شناسهٔ خبر: 80372929 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

هشت ماه جنگ با ایران؛ ذخایر تسلیحاتی آمریکا در آستانه فرسودگی

هزینه جنگ دوباره با ایران برای پنتاگون

گزارش فارن پالیسی می‌گوید پس از هشت ماه جنگ با ایران، ذخایر مهمات و تجهیزات آمریکا به‌شدت کاهش یافته است؛ از جمله موشک‌های پاتریوت، تاد و تاماهاوک و پهپادهای ریپر. هرچند واشنگتن همچنان توان اجرای حملات تازه را دارد، بازسازی ذخایر و حفظ آمادگی بلندمدت با دشواری روبه‌روست. کارشناسان هشدار می‌دهند ازسرگیری جنگ می‌تواند نیروهای آمریکایی و زیرساخت‌های منطقه را در معرض حملات ایران قرار دهد و توان آمریکا برای مقابله با بحران‌های احتمالی در مناطق دیگر از جمله شرق آسیا را کاهش دهد.

صاحب‌خبر -
تبلیغات

فرارو- جان هالتی وانگر، خبرنگار بخش بین الملل نشریه فارن پالیسی.

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، نشانه‌های تازه حاکی از آن است که دونالد ترامپ ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، جنگ با ایران را از سر بگیرد. اما هشت ماه درگیری، ذخایر مهمات و تجهیزات ارتش آمریکا را به‌شدت کاهش داده و نگرانی‌هایی جدی درباره آمادگی این کشور برای بحران‌های آینده ایجاد کرده است. کارشناسان می‌گویند واشنگتن شاید در کوتاه‌مدت قادر به اجرای حملات تازه باشد، اما تداوم عملیات و تأمین نیازهای دفاعی در بلندمدت با محدودیت‌های مهمی روبه‌رو خواهد شد.

تصمیمی که هنوز قطعی نیست

نشانه‌های بیشتری از احتمال بازگشت آمریکا به جنگ با ایران دیده می‌شود. تلاش‌های دیپلماتیک برای دستیابی به توافق نیز در هفته گذشته افزایش یافته، اما خواسته‌های تهران از جمله لغو همه تحریم‌های آمریکا برای واشنگتن دشوار است. ترامپ هنوز موضع روشنی درباره گام بعدی خود ارائه نکرده است.

رئیس‌جمهور آمریکا آخر هفته گفت جنگ ممکن است به‌زودی پایان یابد، اما هم‌زمان تأکید کرد واشنگتن باید یکی دو مرکز هسته‌ای باقی‌مانده را «رسیدگی» کند و در مقطعی به ایران «ضربه سنگین» بزند. این اظهارات متفاوت نشان می‌دهد تصمیم نهایی هنوز اعلام نشده، در حالی که دولت گزینه‌های نظامی را بررسی می‌کند.

هزینه سنگین جنگ برای ارتش آمریکا

برآوردها هزینه جنگ را تاکنون ۴۷.۱ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان آمریکایی اعلام می‌کنند. این هزینه فقط مالی نیست؛ ارتش آمریکا بخشی از ذخایر مهمات و تجهیزات گران‌قیمت خود را نیز از دست داده است. بازسازی این ظرفیت‌ها ممکن است سال‌ها زمان ببرد و در این فاصله، توان واشنگتن برای واکنش به بحران‌های دیگر را محدود کند.

بر اساس برآوردهای منتشرشده، آمریکا از زمان آغاز جنگ تا ۶۵ درصد از موشک‌های رهگیر پاتریوت و حدود ۸۰ درصد از رهگیرهای سامانه دفاع موشکی تاد را مصرف کرده است. ذخیره موشک‌های کروز تاماهاوک نیز از حدود سه هزار فروند به نزدیک دو هزار فروند کاهش یافته است. گزارش‌ها همچنین از نزدیک‌شدن ذخایر موشک‌های سامانه موشکی تاکتیکی ارتش آمریکا، موسوم به اتکمز و موشک‌های «نقطه زن» به پایان حکایت دارند.

در حوزه پهپادی نیز بنا بر گزارش‌ها، حدود یک‌چهارم پهپادهای ام‌کیو-۹ ریپر آمریکا در جنگ از دست رفته‌اند. این تجهیزات برای شناسایی و عملیات نظامی اهمیت دارند و جایگزینی آن‌ها مانند بازسازی ذخایر موشکی فوری نخواهد بود. مجموع این خسارت‌ها پرسش‌هایی جدی درباره آمادگی رزمی آمریکا در صورت آغاز دور تازه جنگ مطرح می‌کند.

توان عملیاتی در کوتاه‌مدت

با وجود کاهش ذخایر، آمریکا همچنان نیروی قابل‌توجهی در خاورمیانه دارد: بیش از ۵۰ هزار نظامی و دو گروه ضربت ناو هواپیمابر. یک گروه ضربت دیگر نیز در راه منطقه است و انتظار می‌رود اواخر ماه جاری به نزدیکی خاورمیانه برسد. جاناتان پانیکوف، مدیر ارشد ابتکار امنیت خاورمیانه در شورای آتلانتیک به فارن پالیسی گفته است موشک‌های دوربرد تاماهاوک و برخی قابلیت‌های پیشرفته به‌طور چشمگیری کاهش یافته‌اند و سامانه‌های پاتریوت و تاد نیز محدود شده‌اند؛ بااین‌حال، رئیس‌جمهور هنوز ابزارهای دیگری برای اجرای مأموریت‌های مورد نظر در اختیار دارد.

استیسی پتی‌جان، مدیر برنامه دفاعی مرکز امنیت آمریکای نوین نیز معتقد است آمریکا در کوتاه‌مدت احتمالاً آمادگی کافی برای اجرای عملیات برنامه‌ریزی‌شده را دارد. به گفته او، یک واحد اضافی پاتریوت از تگزاس به اسرائیل منتقل شده و پنتاگون احتمالاً هواپیماها و نیروهای خود را از پایگاه‌های نزدیک‌تر به ایران و آسیب‌پذیرتر از جمله بحرین و پایگاه العدید در قطر پراکنده کرده است.

نگرانی عمیق درباره آمادگی بلندمدت

اما تصویر در بازه زمانی طولانی‌تر متفاوت است. پتی‌جان نگرانی‌های مربوط به آمادگی بلندمدت ارتش آمریکا را «بسیار جدی» توصیف می‌کند. کاهش ذخایر مهمات، از موشک‌های دوربرد تهاجمی تا رهگیرهای دفاعی، تنها بخشی از مشکل است. تعمیرات به‌تعویق‌افتاده ناوها و اختلال در چرخه‌های آماده‌سازی و استقرار نیروها نیز می‌تواند تعیین کند که در بحران‌های بعدی چه تعداد نیرو و تجهیزات در دسترس خواهند بود.

واشنگتن بنا بر گزارش‌ها به متحدان عرب خود در خلیج فارس گفته است برای کارزاری کوتاه اما شدید علیه زیرساخت‌ها و تأسیسات هسته‌ای ایران آماده باشند؛ عملیاتی که هدف آن تقویت موقعیت آمریکا در مذاکرات عنوان شده است. بااین‌حال، تجربه هشت ماه جنگ نشان داده که واشنگتن نتوانسته مسیر درگیری را کاملاً مطابق خواست خود تعیین کند. آمریکا و اسرائیل هزاران حمله علیه ایران انجام داده‌اند، اما تهران از مواضع اعلام‌شده خود عقب‌نشینی نکرده است.

ایران همچنین توانسته تاکتیک‌های خود را با سرعت تغییر دهد و نشان داده است که حتی با وجود تضعیف توان نظامی‌اش، می‌تواند عبور و مرور در تنگه هرمز را مختل کند. پتی‌جان هشدار می‌دهد اگر تهران برای کارزاری طولانی‌تر علیه نیروهای آمریکایی و زیرساخت‌های غیرنظامی منطقه آماده شده باشد، این حملات می‌تواند آمادگی کوتاه‌مدت ارتش آمریکا را نیز به‌سرعت تحلیل ببرد. از همین رو، او ازسرگیری جنگ را «قمار بزرگی» می‌داند.

دامنه پاسخ ایران و دشواری دفاع

رهبری ایران گفته است پاسخ ایران «فوری، مؤثر» و «بدون محدودیت جغرافیایی» خواهد بود. در صورت ازسرگیری جنگ، ایران احتمالاً پایگاه‌های آمریکا در منطقه و تأسیسات انرژی کشورهای عربی را هدف قرار می‌دهد؛ اما تهران همچنین دامنه گسترده‌تری از زیرساخت‌های غیرنظامی را در فهرست اهداف احتمالی قرار داده است.

پتی‌جان می‌گوید دفاع از همه نقاط ممکن نیست. آمریکا می‌تواند در کوتاه‌مدت شمار جنگنده‌ها را افزایش دهد تا پهپادهای مهاجم را رهگیری کند و در صورت امکان، سکوهای پرتاب ایران را هدف بگیرد. اما حمله به این سکوها مستلزم پرواز بر فراز خاک ایران و پذیرش خطر سرنگونی هواپیماهاست. علاوه بر آن، پروازهای طولانی از پایگاه‌های دورتر به پشتیبانی گسترده هواپیماهای سوخت‌رسان نیاز دارد و حفظ چنین وضعیتی برای مدت نامحدود دشوار است. رساندن مهمات تازه به نیروهایی که زیر حمله قرار دارند نیز آسان نخواهد بود.

هزینه‌ای فراتر از خاورمیانه

تصمیم ترامپ درباره ایران فقط بر توان نظامی آمریکا در منطقه اثر نمی‌گذارد. پانیکوف هشدار می‌دهد هرچه قابلیت‌های بیشتری علیه ایران مصرف شود، منابع کمتری برای مقابله با بحران‌ها و درگیری‌های احتمالی آینده در سایر مناطق باقی می‌ماند. این مسئله به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که آمریکا باید توان بازدارندگی خود را در برابر چین، روسیه و کره شمالی نیز حفظ کند.

در نهایت، واشنگتن ممکن است از نظر عملیاتی هنوز توان اجرای حملاتی تازه را داشته باشد، اما این توان با آمادگی پایدار و ظرفیت پاسخ‌گویی به چند بحران هم‌زمان یکسان نیست. جنگی که ذخایر موشکی، سامانه‌های دفاعی، تجهیزات و چرخه‌های آماده‌سازی ارتش را فرسوده کرده، می‌تواند هزینه‌ای بلندمدت بر امنیت آمریکا تحمیل کند. بنابراین، پرسش فقط این نیست که آیا ترامپ می‌تواند جنگ را از سر بگیرد؛ پرسش مهم‌تر این است که پس از مصرف بخش بیشتری از توان نظامی آمریکا، این کشور برای بحران بعدی چه ظرفیتی در اختیار خواهد داشت.

تبلیغات
∎​