شناسهٔ خبر: 80399875 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

کتاب چگونه حافظه جمعی جامعه را می‌سازد؟

رئیس گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران، گفت: کتاب در عصر بمباران اطلاعاتی و تکثر روایت‌ها، می‌تواند با ثبت تجربه‌های اجتماعی و تقویت گفت‌وگو میان نسل‌ها، به انسجام حافظه جمعی جامعه کمک کند.

صاحب‌خبر -

مجتبی ترکارانی، جامعه‌شناس و رئیس گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با تشریح مفهوم «حافظه جمعی» و بررسی نسبت آن با کتاب و رسانه‌های جدید، اظهار کرد: حافظه جمعی صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات مربوط به گذشته نیست؛ بلکه نوعی تفسیر انتخابی و اجتماعی از گذشته است که در شکل‌گیری هویت، احساس تعلق و تصور یک جامعه از گذشته، حال و آینده خود نقش دارد.

وی با اشاره به اینکه کتاب در کنار ثبت و نگهداری تجربه‌های اجتماعی، می‌تواند روایت‌های مسلط را به چالش بکشد و امکان شکل‌گیری روایت‌های جایگزین را فراهم کند، افزود: در شرایط کنونی، جامعه علاوه بر کتاب‌هایی که بتوانند به تحمل دشواری‌های زندگی کمک کنند، به آثاری نیاز دارد که چرایی رسیدن به وضعیت موجود و راه‌های ترسیم آینده‌ای متفاوت را نیز برای آن روشن کنند.

حافظه جمعی؛ مجموعه‌ای از تجربه‌ها و روایت‌های مشترک و مورد مناقشه

ترکارانی، در تشریح مفهوم حافظه جمعی گفت: این اصطلاح که در ادبیات جامعه‌شناسی با نام موریس هالبواکس شناخته می‌شود، به مجموعه‌ای از تجربه‌ها، روایت‌ها، نمادها و تفسیرهای مشترک یا حتی مورد مناقشه یک جامعه درباره گذشته خود اشاره دارد که در بستر روابط اجتماعی و نهادهای فرهنگی شکل می‌گیرد.

به گفته وی، در واقع، جامعه مجموعه‌ای از تجربه‌ها، روایت‌ها، نمادها و تفسیرها درباره گذشته خود دارد که اعضای آن این عناصر را از طریق روابط اجتماعی می‌آموزند، به یکدیگر منتقل می‌کنند و در قالب‌های مختلف ثبت و نگهداری می‌کنند. این فرایند به‌گونه‌ای است که حافظه جمعی می‌تواند از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا کند.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه شکل‌گیری حافظه جمعی به‌شدت تحت تأثیر عوامل اجتماعی و سیاسی قرار دارد، افزود: حتی در شکل‌گیری حافظه فردی نیز نمی‌توان تأثیر مسائل اجتماعی و سیاسی را نادیده گرفت. حافظه جمعی در شکل‌گیری هویت افراد، در اینکه چگونه خودشان را تعریف می‌کنند، در احساس تعلق اجتماعی و در تصوری که یک جامعه از گذشته، حال و آینده خود دارد، نقش مهمی ایفا می‌کند.

وی ادامه داد: حافظه جمعی صرفاً انباشتی از اطلاعات مربوط به گذشته نیست؛ بلکه نوعی تفسیر انتخابی جامعه از گذشته خویش است. به این معنا که هر جامعه‌ای برخی از عناصر گذشته خود را برجسته می‌کند، به یاد می‌آورد و در مقابل، ممکن است بخش‌هایی از گذشته را کمتر مورد توجه قرار دهد یا به فراموشی بسپارد.

ترکارانی، با اشاره به اینکه نمی‌توان تصور کرد همه اعضای یک جامعه الزاماً حافظه مشترک و یکسانی دارند، افزود: درون هر جامعه‌ای ممکن است گروه‌های مختلفی وجود داشته باشند که حافظه‌های متفاوتی از گذشته داشته باشند.

تجربه زیسته افراد در مناطق مختلف، گروه‌های قومی و طبقات اجتماعی یکسان نیست و همین تفاوت‌ها موجب شکل‌گیری برداشت‌ها و روایت‌های متفاوت از گذشته می‌شود.

رئیس گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران ادامه داد: بنابراین حافظه جمعی همواره نوعی گزینش از گذشته است؛ ممکن است گروهی بخش‌هایی از تاریخ را برجسته کند و گروهی دیگر همان بخش‌ها را به شکل متفاوتی به یاد بیاورد. این حافظه همچنین پدیده‌ای ایستا و ثابت نیست، بلکه همواره در حال تغییر، بازسازی و بازتفسیر است.

کتاب چگونه حافظه جمعی جامعه را می‌سازد؟

حافظه جمعی در نسل‌ها و گروه‌های اجتماعی یکسان نیست

رئیس انجمن جامعه‌شناسی لرستان، با بیان اینکه حافظه جمعی می‌تواند میان نسل‌های مختلف و حتی گروه‌های مختلف اجتماعی تفاوت داشته باشد، گفت: افراد براساس سن، تجربه‌های زیسته و حوادثی که در دوران زندگی خود پشت سر گذاشته‌اند، برداشت‌های متفاوتی از گذشته دارند.

ترکارانی، برای توضیح این موضوع به تفاوت تجربه نسل‌هایی که در شرایط جنگ و صلح رشد کرده‌اند اشاره کرد و افزود: نسلی که در فضای جنگ بزرگ شده است، احتمالاً حوادث و اتفاقات مربوط به جنگ را در حافظه خود پُررنگ‌تر نگه می‌دارد و ممکن است احساس ناامنی بیشتری نسبت به نسلی داشته باشد که در شرایط صلح و رفاه رشد کرده است. بنابراین نمی‌توان از یک حافظه جمعی کاملاً یکپارچه و ثابت سخن گفت؛ زیرا تجربه‌های متفاوت اجتماعی، نسلی و تاریخی به شکل‌گیری حافظه‌های متفاوت منجر می‌شوند.

این جامعه‌شناس یکی دیگر از ویژگی‌های مهم حافظه جمعی را ارتباط آن با قدرت و مناسبات اجتماعی دانست و اظهار کرد: حافظه جمعی با روابط قدرت نیز ارتباط دارد. بسیاری اوقات این صاحبان قدرت هستند که امکان ثبت و تثبیت روایت‌های خود را پیدا می‌کنند. همان‌طور که گفته می‌شود تاریخ را غالباً برندگان می‌نویسند، کمتر می‌توان تاریخ را از منظر گروه‌های فرودست اجتماعی و گروه‌های شکست‌خورده مشاهده کرد.

وی افزود: کسانی که امکان ثبت تجربه‌ها و تثبیت روایت‌های خود را داشته‌اند، معمولاً از موقعیت اجتماعی و قدرت بیشتری برخوردار بوده‌اند. به همین دلیل، آنچه در بسیاری از کتاب‌ها و روایت‌های تاریخی مشاهده می‌کنیم، بیشتر بازتاب حافظه جمعی گروه‌هایی است که از قدرت، سواد، منابع و امکان کتابت بیشتری برخوردار بوده‌اند.

ترکارانی، با اشاره به محدودیت‌هایی که در دوره‌های مختلف برای بیان و ثبت برخی روایت‌ها وجود داشته است، بیان کرد: گاهی ترس از اینکه بعضی روایت‌ها نوشته و منتشر شوند، متأثر از شرایط سیاسی و حکومت‌های وقت قرار داشته و همین مسئله در انتقال حافظه جمعی مؤثر بوده است.

وی گفت: حافظه جمعی در نهایت برداشتی است که یک جامعه از گذشته خود دارد و مجموعه‌ای از نمادها، آیین‌ها، تفسیرها و روایت‌هایی را در بر می‌گیرد که جامعه درباره گذشته خویش می‌سازد؛ روایتی که همواره در حال بازسازی است و از مناسبات اجتماعی و قدرت تأثیر می‌پذیرد.

کتاب چگونه حافظه جمعی جامعه را می‌سازد؟

این جامعه‌شناس در ادامه به نقش کتاب در شکل‌گیری حافظه جمعی پرداخت و گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب این است که حوادث تاریخی و تجربه‌های اجتماعی را مکتوب، ثبت و نگهداری می‌کند و امکان انتقال آن‌ها را به نسل‌های بعدی فراهم می‌آورد؛ بنابراین نخستین کارکرد کتاب در ارتباط با حافظه جمعی، ثبت و نگهداری تجربه‌های اجتماعی است. کتاب می‌تواند روایت افرادی را که در یک دوره تاریخی زندگی کرده‌اند، از زبان خود آن‌ها، براساس مشاهدات نویسنده یا با اتکا به اسناد و مدارک موجود ثبت کند و این تجربه‌ها را برای نسل‌های بعدی به یادگار بگذارد.

وی ادامه داد: به این ترتیب، با مرگ افرادی که در یک دوره تاریخی حضور داشته و تجربه‌های خاصی را از سر گذرانده‌اند، روایت آن تجربه‌ها از بین نمی‌رود، بلکه در قالب کتاب باقی می‌ماند و به نسل‌های بعد منتقل می‌شود. از این منظر، کتاب یکی از مهم‌ترین ابزارهای ثبت و نگهداری حافظه اجتماعی است.

رئیس گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران، دومین کارکرد کتاب را برجسته‌سازی برخی از حوادث و تجربه‌های تاریخی عنوان کرد و گفت: کتاب‌ها صرفاً به ثبت واقعیت‌ها نمی‌پردازند، بلکه در بسیاری موارد برخی از ابعاد یک حادثه را برجسته و برخی دیگر را کم‌رنگ می‌کنند.

وی برای توضیح این موضوع اظهار کرد: ممکن است نویسنده‌ای درباره یک جنگ بنویسد و به ابعاد مختلف آن بپردازد، اما براساس نگاه، سلیقه، برداشت، نیت و حتی اهداف خود، برخی از جنبه‌های آن را بیشتر مورد توجه قرار دهد. در مقابل، ممکن است بعضی از ابعاد همان حادثه کمتر دیده شوند.

ترکارانی، افزود: بنابراین انتخاب‌هایی که نویسندگان در روایت حوادث تاریخی یا حتی اتفاقات روز انجام می‌دهند، می‌تواند موجب بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی برخی واقعیت‌ها شود. کتاب از این جهت می‌تواند در نحوه بازنمایی واقعیت‌های تاریخی تأثیر بگذارد و تصویری خاص از گذشته را در ذهن مخاطبان تثبیت کند.

وی سومین کارکرد کتاب را ایجاد تجربه و روایت مشترک میان خوانندگان دانست و افزود: هنگامی که یک کتاب منتشر می‌شود، افرادی که آن را مطالعه می‌کنند ممکن است با روایت ارائه‌شده در آن همدلی کنند و به برداشت یا تجربه‌ای مشترک از یک حادثه تاریخی دست یابند.

به گفته این جامعه‌شناس، نویسنده از طریق کتاب می‌تواند باورها، برداشت‌ها و اهداف خود را به مخاطبان منتقل کند و در صورت تأثیرگذاری روایت او، گروهی از خوانندگان به درک مشترکی از یک اتفاق یا دوره تاریخی برسند.

ترکارانی برای توضیح این موضوع به آثار تاریخی ویل دورانت اشاره کرد و گفت: هنگامی که افراد تاریخ گذشته را از طریق کتاب‌های ویل دورانت مطالعه می‌کنند، با روایتی مواجه می‌شوند که نویسنده از حوادث تاریخی ارائه کرده است. این روایت می‌تواند میان خوانندگان مختلف نوعی برداشت و فهم مشترک ایجاد کند.

وی با بیان اینکه نقش کتاب تنها به ایجاد روایت مشترک محدود نمی‌شود، افزود: یکی دیگر از کارکردهای مهم کتاب این است که می‌تواند روایت‌های مسلط و موجود را به چالش بکشد، آن‌ها را نقد کند و روایت‌های رسمی را با پرسش و تردید مواجه سازد.

این جامعه‌شناس ادامه داد: گاهی افراد روایت‌هایی را پذیرفته‌اند و بدون پرسش آن‌ها را تکرار می‌کنند، اما با مطالعه کتاب‌های انتقادی و مواجهه با روایت‌های دیگر، نسبت به آن برداشت‌ها دچار تردید می‌شوند. همین مسئله می‌تواند زمینه شکل‌گیری گفت‌وگو در جامعه درباره روایت‌های مسلط را فراهم کند.

وی گفت: کتاب خوب آن نیست که صرفاً یک روایت مشترک را به جامعه منتقل کند، بلکه باید در کنار آن امکان انتشار کتاب‌های دیگری نیز وجود داشته باشد که روایت‌های متفاوت و جایگزین را معرفی کنند. حافظه جمعی الزاماً حافظه‌ای یکپارچه و مورد توافق همه اعضای جامعه نیست و هر جامعه‌ای می‌تواند حافظه‌های متفاوت و حتی متعارض داشته باشد.

ترکارانی، افزود: کتاب یکی از عرصه‌هایی است که این حافظه‌های مختلف در آن شکل می‌گیرند، با یکدیگر مواجه می‌شوند و امکان گفت‌وگو و نقد متقابل پیدا می‌کنند. چنین فرایندی می‌تواند به رشد فکری و فرهنگی جامعه کمک کند.

رسانه‌های جدید؛ رقیب کتاب یا عاملی برای دموکراتیک شدن حافظه جمعی؟

ترکارانی، در پاسخ به این موضوع که با وجود گسترش منابع اطلاعاتی و رسانه‌های جدید، آیا کتاب همچنان توانایی ساخت حافظه جمعی را دارد، اظهار کرد: امروزه کنار کتاب، انواع مختلفی از رسانه‌ها و محتواهای اطلاعاتی به وجود آمده‌اند که می‌توانند در شکل‌گیری حافظه جمعی نقش داشته باشند. واقعیت این است که کتاب با رقیبان جدی مواجه شده و در برخی عرصه‌ها این رقیبان توانسته‌اند جایگاه آن را تحت تأثیر قرار دهند.

وی با اشاره به کاهش احتمالی میزان مطالعه کتاب در میان نسل‌های جوان‌تر گفت: اگر میزان مطالعه را به تفکیک نسل‌ها بررسی کنیم، به نظر می‌رسد در نسل‌های پایین‌تر استقبال از متون کاغذی کاهش پیدا کرده است و افراد کمتر به سراغ کتاب‌های چاپی می‌روند.

این جامعه‌شناس افزود: گسترش شبکه‌های اجتماعی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و افزایش زمان حضور افراد در رسانه‌های دیجیتال می‌تواند بر میزان مطالعه کتاب تأثیر بگذارد. حتی در میان دانشجویان و گروه‌های مختلف اجتماعی نیز به نظر می‌رسد میزان مراجعه به کتاب با تغییراتی مواجه شده است.

ترکارانی با تأکید بر اینکه این برداشت در حال حاضر بیشتر مبتنی بر مشاهدات شخصی اوست و برای تأیید قطعی آن به پیمایش‌ها و آمارهای جدید نیاز است، گفت: البته شرایط اقتصادی نیز در کنار تحولات اجتماعی و ظهور رقیبان جدید کتاب می‌تواند در کاهش استقبال از کتاب‌خوانی مؤثر باشد.

وی در ادامه به یکی از پیامدهای مثبت گسترش رسانه‌های جدید اشاره کرد و افزود: حضور رسانه‌هایی مانند شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، فیلم‌ها و سایر بسترهای ارتباطی موجب شده است که امکان مشارکت گروه‌های بیشتری از جامعه در تولید و انتقال روایت‌ها فراهم شود.

به گفته وی، این تحول را می‌توان از منظر دموکراتیک شدن حافظه جمعی نیز بررسی کرد؛ به این معنا که دیگر تنها گروه‌هایی که به سواد، ثروت، قدرت و امکانات انتشار کتاب دسترسی دارند، امکان ثبت و انتقال روایت‌های خود را ندارند، بلکه گروه‌های اجتماعی بیشتری می‌توانند تجربه‌ها و دیدگاه‌های خود را بیان کنند.

ترکارانی، بیان کرد: درگذشته، گروه‌های فرودست اجتماعی معمولاً امکانات کمتری برای ثبت تجربه‌ها و انتشار روایت‌های خود داشتند، اما امروزه با وجود رسانه‌های جدید، افراد و گروه‌های بیشتری می‌توانند صدای خود را به جامعه برسانند و در شکل‌گیری حافظه جمعی مشارکت کنند. از این منظر، رسانه‌های جدید می‌توانند به دموکراتیک‌تر شدن حافظه جمعی کمک کنند؛ زیرا امکان حضور صداهایی را فراهم می‌کنند که در گذشته کمتر شنیده می‌شدند یا اساساً امکان ثبت و انتشار روایت‌های خود را نداشتند.

خطر چندپارگی حافظه جمعی در عصر بمباران اطلاعاتی

رئیس انجمن جامعه‌شناسی لرستان در عین حال با اشاره به پیامدهای منفی تکثر رسانه‌ای گفت: هرچند حضور گروه‌های مختلف در تولید روایت‌ها و مشارکت آن‌ها در شکل‌گیری حافظه جمعی اتفاق مثبتی است، اما از سوی دیگر می‌تواند به پراکندگی و چندپارگی حافظه جمعی نیز منجر شود.

وی توضیح داد: امروز صداها و روایت‌های متعددی در جامعه وجود دارند، اما این روایت‌ها همیشه نتوانسته‌اند وارد گفت‌وگوی مؤثر با یکدیگر شوند. در نتیجه، گروه‌های مختلف ممکن است تجربه‌ها و برداشت‌های خود را داشته باشند، بدون اینکه امکان نزدیک شدن و تعامل سازنده میان آن‌ها فراهم شود.

ترکارانی افزود: بنابراین همان‌طور که رسانه‌های مختلف می‌توانند به شکل‌گیری حافظه جمعی کمک کنند، در صورت نبود گفت‌وگوی مؤثر ممکن است به پراکندگی آن نیز دامن بزنند. در چنین شرایطی، کتاب همچنان می‌تواند نقش مهمی ایفا کند؛ زیرا امکان مواجهه عمیق‌تر، پیوسته‌تر و تأملی‌تر با مسائل را فراهم می‌آورد.

به گفته وی، هنگامی که در یک جامعه تجربه‌های متفاوت و متکثری وجود دارد، لازم است نویسندگان و پژوهشگران آثاری تولید کنند که بتوانند روایت‌های مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند، تجربه‌های متنوع را بازنمایی کنند و صاحبان این روایت‌ها را با یکدیگر آشنا سازند.

این جامعه‌شناس تأکید کرد: کتاب‌های خوب باید نقاط اشتراک و تفاوت روایت‌های مختلف را شناسایی کنند و امکان سازگاری و گفت‌وگوی میان آن‌ها را فراهم آورند. در اینجاست که نقش نویسندگان اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا جامعه به افرادی نیاز دارد که بتوانند فراتر از موج‌های زودگذر اطلاعاتی، روایت‌های پراکنده را به یکدیگر نزدیک کنند.

ترکارانی ادامه داد: امروز تصور می‌کنیم اطلاعات بسیار زیادی در اختیار داریم، اما همچنان جای خالی کتاب را احساس می‌کنیم. جامعه به کتاب‌هایی نیاز دارد که عمیق‌تر نوشته شوند و نویسندگانی که بتوانند از سطح انبوه اطلاعات عبور کنند و به لنگرگاهی برای همگرایی روایت‌ها و نزدیک کردن تجربه‌های مختلف در قالب یک حافظه جمعی تبدیل شوند.

وی با اشاره به احتمال افزایش تنش‌های اجتماعی در نتیجه چندپارگی حافظه جمعی، گفت: امروزه گروه‌های مختلف اجتماعی براساس دیدگاه‌های متفاوت خود نسبت به قدرت، مسائل فرهنگی و اجتماعی، برخی عناصر فرهنگی را برجسته و برخی دیگر را کم‌رنگ می‌کنند. این تفاوت‌ها اگر به گفت‌وگو و تعامل نرسند، می‌توانند به تضادهای فرهنگی و حتی چندپارگی هویتی منجر شوند.

این جامعه‌شناس افزود: اگر کتاب‌های مناسبی نوشته نشوند و امکان گفت‌وگو میان روایت‌های مختلف فراهم نشود، جامعه ممکن است به سمت چندپارگی بیشتر حرکت کند. چنین وضعیتی خطر تنش‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد و در نهایت به تضعیف همبستگی اجتماعی منجر می‌شود؛ بنابراین کتاب، نه‌تنها اهمیت خود را در دنیای جدید از دست نداده، بلکه در برابر سطحی شدن اطلاعات و پراکندگی روایت‌ها می‌تواند نقشی اساسی ایفا کند.

∎​