شناسهٔ خبر: 80350752 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

آیا بمب اتمی امنیت می‌آورد؟

در هفته‌های اخیر شاهد موجی در حمایت از ساخت سلاح اتمی از سوی کسانی هستیم که طی سال‌های اخیر نظر مثبتی نسبت به رویارویی بین ایران و برخی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای داشته‌اند. تحول جدید دراین روند پیوستن برخی شخصت‌ها، ازجمله برخی از ائمه محترم جمعه، به این موج جدید است. پیوستن این شخصیت‌ها به این موج، صرف‌نظر از تاکتیکی بودن یا نبودن آن، از آن جهت مهم است که برخی آنها را نزدیک به هسته مرکزی قدرت تصور کرده و اظهارات آنها را بازتاب سیاست نظام دانسته‌اند. مجال دادن به چنین تلقی و تصوری از آن جهت خطرناک است که کار مسئولان و تلاش آنها برای جلوگیری از جنگ دیگری را دشوارتر می‌کند. این در شرایطی است که حتی اگر ساخت سلاح هسته‌ای نیز در دستور کار قرار گیرد و امکانات لازم نیز فراهم باشد، برای ساخت بمب و تکمیل شبکه لازم برای عملیاتی شدن آن با یک دوره پرچالش حداقل یک ساله مواجه خواهیم بود

صاحب‌خبر -

در هفته‌های اخیر شاهد موجی در حمایت از ساخت سلاح اتمی از سوی کسانی هستیم که طی سال‌های اخیر نظر مثبتی نسبت به رویارویی بین ایران و برخی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای داشته‌اند. تحول جدید دراین روند پیوستن برخی شخصت‌ها، ازجمله برخی از ائمه محترم جمعه، به این موج جدید است. پیوستن این شخصیت‌ها به این موج، صرف‌نظر از تاکتیکی بودن یا نبودن آن، از آن جهت مهم است که برخی آنها را نزدیک به هسته مرکزی قدرت تصور کرده و اظهارات آنها را بازتاب سیاست نظام دانسته‌اند. مجال دادن به چنین تلقی و تصوری از آن جهت خطرناک است که کار مسئولان و تلاش آنها برای جلوگیری از جنگ دیگری را دشوارتر می‌کند. این در شرایطی است که حتی اگر ساخت سلاح هسته‌ای نیز در دستور کار قرار گیرد و امکانات لازم نیز فراهم باشد، برای ساخت بمب و تکمیل شبکه لازم برای عملیاتی شدن آن با یک دوره پرچالش حداقل یک ساله مواجه خواهیم بود. بسیاری، حتی بسیار از کارشناسانی، که از بمب حرف می‌زنند، عمدتا در سطح کلیات و شعار باقی می‌مانند و تصور چندانی از موضوع و دشواری‌ها و تهدیدهای نهفته در آن برای کشور و عموم مردم ندارند. از آنجا که این موضوع می‌تواند فراتر از خسارات و تلفات عظیم برای کشور و مردم، حتی منشاء تهدیداتی برای تمدن ایرانی باشد، لازم است بدون هیجان و بطور عقلانی در مورد آن گفت‌وگو کرد و حرف همه طیف‌های سیاسی و کارشناسی را در مورد آن شنید.

 

 

آیا بمب اتمی امنیت می‌آورد؟

طرفداران بمب استدلال می‌کنند که بمب بازدارنده نهایی جنگ است و موجب صلح می‌شود؛ کما اینکه طی 70 سال مانع جنگ بین شوروی و غرب شد. منطق راهبردی این استدلال این است که اگر یک کشور بداند حمله به کشوری دیگر موجب تلافی پشیمان‌کننده خواهد شد، ممکن است از حمله خودداری کند. اما بمب اتمی ممکن است بازدارنده نوع خاصی از جنگ باشد، اما صلح را تضمین نمی‌کند، بلکه شکل جنگ را تغییر می‌دهد و می‌تواند منشأ اَشکال جدیدی از ناامنی‌ها و جنگ‌ها شود در مواردی امنیت کشور را در مجموع کاهش دهد. در این رابطه، اجمالا نکات زیر قابل طرح است:

1. سلاح اتمی ممکن است مانع حمله اتمی شود، اما مانع جنگ‌های متعارف، تجاوزات محدود، عملیات مخفی و خرابکاری، ترور، تحریم اقتصادی و ایجاد بی‌ثباتی و جنگ‌های نیابتی نیست. شوروی برغم داشتن بزرگترین زرادخانه هسته‌ای فروپاشید، روسیه اتمی در باتلاق اوکراین گرفتار شد و در عمق خاک خود و در اطراف کرملین هدف پهپادهای اوکراین قرار دارد. هند و پاکستان بعد از هسته‌ای‌شدن دو بار دیگر با هم جنگیدند. پاکستان هسته‌ای هدف حمله طالبان قرار دارد و برغم اتمی بودن آمریکا و اسرائیل، ایران در  حمله موشکی به آنها بی‌محابا عمل کرده است و... .

2. بازدارندگی هسته‌ای به عنوان یک تدبیر دفاعی برای یک کشور منشاء «معمای امنیت» است؛ به این معنی که افزایش امنیت یک کشور موجب کاهش امنیت دیگر کشورهای منطقه می‌شود و واکنش آنها را در پی می‌آورد. مسابقه تسلیحاتی که از این معادله حاصل می‌شود، موجب بی‌ثباتی بیشتر است. «معمای امنیت» موجب گرایش دیگر قدرت‌های رقیب به تقویت نیروی نظامی، تقویت اتحاد با کشورهای خارج از منطقه و نهایتا تمایل به ساخت سلاح هسته‌ای می‌شود و حتی ممکن است به عنوان یک تدبیر موقت موجب درخواست از یک قدرت هسته‌ای برای استقرار «سلاح‌های هسته‌ای قرضی» در قلمرو خود شود. آمریکا در حال حاضر در شش کشور عضو ناتو سلاح هسته‌ای مستقر کرده و در دوره جنگ سرد در کره جنوبی و ژاپن نیز سلاح هسته‌ای داشت. مسابقه تسلیحاتی هسته‌ای در سطح منطقه که در نتیجه هسته‌ای شدن یک قدرت منطقه‌ای و برای حفظ توازن و برقراری «ثبات استراتژیک» که لازمه بازدارندگی است، شروع می‌شود، منشاء بی‌ثباتی جدیدی است که هزینه اقتصادی سرسام‌آوری را نیز برای حفظ، نگهداری و روزآمد کردن زرادخانه هسته‌ای و حفظ موازنه تحمیل می‌کند. همین امر یکی از دلایل سقوط شوروی بود.

3. سلاح هسته‌ای نمی‌تواند علل بنیادین ناامنی را رفع کند یا از شدت آن بکاهد. سلاح اتمی اختلافات ارضی، رقابت‌های ایدئولوژیک، رقابت‌های منطقه‌ای، آسیب پذیری‌های اقتصادی و انزوای سیاسی کشورها را اگر تشدید نکند، تخفیف نخواهد داد. این سلاح ممکن است مانع برخی انواع جنگ‌ها شود، اما بیش از پیش به اعتماد لطمه می‌زند به خودی خود ساختار امنیتی منطقه‌ای با ثباتی ایجاد نمی‌کند.

4. سلاح هسته‌ای می‌تواند احساس کاذب امنیت ایجاد کند. رهبران کشورهای دارای سلاح هسته‌ای ممکن است دست به اقدامات پرریسک و تلاش برای پیشبرد سیاست‌های بی‌ثبات‌ساز بزنند و تصور کنند که رقیب از ترس برخورد هسته‌ای از افزایش تنش خودداری خواهد کرد. در نتیجه، نوعی پارادوکس ثبات-بی‌ثباتی شکل می‌گیرد که حتی در صورت پایین‌بودن احتمال جنگ مستقیم تمام‌عیار، اما جنگ با شدت کم و رفتار پرمخاطره زیر آستانه خطر برخورد هسته‌ای ادامه می‌یابد و ممکن است از کنترل خارج شود.

5. سلاح هسته‌ای تنها عامل و حتی مهمترین عامل در عدم وقوع جنگ بین شوروی و آمریکا نبود. دیپلماسی، توازن تسلیحاتی متعارف، به هم وابستگی‌های اقتصادی و فنآورانه و مدیریت بحران به جلوگیری از جنگ مستقیم کمک کرد. به طور کلی جهان در بعد از جنگ دوم به سمت کاهش جنگ‌های کلاسیک بین کشورها پیش رفت. طی 80 سال گذشته به‌ندرت شاهد جنگ بین کشورها در اکثر مناطق جهان مثل قاره آمریکا، اروپا، آسیا  و حتی آفریقا بوده‌ایم. تنها متاسفانه خاورمیانه ازاین قاعده مستثنی بوده است. توسعه حقوق بین‌الملل که اکثریت بزرگ کشورها به آن پایبند هستند، نقش افکار عمومی داخلی و بین‌المللی، گسترش نقش مردم در نظام‌های سیاسی و در تصمیم‌گیری رهبران سیاسی، کسب حق رای توسط زنان و افزایش نقش زنان در سیاست به عنوان یک نیروی اجتماعی ضد جنگ و... به حفظ صلح بین دو ابرقدرت بزرگ نیز کمک کرد. با این حال، بازهم بحران‌هایی مثل بحران موشکی کوبا در 1962 دو کشور را در آستانه جنگ قرار داد.

6. بازدارندگی هسته‌ای مستلزم حداکثر عقلانیت و تماس مستمر و قابل اتکا بین رهبران سیاسی کشورهای رقیب و دشمن و درک عواقب تشدید تنش و مطلع کردن مستمر یکدیگر از مقاصد و برنامه‌های پیش رو است. هدف تماس مستمر اجتناب از برخورد هسته‌ای در نتیجه خطا، اشتباه محاسبه، اطلاعات غلط، برداشت و تفسیر اشتباه، نقص در کانال‌های ارتباطی و مانند آن است. نقصان در تماس مستمر می‌تواند فاجعه‌بار باشد. در دوره جنگ سرد، تلفن قرمز که مستقیما رهبران آمریکا و شوروی را در تماس با هم قرار می‌داد، به این دلیل بود.

 

به حاشیه رفتن بمب اتمی در جهان

با توجه به مراتب فوق، با گذشت زمان تمایل کشورها نسبت به برنامه هسته‌ای تسلیحاتی که در دهه‌های 1950 تا 1970 در اوج بود، به تدریج فروکش کرد. طی 20 سال گذشته هیچ کشور دیگری که برنامه‌ای آشکار یا مخفی برای ساخت سلاح هسته‌ای داشته باشد، وجود نداشته است. اگر هند و پاکستان و کره شمالی که هر یک به دلیل خاصی در پی سلاح هسته‌ای بودند را نادیده بگیریم، می‌توان گفت که از دهه 1980 کشورها به این نتیجه رسیدند که سلاح هسته‌ای بیش از آنکه امنیت‌ساز باشد، ناامنی‌ساز است. در دهه 1970 حدود 14 کشور یا در پی سلاح هسته‌ای بودند یا امکان دستیابی به آن را بررسی می‌کردند. اما تقریبا همه آنها این فکر را کنار گذاشتند. یکی از معتبرترین پژوهش‌ها در این رابطه ( Philipp C. Bleekدر بلفر سنتر هاروارد) از 31 کشور که امکان دستیابی به سلاح هسته‌ای را بررسی کردند و 17 کشور از بین آنها که برنامه‌ای در این رابطه را شروع کردند و 10 کشور که نهایتا به سلاح هسته‌ای دست یافتند، سخن می‌گوید. پژوهشی در MIT به 29 کشور و پژوهشی دیگر در ISIS به 30 کشور در این رابطه اشاره می‌کنند. اما همه این کشورها تا اوائل دهه 1980 بر مبنای محاسبه هزینه و فایده، بررسی یا پیگیری برنامه تسلیحاتی هسته‌ای را رها کردند. آفریقای جنوبی که به بمب اتمی دست یافته بود، برنامه خود را برچید و سه کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق (اوکراین، قزاقستان و بیلاروس) سلاح‌های هسته‌ای موجود در قلمرو خود را به روسیه منتقل کردند.

البته عزم آمریکا و دیگر کشورهای هسته‌ای برای جلوگیری از اشاعه و وادشتن کشورها به محاسبه هزینه و فایده نقش مهمی در این رابطه داشت، اما مانع کشورهایی که مصر و مصمم به هسته‌ای شدن بودند، نشد. گسترش چتر هسته‌ای به کره جنوبی و ژاپن و ضمانت امنیتی آمریکا برای اعضای ناتو نیز موثر بود. اما خودآگاهی فزاینده نسبت به مخرب بودن این سلاح از نظر امنیت ملی تاثیر اساسی و مبنایی داشت. در کشورهایی که افکار عمومی مجال بروز داشت، مانند سوئد و سوئیس، اکثریت فزاینده‌ای از مردم با دستیابی به این سلاح مخالفت کردند.

فاکتور مهم دیگر که موجب رویگردانی از سلاح هسته‌ای شده است، روند تحکیم صلح طی دوره بعد از جنگ جهانی دوم در نتیجه تحولات داخلی در کشورها و اهمیت یافتن افکار عمومی در روابط بین‌الملل است. طی این دوره حقوق بین‌الملل و نهادهای بین‌المللی وارد دوران بلوغ خود شدند و بسترهای مناسبی برای حل و فصل اختلافات و منازعات از طرق دیپلماتیک ایجاد کردند. پدیده دیگری که طی این دوره به اوج اثربخشی رسیده است، افکار عمومی بین‌المللی است که از طریق رسانه‌های بین‌المللی و طی چند ده سال گذشته از طریق فضای مجازی امکان اثرگذاری یافته است. پدیده افکار عمومی به قدری مهم است که کشورها به ندرت می‌توانند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. اسرائیل که نشان داده بی‌تفاوت‌ترین کشور نسبت به افکار عمومی است، مدتی است که از همین ناحیه با مشکل مواجه شده تا آنجا که مطابق نظر سنجی‌ها نظر منفی در آمریکا نسبت به اسرائیل حدود 65 درصد است. و این نگاه منفی دیر یا زود اثرات خود را در کنگره و سیاست خارجی آمریکا آشکار خواهد کرد. در نتیجه این روند 80 ساله، جنگ بین کشورها به یک پدیده میرا تبدیل و در بخش عمده جهان منتفی شده است. متاسفانه خاورمیانه تنها منطقه از جهان است که همچنان درگیر جنگ‌های بین کشورهاست.

 

نقش انگیزه و منطقه

انگیزه و منطقه هم در عزم و اراده یک کشور برای هسته‌ای شدن و هم در نحوه برخورد دیگر کشورها تاثیر گاه تعیین کننده دارد. کشورهایی که تا دهه 1980 گزینه هسته‌ای نظامی را بررسی کردند، انگیزه‌های متنوعی داشتند. هدف برخی تنها کسب پرستیژ بود، برخی دیگر هدف چانه‌زنی و امتیازگیری از قدرت‌های هسته‌ای را دنبال می‌کردند. شمار کشورهایی که نگرانی امنیتی بنیادین داشتند و ادراک تهدید جدی علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی محرک اقداماتشان بود، زیاد نبود. دراین رابطه، منطقه استقرار کشورها در اغلب موارد و وجود یک دشمن بالفعل یا بالقوه نقش تعیین‌کننده داشت. نمونه بارز آن هسته‌ای شدن چین، هند و پاکستان است. بعد از آنکه شوروی و چین به عنوان دو قدرت جهانی به ترتیب در 1953 و 1965 آزمایش هسته‌ای انجام دادند، هند که در 1962 مورد حمله چین قرار گرفته بود و طی یک جنگ تمام‌عیار چهار هفته‌ای هزاران تلفات داده بود، مصمم به گام نهادن در مسیر ساخت بمب شد و در 1974 اولین بمب خود را آزمایش کرد. اتمی شدن هند، پاکستان را که 5 بار (سه بار قبل از هسته‌ای شدن و دو بار بعد از آن) با هند جنگیده است، به تکاپو انداخت و نهایتا بمب پاکستان نیز در 1998 آزمایش شد.

آنچه در این رابطه مهم است این است که جامعه بین‌المللی در مجموع وضعیت منطقه آسیای جنوبی و شرایط هند و پاکستان را درک کرد و برغم فشارهای قابل توجهی که به آن دو کشور وارد کرد و تحریم‌هایی که اعمال شد، حساسیت زیادی نشان نداد. دلیل اصلی این بود که برای سایر کشورها روشن بود که هدف هند ایجاد موازنه در برابر چین و هدف پاکستان ایجاد موازنه در برابر هند بود و لاغیر. وزیر خارجه وقت ایران که به عنوان نخستین مقام خارجی پس از آزمایش‌ اتمی به پاکستان سفر کرد، در اسلام آباد گفت «مسلمانان اکنون احساس امنیت بیشتری می‌کنند، چون توان هسته‌ای پاکستان می‌تواند در برابر توان هسته‌ای اسرائیل بازدارنده باشد». مقامات پاکستانی در قبل و بعد این ایده را رد کردند.  وزیر اطلاعات وقت پاکستان در مصاحبه‌ای با اشپیگل فکر «بمب اسلامی» را رد کرد و گفت: این بمب پاکستان است و هدف آن جلوگیری از تجاوز هند است.

در مورد انگیزه آخرین کشوری نیز که هسته‌ای شده است، تقریبا اجماع وجود دارد. روشن است که بقاء نظام سیاسی کره شمالی، تنها انگیزه آن کشور از دستیابی به سلاح اتمی است. نظام کره شمالی نظامی ویژه و درون‌گرا و موروثی است که طی حدود 80 سال گذشته جامعه را بسته و منزوی از جهان نگه داشته است. این نظام حداقل طی 40-30 سال گذشته جاه‌طلبی خاصی در خارج از مرزهای کره شمالی و در منطقه خود نداشته و مستمرا مترصد حفظ و تقویت قابلیت‌های موشکی و هسته‌ای خود برای جلوگیری از اقدام خارجی علیه موجودیت خود بوده است. برغم اینکه انگیزه پیونگ یانگ روشن است، اما این مانع از آن نشد که شورای امنیت بعد از آزمانیش هسته‌ای 2006 با حمایت چین و روسیه تحریم‌های بین‌المللی تجاری کمرشکن و بسیار شدید‌تر از تحریم‌های شورا علیه ایران را علیه آن  کشور تحمیل کند.

ایران در منطقه کاملا متفاوتی وقاع است و در مورد انگیزه ایران از داشتن برنامه هسته‌ای نیز حرف و حدیث بسیار است. منطقه ما دارای دو ویژگی عمده است که آنرا از منطقه آسیای جنوبی و آسیای شمال شرقی متمایز می‌کند. این دو ویژگی عبارتند از وجود اسرائیل و وجود نفت. خلیج فارس بیشترین ذخایر نفتی را دارد و در شرایط عادی مبداء تامین بیش از یک پنجم نفت مصرفی جهان در روز است. ادعاهایی که در مورد اهداف برنامه هسته‌ای ایران در رابطه با اسرائیل مطرح می‌شود، به شدت بر حساسیت‌ها افزوده است.

 

تهدید بنیادین

کسانی که معتقد به لزوم حرکت ایران در جهت دستیابی به سلاح هسته‌ای هستند باید نخست روشن کنند که چه درکی از تهدیدات علیه ایران دارند و آیا این تهدیدات را ذاتی، ساختاری و بنیادی می‌دانند، یا از نوع تهدیداتی که با اقدامات سیاستی، دیپلماتیک و ایجاد ائتلاف‌ها قابل رفع‌اند. آنها باید توضیح دهند که کدام تهدید بنیادین موجودیت، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران را به خطر انداخته است و از راه‌های دیپلماتیک قابل رفع نیست. برخی با رجوع به تاریخ، جنگ‌های ایران و روس، تجزیه بخش‌هایی از ایران در قرن 19 و اشغال ایران در جریان دو  جنگ جهانی را نشانه وجود تهدید بنیادین و ذاتی علیه ایران به شمار می‌آورند. اما این قبیل تهدیدات تنها متوجه ایران نبوده و بسیاری از کشورهای دیگر در منطقه مانند ترکیه و فراتر از منطقه با تهدیدات بیشتری مواجه بوده‌اند. ایران در مقایسه با تقریبا همه کشورهای منطقه در موقعیت بسیاری بهتری برای رفع تهدیدها از راه‌های متعارف مانند دیپلماسی و ائتلاف‌سازی قرار دارد. ایران با توجه به قدمت تاریخی و انسجام ملی و فرهنگ و هویت مشترک اقوام ایرانی بسیار سخت‌جان ظاهر شده و ازجمله در قرن نوزدهم توانست به‌رغم قرارداشتن در محاصره بزرگ‌ترین قدرت‌های جهانی دریایی و زمینی، استقلال و موجودیت خود را حفظ کند. جداشدن بخش‌هایی از قلمرو ایران در دوره ملت‌سازی در منطقه و در شرایطی که ملت‌های دیگر یا وجود نداشتند یا مستعمره بودند، مشکل می‌تواند به عنوان دلیل وجود تهدیدات بنیادین و ساختاری تلقی شود. به‌رغم اینکه انگلیس بعد از انقلاب بلشویکی در روسیه، در ایران فعال مایشاء شد، ایرانیان توانستند تلاش انگلیس برای تحت‌الحمایه کردن ایران در 1919 را خنثی کنند. اشغال ایران در جریان جنگ اول و دوم ریشه در معادلات آن دو جنگ داشت و ناشی از وجود تهدیدی بنیادین علیه حاکمیت و تمامیت ارضی ایران نبود. تشبث شوروی در پایان جنگ نیز در پرتو قابلیت‌های ملی و تعارضات دو بلوک جهانی به جایی نرسید.

در دوره پهلوی دوم ایران در خلیج فارس موقعیت هژمونیک یافت. تهدید در آن دوره به دو دلیل از ناحیه عراق احساس می‌شد: یکی مخمصه‌های ژئوپلیتیک عراق و دیگری غلبه یک جریان چپ بعثی با گرایش ضد شیعه و مدعی حافظ شرق عربی در بغداد. به همین دلیل در دوره پهلوی و نیز در دوره جمهوری اسلامی شاهد تجاوز عراق علیه ایران بودیم. اما با سقوط صدام و شکل‌گیری سیستمی که شیعیان در آن دست بالا را دارند، تهدید  بنیادین پیشین برطرف شده و هر تهدید احتمالی از این ناحیه در آینده تنها در قالب اختلافات معمول دو همسایه امکان بروز و ظهور خواهد داشت که از راه‌های متعارف قابل کنترل خواهد بود.

در چنین شرایطی، طرفداران ساخت بمب باید نشان دهند که آیا کشوری وجود دارد که قصد نابودی ایران را داشته باشد. آیا اسرائیل از راه دور به تنهایی مجاز و قادر به حمله به ایران است؟ اگر ایران مشکل خود را با آمریکا حل کند، آیا تحرکات اسرائیل خنثی نخواهد شد؟ نگارنده می‌پذیرد که طی دوره بعد از جنگ 12 روزه محیط امنیتی ایران متحول شده‌است و در سطح بین‌المللی نیز در دوره‌ای به سر می‌بریم که با آنارشی بیشتر و روند فرسایش نظم پیشین همراه است و یکی از دلایل آن کاهش اراده آمریکا برای اعمال نظم هژمونیک سنتی‌اش است. اما سوال این است که آیا تهدیدات ناشی از این بی‌ثباتی‌ها از طریق اتخاذ تدابیر سیاستی، دیپلماتیک و ائتلاف‌سازی قابل رفع نیست و حتما برای رفع خطر باید به بمب اتم متوسل شد؟ اسرائیل مدعی است که ایران قصد نابودی‌اش را دارد. این درحالی است که رهبر شهید پیشنهاد رفراندوم با شرکت ساکنان اولیه فلسطین تاریخی را مطرح و تصریح کردند که ما قصد به دریا ریختن یهودیان را نداریم. با این حال تبلیغات اسرائیل این تصور را که ایران قصد نابودی اسرائیل را دارد و برای این منظور گروه‌هایی را در منطقه ایجاد کرده و هدف برنامه هسته‌ای ایران نیز نابودی اسرائیل است، به جهانیان فروخته و از این طریق سعی در مشروع جلوه دادن تجاوزات خود دارد. آیا گرفتن این بهانه‌ها از اسرائیل سخت‌تر از ساختن بمب است؟ آمریکا نیز مدعی است که ایران با غنی‌سازی 60 درصد هدفی جز ساخت بمب ندارد. با این ادعاهایی که آمریکا دارد، مشکل می‌توان امید داشت که همچون مورد هند و پاکستان و کره شمالی انعطاف نشان دهد.

 

آیا شاه سابق در پی ساخت بمب بود؟

با بنیادین و فرازمانی جلوه دادن تهدیدات علیه ایران و بی‌ارتباط دانستن آن با نظام سیاسی کنونی، ادعا می‌شود که شاه نیز در پی ساخت بمب بود. اما این ادعا درست نیست. به‌رغم نگرانی از عراق و پان‌عربیسم و چپ عربی، ایران یکی از اولین کشورهایی بود که معاهده منع اشاعه تسلیحات اتمی را در 1968 امضا و دو سال بعد تصویب کرد. ایران همچنین در سال 1974 راسا پیشنهاد تبدیل خاورمیانه به منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد. شاه طرحی برای ساخت 23 نیروگاه اتمی تولید برق داشت و برای اولین آنها با زیمنس آلمان به توافقی رسید که شامل تامین سوخت نیروگاه نیز بود. ایران به اورودیف فرانسه نیز وام داد و وارد قراردادی برای دریافت بخشی از محصول اورانیوم غنی شده برای مصارف نیروگاهی شد. یک برنامه جداسازی ایزوتوپ با استفاده از لیزر در مقیاس آزمایشگاهی نیز در آن دوره از طریق تجهیزات خریداری شده از غرب در تهران انجام می‌شد.

اکبر اعتماد، رئیس وقت و سازمان انرژی اتمی، در 2003 در مصاحبه‌ای با فیگارو گفت که از شاه پرسیده بود که آیا هدف تسلیحاتی اتمی را نیز دارد یا خیر و او پاسخ داده بود که طرح این پرسش در این شرایط موضوعیت ندارد؛ چراکه اتخاذ چنین سیاستی مانع کسب فناوری و کمک‌های توسعه از خارج می‌شود. اما اگر در آینده محیط امنیتی ایران تغییر کند، در آن زمان باید دید که چه باید کرد. شاه همچنین در جایی دیگر گفته است: ما حداکثر بتوانیم 50 بمب اتمی داشته باشیم، با این 50 بمب چطور می‌توانیم در برابر پنج هزار بمب شوروی توازن ایجاد کنیم. او همچنین معتقد بوده که ایران اگر بمب اتمی بسازد، کشورهای دیگر منطقه نیز همین کار را خواهند کرد و در این صورت پیشرفته‌ترین تسلیحات و تجهیزات نظامی که خریداری شده، بی‌ارزش خواهند شد. در مجموع روشن است که دولت وقت ایران در آن دوره قصد داشت، این گزینه را برای روز مبادا مد نظر داشته باشد، اما در دهه 1970 اقدامی در این رابطه انجام نداد.

 

مخالفت چین و روسیه

حرکت ایران به سمت بمب حتما با مخالفت چین و روسیه مواجه خواهد شد. نحوه برخورد چین و روسیه با کره شمالی ایده‌هایی در مورد نحوه برخورد آنها با ایران به دست می‌دهد. آنها در فاصله 2003 که کره شمالی از ان‌پی‌تی خارج شد تا 2006 که آزمایش اتمی انجام داد، در مجموع با حمایت از آن کشور در شورای امنیت مانع تصویب قطعنامه‌های شدیدی شدند. این در حالی بود که چین و روسیه تقریبا هم‌زمان در فوریه 2006 به قطعنامه شورای حکام آژآنس برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت رای مثبت دادند. آن دو کشور همچنین به همه قطعنامه‌های علیه ایران از 2006 تا 2010 رای مثبت دادند؛ در حالی که ایران تنها یک برنامه غنی‌سازی ابتدایی داشت. چین روسیه بعد از آزمایش هسته‌ای کره شمالی کاملا با غرب برای تحریم شدید کره شمالی در شورای امنیت همکاری و تحریم‌‌های تجاری گسترده‌ای را علیه آن کشور اعمال کردند. چین و روسیه با کشورهای عربی و اسرائیل روابط نزدیکی دارند. همین رابطه نزدیک باعث شد تا در 21 اسفند 404 (12 روز بعد از تجاوز به ایران) با دادن رای ممتنع به قطعنامه 2817 که حاوی سه محکومیت علیه ایران بود، اجازه تصویب ان را با 13 رای مثبت اعضای شورا دادند. 135 کشور عضو سازمان ملل نیز بانی آن قطعنامه شدند.

آقای عسگرخانی که طرفدار ساخت بمب بود، در یک فایل صوتی که موجود است گفته است، در ملاقاتی با آندره کوزیروف، مشاور امنیت ملی پوتین، از او شنیده است که روسیه بیشتر از آمریکا با ساخت بمب توسط ایران مخالف است. به دلایل مختلف، بعید نیست که در صورت اقدام ایران برای ساخت بمب یا حتی خروج از ان‌پی‌تی، چین و روسیه با غرب همراه شوند و تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا را به تحریم‌های چندجانبه سازمان ملل تبدیل کنند.

 

ساخت بمب اتمی در دوره گذار

دوره گذار از یک کشور بدون سلاح هسته‌ای به کشوری دارای سلاح هسته‌ای، به‌ویژه در شرایط کشوری مثل ایران، پرمخاطره‌ترین دوره است. چرا که رسیدن به یک بازدارندگی هسته‌ای کامل و قابل اتکا و معتبر زمان‌بر است؛ بویژه در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی قرار داشته باشد. در این دوره که ایران برای رسیدن به یک بمب اتمی مطابق برآوردها حداقل به یک سال زمان نیاز دارد، در صورتی که قصد خود را آشکار کرده باشد، به لحاظ دیپلماتیک بی‌دفاع و منزوی و بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود و در معرض هرگونه تهاجمی با هدف از بین بردن تاسیسات هسته‌ای قرار خواهد داشت.

آغاز این دوره گذار ممکن است، توسل به ماده 10 ان‌پی‌تی برای خروج از این معاهده باشد. در مثال کره شمالی، آن کشور با اعلام خروج  از معاهده در 1993 که بعد از 89 روز پس گرفته شد و خروج قطعی همین کشور از معاهده در 2003، سلسله بحث‌هایی در شورای امنیت و در کنفرانس‌های بازنگری ان‌پی‌تی را موجب شد که گویای حساسیت موضوع بود. نهایتا در کنفرانس بازنگری ان‌پی‌تی در 2010 اجماعی حاصل و در سند نهایی منعکس شد به این مضمون که «یک کشور بعد از خروج از ان‌پی‌تی باید مطابق حقوق بین‌الملل پاسخگوی تخلفات خود قبل از خروج باشد». کسانی که در ایران این روزها خواستار خروج ایران از ان‌‌پی‌تی هستند، باید روشن کنند که هدفشان چیست. آیا خروج را به عنوان مقدمه ساخت بمب می‌خواهند یا تنها به عنوان اقدامی سیاسی و شکلی توصیه می‌کنند؟ اگر توصیه تنها به خروج از ان‌پی‌تی  به عنوان یک واکنش و نه برای ساخت بمب باشد یا امکانات لازم برای ساخت بمب فراهم نباشد، حاصل کار تنها تشدید مشکلات و فشارها و انزوای بیشتر بدون دستاوردی در این رهگذر خواهد بود.

مسئله مهم دیگر در دوره گذار، برخورداری از حفاظت اطلاعات، اشراف اطلاعاتی و مخفی‌کاری است. دسترسی دشمن به اطلاعات فوق سری بسیار خسارت‌بار و زمینه ساز تجاوز و تعرض علیه تاسیسات و پرسنل مربوطه خواهد بود. همه کشورهایی که بمب ساخته‌اند، توان مخفی‌کاری بالایی داشته و جهان را بعد از آزمایش هسته‌ای غافلگیر کرده‌اند.

ساخت موفق بمب در دوره گذار مهمترین چالش در این دوره است. در مرحله اول تامین اورانیوم در حد غنای تسلیحاتی یا پلوتونیوم چالش نخست است که ایران طی حدود 30 سال گذشته درگیر آن بوده و مطابق پژوهشی که در دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده، تنها از 2011 تا 2022 حدود 1.2 تریلیون دلار هزینه مستقیم و غیرمستقیم و عدم‌النفع اقتصادی برای کشور داشته است. در مرحله دوم به دانش فنی، پرسنل متخصص، تجهیزات و تاسیسات لازم برای طراحی و ساخت کلاهک و قرار دادن مواد شکافت‌پذیر در دل آن و چاشنی انفجاری و ایجاد واکنش زنجیره‌ای لازم و تکمیل کلاهکی قابل کنترل و قابل پیش‌بینی و قابل اتکا نیاز است. اجرای مرحله دوم مستلزم وجود دانش فیزیک نظری و کاربردی و نیز تخصص مهندسی پیشرفته‌ای است. آنچه که به ساخت بمب مربوط است دراین دو مرحله انجام می‌شود.

چالش مهم‌تر مربوط به بعد از آماده‌شدن کلاهک اتمی است. در این مرحله وسیله پرتاپ کلاهک اتمی به سمت هدف و انفجار آن به نحو مطلوب و مورد نظر در مقصد در دستور کار است.  برای این منظور به یک شبکه جامع و کارآمد برای عملیاتی کردن کلاهک اتمی نیاز است. ایجاد چنین شبکه‌ای کاری بسیار حساس و دشوار و در حوزه توانایی‌های متعارف ازجمله تسلیحات، تجهیزات و اطلاعات و ضداطلاعات متعارف است. در این مرحله کلاهک باید روی موشک‌های خاصی که برای پرتاب کلاهک هسته‌ای استفاده می‌شوند، سوار شوند. این موشک‌ها باید از ضریب اطمینان بالایی در حد 95 درصد برخوردار باشند. موشک‌هایی با ضریب اطمینان 80-70 درصد ممکن است به تهدیدی برای سرزمین خودی یا سرزمین‌های مجاور تبدیل شوند. سازماندهی یک سیستم کنترل و فرماندهی کارآمد و توانا، فراهم کردن تجهیزات پیشرفته شامل رادار، یک نیروی هوایی کارآمد و پدافند هوایی قابل اتکا برای جلوگیری از دسترسی و آزادی عمل دشمن در آسمان خودی، وجود سیستم‌های هشدار سریع و... اجزاء دیگر شبکه‌ای است که برای عملیاتی کردن تسلیحات هسته‌ای ضروری است.

پدافند غیرعامل اتمی نیز که باید امکان محافظت در برابر حمله اتمی اول را فراهم کند و امکان دهد تا سیتسم کنترل و فرماندهی از حمله اول جان به در ببرد تا بتواند دستور شلیک تلافی‌جویانه را بدهند، سازه لازم بعدی است. در این رابطه، برخورداری از سلاح‌ها و تجیهزات برای رهگیری پرتابه‌ها و خنثی‌سازی آنها و نیز داشتن توان اصولی، علمی و بدنه کارشناسی حرفه‌ای و آموزش دیده برای نگه‌داری درست تسلیحات هسته‌ای حیاتی است؛ چرا که در غیر این صورت حادثه یا خرابکاری (مثل قضیه بیدگنه) و... می‌تواند برای سرزمین خودی و نیز از دست رفتن توانایی وارد کردن ضربه دوم فاجعه‌بار باشد.

دکترین هسته‌ای بر خلاف ادبیات رایج در ایران در این مرحله معنی پیدا می‌کند. دکترین اتمی آرایش تسلیحات هسته‌ای، شرایط و زمان استفاده از آن را در قالب پروتکل‌ها و موازین و ضوابطی دقیق مشخص می‌کند. داشتن استراتژی و سیاست‌ها و تاکتیک‌های مربوطه برای اقدام سریع و مداخله دادن ملاحظات سیاسی در این رابطه مطرح است.

در غیاب چنین شبکه‌ای پیچده و کارآمدی نمی‌توان نسبت به حفظ و حراست از تسلیحات هسته‌ای و بکارگیری درست و قابل اتکا و مطمئن آن در لحظه موعود اطمینان داشت. 

 

بازدارندگی هسته‌ای

بازدارندگی هسته‌ای یک مفهوم پسینی است که بعد از اینکه روسیه و آمریکا آزمایش اتمی انجام دادند، در روابط بین‌الملل شکل گرفت. ثبات استراتژیک نیز مفهوم کلیدی دیگری است که از طریق سلسله توافقات و معاهداتی باید بین قدرتهای اتمی و ازجمله در ارتباط با شمار بمب‌ها ایجاد شود. کاهش تنش و کاهش خطر جنگ اتمی در روابط دو دشمن در این چارچوب مورد بحث است.

بازدارندگی در معنای ساده عبارت از پیش‌بینی امکاناتی برای مجازات دشمن در صورت مبادرت دشمن به حمله است. فرض بر این است که دشمن با اطلاع از امکان مواجهه با یک مجازات پشیمان‌کننده ازدست‌زدن به تهاجم اولیه خودداری می‌کند. در این معنا تهدید به مجازات باید معتبر و قطعی باشد و بر مبنای توانایی و امکانات مشخص و واقعا موجود استوار باشد. در غیر این صورت، نه تنها جدی گرفته نخواهد شد، بلکه به ابزاری در دست طرف مقابل برای امنیتی‌سازی و اجماع‌سازی بیشتر در سطح بین‌المللی برای اقدام تهاجمی تبدیل خواهد شد. دشمن طبعا به اظهارات و مواضع حریف اهمیت نمی‌دهد و وجود توانایی لازم برای مجازات را از طریق ابزارهایی که دارد، ازجمله نهادهای اطلاعاتی خود، اعتبارسنجی می‌کند.

در بازدارندگی هسته‌ای مهم است که توان هسته‌ای در حدی معتبر، قابل اتکا و قابل دوام باشد که با حمله اول دشمن تماما نابود نشود و تعداد کافی بمب برای وارد کردن ضربه دوم در اختیار باقی بماند. به این دلیل است که چند هزار یا حداقل چند صد بمب به اضافه پلتفورم‌ها و شیوه‌های متنوع پرتاب (هواپایه، موشکی بالستیک و بویژه زیردریایی) برای بازدارندگی معتبر و قطعی اجتناب‌ناپذیر است؛ چراکه هدف دشمن در وهله اول نابودی تسلیحات اتمی در مبداء یا در مسیر است و لذا حفظ توانایی برای زدن ضربه دوم عمدتا با تکیه بر تعداد زیاد بمب‌ها و تنوع در وسایل پرتاب ممکن است. به این دلیل است که تعداد بمب‌ها و تنوع در وسایل پرتاب آنها مهم است. کشور الف باید به نحوی بازدارندگی را سازمان دهد که حتی اگر در برابر حمله اول توسط کشور ب تمام کشور الف به شمول بخش عمده زرادخانه هسته‌ای‌اش نابود شد، باز هم تعدادی سلاح هسته‌ای برای اعمال مجازات باقی باشد. برای این منظور در دوره جنگ سرد و بعد از آن، استفاده از زیردریایی‌های هسته‌ای که برای اجتناب از شناسایی دائما در حرکت بودند، در مرکز توجه قرار داشته‌اند. تنها در این صورت است که کشور الف با ملاحظه امکان محفوظ ماندن توانایی ضربه دوم، ممکن است از وارد کردن ضربه نخست به کشور ب منصرف شود. بر این پایه بود که اسرائیل در دهه 1990 اقدام به خرید پنج زیردریایی اتمی از آلمان کرد. تعدادی از این زیردریایی‌ها همواره در دریای عرب در حرکت‌اند. 

در بازدارندگی هسته‌ای به یک دستگاه اطلاعاتی کارآمد و مطمئن برای انجام وظایف متعددی نیاز است. بخش ضد اطلاعات باید اطلاعات مربوط به محل استقرار سلاح‌های هسته‌ای و وسایل پرتاب آن و جزئیات مربوط به توانایی تسلیحات هسته‌ای را از دستبرد دشمن محفوظ نگه دارد. دستگاه اطلاعاتی همچنین باید قادر به کسب اطلاعات لازم از توانایی، محل استقرار و برنامه‌های دشمن باشد و زنگ خطر حمله اتمی را به موقع به صدا درآورد. ضعف در این حوزه می‌تواند کار دشمن برای هدف‌گیری تسلیحات در محل استقرار آن یا خرابکاری در آن را آسان کند و از این طریق یک فاجعه ملی رقم بخورد.

اگر چه بازدارندگی به مفهوم اخص کلمه، یعنی مطمئن کردن متجاوز از مجازات مهم است، اما سخت افزار نظامی به تنهایی کافی نیست. بازدارندگی عمومی در اینجا به معنی وجود انسجام ملی، جامعه قوی، همآهنگی و همسوئی بین دولت و جامعه، توانایی اقتصادی برای تامین نیازهای جامعه و همزمان تامین نیازهای نیروهای مسلح، تاب‌آوری راهبردی اقتصادی-اجتماعی-سیاسی برای تحمل یک دوره طولانی جنگ و... نیز مهم است. نقصان در بازدارندگی عمومی دشمن را به ادامه فشار به قصد افزایش شکاف‌ها و بهره‌گیری از دشواری‌ها در جامعه هدف تشویق می‌کند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​