شناسهٔ خبر: 9583898 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه خراسان | لینک خبر

کشورهای موفق از کدام نسخه استفاده کردند؟

بازار آزاد یا هدایت شده؟

صاحب‌خبر -

جهانی شدن و مسائل آن یکی از کتاب های مشهور جوزف استیگلیتز اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد است. وی منتقد جهانی سازی، سپردن اقتصاد به بازار آزاد و توصیه کننده دخالت آگاهانه و هوشمند دولت در اقتصاد است. البته او نافی جهانی سازی و بازار آزاد نیست اما حوزه کارایی آن را محدود می داند. او در کتاب خود با این توضیح که اجماع واشنگتنی بازار آزاد نه مبتنی بر علم بلکه مبتنی بر ایدئولوژی و علم بد است، سیاست های اقتصادی نهاد جهانی مثل صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی و بـانک جهانی را متمرکز بر این اجماع می داند.
بر اساس خلاصه ای که مجله کتاب ماه از کتاب او منتشر کرده، استیگلیتز، جهانی‌سازی را به معنی رفع موانع تجارت آزاد و ادغام هرچه بیشتر اقتصادهای‌ ملی می داند. براساس ادعاهای حامیان‌ اجماع‌ واشنگتنی، جهانی‌سازی‌ به‌ نفع دو طرف مبادله است‌ چه‌ دو‌ طرف کشورهایی هـمگن بـاشند، یا یکی توسعه‌یافته‌ و دیگری در حال توسعه. نو لیبرال ها معتقدند که تحمیل موانع وارداتی بر کشورهای‌ فقیر بیشتر خود آن‌ کشورها‌ را‌ متضرر ساخته است. استیگلیتز در کتاب پرخواننده‌اش‌ سخت به این‌ آرا‌ می‌تازد.به گزارش مدرسه اقتصاد استیگلیتز استدلال‌ می کند در مورد بحران های مالی شرق آسیا، شکست روسیه در گذار به‌ اقـتصاد‌ بـازار و فـروپاشی مالی در آرژانتین و  سیاست های صندوق‌ بین المللی‌ پول به فاجعه انجامیده اسـت. سیاست هایی‌ نـظیر‌ مشروط کردن اعطای‌ وام ها، رشد مردم سالاری را متوقف می‌سازد و استبداد قدیمی طبقه ممتاز‌ را‌ با استبداد جدیدی به سرکردگی تـشکیلات‌ پولی و مالی بین المللی‌ جایگزین‌ می‌سازد.از سوی دیگر  آسیای جنوب‌شرقی به طور مکرر در برابر شـرایط صـندوق‌ بین المللی پول مقاومت کرده‌ است (به‌ویژه کـره جـنوبی و مالزی) و چین نیز هـرگز بـه‌ برنامه های صندوق بین المللی‌ پول تن نداده است، حال آن‌که‌ تایلند تقریبا به طور کامل به‌ نسخه های صندوق بین المللی‌ پول عمل کرد که تبعاتی‌ منفی‌ داشت. چین برای سرمایه خارجی محدودیت‌ قائل شـده بـود و در حـالی کـه کـشورهای در حال توسعه جـهان بـا بازار آزاد عملا با‌ کاهش درآمد مواجه بودند، این کشور رشدی‌ معادل‌ 8 درصد در سال داشت.در اصل، استیگلیتز‌ استدلال‌ می کند‌ که مـردم بـاید بازارها را هدایت کنند‌ نه‌ این‌که بازارها مردم را هدایت کنند. این گفته شاید لب آرای استیگلیتز در این‌ کتاب‌ باشد.