اسلام با شعار بنیادین «لاالهالاالله» در جهان گسترش یافت؛ شعاری که غایت آن، استقرار حاکمیت مطلق «الله» است. معنای روشن این شعار آن است که هرگونه حکم، سلطه، تکیه، پیروی و اعتماد به غیرخدا باید نفی و طرد شود و این یعنی همان «زندگی موحدانه» و «حاکمیت توحید». این حقیقت ناب در ساحت زیست فردی، به اخلاص در عبادت و عبودیت میانجامد، در بستر خانواده، پایهگذار تربیت و اخلاق متعالی میشود و در مقیاس جامعه و جهان، راهبرد نفی سلطه طواغیت و نترسیدن و زانو نزدن دربرابر کانونهای قدرت مادی را پیشرو میگذارد.
درواقع، تمام آیات نورانی قرآن و احادیث معصومین (ع) برای تبیین، تثبیت و ترسیم همین حقیقت نازل شدهاند: تثبیت حاکمیت الهی و نفی طواغیت زمان. انسان آفریده شده است تا تمام توجه خود را به پروردگار معطوف کند و در پرتو اخلاق و تربیت دینی در مسیر حق گام بردارد. سلوک در این صراط مستقیم، نیازمند اقتدا به اولیای الهی و تبعیت از عالمان دین است تا جانها را از ظلمات جهل بهسوی نور هدایت کنند. جامعه بشری نیز برپایه همین حرکت منسجم، با مرزبندی آشکار دربرابر طاغوتها و پذیرش ولایت الهی، به سرمنزل نور و کمال میرسد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی در اینباره میفرمایند: «انسان از طغیانگران و اشرار عالم کناره بگیرد، با آنها همراهی نکند: اِجتَنِبُوا الطّاغوت؛ که اجتناب از طاغوت در قرآن به ما تعلیم داده شده؛ این یکی از همان گنجینههاست که همیشه میشود از آن استفاده کرد و زندگی را درست حرکت داد. یا رها شدن از زنجیر جهل و تعصب و جمود و توقف و مانند اینها: وَ یَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم وَ الاَغلالَ الَّتی کانَت عَلَیهِم. هزاران گنجینه ممتاز از این قبیل در قرآن هست؛ در تعلیم اسلام هست، در بعثت هست.» (۲۹/۱۱/۱۴۰۱)
کرنش در برابر زورگویان، خلاف توحید است
درک این نقشه کلان و منظومه جامع دین به ما کمک میکند فلسفه احکام و رسالت انبیای الهی را در سطوح فردی و اجتماعی بهدرستی بازیابیم. بعثت انبیای بزرگوار، حرکتی تاریخی برای رهایی انسان از بند جهالتها، زنجیرهای تعصب و کرنش دربرابر جلوههای فریبنده دنیا بهسمت افق نور و آگاهی بود. با همین رویکرد، موضوع «استکبارستیزی» نیز در متن ادبیات قرآنی و توحیدی فهمیده میشود.
همانگونه که بزرگترین آفت و مانع درونی بشر «کبر و خودخواهی» است که آدمی را بهجای خداپرستی به پرستش امیال نفسانی میکشاند، بزرگترین آسیب حیات اجتماعی و بینالمللی انسانها نیز انقیاد و کرنش دربرابر قدرتهای مادی و زورگویان عالم است. از اینرو، «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» درحقیقت تجلی عینی روز حاکمیت توحید و استمرار پیام بعثت در ابعاد جهانی است.
موحد، سلطه طاغوت را نمیپذیرد
رهبر شهید انقلاب در توصیف این حرکت عمیقا عقلانی و ریشهدار ملت موحد ایران میفرمایند:
«سیزدهم آبان، مظهر استکبارستیزی ملت ایران بود؛ اینجور نبود که با چند نفر ساکن در یک سفارتخانه مشکلی داشته باشند؛ مسئله، مسئله یک کار مهم و یک کار نمادینی بود در مبارزه با استکبار که بجا هم واقع شد.
خب، رژیم آمریکا رژیم استکباری است و رژیم استکباری، جامع بسیاری از ضررها و شیطنتها و بدیهاست. رژیم استکباری، هم جنگافروز است، هم تروریست است، هم تروریستپرور است، هم مداخلهگر است، هم فاسد است، هم انحصارطلب است؛ یعنی وقتی میگوییم «رژیم استکباری»، استکبار جامع همه این زشتیها و بدیها و شیطنتهاست، بنابراین ستیزهگری با این استکبار، با این پدیده، عین عقلانیت است.
حالا بعضیها میگویند "آقا! این خلاف عقلانیت است، خلاف تدبیر است"؛ نه، خلاف تدبیر نبود. این درست عین عقلانیت بود؛ تسلیم شدن و زیر بار رفتن، ضدعقلانیت بود.» (۱۳/۰۸/۱۳۹۹)
حاصل سخن آنکه استکبارستیزی یک هیجان مقطعی، کنش حزبی یا سلیقه سیاسی نیست، بلکه امتداد طبیعی کلمه توحید «لاالهالاالله» در متن زندگی سیاسی و اجتماعی است. موحد واقعی نمیتواند در محراب به عبودیت خداوند تن دردهد، اما در صحنه جامعه، سلطه طاغوتهای بینالمللی را پذیرا باشد.
ایستادگی آگاهانه دربرابر نمادهای استکبار جهانی -که در روز تاریخی سیزدهم آبان تبلور یافت- نقطه پیوند توحید ناب با عقلانیت انقلابی است؛ حرکتی که ریشه در فطرت پاک انسان دارد و تنها مسیر واقعی برای رهایی امتها از ظلمت بردگی مدرن بهسوی نور حاکمیت الهی است.