شب یلدا خیلی خوب است چون همه دور هم هستیم و خیلی خوش میگذرد. خوراکی های خوشمزه و قصه و بازی هم داریم.
من شب یلدا هر سال به خانه مادربزرگم میروم، ولی آنجا خیلی سرد است!
من دخترداییام را خیلی دوست دارم و میخواهم زودتر به خانه آنها بروم و خوشحالم که تا ۳۰ آذر چیزی نمانده اَست. راستی خانه مادربزرگ و تمامی فامیلهایم در تبریز است.
دارم به شب یلدا فکر می کنم و می دانم که در آن شب خوابم میآید، اما دختردایی کوچولویم نمیگذارد بخوابم و میگوید: باید با من بــازی کنی.
البته اگر او نبود هم مجبور بودم بیدار بمانم چون شب یلدا طولانی ترین شب سال اَست و زود صبح نمی شود.
code
∎