شناسهٔ خبر: 80380429 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه مردم‌سالاری | لینک خبر

الزام حیاتی نیواستارت

صاحب‌خبر -
یک. نقطه صفر
پنجم فوریه ۲۰۲۶، پیمان نیو استارت میان آمریکا و روسیه بی‌آنکه جانشینی بیابد، به پایان رسید. برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، زرادخانه‌های راهبردی دو بزرگ‌ترین قدرت هسته‌ای جهان، که روی هم حدود ۸۷ درصد از زرادخانه هسته‌ای کره خاکی را در دست دارند، از هر محدودیت حقوقی الزام‌آور، هر بازرسی و هر شفافیتی تهی ماندند. آنچه به پایان رسید، فقط یک معاهده نبود؛ یک معماری فرو ریخت.
دو. آنچه از دست رفت
نیو استارت در ۲۰۱۱ لازم‌الاجرا شد و در ۲۰۲۱ برای پنج سال دیگر تمدید. هر طرف را به حداکثر ۱۵۵۰ کلاهک راهبردی مستقر و محدودیت‌های متناظر بر سامانه‌های پرتاب محدود می‌کرد: موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، موشک‌های بالستیک زیردریایی و بمب‌افکن‌های سنگین. اما مهم‌تر از اعداد، رژیم راستی‌آزمایی بود؛ بازرسی‌هایی که مجال سوءتفاهم و مسابقه تسلیحاتی را تنگ می‌کرد. آنچه امروز از دست رفته، همان اعتماد حداقلی است که ثبات راهبردی بر دوش آن ایستاده بود.
سه. تصمیم واشینگتن، نه غفلت بلکه انتخاب
ترامپ در پلتفرم خود نیو استارت را معامله‌ای بد مذاکره‌شده خواند که به‌شدت نقض می‌شود و استدلال کرد تمدید آن به سود آمریکا نیست. او خواهان معاهده‌ای نو، بهتر و مدرن‌تر شد. این زبان، زبان کسی نیست که از خلأ می‌هراسد؛ زبان کسی است که خلأ را فرصت می‌بیند. جنیفر کاوانا از Defense Priorities هشدار داد شاید بی‌اعتنایی دولت به نیو استارت نشانه آن باشد که رئیس‌جمهور و مشاورانش از پیش در پی عبور از سقف‌های موجودند.
چهار. روسیه، خویشتن‌داری مشروط بدون تضمین
مسکو اعلام کرد پس از انقضا، دو طرف دیگر به هیچ تعهدی ذیل معاهده پایبند نیستند. پوتین در سپتامبر ۲۰۲۵ گفته بود روسیه محدودیت‌های اصلی معاهده را یک سال دیگر رعایت می‌کند، به شرط آنکه آمریکا دست به اقدامی نزند که توازن راهبردی را برهم بزند. اما خویشتن‌داری یک‌جانبه و مشروط، جای تعهد حقوقی متقابل را پر نمی‌کند. این تفاوت، تفاوت میان قاعده و خواست است.
پنج. خلأ راهبردی، چرا این بار متفاوت است
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، انقضای نیو استارت را لحظه‌ای خطیر برای صلح و امنیت بین‌المللی خواند و تأکید کرد برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، جهان با وضعیتی روبه‌روست که در آن زرادخانه‌های راهبردی روسیه و آمریکا هیچ محدودیت الزام‌آوری ندارند. این خلأ در بستری رخ می‌دهد که رقابت قدرت‌های بزرگ شدت گرفته و کنترل تسلیحات به حاشیه رانده شده است. خلأ حقوقی در چنین بستری، نخست به خلأ سیاسی بدل می‌شود و سپس به خلأ ادراکی.
شش. چرخش دکترینی
هم‌زمان با این خلأ، پنتاگون بازنگری‌ای در راهنمای به‌کارگیری سلاح هسته‌ای آغاز کرده که بر نقش سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی و گزینه‌های به‌کارگیری محدود تأکید می‌کند و ممکن است برخی مأموریت‌های نیروهای راهبردی را کم‌اهمیت‌تر سازد. این چرخش، به تعبیر Arms Control Association، گامی آشکار به سوی پذیرش جنگ هسته‌ای در سطح تاکتیکی است.
هفت. محدود یعنی چه و چه چیزی را محدود نمی‌کند
البریج کولبی، معاون وزیر دفاع در امور سیاست، هدف را گزینه‌های محدود، عقلانی و قابل استفاده توصیف کرد که بتوانند تشدید را مدیریت کنند بی‌آنکه به تبادل هسته‌ای غیرقابل‌کنترل بینجامند. اما محدود به معنای محدود ماندن اثرها نیست. هر انفجار هسته‌ای می‌تواند یک منازعه را از بن دگرگون کند و فراتر از هدف اولیه، پاسخ‌های تلافی‌جویانه برانگیزد. محدود، توصیف دامنه سیاسی است، نه مهار فیزیکی پیامدها.
هشت. کاهش تأکید بر محدودسازی خسارت و معنای پنهان آن
یکی از تغییرات بالقوه، کاهش تأکید بر محدودسازی خسارت است؛ یعنی توانایی انهدام پیش‌دستانه نیروهای هسته‌ای حریف یا رهگیری سلاح‌های نزدیک‌شونده. این کاهش از یک سو می‌تواند نشانه پذیرش آسیب‌پذیری متقابل با چین باشد، اما از سوی دیگر این پیام را می‌رساند که آمریکا استفاده از سلاح تاکتیکی را قابل مدیریت می‌داند، حتی اگر برتری راهبردی کامل نداشته باشد. و همین قابل مدیریت دانستن است که آستانه را پایین می‌آورد.
نه. بازنگری‌ای بدون گزارش عمومی
این بازنگری، برخلاف سه بازنگری رسمی ۲۰۱۰، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، قرار نیست به‌صورت عمومی منتشر شود. کولبی در مارس به کمیته نیروهای مسلح سنا گفته بود پنتاگون برنامه‌ای برای بازنگری رسمی Nuclear Posture Review ندارد و سیاست اعلامی سند ۲۰۱۸ را کافی می‌داند. نتیجه این رویکرد، تغییر در سیاست عملیاتی است بی‌آنکه نظارت عمومی ممکن باشد و حتی بی‌آنکه کنگره به‌طور کامل بحث کند؛ و این خود تحولی دکترینی است،
نه فقط رویه‌ای اداری.
ده. کنگره و پول، تأیید مسیر
کنگره در حال بررسی سامانه‌هایی است که این راهبرد را پشتیبانی می‌کنند. کمیته نیروهای مسلح سنا در پیشنهاد سیاست دفاعی سال مالی ۲۰۲۷، سلاح‌های هسته‌ای جدید سطح‌پرتاب و هواپرتاب را توصیه کرده است، حتی بدون درخواست بودجه از سوی پنتاگون و وزارت انرژی. نیروی دریایی نیز در حال تهیه موشک کروز هسته‌ای دریایی با نام SLCM-N است. این‌ها توانمندسازهای همان گزینه‌های محدودند.
یازده. چین و روسیه، پذیرش یا هشدار
این ایده که چین و روسیه استفاده محدود آمریکا در جنگ‌های منطقه‌ای را بپذیرند، با واقعیت فاصله دارد. کارشناسان روسی تأکید کرده‌اند سلاح هسته‌ای تاکتیکی ماهیتاً سلاح هسته‌ای است و مسکو پاسخ هسته‌ای را به تاکتیکی و راهبردی تفکیک نمی‌کند. چین نیز زرادخانه خود را مدرن می‌کند و واشینگتن خود اذعان دارد با چالشی هسته‌ای، دوگانه و هم‌سنگ، روبه‌روست. پذیرش چین و روسیه فرضی است که هیچ شاهد محکمی برای آن در دست نیست. آنچه در دست است، نگرانی و هشدار است.
دوازده. پیام به مسکو درباره ایران، پیش‌سابقه به‌جای قانون
در همین چارچوب، رسانه‌ها گزارش داده‌اند روسیه به دست‌کم دو دولت گفته است حمله هسته‌ای آمریکا به ایران، آن را برای استفاده از سلاح هسته‌ای علیه اوکراین آزاد می‌کند. این جمله را باید دقیق خواند: نه یک تهدید مستقیم، بلکه استدلالی بر پایه پیش‌سابقه. اگر آمریکا تابو را بشکند، روسیه نیز می‌تواند با استناد به همان پیش‌سابقه عمل کند. در منطق بازدارندگی، پیش‌سابقه از قانون قوی‌تر است، چون قانون را می‌توان بازتفسیر کرد، اما پیش‌سابقه را نمی‌توان انکار کرد.
سیزده. بن‌بست ایران و آمریکا، اختلاف بر سر ترتیب
در جبهه ایران، رویترز در ماه مه ۲۰۲۶ گزارش داد واشینگتن خواستار توقف غنی‌سازی اورانیوم برای ۲۰ سال و انتقال ذخایر به آمریکاست، در حالی که ایران پایان حملات، تضمین‌های امنیتی، غرامت جنگ و به‌رسمیت شناختن حاکمیت خود بر تنگه هرمز را می‌خواهد؛ شرایطی که واشینگتن رد کرده است. این اختلاف فنی نیست، اختلاف بر سر ترتیب است. و ترتیب خود ساختاری از قدرت است. طرفی که اول امتیاز می‌دهد، اهرم خود را از دست می‌دهد.
چهارده. بن‌بست دوم، توان تلافی و بازی سخت
ایران دریافته است تنها با بازی سخت می‌تواند امتیاز بگیرد. تهران موشک، توان هسته‌ای و کنترل هرمز را نه ابزار چانه‌زنی، بلکه ستون‌های ایدئولوژیک بقای جمهوری اسلامی می‌داند. واگذاری آن‌ها سازش نیست، تسلیم است. در همین حال، گزارش‌ها حاکی است ایران توانایی هدف‌گیری اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه را دارد و از همکاری روسیه و چین برخوردار است. این ترکیب، هزینه هر ماجراجویی نظامی را بالا می‌برد و همین بن‌بست را عمیق‌تر می‌کند، نه سطحی‌تر.
پانزده. خطای ژئوپلیتیک و روایت‌های رقیب
برخی منابع گفته‌اند ترامپ خطای ژئوپلیتیک عمیقی مرتکب شده است، زیرا ایران می‌تواند در پایگاه‌های اسرائیل و آمریکا خرابی گسترده ایجاد کند، در حالی که رسانه‌های جریان اصلی داده‌های میدانی را کامل نشان نمی‌دهند. این گزاره را باید با احتیاط خواند؛ بخشی از آن ادعاست، نه داده. اما حتی اگر اغراق‌شده باشد، یک واقعیت را نشان می‌دهد: ادراک توان خود بخشی از معادله بازدارندگی است، مستقل از اثبات کامل آن.
شانزده. نقش طرف سوم، تنها کانالی که باقی مانده
با فروپاشی کنترل تسلیحات و بن‌بست دوجانبه، تنها راه باقی‌مانده میانجی‌گری یک طرف سوم است: پاکستان، قطر، عمان یا ترکیبی از آن‌ها. اما میانجی‌گری وقتی مؤثر است که پیش از جنگ موفق شده باشد. پس از جنگ، میانجی به مدیریت بحران تنزل می‌کند، نه حل بحران. تجربه دورهای پیشین مذاکرات غیرمستقیم با میانجی‌گری پاکستان نیز هیچ پیشرفتی به همراه نداشت. این یعنی پنجره دیپلماتیک در حال بسته شدن است، نه باز شدن.
هفده. رسانه، کنگره و داده‌های روی زمین
نکته مهم آن است که تصمیم‌های هسته‌ای در خلأ گرفته نمی‌شوند. کنگره در حال بررسی بودجه و سامانه‌های جدید است، رسانه‌های جریان اصلی تصویری خاص از توازن قدرت ارائه می‌دهند و افکار عمومی در ایران و آمریکا هر دو از جنگ خسته‌اند. اما خستگی از جنگ با پذیرش شکست یکی نیست. و همین شکاف میان خستگی و اصرار، فضایی می‌سازد که در آن یک حادثه کوچک می‌تواند زنجیره‌ای بزرگ را فعال کند.
هجده. زنجیره علّی، از خلأ حقوقی تا آستانه هسته‌ای
زنجیره چنین است: نیو استارت منقضی می‌شود و خلأ حقوقی می‌آید. بازنگری هسته‌ای گزینه‌های محدود را برجسته می‌کند. کنگره بودجه و سامانه‌ها را تأیید می‌کند. ایران و آمریکا در بن‌بست اعتماد گرفتار می‌آیند. روسیه و چین هشدار می‌دهند، اما پذیرش نمی‌دهند. و در این میان، یک بحران منطقه‌ای، مثلاً بر سر هرمز یا یک تأسیسات هسته‌ای، می‌تواند نخستین آزمون برای دکترین جدید باشد. هیچ‌یک از این حلقه‌ها به‌تنهایی جنگ ن
می‌سازد، اما ترکیب آن‌ها احتمال خطای محاسباتی را به‌شدت بالا می‌برد.
نوزده. آیا محدود قابل مهار است
پرسش محوری این است که آیا استفاده محدود از سلاح هسته‌ای قابل مهار است. تاریخ نشان می‌دهد هر بار بازیگری کوشیده آستانه را مدیریت کند، آستانه جابه‌جا شده است، نه ثابت. سلاح‌های تاکتیکی آستانه استفاده را پایین می‌آورند، زیرا این تصور را ایجاد می‌کنند که می‌توان کمی از تابو را شکست و کمی پاسخ گرفت. اما در بازدارندگی، کمی وجود ندارد. یا تابو هست، یا نیست. و اگر نباشد، هیچ سقف و کفی باقی نمی‌ماند.
بیست، نقشه شرطی نه پیش‌بینی
آنچه این گزارش نشان داد، یک زنجیره است، نه یک پیش‌بینی. اگر نیو استارت بدون جانشین بماند، اگر بازنگری هسته‌ای گزینه‌های محدود را عملیاتی کند، اگر کنگره بودجه آن را تصویب کند، اگر ایران و آمریکا در بن‌بست بمانند، و اگر یک بحران منطقه‌ای به آزمون دکترین جدید بدل شود، آنگاه آستانه استفاده از سلاح هسته‌ای به پایین‌ترین سطح خود از ۱۹۴۵ به این سو می‌رسد. هیچ‌یک از این اگرها قطعی نیست، اما همه آن‌ها ممکن است. و در سیاست هسته‌ای، ممکن خطرناک‌تر از قطعی است، زیرا تصمیم‌گیرندگان را به این باور می‌کشاند که هنوز وقت دارند، در حالی که وقت دقیقاً همان چیزی است که با هر بازنگری، با هر بودجه و با هر بن‌بست، کمتر می‌شود.
 
 
∎​