گروه سیاسی- فخری سادات مسچی: در ادبیات رسمی سیاست، از مردم همواره بهعنوان ستون اصلی امنیت و قدرت ملی یاد میشود، اما اینکه این اعتماد چگونه تقویت شود و چه نسبتی میان رضایت عمومی، اعتماد اجتماعی و توانایی کشور برای عبور از بحرانهای خارجی وجود دارد، همواره مورد غفلت قرار می گیرد. اظهارات روز گذشته مسعود پزشکیان درباره ضرورت افزایش تابآوری مردم، جلب اعتماد عمومی و اولویت دادن به رضایت اکثریت جامعه، این موضوع را مورد توجه قرار داده است که جامعه ای که در روزهای جنگ و تحریم ایستادگی کرده است نیاز دارد که دغدغه هایش بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
مسعود پزشکیان در نشست با استانداران و شهرداران کلانشهرها، در سخنانی که محور اصلی آن تقویت معیشت مردم و افزایش تابآوری کشور در برابر تهدیدهای خارجی بود، بر یک گزاره مهم تأکید کرد: ستون کشور و مقابلهکنندگان با دشمنان، عموم مردم هستند، نه یک گروه خاص. رئیسجمهور همچنین تصریح کرد که برای عبور از شرایط دشوار کنونی، دولت باید در کنار تلاش برای حل مسائل خارجی، دغدغهها و نگرانیهای مردم را نیز برطرف کند و تصمیماتش بهجای تحمیل هزینههای بیشتر بر جامعه، زمینهساز افزایش اعتماد عمومی باشد.
این اظهارات را میتوان فراتر از یک توصیه مدیریتی یا تأکید معمول بر ضرورت همراهی مردم ارزیابی کرد. در واقع، سخنان رئیسجمهور به یکی از بنیادیترین مسائل حکمرانی در شرایط بحران اشاره دارد؛ مسئلهای که در آن، قدرت ملی صرفاً با مؤلفههایی مانند توان نظامی، ظرفیت اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک سنجیده نمیشود، بلکه میزان اعتماد جامعه به ساختار تصمیمگیری و احساس مشارکت شهروندان در سرنوشت کشور نیز در تعیین قدرت ایستادگی ملی نقش دارد.
مردم پشتوانهای فراتر از شعارهای سیاسی
در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی و تهدیدهای امنیتی مواجه است، انسجام داخلی به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی تبدیل میشود. تجربه سیاسی کشورها نشان داده است که عبور از بحرانهای بزرگ، صرفاً به توانایی دولتها در اتخاذ تصمیمهای سخت وابسته نیست، بلکه به میزان همراهی جامعه با این تصمیمها نیز بستگی دارد. مردمی که نسبت به آینده خود امیدوارند، احساس میکنند صدایشان شنیده میشود و در توزیع فرصتها و امکانات با تبعیض مواجه نیستند، ظرفیت بیشتری برای مشارکت در عبور از بحرانها خواهند داشت.
از همین منظر، تأکید پزشکیان بر اینکه دولت باید همراهی مردم را جلب کند تا مردم نیز به مسئولان اعتماد داشته باشند، واجد اهمیت سیاسی است. این گزاره در واقع نوعی بازتعریف رابطه دولت و جامعه را مطرح میکند، رابطهای که در آن همراهی مردم نباید امری یکطرفه و مبتنی بر انتظار از شهروندان باشد، بلکه باید در برابر آن، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و تلاش ملموس دولت برای حل مشکلات نیز وجود داشته باشد.
اعتماد عمومی با توصیه و درخواست ایجاد نمیشود. این سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که شهروندان در زندگی روزمره خود آثار تصمیمات مسئولان را مشاهده کنند. کاهش فشارهای معیشتی، دسترسی عادلانه به فرصتها، شفافیت در تصمیمگیریها و امکان طرح مطالبات و انتقادات، از جمله عواملی هستند که میتوانند فاصله میان جامعه و ساختار اجرایی را کاهش دهند. بنابراین اگر دولت خواهان افزایش تابآوری جامعه در برابر تهدیدهای بیرونی است، باید تقویت اعتماد عمومی را به یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی عملکرد خود تبدیل کند.
رضایت عمومی اولویت سیاسی است
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه سخنان رئیسجمهور، تأکید او بر ضرورت توجه به رضایت اکثریت جامعه و پرهیز از ترجیح دادن منافع گروههای خاص بر منافع عمومی بود. پزشکیان در همین چارچوب، توزیع عادلانه یارانهها و حمایت بیشتر از اقشار نیازمند را مورد تأکید قرار داد و تصریح کرد که منطقی نیست افراد برخوردار از سرمایه و امکانات بیشتر، سهم بیشتری از حمایتهای دولتی دریافت کنند.
این موضع نشان دهنده نسبت میان عدالت اجتماعی و مشروعیت عملکردی دولت. دولتها علاوه بر برخورداری از پشتوانه قانونی و ساختاری، برای اجرای سیاستهای خود به میزان قابل قبولی از رضایت و همراهی عمومی نیاز دارند. هر اندازه فاصله میان سیاستهای اعلامشده و تجربه واقعی مردم بیشتر شود، امکان شکلگیری بیاعتمادی نیز افزایش مییابد.
از این منظر، تأکید بر رضایت عمومی زمانی اهمیت پیدا میکند که به یک معیار عملی در تصمیمگیری تبدیل شود.
نکته مهم دیگر آن است که رضایت عمومی را نباید با حذف صدای منتقدان یا نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی یکسان دانست. رضایت اکثریت در یک جامعه متکثر، از مسیر شنیدن صداهای متفاوت، به رسمیت شناختن حقوق شهروندان و ایجاد فرصت برابر برای مشارکت به دست میآید.
سرمایه اجتماعی را باید حفظ کرد
یکی از نکات مهم سخنان پزشکیان، اشاره به حضور مردم در دفاع از کشور، حتی از سوی کسانی است که ممکن است با دولت یا برخی سیاستهای آن موافق نباشند. این بخش از اظهارات رئیسجمهور از این جهت اهمیت دارد که میان تعلق ملی و موافقت سیاسی با دولت تمایز قائل میشود. به بیان دیگر، دفاع از کشور لزوماً به معنای تأیید همه تصمیمات و عملکردهای مسئولان نیست.
این تمایز میتواند نقطه شروعی برای بازنگری در نحوه مواجهه با مطالبات اجتماعی و سیاسی باشد. جامعهای که در بزنگاههای حساس، منافع ملی را بر اختلافات داخلی مقدم میداند، لزوماً جامعهای بدون اختلاف یا انتقاد نیست. اتفاقاً یکی از نشانههای بلوغ سیاسی، امکان وجود اختلافنظر در کنار حفظ منافع مشترک ملی است.
از این منظر، تقویت انسجام ملی نباید به معنای یکدستسازی دیدگاهها یا محدود کردن فضای نقد تلقی شود. اگر دولت خواهان همراهی همه گروههای اجتماعی و سیاسی است، باید این همراهی را از طریق فراهم کردن زمینه مشارکت و گفتوگو دنبال کند.
تابآوری ملی از سفره مردم آغاز میشود
بخش دیگری از سخنان پزشکیان، پیوند مستقیمی میان وضعیت اقتصادی جامعه و توانایی کشور برای مقابله با فشارهای خارجی برقرار میکند. رئیسجمهور از ضرورت جلوگیری از توقف تولید، مدیریت مصرف انرژی، حمایت از کارگران و تخصیص عادلانه منابع سخن گفته و تأکید کرده است که تصمیمات مدیریتی نباید هزینههای بیشتری به مردم تحمیل کند.
این رویکرد از یک واقعیت مهم حکایت دارد: تابآوری ملی صرفاً یک مفهوم امنیتی نیست و ابعاد اقتصادی و اجتماعی آن نیز به همان اندازه اهمیت دارد. خانوادهای که با نگرانی دائمی درباره تأمین نیازهای اولیه زندگی مواجه است، کارگری که امنیت شغلی ندارد و جوانی که چشمانداز روشنی برای آینده خود نمیبیند، با مجموعهای از فشارها روبهرو هستند که میتواند احساس تعلق و امید اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، سیاستهای حمایتی باید بهگونهای طراحی شوند که علاوه بر کاهش فشار اقتصادی، احساس عدالت را نیز در جامعه تقویت کنند. توزیع هدفمند یارانهها، حمایت از مناطق محروم و مرزی و جلوگیری از تمرکز امکانات در پایتخت، از جمله مواردی است که پزشکیان در سخنان خود به آنها اشاره کرده است.
مسئولیت دولت در برابر سرمایه اجتماعی
آنچه از مجموع سخنان رئیسجمهور قابل برداشت است، تلاش برای پیوند زدن دو موضوع به ظاهر جداگانه، یعنی امنیت ملی و رضایت عمومی است. این پیوند از نظر سیاسی اهمیت دارد، چراکه نشان میدهد قدرت یک کشور در مواجهه با فشارهای خارجی، تنها به ظرفیتهای سخت آن محدود نیست و کیفیت رابطه دولت و جامعه نیز بخشی از این قدرت را تشکیل میدهد.
از طرف دیگر اگر مردم ستون اصلی کشور هستند، مسئولیت دولت در قبال این ستون نیز باید متناسب با همین جایگاه تعریف شود. اعتماد عمومی سرمایهای نیست که بتوان آن را برای روزهای بحران ذخیره کرد و تنها در مقاطع حساس از آن انتظار داشت.
تأکید بر رضایت عمومی باید از سطح یک گزاره سیاسی فراتر برود و به مبنای ارزیابی عملکرد دولت تبدیل شود. مردم باید بتوانند اثر این رویکرد را در تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مشاهده کنند. همچنین دولت باید بپذیرد که انتقاد از عملکرد مسئولان نه تهدیدی علیه انسجام ملی، بلکه در صورت فراهم بودن بسترهای قانونی و سازنده، فرصتی برای اصلاح سیاستها و افزایش کارآمدی است.
قدرت ملی زمانی به حداکثر میرسد که مردم نه صرفاً مخاطب دعوت به مقاومت، بلکه شریک واقعی تصمیمگیری و بهرهمند از نتایج حکمرانی باشند. تابآوری جامعه نیز از همین نقطه آغاز میشود،از جایی که شهروندان احساس کنند دولت مشکلات آنها را میبیند، صدایشان را میشنود و برای حل مسائلشان مسئولیت میپذیرد.
مسعود پزشکیان در نشست با استانداران و شهرداران کلانشهرها، در سخنانی که محور اصلی آن تقویت معیشت مردم و افزایش تابآوری کشور در برابر تهدیدهای خارجی بود، بر یک گزاره مهم تأکید کرد: ستون کشور و مقابلهکنندگان با دشمنان، عموم مردم هستند، نه یک گروه خاص. رئیسجمهور همچنین تصریح کرد که برای عبور از شرایط دشوار کنونی، دولت باید در کنار تلاش برای حل مسائل خارجی، دغدغهها و نگرانیهای مردم را نیز برطرف کند و تصمیماتش بهجای تحمیل هزینههای بیشتر بر جامعه، زمینهساز افزایش اعتماد عمومی باشد.
این اظهارات را میتوان فراتر از یک توصیه مدیریتی یا تأکید معمول بر ضرورت همراهی مردم ارزیابی کرد. در واقع، سخنان رئیسجمهور به یکی از بنیادیترین مسائل حکمرانی در شرایط بحران اشاره دارد؛ مسئلهای که در آن، قدرت ملی صرفاً با مؤلفههایی مانند توان نظامی، ظرفیت اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک سنجیده نمیشود، بلکه میزان اعتماد جامعه به ساختار تصمیمگیری و احساس مشارکت شهروندان در سرنوشت کشور نیز در تعیین قدرت ایستادگی ملی نقش دارد.
مردم پشتوانهای فراتر از شعارهای سیاسی
در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی و تهدیدهای امنیتی مواجه است، انسجام داخلی به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی تبدیل میشود. تجربه سیاسی کشورها نشان داده است که عبور از بحرانهای بزرگ، صرفاً به توانایی دولتها در اتخاذ تصمیمهای سخت وابسته نیست، بلکه به میزان همراهی جامعه با این تصمیمها نیز بستگی دارد. مردمی که نسبت به آینده خود امیدوارند، احساس میکنند صدایشان شنیده میشود و در توزیع فرصتها و امکانات با تبعیض مواجه نیستند، ظرفیت بیشتری برای مشارکت در عبور از بحرانها خواهند داشت.
از همین منظر، تأکید پزشکیان بر اینکه دولت باید همراهی مردم را جلب کند تا مردم نیز به مسئولان اعتماد داشته باشند، واجد اهمیت سیاسی است. این گزاره در واقع نوعی بازتعریف رابطه دولت و جامعه را مطرح میکند، رابطهای که در آن همراهی مردم نباید امری یکطرفه و مبتنی بر انتظار از شهروندان باشد، بلکه باید در برابر آن، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و تلاش ملموس دولت برای حل مشکلات نیز وجود داشته باشد.
اعتماد عمومی با توصیه و درخواست ایجاد نمیشود. این سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که شهروندان در زندگی روزمره خود آثار تصمیمات مسئولان را مشاهده کنند. کاهش فشارهای معیشتی، دسترسی عادلانه به فرصتها، شفافیت در تصمیمگیریها و امکان طرح مطالبات و انتقادات، از جمله عواملی هستند که میتوانند فاصله میان جامعه و ساختار اجرایی را کاهش دهند. بنابراین اگر دولت خواهان افزایش تابآوری جامعه در برابر تهدیدهای بیرونی است، باید تقویت اعتماد عمومی را به یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی عملکرد خود تبدیل کند.
رضایت عمومی اولویت سیاسی است
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه سخنان رئیسجمهور، تأکید او بر ضرورت توجه به رضایت اکثریت جامعه و پرهیز از ترجیح دادن منافع گروههای خاص بر منافع عمومی بود. پزشکیان در همین چارچوب، توزیع عادلانه یارانهها و حمایت بیشتر از اقشار نیازمند را مورد تأکید قرار داد و تصریح کرد که منطقی نیست افراد برخوردار از سرمایه و امکانات بیشتر، سهم بیشتری از حمایتهای دولتی دریافت کنند.
این موضع نشان دهنده نسبت میان عدالت اجتماعی و مشروعیت عملکردی دولت. دولتها علاوه بر برخورداری از پشتوانه قانونی و ساختاری، برای اجرای سیاستهای خود به میزان قابل قبولی از رضایت و همراهی عمومی نیاز دارند. هر اندازه فاصله میان سیاستهای اعلامشده و تجربه واقعی مردم بیشتر شود، امکان شکلگیری بیاعتمادی نیز افزایش مییابد.
از این منظر، تأکید بر رضایت عمومی زمانی اهمیت پیدا میکند که به یک معیار عملی در تصمیمگیری تبدیل شود.
نکته مهم دیگر آن است که رضایت عمومی را نباید با حذف صدای منتقدان یا نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی یکسان دانست. رضایت اکثریت در یک جامعه متکثر، از مسیر شنیدن صداهای متفاوت، به رسمیت شناختن حقوق شهروندان و ایجاد فرصت برابر برای مشارکت به دست میآید.
سرمایه اجتماعی را باید حفظ کرد
یکی از نکات مهم سخنان پزشکیان، اشاره به حضور مردم در دفاع از کشور، حتی از سوی کسانی است که ممکن است با دولت یا برخی سیاستهای آن موافق نباشند. این بخش از اظهارات رئیسجمهور از این جهت اهمیت دارد که میان تعلق ملی و موافقت سیاسی با دولت تمایز قائل میشود. به بیان دیگر، دفاع از کشور لزوماً به معنای تأیید همه تصمیمات و عملکردهای مسئولان نیست.
این تمایز میتواند نقطه شروعی برای بازنگری در نحوه مواجهه با مطالبات اجتماعی و سیاسی باشد. جامعهای که در بزنگاههای حساس، منافع ملی را بر اختلافات داخلی مقدم میداند، لزوماً جامعهای بدون اختلاف یا انتقاد نیست. اتفاقاً یکی از نشانههای بلوغ سیاسی، امکان وجود اختلافنظر در کنار حفظ منافع مشترک ملی است.
از این منظر، تقویت انسجام ملی نباید به معنای یکدستسازی دیدگاهها یا محدود کردن فضای نقد تلقی شود. اگر دولت خواهان همراهی همه گروههای اجتماعی و سیاسی است، باید این همراهی را از طریق فراهم کردن زمینه مشارکت و گفتوگو دنبال کند.
تابآوری ملی از سفره مردم آغاز میشود
بخش دیگری از سخنان پزشکیان، پیوند مستقیمی میان وضعیت اقتصادی جامعه و توانایی کشور برای مقابله با فشارهای خارجی برقرار میکند. رئیسجمهور از ضرورت جلوگیری از توقف تولید، مدیریت مصرف انرژی، حمایت از کارگران و تخصیص عادلانه منابع سخن گفته و تأکید کرده است که تصمیمات مدیریتی نباید هزینههای بیشتری به مردم تحمیل کند.
این رویکرد از یک واقعیت مهم حکایت دارد: تابآوری ملی صرفاً یک مفهوم امنیتی نیست و ابعاد اقتصادی و اجتماعی آن نیز به همان اندازه اهمیت دارد. خانوادهای که با نگرانی دائمی درباره تأمین نیازهای اولیه زندگی مواجه است، کارگری که امنیت شغلی ندارد و جوانی که چشمانداز روشنی برای آینده خود نمیبیند، با مجموعهای از فشارها روبهرو هستند که میتواند احساس تعلق و امید اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، سیاستهای حمایتی باید بهگونهای طراحی شوند که علاوه بر کاهش فشار اقتصادی، احساس عدالت را نیز در جامعه تقویت کنند. توزیع هدفمند یارانهها، حمایت از مناطق محروم و مرزی و جلوگیری از تمرکز امکانات در پایتخت، از جمله مواردی است که پزشکیان در سخنان خود به آنها اشاره کرده است.
مسئولیت دولت در برابر سرمایه اجتماعی
آنچه از مجموع سخنان رئیسجمهور قابل برداشت است، تلاش برای پیوند زدن دو موضوع به ظاهر جداگانه، یعنی امنیت ملی و رضایت عمومی است. این پیوند از نظر سیاسی اهمیت دارد، چراکه نشان میدهد قدرت یک کشور در مواجهه با فشارهای خارجی، تنها به ظرفیتهای سخت آن محدود نیست و کیفیت رابطه دولت و جامعه نیز بخشی از این قدرت را تشکیل میدهد.
از طرف دیگر اگر مردم ستون اصلی کشور هستند، مسئولیت دولت در قبال این ستون نیز باید متناسب با همین جایگاه تعریف شود. اعتماد عمومی سرمایهای نیست که بتوان آن را برای روزهای بحران ذخیره کرد و تنها در مقاطع حساس از آن انتظار داشت.
تأکید بر رضایت عمومی باید از سطح یک گزاره سیاسی فراتر برود و به مبنای ارزیابی عملکرد دولت تبدیل شود. مردم باید بتوانند اثر این رویکرد را در تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مشاهده کنند. همچنین دولت باید بپذیرد که انتقاد از عملکرد مسئولان نه تهدیدی علیه انسجام ملی، بلکه در صورت فراهم بودن بسترهای قانونی و سازنده، فرصتی برای اصلاح سیاستها و افزایش کارآمدی است.
قدرت ملی زمانی به حداکثر میرسد که مردم نه صرفاً مخاطب دعوت به مقاومت، بلکه شریک واقعی تصمیمگیری و بهرهمند از نتایج حکمرانی باشند. تابآوری جامعه نیز از همین نقطه آغاز میشود،از جایی که شهروندان احساس کنند دولت مشکلات آنها را میبیند، صدایشان را میشنود و برای حل مسائلشان مسئولیت میپذیرد.