محمدجواد پاینده - مراسم تشييع حميد عليدوستى از پيشكسوتان خوشنام فوتبال ایران با اتفاق تلخی همراه شد ، بی توجهی برخی از چهرههای شاخص به سرود ملی ایران که مطابق انتظار از دید رسانهها و افکار عمومی پنهان نشده و با واکنشهای گستردهای همراه بود.
علی دایی شاخصترین چهره تاریخ فوتبال ایران، عادل فردوسی پور مطرحترین چهره رسانه ای فوتبال و البته چهره نه چندان شناخته شدهای به نام فرزین دبیری که در جایگاه عضو هیات رییسه فدراسیون فوتبال نشسته در تصاویر منتشر شده از قیام به احترام و همراهی با سرود ملی خودداری کردند.
ماجرای علی دایی که حکایت تازهای نیست اما دردآور است و عجیب. چهرهای که هنوز به عنوان یکی از نمادهای تاریخ فوتبال ایران شناخته میشود در بسیاری از امور معنوی پرچمدار و پیش قدم بوده ، تصاویر و صحنههای خوشحالی پس از گلهایش فراموش نمیشود و سالها با گلهای رنگارنگش موجب شادی و افتخار یک ملت بود امروز در جایگاهی ایستاده که پاسخی به علامتهای سوال پیرامونش نمیدهد!
علی دایی سال با همان بازوبند سه رنگ همین سرود را با دستی رو قلب فریاد می زد ، عاشق ایران و مردمانش بود و آنچه این روزها با خودش میکند جفا در حق علی دایی است.
سوال از او و یا عادل فردوسی پور که هرچه باشد فرزند رسانه ملی و از پدیدههای کشف شده در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است باید این باشد که چه چیز سرود ایران را خوشایند نمیبینند که از ادای احترام به آن خودداری می کنند؟
سرود نماد سرزمین، ملت و کشور است و یا نماد حاکمیت که اگر حتی منتقد رویکرد حاکمیت هستید بی احترامی به سرود را چگونه رواج میدهید؟
و مگر جماعت روشنفکر منتقد نبودند که آتش زدن پرچم منحوس رژیم یا شعار مرگ بر آمریکا را نماد اهانت به ملت و کشوری دیگر میخواندند که حالا برخی حاضر به قیام در مقابل سرود ملی ایران و رعایت حرمت سرزمین و ملت خودشان نیستند؟
برخی از این چهرهها که اتفاقا دم از منطق و استدلال و شفافیت میزنند و چندین دهه سریال بیپایان در جستوجوی حقیقت را به روی صحنه فوتبال کشور بردهاند باید امروز به این سوال با همان صراحت و شفافیت پاسخ دهند که از چه چیز سرود ایران خوششان نمیآید؟ از فریاد استقلال خواهی و هویت ایرانیاش یا یاد شهدای سرفرازی که خون پاکشان را فدای حفاظت از خاک ایران کردند؟
در سرود ملی جمهوری اسلامی ایران کدام عبارت آنها را میازارد که به نادیده گرفتن حرمت وطن میارزد؟
حكايت فرزين دبيرى هم كه ماجراى تاسف برانگيز ديگرى است، فامیل فلان چهره موثر در دولت كه يكباره به عضويت هيات رييسه فدراسيون فوتبال جمهورى اسلامى ايران درآمده اما پس از دست يافتن به يك كرسى رسمى و بهرهمندی از عواید رابطه فامیلی در این جایگاه هم حاضر به قیام و حرمت گذاشتن در قبال سرود ملی ایران نیست!
اگرچه با این وجود که روز گذشته دبیری تحت شدیدترین فشارهای رسانهای مجبور به عذرخواهی شده باشد اما چینی شکسته را بند نمی شود زد و آب رفته به جوی بازنمیگردد.
وقایع سه سال اخیر از هفت اکتبر تا امروز را که مرور میکنیم از شرق آسیا تا قلب اروپا و سراسر امریکا ، جهانی بیدار شده اما برخی خواب زدگان وطن در خواب ماندهاند ، نه ایران را شناختند ، نه قهرمانان و عاشقان راستین وطن را که خون مطهرشان بزرگ ترین بهای حفاظت از استقلال و انسجام ایران بود.
خواننده لس آنجلسی که با بودجه و اعتبار و یارانه فرهنگی و ورزشی جمهوری اسلامی به جایی نرسیده بعد از چند دهه دوری آمده که بگوید برای من ایران حرف اول و آخر را میزند چه به نام و چه به ننگ اما صد حیف از آن کس که دار و ندارش از عزت و آبروی ایران و امنیت وآرامش شغل و کسب و کارش مدیون خون مطهر شهداست اما توفیق آن را ندارد که دست بر سینه به پرچم سرفراز و سرود و ماندگارش ادای احترام کند.
پس از بی احترامی چند نفر از اهالی فوتبال و رسانه به سرود ملى درباره ادامه کار فرزین دبیری در فدراسیون باید تجدیدنظر شود
به خواب رفتگان
صاحبخبر -
∎