تیم فوتبال پرسپولیس در جریان هفته دوازدهم لیگ برتر فوتبال ایران، در حالی در خانه 2 بر یک برابر فجرسپاسی شیراز شکست خورد که در طول جریان بازی، از نظر فنی هم نتوانست برتری خود را به حریف دیکته کند تا اینکه در نهایت، صدای شعارهای «حیا کن، رها کن» از روی سکوها شنیده شد. ظاهر ماجرا این است که فرصتهای فجرسپاسی به گل تبدیل شدند و این تیم توانست فلسفه تاکتیکی خود را به پرسپولیس پر ستاره دیکته کند و در نهایت هم جشن پیروزی بگیرد و پرسپولیس هم سومین شکست خود را در طول فصل جاری تجربه کند اما باختهای پرسپولیس نه از امروز بلکه از حدود یک سال پیش آغاز شد و از آن زمان قطار ناسور سرخها روی ریلی حرکت میکند که مقصدش جز شکست نیست.
در این گزارش قصد داریم روند یک سال اخیر باشگاه پرسپولیس را بررسی کنیم تا بیشتر مشخص شود، باخت پرسپولیس از چه زمانی شروع شد یا بهتر است بگوییم پرسپولیس از چه زمانی دیگر ترسناک نیست؟
هاشمیان با تایید چه کسی آمد و چرا رفت؟
آغاز فصل گذشته بود که عملا مشخص شده بود پرسپولیس به عنوان قهرمان سالهای اخیر فوتبال ایران، در حال ورود به فصلی است که دیگر به چشم یک قهرمان به آن نگاه نمیکنند. به عنوان مدافع قهرمانی فصلی را به پایان برده بود که حتی در آن سهمیه آسیایی هم نصیبش نشد و خود را برای فصل جدید آماده میکرد. مدیرعامل و عضو با نفوذ فعلی هیاتمدیره پرسپولیس، در آغاز فصل قبل عضو هیات مدیرهای بودند که رضا درویش مدیرعامل آن بود. این جمع مدیریتی در نهایت به این نتیجه رسید که نیمکت پرسپولیس را به وحید هاشمیانی بدهد که هیچ تجربه مربیگری در لیگ ایران را ندشت. با این حال، با تایید اعضای هیات مدیره - که حالا مدیریت باشگاه پرسپولیس را در اختیار دارند - و امضای رضا درویش، نیمکت پرسپولیس به وحید هاشمیان رسید اما هاشمیان خیلی در پرسپولیس دوام نیاورد و همین مدیرانی که او را تایید کرده بودند، بعد از اولین شکست، با کنار زدن رضا درویش، سکان باشگاه را کاملا در اختیار گرفتند و درست زمانی که هاشمیان خودش و پرسپولیس را برای بازی با ذوبآهن در هفته هشتم لیگ برتر آماده میکرد، باب مذاکره با اوسمار ویرا را باز کردند. رفتار غیر حرفهای مدیران تازه به صندلی رسیده پرسپولیس به حدی عجیب بود که بعد از پیروزی پرسپولیسِ وحید هاشمیان مقابل ذوبآهن، او را برکنار کردند تا اوسماری که چند روزی با او مذاکره شده بود روی نیمکت پرسپولیس بنشیند. در نهایت هم هیچ وقت مشخص نشد، هاشمیان چرا آمد و چرا رفت اما همان مدیران ماندند تا دوباره برای پرسپولیس تصمیم بگیرند.
اوسمار چرا آمد و چرا رفت؟
همان زمان که اوسمار ویرا قراردادش را به عنوان سرمربی پرسپولیس به امضا رساند و مدیران غیرورزشی پرسپولیس هم تلاش میکردند در تمام عکسهای مراسم معارفه حضور فعال داشته باشند، میشد حدس زد که پرسپولیس باز هم باخته است.
اوسمار آمد، عکسها و استوریها در صفحه شخصی مدیران پرسپولیس منتشر شد اما وقتی باختها با این مربی شروع شد، همه پنهان شدند.
بیانیهها منتشر شد و کار به جایی رسید که سیاست فرار رو به جلو با جریمه کادر فنی و بازیکنان در پیش گرفته شد. فارغ از اینکه این جرایم از نظر قانونی قابل اجرا نبود اما همان مدیرانی که هاشمیان را آوردند و درست وسط کار، باب مذاکره با اوسمار را باز کردند، حالا با فرار رو به جلو، کادر فنی و بازیکنان را به خاطر شکستهای پیاپی جریمه کردند و از خود نپرسیدند که این کادر فنی که انتخاب خودشان بود، پس چقدر در این شکستها سهیم هستند؟
سوم شدن در تورنمنت سه جانبه!
پرسپولیسی که همین سه، چهار سال قبل، دو بار به فینال لیگ قهرمانان آسیا رسیده بود، حالا باید سهیمه آسیا را در راهروهای فدراسیون فوتبال گدایی میکرد. جنگ شده بود، لیگ نیمه تمام مانده بود و در شرایطی که قانونی برای وضعیت لیگ وجود نداشت، حدادی اصرار داشت که پرسپولیس ششم جدولی را به عنوان نماینده ایران در آسیا به AFC معرفی کنند. آش آنقدر شور شده بود که حالا مدیران استقلالی فدراسیون فوتبال ایران، با تمسخر از آن روزها یاد میکنند.
هرچه بود، با فشار از بالا و پیگیری پایین دستیها، پرسپولیس پا به تورنمنتی سه جانبه گذاشت که هفتهها برای برگزاریاش تلاش شده بود. بر همین اساس اوسمار ویرا به ایران آمد و تمرینات پرسپولیس را زیر نظر گرفت تا تیم ششم جدول، قهرمان تورنمنت سه جانبه و راهی آسیا شود.
در همان روزها، مدیران پرسپولیس که چند هفته قبل با تصمیمی احساسی، قرارداد اوسمار ویرا را تمدید کرده بودند، راهی ترکیه شدند تا دراگان اسکوچیچ را به ایران بیاورند. مذاکرات آنقدر جدی شد که حتی در ظهر روز بازی پرسپولیس برابر چادرملو در تورنمنت سهجانبه، اوسمار از نزدیکان تیم پرسیده بود: «آیا من هنوز سرمربی پرسپولیس هستم؟»
باورش سخت است اما همین قدر غیر حرفهای. برای یک تورنمنت «مندرآوردی» تلاش کردند که برگزار شود تا شانس حضور در آسیا را داشته باشند و درست در روزهایی که تیمشان برای بازی آماده میشد، به فکر جذب مربی جدید افتادند و مذاکرات را رسانهای کردند! پس چطور باید انتظار داشت که پرسپولیس نبازد؟
پرسپولیس باز هم باخت، اوسمار رفت و کسانی که تصمیمات اشتباه گرفته بودند، ماندند تا احتمالا باز هم تصمیم اشتباه بگیرند و به کسی هم پاسخگو نباشند.
تارتار به آرزویش رسید!
تنها چند روز بعد از تورنمنت سهجانبه، تارتار رسما سرمربی پرسپولیس شد. او به عنوان یک مربی با تجربه در تیمهای درجه دوی لیگ که روزی پیراهن پرسپولیس را بر تن کرده بود، انتخاب معقولی به نظر میرسید اما فارغ از این انتخاب، نکته مهم ماجرا اینجا بود که مدیرانی که دو سرمربی قبلی پرسپولیس را انتخاب کرده بودند و تجربه خوبی با آنها نداشتند، برای سومین بار برای نیمکت یکی از پر هوادارترین تیمهای ایران تصمیمگیری میکردند و نگرانی هم همینجا بود. تارتار بارها در مصاحبههای خود از آرزویش برای نشستن روی نیمکت پرسپولیس گفته بود و مدیران هم در جهت برآورده کردن آرزوهای یک مربی تصمیم میگرفتند و به این فکر نمیکردند که نیمکت پرسپولیس جای برآورده کردن آرزوها نیست. آنهایی که با رفتار غیر حرفهای و تصمیمات نادرست خود سهمیه آسیایی را از پرسپولیس گرفته بودند، باز هم در مقام تصمیمگیر نشسته بودند و در نهایت تارتار را انتخاب کردند.
اخراج سه بازیکن، شرط نشستن روی نیمکت پرسپولیس
گفته میشود کنار گذاشتن میلاد سرلک، مرتضی پورعلیگنجی و امید عالیشاه، پیششرط مدیران پرسپولیس برای سرمربی جدید این تیم بوده است. درباره ابعاد فنی این ماجرا حرفی نیست، ممکن بود خود مهدی تارتار هم چنین تصمیمی میگرفت که قابل احترام است اما اگر شایعات حقیقت داشته باشند، این پرسش مطرح میشود که مدیران پرسپولیس با کدام دانش فنی چنین تصمیمی گرفتند؟
هر مربی حق دارد بازیکنی را کنار بگذارد اما وقتی مدیر، بازیکنی را کنار میگذارد و اعمال نظر میکند و مربی هم با این اعمال نظر فنی کنار میآید، مشکل آغاز میشود.
چند همت خرج در بازار بی رقیب!
پرسپولیس پنجره نقلوانتقالات تابستان را بسیار خوب پشت سر گذاشت و با جذب ۱۱ بازیکن، نشان داد به دنبال تحول چشمگیر در تیم خود است. در بازار بی رقیب، مدیران پرسپولیس با رفتارهای هیجانی نزدیک به یک همت بابت پرداخت پول صدور رضایت نامه بازیکنان جدید خود صرف کردند.
یک اصل کلی در بازار وجود دارد که میگوید هر چیزی که تقاضای زیادی دارد، قیمت بالایی پیدا میکند. در فوتبال هم همین است. اگر بازیکنی تعداد زیادی مشتری داشته باشد، قیمت بالاتری هم پیدا میکند اما در شرایطی که رقبای مستقیم پرسپولیس هر کدام به دلیلی در بازار نقلوانتقالات، نبودند یا کمفروغ بودند، پرسپولیس با چه منطقی ان مبلغ را تنها برای صدور رضایت نامه بازیکنان مد نظرش پرداخت کرد؟ آیا این ریخت و پاش بی حساب و کتاب، توجهها و فشارها را روی پرسپولیس زیاد نکرد؟ تیمی که باید در آرامش کار کند، حالا تحت فشار هزینههایی است که هیجانی صرف شده و نتیجه مورد انتظار را هم در بر نداشته است. پرسپولیس باز هم باخت چون هنر مدیریت فقط پول خرج کردن در نقلوانتقالات نیست.
جریمه پرسپولیس نوین؟
بعد از دو فصل کابوسوار برای پرسپولیسی که به قهرمانی و عملکرد درخشان در آسیا عادت کرده بود، مدیران جوان پرسپولیس با هزینه هنگفت به خیال خود تیمی بستند که با اقتدار به سمت قهرمانی حرکت کند و به جایگاه قبلی خود بازگردد اما این پرسپولیس از نظر فنی تنها برابر تیمهای پایین جدول میدرخشد و برابر تیمهایی که رقبای مسقیمش برای قهرمانی بودند، ناکام بوده است.
با این حال، مدیران پرسپولیس که از بردهای تیمهای پایین جدولی هیجان زده بودند، بی آنکه درکی از واقعیت شرایط فنی تیم داشته باشند، با عنوان «پرسپولیس نوین» سعی در بزرگنمایی موفقیتها داشتند و در صفحه شخصی خود برای تارتار مینوشتند: «تو بنیانگذار تولدی جدید برای پرسپولیس هستی.» حالا همان مدیران، تنها ۲۰ دقیقه بعد از سوت پایان سومین شکست فصل، برای بنیانگذار "پرسپولیس نوین" جریمه ۱۵ درصدی در نظر گرفتند.
این روش سال قبل در پرسپولیس امتحان شد و جواب نداد و دوباره تکرار شد. فارغ از قانونی بودن یا نبودن جریمه پرسپولیسیها، باید از مدیران پرسپولیس پرسید که آیا جریمه، فرار از زیر مسئولیت تصمیمات شما نیست؟ آیا شما فقط رفیق بردها هستید و مقصر باخت، تنها بازیکنان و مربیان هستند؟
در به روی همان پاشنه میچرخد
اگر به دور از احساس و بر اساس منطق، مروری بر روند یک سال اخیر پرسپولیس داشته باشیم، حاصل کار تیم مدیریتی فعلی سرخها که بیش از یک سال از عمر مدیریت آنها در پرسپولیس میگذرد، ۱۵ برد، ۴ تساوی و ۱۰ باخت بوده است؛ مدیرانی که با تصمیمات گاهی هیجانی خود، کار را به جایی رساندهاند که در هفته دوازدهم لیگ، سرمربی تیم کهکشانی آنها، شعار حیا کن، رها کن بشنود. این تیم مدیریتی که بعضا گفته میشود باشگاه پرسپولیس را جزیرهای اداره میکنند و هر عضو هیات مدیره برای خود مدیرعامل یک بخش باشگاه است، کارهای بسیار مثبتی هم انجام داده که از مهمترین آنها بحث عملکرد موفق هرچند گران در نقلوانتقالات بود اما همین افراد باز هم با تصمیمات هیجانی خود، فرمان پرسپولیس را به سمتی حرکت میدهند که رنگ و بوی صلابت و قهرمانی ندارد. آنها از «پرسپولیس نوین» صحبت میکنند تا رد پای خود در این باشگاه را پررنگ نشان دهند اما همین پرسپولیس نوین اگر به قهرمانی نرسد و صلابت سالهای قبل خود را نداشته باشد، این مدیران فراموش کار، سعی میکنند خود را بی تقصیر نشان دهند.
فوتبال بالا و پایین زیادی دارد، در دنیا هم تیمهای موفق زیادی بودهاند که از مسیر خود خارج شده و دوباره به دوران موفقیت خود بازگشتهاند اما بازگشت به مسیر موفقیت مستلزم پذیرش اشتباه و اصلاح واقعی امور است. پرسپولیس میبازد، از قهرمانی دور میشود و دوباره بازیکنان و کادر فنی جریمه میشوند و همان مدیرانی که بیش از یک سال در این باشگاه مدیریت کردهاند، همچنان پای کار هستند و برای تیمی که میلیونها هوادار دارد، تصمیم میگیرند. درست است که پرسپولیس در ظاهر در جریان هفته دوازدهم لیگ برتر برابر فجرسپاسی متحمل شکست شد و صدر جدول را از دست داد، اما ریشه این باخت فقط به مسائل فنی بازی برنمیگردد. پرسپولیس بیش از یک سال است که دائم میبازد، چون کسانی برایش تصمیم میگیرند که اشتباه و مسئولیت خود را نمیپذیرند و در جهت اصلاح اشتباهات خود قدم برنمیدارند. در پرسپولیس در بر همان پاشنه میچرخد.