شناسهٔ خبر: 80409327 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

امپراتورِ تالارِ خالی

تهران - ایرنا - صندوق، صندوق را شکست داد؛ صندوقی از چوب و کاغذ در مدرسه‌ای روستایی در جورجیا یا تالار کلیسایی در دیربورن، صندوقی از طلا و ارزهای دیجیتال را در مارالاگو شکست داد.

صاحب‌خبر -

نخستین صندوق را دست‌های خسته‌ای پُر کردند که از شیفت‌های شبانهٔ کار راهی حوزه‌های رأی‌گیری شده بودند و دومین صندوق را دست‌هایی پُر می‌کنند که هرگز خسته نمی‌شوند چرا که هرگز کار نمی‌کنند.

سوم نوامبر دموکرات‌ها هر دو مجلس کنگره را بازپس گرفتند. دونالد ترامپ در میانهٔ دوران ریاست‌جمهوری‌اش هر دو مجلس را از کف داد و همراه آن‌ها توهمی را نیز باخت که به رأی‌دهندگان خود فروخته بود: اینکه میلیاردرِ آشنا با راه و رسمِ ثروتمند شدن، راه و رسمِ ثروتمند کردن دیگران را نیز می‌داند.

هفده روز پیش از برگزاری انتخابات جان اوساف در شهرستان کاب ایستاد و متنی خواند که بیش از هر چیز به کیفرخواستی علیه قدرت شباهت داشت. در روایت او، کاخ سفید به دفتر دلالی‌ای بدل شده بود که بر فرازش پرچمی برافراشته‌اند.

داماد رئیس‌جمهور و فرستادهٔ ویژه‌اش در فروش میدان‌های نفتی روسیه به سرمایه‌گذاران نزدیک به خود، نقش واسطه را ایفا می‌کنند. ۵۰۰ میلیون دلار به شرکت ارزهای دیجیتالِ متعلق به خانوادهٔ ترامپ پرداخت شده است. وزیر امور خارجه نیز متعهد شده یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار را در خدمت منافع فرزندان رئیس‌جمهور در معادن قزاقستان قرار دهد.

آنگاه اوساف بر این صحنه، نامی نهاد که برازندهٔ فیلم‌های قدیمی نیویورک بود: «مافیای مارالاگو». این‌ها اتهاماتی بود که نامزدی انتخاباتی در گرماگرم کارزار بر زبان می‌راند؛ اتهاماتی که هنوز هیچ دادگاهی دربارهٔ آن‌ها حکم نداده بود. اما رأی‌دهنده منتظر قاضی نماند. او با آنچه از جیب خویش می‌دانست، داوری کرد. مردی که وعده داده بود از همان نخستین روز، قیمت‌ها را پایین بیاورد، هر روز بر آن‌ها افزوده بود. پُر کردن باک کامیون گران‌تر شده بود؛ پُر کردن یخچال گران‌تر؛ و مراجعه به پزشک، گران‌تر از هر زمان. اما گویاترین درس را ماجرای مالیات‌ها به مردم آموخت.

در تابستان ۲۰۲۵، ترامپ قانونی را امضا کرد که خود آن را «قانون بزرگ و زیبا» نامیده بود: مالیات ثروتمندان را کاهش داد و هزینهٔ این بخشش سخاوتمندانه را از سلامت و درمان فقیران تأمین کرد.

دفتر بودجهٔ کنگره برآورد کرد که در طول یک دهه، نزدیک به یک تریلیون دلار از اعتبارات برنامهٔ «مدیکید» کاسته خواهد شد و حدود ده میلیون آمریکایی، پوشش بیمهٔ درمانی خود را از دست خواهند داد. قانونی که دارو را از دست بیمار می‌گیرد تا سود آن را به حساب میلیونر واریز کند.

به گفتهٔ اوساف، تنها در ایالت جورجیا، سیصد هزار نفر بیمهٔ درمانی خود را از دست دادند و در شهر کوچک لاوونیا، بخش زایمان بیمارستان سنت‌مری تعطیل شد. در همان هنگام، بولدوزرها در کاخ سفید سرگرم کار بودند. در اکتبر ۲۰۲۵، سراسر جناح شرقی کاخ سفید را ویران کردند؛ در بزرگ‌ترین دگرگونی‌ای که از سال ۱۹۴۲ تاکنون در نمای این بنا پدید آمده بود. قرار بود بر ویرانه‌های آن، تالار رقصی ساخته شود با گنجایش نهصد و نود و نه مهمان و هزینه‌ای که خود رئیس‌جمهور آن را سیصد میلیون دلار برآورد کرده بود.

ترامپ گفت هزینه را کمک‌کنندگان خواهند پرداخت. سپس کاخ سفید نام آنان را منتشر کرد: لاکهید مارتین، سازندهٔ جنگنده‌های اف‌ـ۳۵؛ پالانتیر، فروشندهٔ ابزارهای چشم‌مانندِ نظارت و رصد به ارتش‌ها؛ شرکت‌های ارز دیجیتال؛ و غول‌های فناوری. شرکت‌هایی که جنگ می‌فروشند، بهای میدان رقص را پرداختند و رقصندگان خوب می‌دانند چه کسی آهنگ را می‌نوازد. تالار رقصی در واشنگتن و بخش‌های زایمانی که در روستاها تعطیل می‌شوند.

رئیس‌جمهور بر ویرانه‌های جناح شرقی، گام‌های رقص می‌آموزد و زنان باردار ناگزیرند جاده‌های طولانی را بپیمایند و در غزه و جنوب لبنان، همان هواپیماهایی بر فراز خانه‌ها پرواز می‌کنند که سازنده‌شان هزینهٔ کف‌پوشِ براق آن تالار را پرداخته است. اوساف داستان کودکی را روایت می‌کند که دچار حملهٔ آسم شد و آمبولانسی او را به بیمارستان رساند. صورتحساب، پیش از آنکه نفس به سینهٔ کودک بازگردد، از راه رسید: سه هزار دلار!

در چنین آمریکایی، کافی است کودکی بیمار شود تا گلوی تمام خانواده از فشار هزینه‌ها فشرده شود. اما برای همهٔ این مصیبت‌ها باید بیگانه‌ای یافت که بار گناه بر دوشش نهاده شود. ترامپ دروازه‌های اخراج دسته‌جمعی مهاجران را گشود، بازداشتگاه‌ها را از انسان پُر کرد و یکی از آن‌ها را در باتلاق‌های فلوریدا «آلکاترازِ تمساح‌ها» نامید؛ گویی سنگدلی و قساوت نیز نام تجاری و نشان بازرگانی دارد. در سپتامبر ۲۰۲۵، مأموران ادارهٔ مهاجرت به کارگاه احداث کارخانهٔ باتری‌سازی هیوندای در همان ایالت جورجیا یورش بردند و صدها کارگر را به زنجیر کشیدند.

∎​