شناسهٔ خبر: 80390061 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

دبیر شورای عالی امنیت ملی از احداث لوله‌های گاز از روسیه به ایران خبر داد؛

دست پُر از مسکو، پاسخ به «نمی‌شود»

سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین، با طرح همکاری‌های راهبردی در حوزه انرژی، بار دیگر نشان داد که حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توان از ظرفیت‌های بین‌المللی برای تأمین منافع کشور بهره گرفت؛ تجربه‌ای که در دولت شهید رئیسی دنبال شد، اما از ابتدای جنگ رمضان، ادبیات «نمی‌شود» در میان برخی مسئولان در برابر آن قرار گرفت.

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روز گذشته سرلشکر محسن رضایی، نماینده رهبر معظم انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی، با پیام رهبر انقلاب راهی مسکو شد؛ سفری که دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در کرملین یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن بود. حضور مقام‌های ارشد امنیتی و سیاسی دو طرف در این دیدار نیز نشان می‌داد گفت‌وگوها صرفاً یک ملاقات تشریفاتی نیست.

آنچه پس از این دیدار اعلام شد، اهمیت بیشتری به سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی داد. سرلشکر رضایی از گفت‌وگو درباره احداث خطوط لوله انتقال گاز از روسیه به ایران خبر داد؛ طرحی که می‌تواند هم به تأمین نیازهای گازی کشور کمک کند و هم ایران را به مسیر انتقال و عرضه گاز روسیه به کشورهای منطقه تبدیل کند. یعنی حتی در شرایطی که فشارهای خارجی، جنگ و محدودیت‌های اقتصادی بر کشور سایه انداخته، همچنان می‌توان ظرفیت‌های تازه‌ای برای تأمین منافع ملی پیدا کرد.

این، شاید مهم‌ترین پیام سفر مسکو باشد؛ در شرایط دشوار، سیاست خارجی نباید به فهرستی از «نمی‌شود»ها تبدیل شود.

ایران امروز با شرایطی پیچیده روبه‌روست؛ از جنگ و فشارهای اقتصادی گرفته تا تحریم و تلاش دشمن برای محدود کردن مسیرهای تجاری و اقتصادی کشور. اما سؤال این است که آیا در چنین شرایطی باید دست روی دست گذاشت و مدام از کمبود منابع و بسته بودن راه‌ها سخن گفت یا باید هر ظرفیتی را، در هر نقطه‌ای از جهان، برای حل مسائل کشور به کار گرفت؟

سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به روسیه و طرح موضوع همکاری‌های گازی، یک نمونه از پاسخ به همین سؤال است. اگر نیاز گازی وجود دارد، باید برای تأمین آن راه پیدا کرد. اگر کشور ظرفیت جغرافیایی و بازار منطقه‌ای دارد، باید آن را به یک فرصت اقتصادی تبدیل کرد. اگر تحریم، مسیرهای سنتی را دشوار کرده، باید مسیرهای تازه ساخت. سیاست‌ورزی در شرایط سخت دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

سیاست خارجی فقط چند پایتخت غربی نیست

این نگاه البته تجربه تازه‌ای در جمهوری اسلامی ندارد. یکی از مهم‌ترین وجوه سیاست خارجی دولت شهید آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی نیز همین بود؛ اینکه ایران نباید منافع خود را به چند کشور غربی و نتیجه مذاکره با آن‌ها گره بزند.

دولت سیزدهم میز مذاکره را ترک نکرد، اما کشور را پشت میز مذاکره متوقف هم نکرد. توسعه روابط با همسایگان، گسترش همکاری با کشورهای آسیایی و اسلامی، عضویت در سازمان‌هایی مانند شانگهای و بریکس و پیگیری توافق‌های راهبردی با چین و روسیه، همه برآمده از یک راهبرد مشخص بود: جهان بزرگ‌تر از آن است که منافع یک ملت به اراده چند دولت غربی وابسته شود.

این سیاست به معنای بستن درهای تعامل نبود؛ بلکه برعکس، معنای آن استفاده از همه درها بود. تفاوت در اینجا بود که دولت شهید رئیسی «تعامل با دنیا» را به «تعامل با غرب» تقلیل نداد.

همین تجربه امروز نیز می‌تواند راهگشا باشد. سفر رضایی به مسکو و طرح همکاری‌های اقتصادی و انرژی در سطحی راهبردی، نشان می‌دهد حتی در اوج شرایط پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی نیز امکان فعال کردن ظرفیت‌های جدید وجود دارد؛ به شرط آنکه نگاه مدیران کشور به «آنچه می‌توان انجام داد» معطوف باشد، نه به فهرست بلندبالای «آنچه نمی‌شود».

مشکل، تحریم نیست یا ادبیات ناتوانی؟

از ابتدای جنگ رمضان، بخشی از فضای مدیریتی و سیاسی کشور بارها با ادبیاتی همراه بوده که بیش از هر چیز، بر ناتوانی و محدودیت تأکید می‌کرد؛ اینکه شرایط اجازه نمی‌دهد، امکانات کافی نیست، نمی‌توان مسیرهای جدید را فعال کرد و راهی جز پذیرش وضعیت موجود باقی نمانده است.

بدیهی است که جنگ و تحریم، هزینه دارند و نمی‌توان واقعیت فشارهای خارجی را نادیده گرفت. اما تفاوت بزرگی میان شناخت محدودیت‌ها و تسلیم شدن در برابر آن‌ها وجود دارد.

کشوری که در شرایط تحریم توانسته است فناوری‌های پیچیده را توسعه دهد، ظرفیت‌های نظامی و دفاعی خود را ارتقا دهد و در بسیاری از حوزه‌ها مسیرهای تازه‌ای ایجاد کند، نمی‌تواند در اداره مسائل اقتصادی و تأمین منافع ملی، صرفاً با ادبیات «نمی‌شود» اداره شود.

دیدار امروز در مسکو دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. بحث درباره انتقال گاز روسیه به ایران، تنها یک توافق یا پروژه اقتصادی احتمالی نیست؛ نشانه‌ای از این است که در شرایط دشوار نیز می‌توان برای مشکلات راه‌حل‌های جدید طراحی کرد. ایران می‌تواند هم نیازهای خود را تأمین کند و هم از موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های منطقه‌ای‌اش برای ایجاد فرصت اقتصادی استفاده کند.

درس یک راهبرد

سیاست خارجی موفق، سیاستی نیست که همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد بگذارد. همان‌گونه که وابسته کردن اقتصاد کشور به نتیجه یک توافق، تجربه‌ای پرهزینه بود، محدود کردن نگاه ایران به چند پایتخت غربی نیز نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای کشوری با ظرفیت‌های گسترده منطقه‌ای و بین‌المللی باشد.

راهبرد دولت شهید رئیسی در گسترش روابط با همسایگان و قدرت‌های شرقی، در کنار حفظ ارتباط و گفت‌وگو با دیگر کشورها، از همین واقعیت ناشی می‌شد. امروز نیز این تجربه همچنان قابل استفاده است؛ به‌ویژه در شرایطی که دشمن تلاش می‌کند با فشار و تهدید، ایران را در تنگنا قرار دهد.

سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به مسکو و مذاکرات انجام‌شده، یک پیام روشن دارد: شرایط سخت، پایان ظرفیت‌ها نیست. گاهی درست در دل محدودیت‌هاست که باید مسیرهای تازه را پیدا کرد.

کشور در شرایط جنگی و فشار اقتصادی بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که به جای شمردن دیوارها، به دنبال یافتن درها باشند. تجربه دولت شهید رئیسی نشان داد که می‌توان بدون گره زدن کشور به اراده غرب، روابط بین‌المللی را گسترش داد و از ظرفیت‌های جهان برای منافع ملی بهره گرفت.

امروز نیز پیام مسکو می‌تواند همین باشد؛ اگر اراده استفاده از همه ظرفیت‌ها وجود داشته باشد، «نمی‌شود» جای خود را به «راهش را پیدا می‌کنیم» خواهد داد.

گزارش از امیرحسین درکی

∎​