شناسهٔ خبر: 80331465 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

ابعاد مهم تغییر دکترین نظامی ایران

دستور فرمانده کل قوا به نیروهای مسلح برای پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به هرگونه تهدید، دکترین بازدارندگی کشور را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند. هدف قاعده جدید، به‌روزرسانی بانک اهداف و انتقال پیام بازدارندگی فعال به دشمنان است. دستور فرمانده کل قوا به نیروهای مسلح برای پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به هرگونه تهدید، دکترین بازدارندگی کشور را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند. ه...

صاحب‌خبر -


به گزارش «راهبرد معاصر»؛ فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مد ظله العالی)، فرمانده معظم کل قوا دیدار کردند. رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله پرقدرت با دشمنان را از الزامات بازدارندگی حداکثری دانستند و مقرر کردند، هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبه‌رو شود. ایشان همچنین تصریح کردند، اگر دشمنان مجدداً حملات نظامی یا تروریستی را شروع کنند، این نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و ملت ایران هستند که زمان و شرایط پایان را تعیین می‌کنند.

دشمن آمریکایی-صهیونیستی باید باور کند تهدید به‌درستی شناسایی می‌شود، تصمیم پاسخ در زمان مناسب گرفته خواهد شد و نیروهای مسلح توان اجرای تصمیم دارند

فرمانده کل قوا بر تقویت معماری اطلاعات نظامی، گسترش دفاع بومی در دو حوزه «دکترین» و «تاکتیک»، رشد توانمندی‌های روزآمد دفاعی و امنیتی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و تقویت بنیه معنوی و روحیه جهادی، هم‌زمان با تلاش بی‌وقفه برای تأمین نیازهای معیشتی و پشتیبانی از نیروهای مسلح تأکید کردند.

در بخش دیگری از تدابیر فرمانده کل قوا مقرر شد بانک اهداف به‌نحوی به‌روزرسانی شود که انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی - صهیونی در تیررس نیروهای مسلح قرار گیرد.

دستورات فرمانده کل قوا به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح را می‌توان اعلام تغییر در منطق بازدارندگی ایران دانست. در این چارچوب، هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخی «فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبه‌رو شود؛ آمادگی رزمی هوشمندانه، شرط بازدارندگی حداکثری است و اگر حملات تروریستی ازسر گرفته شود، نیروهای مسلح باید در تعیین زمان و شرایط پایان درگیری دست برتر داشته باشند. وجه مشترک این گزاره‌ها، تغییر محاسبه طرف مقابل است: مهاجم نباید تصور کند می‌تواند نوع، محدوده و مدت رویارویی را به‌تنهایی تعیین کند.

از واکنش به بازدارندگی فعال

بازدارندگی زمانی کارایی دارد که دشمن پیش از اقدام، هزینه احتمالی آن را جدی بگیرد. تأکید بر پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی، سه گزاره احتمالی دشمن را هدف می‌گیرد: اینکه پس از حمله فرصت تثبیت دستاورد خواهد داشت؛ اینکه پاسخ ایران صرفاً نمادین خواهد بود و اینکه فاصله جغرافیایی می‌تواند خطر واکنش را از آن دور کند. در این معنا، دستور جدید فقط درباره نحوه پاسخ پس از تهدید نیست؛ هدف آن اثر گذاشتن بر تصمیم دشمن پیش از اجرای تهدید است.

با وجود این، اعتبار چنین بازدارندگی‌ای به قدرت بیان آن محدود نمی‌شود. دشمن آمریکایی-صهیونیستی باید باور کند تهدید به‌درستی شناسایی می‌شود، تصمیم پاسخ در زمان مناسب گرفته خواهد شد و نیروهای مسلح توان اجرای تصمیم دارند. به همین دلیل، عبارت آمادگی رزمی هوشمندانه بخش تعیین‌کننده دستور فرمانده کل قواست. هوشمندانه بودن، فوری بودن را به شتاب‌زدگی تقلیل نمی‌دهد؛ بلکه بر پیوند میان اطلاعات معتبر، فرماندهی هماهنگ، آمادگی عملیاتی و سنجش پیامدها دلالت دارد.

چرا پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی؟

مهم‌ترین بخش دستورات جدید رهبر انقلاب اسلامی، کنار گذاشتن این تصور غلط است که پاسخ باید الزاماً در همان نقطه‌ای رخ دهد که تهدید یا حمله از آنجا آغاز شده است. فرمانده کل قوا با این دستور حکیمانه فاصله میان تصمیم‌گیر، مجری و پشتیبان اقدام خصمانه را در محاسبات بازدارندگی کم‌اثر کردند. پیام چنین تصمیمی برای دشمن آمریکایی-صهیونیستی چنین است: انتقال منشأ تهدید به بیرون از مرزها، لزوماً به معنای مصون ماندن از پاسخ نیست.

گزاره «بدون محدودیت جغرافیایی» را نباید با «بدون محدودیت در انتخاب هدف یا شیوه اقدام» یکی دانست. گستره جغرافیایی پاسخ به دشمن، موضوعی متفاوت از مبنای حقوقی و شرایط اجرای آن است. منشور ملل متحد حق دفاع مشروع را در صورت وقوع حمله به رسمیت می‌شناسد. این تمایز در پیام رهبر انقلاب نیز اهمیت دارد: بازدارندگی وقتی پایدارتر است که دشمن حدود تصمیم را بفهمد، نه اینکه هر حادثه‌ای را مقدمه گسترش کنترل‌ناپذیر جنگ بداند.

علاوه بر این، قرار گرفتن حملات نظامی و تروریستی در چارچوب پاسخ، حامل پیام امنیتی مهمی است. اگر دشمن آمریکایی-صهیونیستی تصور کند اقدام غیرمستقیم یا ترور، هزینه‌ای کمتر از حمله آشکار دارد، امکان دارد به همان مسیر روی آورد. قاعده اعلام‌شده می‌خواهد این شکاف را ببندد و نشان دهد تغییر شکل اقدام خصمانه، اصل پاسخ را منتفی نمی‌کند.

در عمل و در جنگ های تحمیلی 12 و 40 روزه نیز اثبات شد پایان هر درگیری به تصمیم دشمن آمریکایی-صهیونیستی وابسته نیست

بانک اهداف و گسترش دایره پاسخ/ چه کسی پایان درگیری را تعیین می‌کند؟

دستور فرمانده کل قوا مبنی بر به‌روزرسانی بانک اهداف، مکمل عملی پیام بازدارندگی است. تأکید بر دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی ـ صهیونی، در بُعد راهبردی به این معناست که جمهوری اسلامی می‌خواهد گزینه‌های پاسخ را به شکل یا عرصه محدود نکنند. تنوع گزینه‌ها می‌تواند قدرت انتخاب ایجاد کند: پاسخ متناسب به دشمن با ماهیت حمله و هدف سیاسی جلوگیری از تکرار آن تعیین شود، نه صرفاً بر پایه واکنشی از پیش‌فرض‌شده.

با تغییر دکترین نظامی جمهوری اسلامی، اینکه در صورت آغاز دوباره حملات ایران زمان و شرایط پایان را تعیین خواهد کرد، مستقیماً با الگوی آمریکایی مبنی بر ضربه محدود و خروج سریع مقابله می‌کند. پیام ایران این است که آغازکننده حمله نباید فرض کند پس از وارد کردن ضربه، می‌تواند به‌تنهایی نقطه توقف را نیز مشخص کند. چنین موضعی، هزینه احتمالی تصمیم به آغاز حمله را افزایش و به مهاجم هشدار می‌دهد کنترل روند بحران تضمین‌شده نیست.

در عمل و در جنگ های تحمیلی 12 و 40 روزه نیز اثبات شد پایان هر درگیری به تصمیم دشمن آمریکایی-صهیونیستی وابسته نیست. از این رو، قدرت پیام مقتدرانه نظامی ایران بیش از آنکه در پیش‌بینی قطعی پایان جنگ باشد، در از بین بردن اطمینان دشمن به جنگی کوتاه و قابل کنترل است.

دستورات فرمانده کل قوا تغییر دکترینی را نشان می دهد که می‌خواهد مرز میان اقدام علیه ایران و تحمل هزینه آن را برای دشمن روشن‌تر کند: پاسخ سریع باشد، اثر راهبردی بگذارد و به تصور مصونیت ناشی از فاصله جغرافیایی محدود نشود. آزمون اصلی تغییر دکترین، ایجاد توازن میان اعتبار تهدید بازدارنده و کنترل بحران است. اگر این دو در کنار هم قرار گیرند، پیام اقتدار رهبر انقلاب می‌تواند محاسبه حمله کم‌هزینه را دشوارتر کند.

∎​