اصغر باباخانی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: با کاهش میزان سبوسگیری، بخش بیشتری از سبوس در آرد باقی میماند و همین موضوع رنگ آن را تیرهتر میکند بنابراین تیره بودن آرد به تنهایی نشانه افت کیفیت نیست.
وی افزود: گندم تولیدی استان ایلام، به ویژه در مناطق دهلران و دشت عباس از کیفیت مطلوبی برخوردار است و ویژگیهای کیفی آن ظرفیت تولید آرد مرغوب فراهم کرده است.
باباخانی گفت: بیش از ۹۵ درصد گندم مصرفی کارخانههای آرد استان از دهلران و دشت عباس تامین میشود.
وی ادامه داد: شرایط اقلیمی، نوع خاک، میزان بارندگی، مدیریت زراعی و ارقام کشت شده در کیفیت گندم این مناطق موثر است و میزان پروتئین گندم دهلران به بیش از ۱۲.۵ درصد میرسد.
وی ادامه داد: برای دستیابی به آرد مناسب، گندمهایی با ویژگیهای متفاوت باید به نسبت مشخص با یکدیگر ترکیب شوند و گندم تازه برداشتشده نیز برای رسیدن به کیفیت مناسب در فرآیند آسیابانی به زمان استراحت نیاز دارد.

مدیرکل غله و خدمات بازرگانی ایلام اظهار کرد: نمونهبرداری از گندم پیش از تحویل به کارخانه و در مواردی از آرد در نانواییها انجام میشود و اداره استاندارد و سازمان غذا و دارو نیز در کنار اداره غله بر این زنجیره نظارت دارند.
باباخانی افزود: در صورت مشاهده تخلف، موضوع از مسیر قانونی پیگیری میشود و در همین زمینه یک کارخانه به دلیل رعایت نکردن میزان سبوسگیری به مراجع تعزیراتی معرفی شده است.
وی با تاکید بر ضرورت نظارت بر مصرف آرد یارانهای گفت: دولت برای تامین نان منابع عمومی قابلتوجهی اختصاص میدهد و نظارت بر مصرف آرد یارانهای برای جلوگیری از تخلف و هدررفت منابع ضروری است.
بررسی چرایی کاهش کیفیت نان در ایلام نشان میدهد با وجود توزیع آرد مرغوب، عواملی چون کهنگی دستگاههای پخت، حذف زمان علمی وَرآمدن خمیر و کمبود آموزشهای مهارتی، نان مصرفی شهروندان را به مرز بیاتی زودهنگام و افزایش دورریز کشانده است.
ایلام یکی از قطبهای اصلی تولید گندم مرغوب با درصد پروتئین و گلوتن بالا در کشور به شمار میرود، اما نانی که بر سفره مردم این دیار مینشیند، فرسنگها با این مرغوبیت فاصله دارد.
بررسیهای میدانی ریشه این نابسامانی را در سهضلعی نگرانکننده - دستگاههای کهنهای که حرارت نامتوازن پخش میکنند، شتابزدگی در کار و حذف زمان علمی ورآمدن خمیر و کمبود دانش فنی و مهارتی کارگران پخت نمایان میکند.
این عوامل دست به دست هم دادهاند تا بخش زیادی از پخت روزانه به جای مصرف بهینه، به نانخشک تبدیل شود.
پیامد این کاستیها افزون بر نارضایتی خانوادهها، افزایش چشمگیر حجم دورریز نان و هدررفت سرمایههای عمومی در قالب یارانههای دولتی است.