در لابی بیمارستان ایرانمهر تهران ازدحام بسیاری است. بیش از افراد عادی اما آنهایی جلب توجه میکنند که برای دیدن منصور پورحیدری آمدهاند. قبل از اینکه با چهره پیشکسوتهای استقلال مواجه شوی، خبرنگاران قدیمی را مشاهده میکنی که درحال گفتوگو درباره منصور پورحیدری هستند. پیشکسوتان و خانواده و اقوام منصور پورحیدری هم با چهرههای نگران انتظار میکشند تا شاید با حضورشان در بخش CCU موافقت شود. بهتاش فریبا گوشهای از لابی کنار همسرش ایستاده و با چشمهای خیس به جایی خیره شده است. سلام آقا بهتاش، خدا قوت. اندکی مکث میکند و در حالی که سعی میکند بخندد میگوید: «هیچوقت دوست ندارم منصورخان را در این وضعیت ببینم.» بهتاش فریبا انگار که چیزهایی از وضعیت سلامت پورحیدری بداند از رفتن به CCU خودداری میکند اما وسوسه خبرنگاریات اجازه نمیدهد که از تلاش برای رفتن به بخش مراقبتهای ویژه خودداری کنی. جلوی در دیگری که منتهی به سمت بخشهای داخلی است علی پورحیدری، فرزند منصور پورحیدری را میبینی که در حال گفتوگو با محمود فکری و کاظم اولیایی است. جلو میروی و سلام و احوالپرسی میکنی. حال پدر چطور است علی آقا. جواب میدهد: «امیدوارم که بهتر شود. درصد هوشیاری پدرم چندان جالب نیست اما پزشکان گفتهاند که روبهراه میشود.» درباره آن روزی که منصورخان در خانه حالش بد شد و ساعاتی را در بیهوشی بهسر برد میپرسی که اینگونه پاسخ میدهد: «پدرم چند ساعت در حالت نیمه هوشیاری بود. قندش پایین آمده بود و در حالی که کنترلی نداشت زمین خورده بود و در همان حال ما رسیدیم و سریع به بیمارستان انتقالش دادیم. الان همه چیز در کنترل پزشکان است و گفتهاند به مرور زمان حال بابا بهتر میشود.» حرفهایمان با پسر پورحیدری به پایان میرسد و بعد تلاشها منجر به آن میشود که دقایق کوتاهی برویم بر بالین منصور پورحیدری. در اتاق CCU وضعیت بیماران چندان جالب نیست و پزشکان تلاش میکنند که با عملیات پزشکی و کنترل دقیق آنها را به بهبودی برسانند. منصور پورحیدری هم درحالی که وضعیت جالبی ندارد روی تخت بیمارستان خوابیده است. هرگز باور نمیکنی که این منصورخان همان منصورخانی است که هفته پیش روی نیمکت استقلال در تبریز نشسته بود. یکی از نزدیکانش میگوید: «ای کاش منصورخان در آن سفر استقلال را همراهی نمیکرد.» وقت ملاقات تمام میشود و به سمت در CCU میروی که ناگهان با خانم فریده شجاعی، همسر منصور پورحیدری مواجه میشوی.
اشک میریزد و در همان حال از میهمانها تشکر میکند. از ما میخواهد که برای منصورخان دعا کنیم. شاید حرف همسر منصور پورحیدری با همه اهالی فوتبال بخصوص استقلالیها که خاطرات بسیاری با او دارند همین باشد؛ باید برای پورحیدری دعا کرد هر چند که حال او وخیم نباشد و به زودی به آغوش گرم خانوادهاش بازگردد. پورحیدری طی همین روزها هم خانوادهاش را سخت نگران کرده، حتی خواهرش را که در خارج از کشور بهسر میبرد. همشیرهای که قلبش از دیدن برخی خبرها و عکسها نیز به درد آمده است.
آخرین وضعیت:
یک هفته دیگر در بیمارستان
پزشکان ابراز امیدواری میکنند که پورحیدری تا یک هفته دیگر به شرایط عادی بازگردد. گرچه جسته و گریخته شنیده شده که پورحیدری ممکن است در بازی استقلال مقابل تراکتورسازی به نیمکت آبیها بازگردد اما واقعیت این است که حال او برای بازگشت به استقلال مناسب نیست و به دلیل افت قند خون و مشکلاتی در ناحیه ریه باید تا پایان هفته آینده تحت مراقبت باشد. به این ترتیب پورحیدری را درهمین حال خواهیم دید و آنهایی که میخواهند سری بزنند به مرد فراموشنشدنی باشگاه استقلال میتوانند به بیمارستان ایرانمهر بروند و لااقل در همان لابی وقتی با چهره خانواده پورحیدری روبهرو میشوند ابراز همدردی کنند. دیروز علی کفاشیان هم بر بالین پورحیدری حاضر بود.
گزارش ایران ورزشی از CCU بیمارستان ایرانمهر
منصورخــان محتاج دعــا
صاحبخبر -