شناسهٔ خبر: 80351371 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: الف | لینک خبر

"زنان"؛ قربانی نمایش سیاسی ترامپ

صاحب‌خبر -

اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره ظاهر و اندام زنان، بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره جایگاه اخلاق عمومی، شان تعریف شده برای رئیس جمهور یک کشور و استانداردهای رفتاری در ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا مطرح کرده است. رئیس‌جمهوری که باید نماد اقتدار نهادی و نماینده اعتبار سیاسی کشورش باشد، در هفته‌های اخیر در چند گردهمایی عمومی از ادبیاتی استفاده کرده که محور آن نه مسائل حکمرانی، بلکه ظاهر جسمانی و جذابیت جنسی زنان بوده است. یکی از بحث‌برانگیزترین این موارد به ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ بازمی‌گردد. زمانی که ترامپ در گردهمایی جمهوریخواهان در ایالت میشیگان، هنگام اشاره به نیکی میناژ، خواننده مشهور آمریکایی، با تعبیری زشت و خارج از عرف دیپلماتیک، اندام او را مورد تحسین قرار داد. رئیس‌جمهور آمریکا حتی از این خواننده خواست از جای خود برخیزد تا حاضران بتوانند او را ببینند! این اظهارات در میان تشویق و واکنش مثبت بخشی از جمعیت مطرح شد. این اتفاق از چند جهت قابل تامل است. نخست آنکه یک مقام عالی‌رتبه سیاسی، به‌جای تمرکز بر فعالیت هنری یا حضور اجتماعی یک زن، توجه عمومی را به ویژگی‌های جسمانی و جنسی او معطوف کرد. دوم آنکه چنین ادبیاتی نه در یک گفت‌وگوی خصوصی، بلکه در یک مراسم سیاسی و در برابر دوربین‌های رسانه‌ای بیان شد. به این ترتیب، مساله صرفا انتخاب چند واژه نامناسب نیست بلکه نوعی جابه‌جایی در اولویت‌های تریبون سیاسی را نشان می‌دهد. 

نمونه دیگر در ۱۲ اکتبر و در جریان گردهمایی انتخاباتی ترامپ در ایالت اوهایو رخ داد. او هنگام صحبت درباره سوفی کانینگهام، بازیکن تیم بسکتبال ایندیانا فیور، زیبایی ظاهری این ورزشکار را برجسته کرد و با اشاره به اینکه حضور او می‌تواند تماشاگران مرد بیشتری را به ورزشگاه بکشاند، ارزش حضورش در تیم را به جذابیت ظاهری و افزایش تماشاگران پیوند زد! ترامپ هیچ اشاره‌ای به توانایی ورزشی و عملکرد حرفه‌ای او نکرد. 

نکته مهم در بررسی این موارد، ارتباط آنها با جایگاه نهادی ریاست‌جمهوری است. در نظام‌های سیاسی مدرن، رفتار رئیس دولت صرفا یک مساله شخصی نیست. رئیس‌جمهور، به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی، در شکل‌دهی به فرهنگ سیاسی و تعیین حدود رفتار قابل قبول در عرصه عمومی نقش دارد. وقتی چنین مقامی در سخنرانی‌های رسمی و انتخاباتی، زنان را با معیارهای ظاهری و جذابیت جنسی توصیف می‌کند، این پرسش مطرح می‌شود که چه تصویری از جایگاه اجتماعی زنان و احترام متقابل در فضای سیاسی بازتولید می‌شود. البته ممکن است حامیان ترامپ این رفتارها را بخشی از سبک غیررسمی و صریح او در ارتباط با مخاطبان بدانند. اما چنین توجیهی نمی‌تواند مسوولیت صاحبان قدرت در رعایت شان عمومی و احترام به شهروندان را از میان ببرد. 

آزادی بیان نیز به معنای مصونیت رفتار سیاستمداران از نقد اجتماعی و رسانه‌ای نیست. از منظر حکمرانی، مساله اصلی فقط اظهارات یک رئیس‌جمهور نیست بلکه واکنش جامعه سیاسی، رسانه‌ها و نهادهای مسوول به چنین رفتارهایی نیز اهمیت دارد. عادی‌شدن ادبیاتی که زنان را پیش از هر چیز از دریچه ظاهر و جذابیت جسمانی ارزیابی می‌کند، می‌تواند به تضعیف معیارهای احترام و مسوولیت‌پذیری در عرصه عمومی منجر شود. در نهایت، این رخدادها پرسشی فراتر از رقابت‌های حزبی آمریکا مطرح می‌کنند. آیا شان و اعتبار نهاد ریاست‌جمهوری تابع معیارهایی روشن از مسوولیت‌پذیری و احترام اجتماعی است یا رفتارهای جنجالی و عامه‌پسند و بی‌ادبانه به‌تدریج جایگزین آن معیارها می‌شوند؟ پرسشی که پاسخ به آن، برای ارزیابی کیفیت حکمرانی و سلامت فرهنگ سیاسی آمریکا اهمیت زیادی دارد. 

 

∎​