشود این جزو وظایف حکومت و دولت لبنان است که از مردم و ملتش دفاع کند. اما اگر کسی فکر کند که این سلاح گرفته خواهد شد، این امر اتفاق نخواهد افتاد، همه متوجه این مسئله شدهاند. سخنان اخیر دبیرکل حزبالله نشان داد سلاح و زمین و شرف جداییناپذیرند. هرگونه تجاوز به سلاح، زمین یا شرف حمله به همه آنهاست. در مورد دشمن صهیونیستی، اگر آنها بخواهند به لبنان تجاوز کند، ما قطعاً از خود دفاع خواهیم کرد و هیچکس در جهان نمیتواند این حق را از ما بگیرد... فرقی نمیکند چه کسی باشد، چه در داخل باشد یا در خارج. اگر سرزمین ما هدف حمله زمینی گسترده و بزرگی قرار گیرد، صرف نظر از هر اتفاقی از میهنمان، خودمان و مردممان با تمام تواناییها و منابعی که در اختیار داریم، دفاع خواهیم کرد.
عقب راندن حزب الله از رود لیتانی خیال پردازی ترامپ است
ترامپ و نتانیاهو رویای منطقه آزاد در جنوب لبنان را دارند
با هرگونه امتیازدهی رایگان به دشمن صهیونیستی مخالفیم
تسنیم: پس از جنگ 33 روزه تا به امروز صهیونیستها بسیار تلاش دارند حزب الله را وادار به عقبنشینی به پشت رود لیتانی کنند. طرح اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز تلاش دارد تا حزبالله را وادار به عقب نشینی از این مناطق کند. به نظر شما آیا ترامپ و نتانیاهو قادر خواهند بود طرح خود را عملی کنند؟
حسن عزالدین: این یک نوع خیالپردازی است. اگر آنها بر این باورند که سرزمین لبنان جایی است که ترامپ در حضور ما بیاید و منطقهای اقتصادی در آن بنا کند، آن هم با این تصور که این ملت از این سرزمین بیرون خواهد رفت و به جایش منطقه حائل، بازار آزاد، تجارت و غیره ایجاد خواهد شد، این نوعی خوش خیالی است که ترامپ آن را در خواب میبیند، اما در واقعیت و روی زمین هرگز این امر محقق نخواهد شد، چون صاحبان زمین، مالک زمین هستند و هر چیز دیگری غیر از آن حرف پوچ و کاملاً بیارزشی است... همانطور که در غزه شکست خورد، ان شاء الله در لبنان نیز به شکلی قاطعتر شکست خواهد خورد.
تسنیم: اخیرا «تام باراک»، فرستاده ویژه ترامپ به لبنان طرحهایی را در مورد تفکیک روند مذاکرات و هدف قرار دادن حزب الله ارائه داده است. ارزیابی شما از طرحهای جدید تام باراک چیست؟
حسن عزالدین: من این جمله را نخواندهام، اما منظور از آن چیست؟ آیا باراک تصور میکند موضوع مذاکره صرف نظر از آنچه در حال رخ دادن است ممکن است به نتایجی منجر شود؟ من در ابتدا گفتم که موضوع مذاکره سیاسی به هیچ وجه به نفع لبنان نیست، به خصوص در شرایط کنونی. بنابراین ما با هرگونه مذاکرهای که امتیازات رایگان به دشمن صهیونیستی تقدیم کند، مخالفیم.
شهادت سید حسن ضربه ای قوی، سخت و شدید بود
شهادت سید حسن ،کمر ما را نشکست بلکه ما را محکمتر ساخت
حزبالله، به یاری خدا هست و ادامه دارد
حزبالله در نسلهای جدید لبنان ریشهدارتر است
تسنیم: سوالی پایانی این گفتگو در مورد سید مقاومت است. شما چگونه از شهادت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله مطلع شدید و بعد از شنیدن این خبر چه احساسی داشتید؟

حسن عزالدین: ما هم مثل بقیه که باورشان نمیشد، خبر را دریافت کردیم و از وسعت ویرانیهایی که برای رسیدن و ترور شهید جاودان سید حسن نصرالله رخ داده بود، شوکه شدیم. مسلماً ضربهای قوی، سخت و شدید بود، اما این یک نعمت از جانب خداست که این ضربه کمر ما را نشکست، چون ضربهای که کمر را نشکند، محکمترش میکند. درست است که رهبری جنبش رحلت کرد، اما رهبری همچنان باقی است، درست مانند یک امام که از میان ما میرود، اما امامت باقی است. همانطور که پیامبر (ص) رحلت کردند، اما نبوت باقی ماند.
بنابراین فکر و اندیشه همچنان باقی است؛ اهمیت بقای فکر و اندیشه در این است که میتواند رهبر را بازیابد، و میتواند خود و رویکرد و خط مشی خود را بازیابد و انشاءالله در همان مسیر به راه خود ادامه دهد. این بدان معناست که این مقاومت ادامه دارد و بحمدالله تا الان هم بوده و هنوز هم هست و با وجود همه صحبتهایی که درباره در هم کوبیدن، ضربه، فروپاشی و خرد کردن حزبالله میشود، مقاومت پابرجا خواهد ماند. کسانی که این ادعاها را باور میکنند این نوعی خواب و خیال است که مطلقاً هیچ پایه و اساسی در واقعیت ندارد. حزبالله، به یاری خدا هست؛ مقاومت هست و ادامه دارد و اندیشه و افکارش هر روز بیش از پیش ریشه دارتر میشود و حتی بسیار بیشتر از نسلهای قبلی در قلب و جان نسلهای نوظهور قویتر میشود.
تسنیم: از شما سپاسگزار هستیم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. از شما تشکر میکنم.
انتهای پیام/