به گزارش صراط به نقل از مشرق، وبسایت راهبردی واشینگتن اگزمینر که به صورت هفتگی اخبار خاص سیاسی با لایه امنیتی را منتشر میکند در آخرین گزارش خود به سراغ جریان ضدانقلاب و تروریستی رفته و انگشت روی رضا ربع پهلوی گذاشته است.
در این گزارش به این موضوع اشاره شده است که رضا پهلوی از نگاه آمریکاییها یک مهره سرسپرده بوده که دارای ارزش تاکتیکی است.
این گزارش با توصیف رضا پهلوی به احمد چلبی مینویسد که احمد چلبی و کنگره ملی عراق پیش از حمله، ادعاهایی درباره این تسلیحات به واشنگتن رسانده بودند که ظاهراً از منابع مستقل میآمد، اما در واقع همان اطلاعاتی بود که آمریکاییها به او داده بودند.
در واقع بخشی از اپوزیسیون عراق در آن مقطع فقط یک کارت بازی در اختیار دولت بوش بود، واشینگتن اگزمینر پهلوی را نیز همان احمد چلپی خوانده که به مانند یک عروسک کوکی در اختیار آمریکا است.
این مقاله همچنین اشارهای به ماهیت پهلوی داشته و نوشته است که پهلوی، با وجود شهرت رسانهای و نام خانوادگی شناختهشدهاش، فاقد تشکیلات منسجم و شبکه داخلی آشکار در داخل ایران است؛ برای همین برجستهسازی سلطنتطلبی پروژهای است که توسط یک سرویس اطلاعاتی غربی( محوصل مشترک سیا و موساد) در حال هدایت است.
نکته پژوهشی جالب در این مقاله الگوی فعالیت جریان سلطنتطلبی در فضای سایبری است که در آن با حمله به گروههای مختلف سیاسی ترویج کننده و مشوق درخواست حمله نظامی خارجی به ایران بوده و در سطح یک عامل تروریستی خود را مطرح کرده است.
در ادامه این گزارش نوشته شده است که شورای آتلانتیک نیز در پنجم مارس به شواهدی درباره فعالیت سایبری هویت جعلی سلطنتطلب رسیده است که به نظر توسط یک سوریس اطلاعاتی هدایت میشود.

نقطه چرخش، از «مبارزه مدنی» به «هستههای شورشی»
تحلیل این مقاله به خوبی نشان میدهد که تا پیش از سال ۲۰۲۵، رضا پهلوی در اقدامی نمایشی خود را نماد «ایران دموکراتیک و غیرخشونتآمیز» معرفی میکرد.
اما در اکتبر ۲۰۲۵، در نشستی در تورنتو، این چارچوب بهطور صریح فروپاشیده است. او دراین نشست با گرایی که از یک سرویس متخاصم خارجی( احتمالا موساد) گرفته از تشکیل «هستههای کوچک مسلحانه» سخن گفت و از حامیانش خواست «برای نبرد نهایی آماده شوند». ربع پهلوی تأکید کرد که «دوران پرهیز از خشونت به پایان رسیده است» و مخالفان جمهوری اسلامی باید «برای مقاومت فعال» آماده باشند.
همزمان، دفترچهای با عنوان «گارد جاویدان ایران: راهنمای آغاز» میان حامیان او توزیع شد که به «سازماندهی محلی» و تشکیل «گروههای عملیاتی و تروریستی کوچک» میپرداخت.این تحول کلامی، از منظر تحلیلی، صرفاً یک تغییر لحن نیست. «هسته شورشی» و «نبرد نهایی» مفاهیمی هستند که در ادبیات سازمانهای تروریستی، معنای عملیاتی مشخصی دارند، که در واقع گذار از اقدام آشکار به ساختار سلولی پنهان، و از مطالبه سیاسی به عملیات خشونتبار است.
ناظران مختلفی حتی برخی فعالان اپوزیسیون خارج از کشور، هشدار دادهاند که این رویکرد «مرز میان مبارزه سیاسی و اقدام تروریستی را پاک کرده و سلطنتطلبان را به تکرار تجربه شکستخورده سازمان مجاهدین خلق(منافقین) نزدیک ساخته است.

دکترین هر ابزاری مشروع است، مجوزدهی به خشونت نامحدود!
گفتمان پهلوی در ماههای بعد، لایه دوم خشونت را آشکار کرد. سعید قاسمینژاد، از نزدیکترین مشاوران او، در توضیح پیام پهلوی نوشت که پس از «مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل» کار را باید تمام کرد، مشاور پهلوی در ادامه گفته بود که در این مسیر استفاده از هر ابزاری مشروع است.
شاخص بعدی پیوند مستقیم با خشونت خارجی بود، پهلوی در مصاحبه با ABC News گفت که «اگر نظام را حذف کنید، همه مشکلات،از جمله تهدید هستهای، یکباره حذف میشود» و این مداخله میتواند «یک مداخله بشردوستانه» باشد.
ربع پهلوی در نشست امنیتی پولیتیکو، با اشاره به خواستار آن شد که کار یکبار برای همیشه تمام شود، همزمان، مشاوران نزدیک به او از آمادهسازی برای قطع برق، انهدام تأسیسات مخابراتی، نبود سوخت بهعنوان بخشی از سناریوی «روز واقعه» سخن گفتند و از شهروندان خواستند از نزدیک شدن به ادارات دولتی، حتی اداره آب و برقخودداری کنند، زیرا احتمالاً این ادارات هم از اهداف احتمالی خواهند بود.
این سخنان، از منظر تحلیلی، یک دکترین عملیاتی را شکل میداد که در آن ایجاد فشار از پایین (هستههای شورشی و اختلال در زیرساختها) همزمان با فشار از بالا (حملات هوایی خارجی) را در بر داشت. در ادبیات تروریسم از این الگو بهعنوان «همافزایی خشونت داخلی و خارجی» شناخته میشود و هدف آن، فروپاشی کنترل دولتی از طریق ایجاد ناامنی گسترده است.

پیوند با اکوسیستم خشونت: از تندر تا گارد جاویدان
پهلوی در برخی محافل گفته بوده که ارتباط سازمانی مستقیمی با گروه «تندر» (انجمن پادشاهی ایران) نداشته و حتی اختلاف هم با آنها داشته است، اما در حال حاضر دقیقا در همان فضای سیاسی-ایدئولوژیکی عملی میکند که تندر از آن برخواسته بود.
البته مهمتر از اثبات ارتباط سازمانی، همپوشانی کارکردی است، ایجاد یک فضای لازم برای اعمال خشونت مسئلهای است هر دو گروهک را به هم پیوند داده که در اتفاقی جالب مرز مشترک با سازمان منافقین نیز دارد.
فرامرز دادرس، افسر پیشین گارد پهلوی، هشدار داده که طرح گارد جاویدان رضا پهلوی نسخهای ناقص از الگوی سازمان مجاهدین است و هدف آن میتواند «کشته آفرینی و کشتهسازی» باشد.
باید به این موضوع نیز اشاره کرد که «تروریستی بودن» یک وضعیت حقوقی صرف نیست؛ یک فرایند است. فراخوان علنی به تشکیل «هستههای شورشی»، مشروعسازی «هر ابزاری»، هدف قرار دادن «هر عضو» نهادهای دولتی، و همزمانسازی آن با فراخوان به حملات هوایی خارجی، یک زنجیره فرماندهی غیرمتمرکز ایجاد میکند که در آن پهلوی نقش «مرجع تروریستی» را بازی میکند،در چنین ساختاری، او مسئولیت مستقیم در اعمال جرم را دارد.

البته رضا پهلوی فقط یک تروریست نیست آنچه او نمایندگی میکند، یک تهدید ترکیبی است. ترکیبی از گفتمان خشونتمحور، ساختار سلولی نوپا، پیوند با بازیگران خارجی متخاصم، و کارکرد «دریچه اطمینان» برای خشونتهای پراکنده است.
همچنین پهلوی با عادیسازی خشونت به نام «دفاع مشروع» و تقسیم کار میان هستههای داخلی و عنصر خارجی نشان داده است که تعریف کلاسیک تروریسم را هم تغییر داده و دچار جهش نیز ژنتیکی کرده است!
∎