اروپا در هفتههای اخیر با موجی از اعتراضات اجتماعی و سیاسی مواجه شده که اگرچه در کشورهای مختلف با مطالبات متفاوتی آغاز شدهاند، اما در یک نقطه مشترک به هم میرسند: افزایش نارضایتی از ساختارهای سیاسی و اقتصادی حاکم و کاهش اعتماد بخشهایی از جامعه، بهویژه نسل جوان، به احزاب سنتی و دولتهای مستقر.
اعتراضات گسترده در فرانسه، تحولات سیاسی و خیابانی لهستان، تجمعات حامی فلسطین در کشورهای مختلف و تشدید رقابت میان جریانهای چپ و راست افراطی، تصویری از اروپایی ارائه میدهد که با بحرانهای همزمان اقتصادی، اجتماعی، هویتی و ژئوپلیتیکی روبهروست.
نکته قابل توجه این است که این اعتراضات را نمیتوان صرفاً واکنشی مقطعی به افزایش قیمتها یا مشکلات اقتصادی دانست. در بخش مهمی از این تحرکات، نوعی بازگشت سیاست اعتراضی، مخالفت با نابرابری و انتقاد از سیاست خارجی قدرتهای غربی مشاهده میشود؛ گفتمانی که مسئله فلسطین و مخالفت با جنگ و مداخلهگرایی آمریکا را نیز در خود جای داده است.
وقتی اعتراضات اقتصادی به جنبشی سیاسی تبدیل ش
فرانسه در هفتههای اخیر یکی از مهمترین کانونهای ناآرامی در اروپا بوده است. اعتراضاتی که از نیمه سپتامبر با اعتصاب معلمان و دانشآموزان در اعتراض به کمبود نیروی آموزشی، مشکلات مدارس و کاهش کیفیت خدمات عمومی آغاز شد، بهتدریج دامنه گستردهتری پیدا کرد.
در ۱۷ سپتامبر، اعتراضات در منطقه کرتیل در حومه پاریس آغاز شد و سپس به شهرهایی مانند لیون، مارسی و دیگر مناطق فرانسه گسترش یافت. در ادامه، مطالبات دانشآموزان و معلمان با اعتراض به گرانی، افزایش هزینههای زندگی، قیمت سوخت، سیاستهای ریاضتی و وضعیت خدمات عمومی پیوند خورد.
گزارش شورای روابط خارجی آمریکا در ۲۸ اکتبر نشان میدهد که اعتراضات به بیش از هزار مدرسه از مجموع حدود ۳۷۰۰ دبیرستان فرانسه رسیده و صدها هزار نفر را درگیر کرده است. همچنین نظرسنجی هفتم اکتبر حاکی از حمایت ۵۵ درصدی افکار عمومی فرانسه از این جنبش بوده است.
در ۱۷ اکتبر، اعتراضات با حضور گستردهتر مردم به اوج تازهای رسید و در برخی شهرها به درگیری، تخریب اموال عمومی و غارت فروشگاهها انجامید. دولت نیز با استقرار گسترده نیروهای امنیتی، محدودیت تجمعات و بازداشت معترضان واکنش نشان داد.
در واقع، مسئله فرانسه فراتر از اعتراض به یک تصمیم اقتصادی یا آموزشی است. این کشور با نوعی بحران اعتماد سیاسی مواجه شده است؛ بحرانی که در آن بخشهایی از جامعه احساس میکنند دولتها، احزاب و ساختارهای تصمیمگیری دیگر قادر به پاسخگویی به مطالبات واقعی آنها نیستند.
تلاش جریان چپ برای تبدیل اعتراضات اجتماعی به یک جنبش سیاسی
یکی از مهمترین ویژگیهای تحولات اخیر فرانسه، حضور فعال جریانهای چپ در کنار جنبشهای دانشجویی و اتحادیههای کارگری است.
حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» به رهبری ژان لوک ملانشون، سبزها و بخشی از جریان سوسیالیست تلاش کردهاند از اعتراضات موجود برای تقویت گفتمان خود در برابر دولت و احزاب راست استفاده کنند.
برای جریان چپ فرانسه، اعتراضات اخیر فرصتی برای پیوند دادن چند مطالبه مختلف است: عدالت اجتماعی، مقابله با سیاستهای ریاضتی، دفاع از خدمات عمومی، مخالفت با راست افراطی و انتقاد از سیاست خارجی دولت.
البته احزاب چپ نیز با یک چالش جدی مواجهاند؛ آنها میخواهند از ظرفیت اعتراضات برای تقویت موقعیت سیاسی خود استفاده کنند، اما در عین حال نمیخواهند جنبشهای اجتماعی به ابزاری انتخاباتی برای احزاب تبدیل شوند.
به نوشته روزنامه لوموند، احزاب چپ فرانسه از همان ابتدای پاییز برای حضور در اعتراضات برنامهریزی کردهاند، اما درباره میزان دخالت مستقیم حزبی و خطر مصادره مطالبات مردمی اختلافنظر دارند.
این مسئله در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آوریل ۲۰۲۷ اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ انتخاباتی که رقابت میان جریان چپ و راست افراطی در آن میتواند تحت تأثیر تحولات خیابانی قرار گیرد.
فلسطین؛ محور سیاست داخلی اروپا
یکی از تحولات مهم سالهای اخیر در اروپا، ورود مسئله فلسطین به متن رقابتهای سیاسی داخلی است.
جنگ غزه و تصاویر گسترده از تلفات غیرنظامیان، بهویژه در میان نسل جوان اروپایی، زمینه شکلگیری موجی از اعتراضات دانشجویی و اجتماعی را فراهم کرده است.
برای بخش مهمی از فعالان چپ و دانشجویان، مسئله فلسطین دیگر صرفاً یک اختلاف سرزمینی یا منازعه میان اسرائیل و فلسطینیها نیست؛ بلکه به نمادی از مبارزه با اشغالگری، استعمار، نابرابری و استانداردهای دوگانه در سیاست بینالملل تبدیل شده است.
این نگاه بهخصوص در میان جریانهای چپ رادیکال، سبزها و جنبشهای دانشجویی تقویت شده است.
گزارش روزنامه لوموند نشان میدهد که موضوع فلسطین به یکی از مهمترین خطوط اختلاف در اردوگاه چپ اروپا تبدیل شده است.
حتی استفاده از واژه نسلکشی برای توصیف اقدامات اسرائیل در غزه، به معیاری برای سنجش مواضع سیاسی احزاب چپ تبدیل شده است.
این تحول در فرانسه اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخشی از نسل جوان این کشور که نخستین تجربههای فعالیت سیاسی و تجمعات اعتراضی خود را در جریان جنگ غزه به دست آوردهاند، مسئله فلسطین را در چارچوب مبارزه با استعمار و تبعیض نژادی تحلیل میکنند.
در چنین فضایی، حمایت از فلسطین با مطالباتی مانند مخالفت با جنگ، انتقاد از سیاستهای آمریکا، اعتراض به فروش تسلیحات به اسرائیل و مطالبه استقلال سیاست خارجی اروپا پیوند خورده است.
لهستان؛ سه جبهه اعتراضی و تشدید شکاف سیاسی
لهستان نیز در هفتههای اخیر شاهد تحولات قابل توجهی بوده است، تحولاتی که از اعتراضات اجتماعی تا بحران نهادی و سیاسی را دربرمیگیرد.
نخستین محور، اعتراضات مرتبط با مسئله فلسطین است. در ۱۰ اکتبر، تجمعات همبستگی با فلسطین در شهرهای مختلف لهستان از جمله ورشو، پوزنان، گدانسک، کراکوف و وروتسواف برگزار شد.
شرکتکنندگان در این تجمعات خواستار توقف اقدامات نظامی اسرائیل، تعلیق همکاریهای تسلیحاتی و نظامی با تلآویو، اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر اسرائیل و پاسخگو کردن مسئولان نقض حقوق فلسطینیان شدند.
در ورشو، معترضان در مسیری که به وزارت خارجه لهستان و سفارت آمریکا منتهی میشد، راهپیمایی کردند. انتخاب این مسیر از نظر سیاسی معنادار بود؛ زیرا اعتراضات علاوه بر سیاست اسرائیل، نقش آمریکا و حمایتهای غربی از تلآویو را نیز هدف قرار میداد.
معترضان دولت دونالد توسک را نیز به دلیل ناتوانی در اجرای وعدههای انتخاباتی مورد انتقاد قرار دادهاند.
محور بعدی بحران سیاسی و نهادی در ساختار قدرت لهستان است.
در تازهترین تحول، صدها نفر در مقابل دادگاه قانون اساسی این کشور تجمع کردند؛ پس از آنکه رئیس این نهاد، بوگدان شفیچکوفسکی، از سمت خود تعلیق شد.
دولت دونالد توسک معتقد است رئیس دادگاه با جلوگیری از آغاز به کار قضات منتخب اکثریت پارلمانی، قانون را نقض کرده و در مسیر اصلاح نظام قضایی مانع ایجاد کرده است.
در مقابل، کارول ناوروتسکی، رئیسجمهور مخالف دولت و متحد جریان محافظهکار قانون و عدالت، این اقدام را غیرقانونی و مغایر نظم قانون اساسی دانسته است.
این اختلاف به درگیری میان دو قطب اصلی قدرت در لهستان تبدیل شده است: دولت لیبرال و طرفدار همگرایی اروپایی به رهبری توسک و جریان محافظهکار ملیگرا که از حمایت رئیسجمهور برخوردار است.
بازگشت یک گفتمان قدیمی در میان نسل جدید اروپا
یکی از جنبههای مهم تحولات اخیر اروپا، احیای گفتمان ضد امپریالیستی در بخشی از جریانهای چپ و جنبشهای دانشجویی است.
در دهههای گذشته، بخش مهمی از چپ اروپا تمرکز خود را بر موضوعاتی مانند عدالت اقتصادی، حقوق کارگران، محیط زیست، آزادیهای مدنی و مقابله با راست افراطی قرار داده بود اما تحولات خاورمیانه، بهخصوص جنگ غزه، بار دیگر سیاست خارجی و مناسبات قدرت جهانی را به مرکز فعالیت سیاسی این جریانها بازگردانده است.
در این چارچوب، سه موضوع بیش از سایر مسائل اهمیت دارد:نخست، مخالفت با مداخله نظامی و سیاستهای یکجانبه آمریکا. بخشی از جریان چپ معتقد است واشنگتن با استفاده از برتری نظامی و اقتصادی خود، در بسیاری از بحرانهای بینالمللی نقش تعیینکننده دارد و سیاستهای آن لزوماً با منافع و امنیت اروپا همخوان نیست.
دوم، مخالفت با اشغالگری و استعمار. مسئله فلسطین در این نگاه به نمونهای از تداوم مناسبات نابرابر قدرت در جهان تبدیل شده است. به همین دلیل، حمایت از حقوق فلسطینیان با سایر جنبشهای ضد استعماری و ضد نژادپرستی پیوند میخورد.
سوم، مخالفت با وابستگی راهبردی اروپا به آمریکا. بخشی از جریانهای چپ و حتی برخی سیاستمداران میانهرو معتقدند اروپا باید در سیاست خارجی، امنیتی و نظامی خود استقلال بیشتری داشته باشد و نتواند صرفاً تابع تصمیمات واشنگتن باشد.
تغییر در نگاه نسل جوان با نماد فلسطین
یکی از مهمترین تفاوتهای اعتراضات کنونی اروپا با برخی جنبشهای اعتراضی گذشته، ترکیب مطالبات نسل جوان است.
برای بخشی از دانشجویان و جوانان اروپایی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی از مسائل بینالمللی جدا نیستند. آنها میان هزینههای نظامی دولتها، کاهش بودجه خدمات عمومی، افزایش نابرابری و سیاستهای خارجی کشورهایشان ارتباط برقرار میکنند.
همچنین اعتراض به حمایت تسلیحاتی از اسرائیل و مخالفت با ادامه جنگها، در بخشی از این جنبشها به نمادی از مطالبه پاسخگویی دولتها تبدیل شده است.
تحولات اخیر نشان میدهد که اروپا با نوعی بازآرایی سیاسی مواجه است.
از یک سو، جریانهای چپ تلاش میکنند با تکیه بر مطالبات اقتصادی، اجتماعی و ضد جنگ، نسل جوان را بیش از گذشته به عرصه سیاست وارد کنند.
از سوی دیگر، جریانهای راست و راست افراطی از ناآرامیهای خیابانی، نگرانیهای امنیتی و مسائل مهاجرتی برای تقویت موقعیت خود استفاده میکنند.
اسرائیل، رابطه با آمریکا و هزینههای دفاعی، همگی به موضوعاتی در منازعات داخلی کشورهای اروپایی تبدیل شدهاند.
به نظر میرسد یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، بازگشت نسل جدید به سیاست خیابانی و احیای نوعی گفتمان انتقادی نسبت به نظم بینالمللی موجود باشد؛ گفتمانی که فلسطین در آن جایگاهی محوری پیدا کرده و مفاهیمی مانند استقلال سیاسی، عدالت جهانی، مقابله با استعمار و مخالفت با جنگ را دوباره به ادبیات سیاسی اروپا بازگردانده است.
خیزش اعتراضی اروپا به لهستان رسید
چپ جدید با پرچم فلسطین
صاحبخبر -
∎