کارکردهای ادبیات و قالب های متنوع آن چنان گسترده و متکثر است و از قابلیت روزآمدی و تحول یافتگی بر اساس شرایط زمانه برخوردار که هیچ فرهنگ و تمدن کهن و یا نوساخته ای نمی تواند نسبت به آن بدبین باشد. به جز آن که در هر جامعه ای ادبیات می تواند به نوعی هم سازنده خود فرهنگ باشد و هم نمایانگر شرایط و ویژگی های فرهنگی آن جامعه. در این که ادبیات هویت بخش و حفظ کننده میراث تمدنی و قومی هر جامعه ای است نباید تردیدی کرد، به گونه ای که کتاب های ادبی را می توان موزه های مهم و بزرگی دانست که بر خلاف موزه های کالبدی و فیزیکی کاملاً زنده و در جریان هستند.
اما کارکرد مهم تر و به نوعی بنیادی تر در روزگار معاصر نقش تعاملی و گفت وگوی بین فرهنگی است. هر چند ابزارهای نوین فناورانه زمینه های ارتباط را به خوبی فراهم آورده اند اما این ابزارها ظرفیت ایجاد گفت وگوهای عمیق میان فرهنگی را ندارند. با توجه به شکل گیری شرایط جدید جهان و حرکت شتاب آلود جهانی شدن و چیرگی نگاه های جهان وطنانه قالب های قدرتمند ادبی چون رمان و داستان کوتاه به اساسی ترین ابزارهای شکل گیری گفت وگو و دست یابی به شناخت عمیق میان کشورها و فرهنگ ها بدل شده اند. به عبارت بهتر در سطح کلی جامعه نیاز مهم به دگرشناسی از طریق رمان و ادبیات حل می شود نه از طریق کتب تخصصی و تاریخی. خوشبختانه در سال های اخیر موج مناسبی از ترجمه آثار روز (و نه آثار کلاسیک جهان ادبیات) در کشور ایجاد شده است و ناشرین نیز با همه سختی ها و مشکلات از نشر این آثار جدید حمایت می کنند. به گونه ای که این روزها شاهد این هستیم که هر روز با ترجمه و چاپ کتابی از ادبیات جهان با نویسنده و فرهنگی جدید مواجه می شویم.
از جمله این که در روزهای اخیر مجموعه داستان کوتاهی به نام «یکشنبه بعد از روز مادر» نوشته ادوارد پی جونز با ترجمه شیرین معتمدی و از سوی انتشارات کوله پشتی راهی بازار شده است. به این بهانه و در جهت معرفی نویسندگان معاصر ادبیات جهان مروری کرده ایم بر زندگی و آثار این نویسنده، که در ادامه می خوانید.
ادوارد پی جونز
این نویسنده سیاهپوست آمریکایی که به نگارش داستان کوتاه و رمان اشتغال دارد در سال 1950 میلادی متولد شده و با وجود آثار محدودی که به رشته تحریر در آورده است شهرت زیادی یافته به گونه ای که برنده جوایز مهمی چون پن، پولیتزر و ایمپک دوبلین بوده است. جونز در واشنگتن دی سی متولد شد و به خوبی با فرهنگ خاص آمریکایی و مسائل و شرایط سیاهپوستان آمریکایی آشنا است. او که مسیر زندگی خویش را با تحصیلات آکادمیک دنبال می کرد هم تجربه تحصیل در کالج صلیب مقدس و هم دانشگاه ویرجینیا را دارد. مادر او متولد ویرجینیا بود که پس از مهاجرت به واشنگتن به عنوان یک کارگر روز مزد فعالیت می کرد و کمی بعد نیز ازدواج کرد که ادوارد اولین فرزند حاصل این ازدواج بود. مادر او زنی بی سواد بود که حتی زمانی که حکمی از دادگاه برای او آمده بود از خواندن عاجز بود. این بی سوادی مادر در توجه جدی او به تحصیل مؤثر بود.
شرایط اقتصادی زندگی آن ها چندان مناسب نبود به طوری که گاهی به خاطر سرما مجبور بودند چند نفری در کنار هم و روی یک تشک بخوابند تا سرمای زمستان را تحمل کنند. زندگی در یک اتاق زیرزمینی و تحمل شرایط سختی چون نبود پدر نگاه جونز را نسبت به زندگی و سختی های آن شکل داد. همین سختی ها باعث شد تا مسیر او در زندگی شکل بگیرد. البته جونز خود مدعی است که هیچ گاه علاقه ای نداشته که تصویر زندگی خود را در داستان هایش منعکس کند و از زندگی شخصی خود بنویسد اما مرور آثار او نشان می دهد که او کاملا تحت تأثیر محیط اجتماعی زندگی خود قرار گرفته است. پدر ادوارد کاتولیک بود و مادرش علاقه مند بود که او به مدرسه کاتولیک ها برود اما بعداً نتوانستند شهریه لازم مدرسه را فراهم کنند و او در مدارس معمولی ادامه تحصیل داد. زمانی که در دبیرستان تحصیل می کرد مادرش به او می گوید که علاقه مند بوده او یک کشیش شود، اما واقعیت این بود که دیگر برای این کار دیر شده بود.
او در دوران مدرسه یکی از بهترین شاگردها بود و تلاش و کوشش زیادی را از خود نشان می داد و مورد تحسین معلم های خود در مدرسه قرار می گرفت. به نظر می رسد با وجوداین او نویسندگی را به شکل جدی از دوران مدرسه آغاز نکرده باشد. بلکه طی یک برنامه آموزشی در حوزه نوشتن به تدریج به داستان علاقه مند شده باشد. به گونه ای که خود او می گوید هرگز تصوری از این که یک نویسنده خواهد شد نداشته است. او در دوران تحصیل دانشگاهی مجبور شد دوره درسی را با نام «نوشتن خلاق» نزد یک معلم یهودی فرانسوی بگذراند. این معلم اثر عمیقی روی ادوارد گذاشت و به شکلی مداوم او را تشویق و دلگرم می کرد.
این کلاس باعث شد تا ادوارد مقاله ای جالب درباره تجربه یک سیاهپوست در مدارس سفید پوستان را به رشته تحریر در آورد که در یکی از نشریات مذهبی آن زمان نیز به چاپ رسید. او مدتی را نیز در برنامه ها و فعالیت های ژورنالیستی گذراند اما به دلیل این که از لحاظ مادی درآمد زیادی برای او نداشت مجبور به ترک آن ها شد. ادوارد پس از اتمام تحصیلات به خانه بازگشت و کارهای مختلفی را نیز تجربه کرد. در همین حال هنوز تلاش های چندان جدی خود را در نوشتن آغاز نکرده بود. در نهایت مادر او در سال 1975 و در اثر سال ها سختی و بیماری در سن 58 سالگی در گذشت. ادوارد پس از مرگ مادر خانه را ترک کرد و شش ماه در فیلادلفیا اقامت کرد.
او در بهاری که در فیلادلفیا اقامت داشت نخستین کار جدی خود را که یک داستان کوتاه با نام «برداشت» بود به رشته تحریر در آورد. این مربوط به زمانی است که او به عنوان فروشنده مبلمان در یک فروشگاه کار می کرد. داستان کوتاه او در یک نشریه در فیلادلفیا منتشر و با استقبال خوبی مواجه شد. اوضاع به یک باره تغییر کرد و او صاحب یک موقعیت شغلی در آن نشریه شد. به تدریج تجربه او در نوشتن تقویت گردید و کارهای کوتاه او در نشریات معتبر دیگر نیز به چاپ می رسید. در نهایت او توانست نخستین کتاب خویش را با نام «گمشده در شهر» در سال 1992 میلادی منتشر کند. این کتاب حاصل داستان های کوتاه این نویسنده آمریکایی است که به زندگی طبقه کارگر سیاهپوستان آفریقایی تباری که در واشنگتن دی سی کار می کنند می پردازد. کتاب شامل چهارده داستان کوتاه است و ادوارد خود در مصاحبه ای اشاره می کند که مطالعه کتاب دوبلینی ها اثر جیمز جویس در نگارش این مجموعه داستان ها توسط او بسیار مؤثر بوده است. ادوارد توانست با ارائه تصاویری زنده و دست یابی به یک زبان درست ادبی یک سال بعد از انتشار کتاب جایزه مهم پن را از آن خود کند. دریافت جایزه به شهرت او کمک زیادی کرد و توجه به آثار او را تقویت نمود. در واقع کتاب «یکشنبه بعد از روز مادر» که نخستین کتاب ادوارد پی جونز که در ایران منتشر شده ترجمه کتاب «گمشده در شهر» است. ظاهراً بنا بر تصمیم مترجم و ناشر کتاب با عنوان دیگری در ایران به چاپ رسیده است.
کتاب دوم این نویسنده آمریکایی یازده سال بعد یعنی در سال 2003 میلادی و با نام «جهان شناخته شده» منتشر گردید. این رمان که در روایت خود از رویکرد تاریخی بهره می برد به ویرجینیای پیش از جنگ می پردازد و به بحث مالکیت برده های سفید پوست از سوی سفیدپوستان و البته سیاهپوستان می پردازد.
کتاب پس از چاپ با تحسین گسترده منتقدان ادبی روبه رو شد و هر دو جنبه داستان و روایت آن و نثر ویژه جونز مورد تشویق و توجه جدی قرار گرفت. اساسی ترین مسئله در این رمان این سؤال است که آیا کسی که زمانی خود یک برده بوده می تواند برده دار باشد؟ چنین اتفاقی چه شرایطی را به وجود خواهد آورد؟ نویسنده به دور از قهرمان سازی های روزمره تلاش می کند تا پروتاگونیست داستان خویش و تعامل او با محیط را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهد. این رمان افتخارات زیادی را برای جونز به همراه آورد. کسب جوایز مهمی چون پولیتزر، ایمپک دوبلین و البته حلقه منتقدان کتاب ملی آمریکا بر شهرت و جهانی شدن کتاب افزود.
سومین کتاب این نویسنده که در سال 2006 میلادی منتشر شد نیز مجموعه ای از داستان های کوتاه اوست. کتابی که با نام «همه بچه های خاله هاجر» منتشر شده شامل داستان هایی کوتاه درباره آمریکایی های آفریقایی تباری است که عمدتاً در واشنگتن دی سی زندگی می کنند. بیشتر این داستان های کوتاه پیش از آن در مجله نیویورکر منتشر شده بودند. این کتاب نیز مانند کتاب اول او شامل 14 داستان کوتاه است و ارتباطی مشخص و منطقی میان داستان های کتاب اول و آخر این نویسنده برقرار است.
ادوارد پی جونز هم اکنون به جز نوشتن به تدریس نویسندگی خلاق در دانشگاه های مختلف ایالات متحده آمریکا از جمله دانشگاه پرینستون مشغول است و همچنان در واشنگتن دی سی زندگی می کند. این نویسنده گزیده کار آمریکایی با انتخاب فضاهای درست و متکی بر تجربیات و مشاهدات خویش روایت هایی منحصر به فرد را برای روایت معضلات اجتماعی معاصر انتخاب می کند و با بهر ه گیری از زبان درست و عمومی طیف وسیعی از مخاطبان را درگیر خویش می سازد.
∎