مجمع کشورهاي صادرکننده گاز (GECF) ميتواند بستر و پايه بسيار مناسبي براي توسعه صنعت گاز ايران در سطح منطقه و حتي جهان باشد. توسعه اين مجمع در بلندمدت به نفع استراتژي نفت و گاز ايران است زيرا ايران ميتواند از طريق تاثيرگذاري بر سياستهاي انرژي و گاز اعضاي GECF بر بازارهاي گاز و قيمت آن موثر باشد.
« اجلاس بزرگان گازي، نماد ديپلماسي فعال انرژي ايران » عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم دکتر مهدي عسلي(مديرکل امور اوپک و مجامع انرژي وزارت نفت) است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
برگزاري سومين اجلاس سران مجمع کشورهاي صادرکننده گاز در تهران را ميتوان مهمترين اجلاس بعد از تصويب برجام در ايران تلقي کرد. برگزاري اين اجلاس نشان ميدهد که ايران با وجود تحريمهاي جهاني قادر بوده با در پيش گرفتن ديپلماسي انرژي فعال، نقش موثري در سازمانهاي جهاني اقتصادي ايفا کرده و در شکلگيري راهبردهاي کشورهاي صادرکننده گاز تاثيرگذار باشد.
هدف اصلي اين اجلاس هماهنگي بيشتر در سياستهاي انرژي و گاز کشورهاي عضو مجمع است. از اهداف ديگر برگزاري اين اجلاس ميتوان به اعلام آمادگي کشورهاي عضو براي همکاري با جامعه جهاني براي مواجهه با دو چالش بزرگ بينالمللي يعني امنيت انرژي و تغييرات اقليم اشاره کرد. ضمن اينکه اين اجلاس فرصتي خواهد بود که سرمايهگذاران بينالمللي فرصتهاي و سرمايهگذاري در بخشهاي گاز و انرژي ايران به عنوان بزرگترين کشور دارنده ذخاير گازي جهان، را بررسي و ارزيابي کنند.
ايران بزرگترين ذخاير گازي جهان را در تملک خود دارد؛ اما به دلايل متعدد (و خصوصا تحريمها) موفق به کسب جايگاه واقعي و سهم مناسب خود از تجارت جهاني گاز نشده است. شکي نيست که بلافاصله بعد از لغو تحريمها و با ورود سرمايهگذاران خارجي و همچنين استفاده از فناوريهاي روز دنيا، کشورمان به سرعت به جايگاه واقعي خود در گاز دست پيدا خواهد کرد.
مجمع کشورهاي صادرکننده گاز (GECF) ميتواند بستر و پايه بسيار مناسبي براي توسعه صنعت گاز ايران در سطح منطقه و حتي جهان باشد. توسعه اين مجمع در بلندمدت به نفع استراتژي نفت و گاز ايران است زيرا ايران ميتواند از طريق تاثيرگذاري بر سياستهاي انرژي و گاز اعضاي GECF بر بازارهاي گاز و قيمت آن موثر باشد.
در حال حاضر اعضاي کشورهاي صادرکننده گاز با حدود ٤٥ درصد از توليد جهاني گاز سهم نسبي تجارت LNG و٨٠ درصد تجارت گاز با خطوط لوله را در اختيارخود دارند که از حيث معاملات انرژي در جهان، نقشي به اهميت نقش اوپک را در بازار نفت به ذهن تداعي ميکند، هرچند برخي تلاش دارند اين نهاد بينالمللي را سياسي جلوه دهند و اهميت و کارکرد آن را زير سوال برند. به طور مثال يکي از شايبههايي که مطرح ميشود، اطلاق عنوان کارتل به مجمع کشورهاي صادرکننده گاز است؛ عنواني که قبلا هم براي اوپک استفاده شده بود. از ديدگاه فني و اقتصادي، عنوان «کارتل» براي شرکتهايي استفاده ميشود که در يک رشته خاص فعاليت کرده و با هدف حفظ استقلال مالي و حقوقي خود با يکديگر متحد شده و در مورد تقسيم بازار ميان خود و حجم توليد و قيمت کالا با يکديگر به توافق ميرسند. هدف غايي کارتلها تسلط بر بازار يک کالاي خاص از طريق تضعيف يا از بين بردن رقابت در بازار آن کالا از طريق ايجاد انحصار است.
در مورد اوپک، چنين تعريفي نميتواند مصداق کارتل باشد چرا که تمام بازار نفت در اختيار اوپک نيست. توليد کنوني سوخت مايع دنيا حدود ٩٣ ميليون بشکه است که فقط سهم اوپک حدود ٣١ ميليون بشکه نفتخام و شش ميليون ميعانات گازي است. (يعني چيزي حدود ٤٠ درصد)
از سوي ديگر، در ساختار اوپک مجموعه دولتهايي حضور دارند که سياستهاي نفتي خود را براي ثبات بازارها با هم هماهنگ ميکنند، در حالي که کارتل متشکل از شرکتهايي است که معمولا به طور مخفيانه باهم براي کنترل قيمت بازار تباني ميکنند. بنابراين اوپک يک کارتل نيست زيرا دولتها در آن نقش دارند، دولتهايي که داراي سياست انرژي هستند و در عين انجام هماهنگي، اقدام به سياستگذاري انرژي هم ميکنند. در حالي که GECF حتي يک «سازمان» هم نيست بلکه يک «مجمع» براي تبادل نظر و هماهنگي سياستگذاري است که تصميماتش هم الزامآور نيست. البته همکاري کشورها در زمينه تبادل انرژي ميتواند منجر به ثبات و بهبود وضعيت بازارهاي گاز براي مصرفکنندگان شود.
اينها نکاتي است که جنبههاي اهميت برگزاري سومين اجلاس سران مجمع کشورهاي صادرکننده گاز درتهران را نشان ميدهد.
∎