شناسهٔ خبر: 80347501 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

یادداشت نجاح محمدعلی، تحلیلگر عراقی؛

رمزگشایی پیام ونس به تهران

واشنگتن امکان دارد حامل پیامی درباره گفت وگو باشد، در حالی که گزینه‌های دیگر همچنان روی میز هستند. واشنگتن امکان دارد حامل پیامی درباره گفت وگو باشد، در حالی که گزینه‌های دیگر همچنان روی میز هستند.

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ۲۵ اکتبر پیام جی.دی.ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا به وسیله میانجی قطری برای سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ارسال و در این پیام پیشنهاد آغاز مذاکرات مستقیم و برگزاری جلسه‌ای در مدت تقریباً یک هفته، در دوحه یا ترکیه مطرح شد. در نگاه نخست، امکان دارد این تلاشی از سوی آمریکا برای گشودن دریچه‌ای دیپلماتیک و کاهش تنش‌ها به نظر آید، ولی زمان ارسال پیام، شرایط پیرامونی و سؤالاتی که در پشت پرده مطرح می‌شود، برخورد با آن را به عنوان ابتکار صلح نیازمند احتیاطی قابل توجه می‌کند.

سؤالی که تهران قبل از هر اقدامی باید بپرسد این است: واشنگتن واقعاً از این دیدار چه می‌خواهد؟ آیا به دنبال حل و فصل است یا به دنبال دستاوردهای سیاسی و امنیتی در پوشش مذاکره؟

آنچه ضروری است، اینکه از تبدیل شدن بحث مذاکرات به اختلاف بر سر مشروعیت مواضع یا میهن‌پرستی صاحبان آنها جلوگیری شود

واشنگتن در پی حفظ کارت کاهش تنش

یک هدف سیاسی روشن در پس احیای گفت وگو به این شکل وجود دارد. دولت ترامپ می‌خواهد در برابر افکار عمومی آمریکا و جهان و همچنین کشورهای منطقه به عنوان طرفی که به دنبال پایان دادن به رویارویی و دراز کردن دست برای مذاکره است، ظاهر شود.

در مقابل، ایران می‌تواند خود را در برابر معادله رسانه‌ای به‌دقت طراحی‌شده بیابد: اگر مذاکرات را بپذیرد، وارد مسیری می‌شود که امکان دارد تضامین واقعی نداشته باشد و اگر خودداری یا ملاحظاتی ابراز کند، واشنگتن با عجله ایران را مسئول شکست دیپلماسی و ادامه تنش‌ها خواهد دانست.

بنابراین، نبرد، هرچند موقت، از عرصه رویارویی سیاسی به عرصه روایت رسانه‌ای تغییر می‌کند. سپس دولت آمریکا می‌تواند با این ادعا که وظیفه خود را انجام داده و تهران کسی است که در را بسته، مخاطبان داخلی و متحدان خود را مخاطب قرار دهد.

مذاکره سنجه ثبات اراده ایرانی‌هاست؟

جنبه دیگری هم وجود دارد که شایسته توجه است. گشودن باب مذاکره در برهه‌ای حساس امکان دارد بر موازنه‌های درون ایران تأثیر بگذارد، به‌ویژه اگر موضوع گفت وگو به محل اختلاف بین جریان‌ها و چهره‌های درگیر در تصمیم‌گیری تبدیل شود.

امکان دارد فشارهایی ایجاد شود که برخی احزاب را به اتخاذ موضعی عجولانه سوق دهد، در حالی که برخی دیگر معتقدند شرایط، اجازه هیچ گونه امتیاز یا اعتمادی به وعده‌های آمریکا نمی‌دهد. با گذشت زمان، این اختلافات می‌تواند به ابزاری برای بهره‌برداری سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شود و شاید حتی تلاشی برای نشان دادن اختلافات داخلی باشد.

آنچه ضروری است، اینکه از تبدیل شدن بحث مذاکرات به اختلاف بر سر مشروعیت مواضع یا میهن‌پرستی صاحبان آنها جلوگیری شود. این تصمیم باید نهادی باقی بماند و همه گزینه‌ها باید در چارچوبی مورد بحث قرار گیرند که وحدت موضع سیاسی و امنیتی را حفظ کند.

گفت وگو را رد نکنید، اما آنچه واشنگتن می‌خواهد مفت ندهید

اطلاعات حاکی از احتمال حملات همزمان به چهره‌های کلیدی و تأسیسات حساس است که با هدف مختل کردن فرماندهی و کنترل و ایجاد هرج و مرج در مقطع بحرانی انجام می‌شود

تهران می‌تواند با تیزبینی سیاسی، بدون رد اصل گفت وگو و بدون دادن چک سفید امضا به واشنگتن، این پیام را مدیریت کند. می‌تواند آمادگی خود را برای بررسی هر ابتکار جدی اعلام، ضمن اینکه تأکید کند سابقه آمریکا در توافقات و تفاهمات قبلی اجازه نمی‌دهد وعده‌های آمریکا به عنوان تضامین، کافی تلقی شوند.

هرگونه مذاکره‌ای در آینده باید دارای شرایط مشخص، سازوکار راستی‌آزمایی روشن و ضمانت‌های قابل اجرا باشد، ضمن اینکه منافع، خطوط قرمز و امنیت ملی ایران را رعایت کند. علاوه بر این، نشست نباید بهانه‌ای برای تحمیل واقعیت‌های جدید یا گرفتن امتیاز زیر فشار تهدیدات نظامی و اقتصادی باشد.

به این ترتیب، ایران به واشنگتن فرصت نمی‌دهد که ادعا کند دیپلماسی را رد می‌کند و در عین حال وارد مذاکراتی نمی‌شود که نتیجه آن امکان دارد از پیش به نفع طرفی که خواستار آن بوده، تعیین شده باشد.

خطرناک‌ترین جنبه: اطلاعات مربوط به سناریوی امنیتی

اما اطلاعات خصوصی که به تهران رسیده، فراتر از محاسبات سیاسی و رسانه‌ای می‌رود و وارد حوزه حساس‌تری می‌شود. این اطلاعات از طرح مشترک بین احزاب آمریکایی و صهیونیستی برای هدف قرار دادن شخصیت های رأس نظام ایران، اعضای مجلس خبرگان و همچنین رهبران و شخصیت های برجسته نظامی، ازجمله سرلشکر محسن رضایی صحبت می کند.

منابعی که این اطلاعات را به تهران مخابره کرده‌اند می‌گویند پیش تر هشدارهای اولیه‌ای درباره حوادث امنیتی بزرگ، پیش از وقوع آنها ارائه کرده بودند. این یعنی تمام اطلاعات به عنوان اطلاعات واقعی تلقی شده و مستلزم بررسی جدی و تأیید مستقل است.

احتمال نگران‌کننده این است که هرگونه عملیات هدفمند، در صورت برنامه‌ریزی، حادثه منفرد نباشد. اطلاعات حاکی از احتمال حملات همزمان به چهره‌های کلیدی و تأسیسات حساس است که با هدف مختل کردن فرماندهی و کنترل و ایجاد هرج و مرج در مقطع بحرانی انجام می‌شود.

خطرناک‌ترین چیزی که هر کشوری در چنین شرایطی می‌تواند با آن مواجه شود، تلاش برای ضربه زدن به مرکز تصمیم‌گیری و همزمان مختل کردن نهادهایی است که تداوم کار را تضمین می‌کنند.

از اقلیم کردستان عراق تا آذربایجان؛ تحرکات شبکه های ترور

این اطلاعات همچنین شامل صحبت‌هایی مبنی بر تلاش برای فعال کردن شبکه‌های ترور در مناطق و مسیرهای مختلف، ازجمله اقلیم کردستان عراق و آذربایجان، با هدف بهره‌برداری از هرگونه ناآرامی بالقوه در داخل ایران و گسترش دامنه امنیتی و سیاسی آن است.

اگر این داده‌ها صحیح باشند، با سناریویی مبتنی بر دو مسیر همزمان مواجه هستیم: هدف قرار دادن رهبران و مراکز حساس از سویی و تلاش برای دامن زدن به ناآرامی‌های داخلی از سوی دیگر.

این نوع سناریو را نمی‌توان صرفاً با بیانیه یا واکنش‌های احساسی که امکان دارد ناخواسته به طرف مقابل آنچه را که می‌خواهد بدهد، مقابله کرد. در این زمینه جمع‌آوری کامل اطلاعات، محافظت از مکان‌ها و افراد حساس و نظارت دقیق بر هرگونه فعالیت مشکوک نیاز است، در عین حال که از ایجاد وحشت یا طرح اتهامات بدون مدرک خودداری می‌شود.

حملات اتمی؛ امکان دارد تنش به این نقطه برسد؟

در برخی ارزیابی‌های خصوصی، احتمال استفاده از سلاح اتمی نیز در صورت رسیدن رویارویی به سطوح شدید مطرح شده و این احتمال بسیار خطرناک است و نباید به عنوان تصمیم قطعی یا برنامه تأیید شده تلقی شود. با وجود این، صرف مطرح شدن این موضوع، لزوم بررسی ماهیت بازدارندگی بین‌المللی و هزینه‌های بالقوه هرگونه استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را ایجاب می‌کند.

نقش بالقوه روسیه اینجاست. موضع روشن و صریح روسیه، که از قبل بیان کند استفاده از سلاح‌های اتمی علیه ایران مستلزم پاسخ مناسب روسیه خواهد بود، می‌تواند عامل بازدارنده مهم باشد، گرچه اثربخشی آن همچنان منوط به جدیت تعهد روسیه و ماهیت شرایط پیرامون هرگونه رویارویی خواهد بود.

در داخل ایران، تحولات بحث راهبردی عمیقی را درباره دکترین هسته‌ای و الزامات امنیت ملی، با در نظر گرفتن تعهدات بین‌المللی موجود و اجتناب از تبدیل گمانه‌زنی‌ها درباره افزایش تنش به تصمیمات عجولانه، ضروری می‌سازد.

تهران در برابر آزمونی فراتر از میز مذاکره

پیام ونس شایسته‌ی بررسی است، اما نباید آن را جدا از سایر تحولات بررسی کرد. مذاکرات محاسبات خاص خود را دارند، رسانه‌ها نبردهای خود را دارند و امنیت اولویت‌های خود را؛ این مسیرها امکان دارد همزمان با هم تلاقی کنند.

تهران باید انسجام نهادهای تصمیم‌گیری خود را حفظ کند و پیشنهاد آمریکا را از موضع قدرت، نه زیر فشار ضرب‌الاجل‌ها یا تهدیدها بررسی کند. تهران باید تضامین واقعی مطالبه، با میانجی ها با احتیاط برخورد کند و امنیت رهبران و تأسیسات خود را افزایش؛ در عین حال اطلاعات مربوط به نقض‌ها و عملیات‌های احتمالی را تحت تحقیقات کامل قرار دهد.

واشنگتن امکان دارد حامل پیامی درباره گفت وگو باشد، در حالی که گزینه‌های دیگر همچنان روی میز هستند. این دقیقاً نکته‌ای است که تهران نباید از آن غافل شود. ایران در حالی که با آمریکا برای مذاکره دست می دهد باید مراقب دست دیگر که پنهان است، باشد.

∎​