مجید پتکی ـ بازیگر سینما و تلویزیون ـ در گفتوگویی با ایسنا درباره جذابیتهای نقش خود اظهار کرد: شخصیت بهروز را شخصیتی خاکستری دیدم که با وجود اشتغال به قاچاق اشیای عتیقه، ویژگی متفاوتی دارد. من پیش از این نیز نقشهای منفی متعددی در آثار سینمایی، تلویزیونی و پلتفرمها بازی کرده بودم و تجربه ایفای نقشهای خاکستری را هم داشتم، اما جذابیت بهروز برایم در تناقض درونی شخصیت او بود. او در شناسایی اشیای عتیقه مهارت دارد، ارزش واقعی آنها را میشناسد و از قدمت و زیباییشان لذت میبرد. در عین حال، همان فردی است که میخواهد این آثار را به سرقت ببرد و از کشور خارج کند.
پتکی ادامه داد: برای من جالب بود که نشان دهم چگونه ممکن است فردی با وجود فعالیت در حوزه قاچاق، به همان اشیایی که قصد خارج کردنشان از کشور را دارد، دلبستگی داشته باشد. این ویژگی، بهروز را از شخصیتی یکبعدی فاصله میداد و فرصت مناسبی برای پرداخت به پیچیدگیهای رفتاری او فراهم میکرد.
این بازیگر درباره شیوه نزدیک شدن به شخصیت بهروز و نقش هدایت کارگردان در شکلگیری این کاراکتر گفت: معمولاً برای نزدیک شدن به شخصیتهایی که به من واگذار میشوند، یا از تجربههای مشابه در زندگی خودم کمک میگیرم یا به سراغ مستندات و تحقیق میروم. درباره بهروز، دسترسی مستقیم به افرادی که در زمینه قاچاق اشیای عتیقه فعالیت دارند، برایم فراهم نبود؛ بنابراین، بخش مهمی از شناخت شخصیت از طریق گفتوگو با کارگردان شکل گرفت.

پتکی با اشاره به یکی از صحنههای مربوط به علاقه شخصیت بهروز به اشیای عتیقه بیان کرد: در یکی از صحنهها، کارگران هنگام بیرون آوردن ستونی عتیقه از زیر خاک، با کلنگ به آن آسیب زده بودند. بهروز با دیدن این آسیب بهشدت تحت تأثیر قرار میگرفت و بغض میکرد. پس از یکی از برداشتها، آقای معینی به من گفت که علاقه بهروز به این اثر تاریخی درست است اما شدت بغض او در آن صحنه بیش از اندازه بوده و باید آن را کمتر کنم. این دقت در جزئیات برای من بسیار ارزشمند بود. به کارگردان اعتماد داشتم و تلاش کردم مطابق نگاه او پیش بروم. در مجموع، امیدوارم نتیجه این همکاری بهدرستی به مخاطب منتقل شده باشد.
این بازیگر با اشاره به تجربه نخست حضور خود در استان سیستانوبلوچستان اظهار کرد: بهروز شخصیتی است که از تهران به سیستانوبلوچستان سفر کرده و از اهالی بومی منطقه نیست. اگر قرار بود نقش یکی از ساکنان همان اقلیم را بازی کنم، طبیعتاً باید درباره مناسبات اجتماعی، شرایط زندگی و تأثیر محیط بر شکلگیری شخصیت افراد تحقیق بیشتری انجام میدادم. با این حال، خود من نیز پیش از حضور در این پروژه، سیستانوبلوچستان را از نزدیک ندیده بودم و این سریال فرصتی فراهم کرد تا با مردم و فرهنگ این منطقه آشنا شوم.
وی ادامه داد: در مدتی که در این استان حضور داشتم، با مردم زاهدان و زابل آشنا شدم. مردم این منطقه بسیار دوستداشتنی، مهربان و قابل اعتماد هستند. حتی اصطلاح «زابلجان» که مردم منطقه برای اشاره به شهرشان به کار میبرند، برایم جالب بود. همچنین با هنرمندان بومی بسیار توانمند و حرفهای آشنا شدم که تجربه همکاری با آنها یکی از بخشهای ارزشمند این پروژه بود.
پتکی با اشاره به اینکه پیش از این تصور میکرده تحمل گرمای این منطقه برایش دشوار باشد، گفت: همیشه از گرما میترسیدم و فکر میکردم آبوهوای زاهدان برایم قابل تحمل نیست، اما حضور در منطقه و آشنایی با مردمی که در همان شرایط آبوهوایی و در مواجهه با بادهای ۱۲۰روزه زابل زندگی میکنند، نگاه من را تغییر داد. این تجربه به من آموخت که نباید پیش از شناخت یک اقلیم، درباره شرایط زندگی در آن قضاوت کرد.
وی افزود: حضور در سیستانوبلوچستان و آشنایی با فرهنگ بومی آن، تجربه بزرگی برای من بود. روزهایی که در این پروژه گذراندم، آنقدر لذتبخش بود که حتی به آقای معینی پیشنهاد کردم اگر ظرفیت داستانی وجود دارد، این مجموعه در فصلهای بعدی نیز ادامه پیدا کند.
حضور بازیگران بومی به باورپذیری فضا کمک کرد
پتکی درباره همکاری با بازیگران بومی و تعامل میان گروههای مختلف تولید اظهار کرد: یکی از اتفاقهای خوشایند این پروژه برای من، آشنایی با بازیگران حرفهای سیستانوبلوچستان بود. پیش از حضور در این مجموعه، شناخت چندانی از ظرفیت بازیگری این منطقه نداشتم، اما در جریان تولید متوجه شدم هنرمندان بسیار توانمند و باتجربهای در آنجا فعالیت میکنند.
وی ادامه داد: ترکیب بازیگران این مجموعه برایم یادآور یک تیم ملی بود؛ گروهی از هنرمندان از استانهای مختلف کشور که در کنار یکدیگر و تحت هدایت آقای معینی کار میکردند. این تنوع جغرافیایی و فرهنگی، ظرفیت خوبی برای شکلگیری تعامل و انتقال تجربه میان بازیگران فراهم کرده بود.
این بازیگر خاطرنشان کرد: بازیگران بومی که با فرهنگ، آداب اجتماعی و ویژگیهای منطقه آشنایی بیشتری داشتند، به دیگر بازیگران کمک میکردند تا در اجرای لهجه، رعایت پوشش و حرکات متناسب با فرهنگ محلی دقت بیشتری داشته باشند. خود آنها نیز پیشنهادهای مؤثری برای بهبود کیفیت کار ارائه میکردند. آقای معینی هم پیشنهادهایی را که به کیفیت اثر کمک میکرد، میپذیرفت. در مجموع، تعامل سازندهای میان کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل وجود داشت که به پیشبرد بهتر پروژه کمک کرد.
پتکی با اشاره به سابقه فعالیت محمدرضا معینی در سیستانوبلوچستان گفت: خوشبختانه آقای معینی سالها پیش مدتی در این منطقه زندگی و کار کرده و در آنجا فیلم، مستند و سریال ساخته است. او علاوه بر شناخت بازیگران توانمند بومی، با فرهنگ، آداب اجتماعی و ویژگیهای این سرزمین آشنایی داشت و تلاش کرد این شناخت را به سایر بازیگران و عوامل منتقل کند.
وی تصریح کرد: در «آسباد» به معرفی لباسهای محلی، آداب و سنن، اماکن تاریخی و پیشینه فرهنگی منطقه توجه شده است. برخی از لوکیشنهای انتخابشده نیز مکانهایی هستند که شاید بسیاری از مردم ایران تاکنون از نزدیک آنها را ندیده باشند. به نظر من، این مجموعه به نوعی ادای دین به مردم سیستانوبلوچستان است؛ زیرا تلاش کرده بدون بیتوجهی به حساسیتهای قومی، تصویری محترمانه از مردم و فرهنگ منطقه ارائه دهد.

این بازیگر با اشاره به اهمیت دقت در بازنمایی فرهنگهای بومی گفت: در تولید آثاری که در مناطق مختلف کشور ساخته میشوند، باید نسبت به لهجهها، زبان محلی، ضربالمثلها و رفتارهای اجتماعی مردم حساسیت زیادی وجود داشته باشد. اگر قرار است بازیگری غیربومی نقش فردی بومی را ایفا کند، لازم است با کمک مشاوران لهجه و افراد آشنا با فرهنگ منطقه، برای اجرای درست نقش تلاش شود.
پتکی تأکید کرد: درباره «آسباد» میتوانم از نزدیک شهادت بدهم که آقای معینی با نظارت مستقیم و وسواس فراوان، این موارد را پیگیری میکرد. تلاش شده بود که در گفتار و رفتار شخصیتها، حتی در جزئیات، توهینی به فرهنگ مردم منطقه صورت نگیرد. بازخوردهایی هم که از مردم سیستانوبلوچستان دریافت کردم، نشان میداد که این رویکرد برای آنها قابل قبول بوده است.
تضادی که به قصه عمق میدهد
پتکی درباره تفاوت «آسباد» با مجموعههایی که عمدتاً بر روابط خانوادگی و فردی تمرکز دارند، اظهار کرد: از نظر تکنیک بازیگری، حضور در چنین اثری تفاوت بنیادینی با دیگر مجموعهها ندارد، اما آنچه اهمیت دارد، قرار گرفتن شخصیت بهروز در بستری اجتماعی و فرهنگی متفاوت است. او وارد منطقهای میشود که مردم آن با مسائل و مشکلاتی مانند بحران آب مواجه هستند و در تلاشاند زندگی عادی خود را ادامه دهند.
وی ادامه داد: هدف بهروز با دغدغههای مردم منطقه تفاوت دارد. مردم برای حل مشکلات زندگی خود تلاش میکنند، اما بهروز در پی رسیدن به اهداف دیگری است. گاهی تلاشهای مردم برای رفع مشکلاتشان، از جمله مسئله کمآبی، با نقشههای او تداخل پیدا میکند و مانع رسیدن او به هدفش میشود. همین تضاد، موقعیتهای داستانی و چالشهایی ایجاد میکند که به نظرم نویسنده بهخوبی به آنها پرداخته است.
این بازیگر افزود: در چنین شرایطی، شخصیت اصلی داستان صرفاً در یک فضای جغرافیایی متفاوت قرار نمیگیرد، بلکه با مجموعهای از دغدغههای اجتماعی و انسانی مواجه میشود که بر مسیر حرکت او اثر میگذارند. این ارتباط میان داستان فردی بهروز و مسائل اجتماعی منطقه، یکی از جنبههای قابل توجه مجموعه است.
در این زمینه بخوانید:
جلب توجه مخاطب به ارزش واقعی میراث فرهنگی ایران
پتکی در ادامه گفتوگو با اشاره به موضوع قاچاق اشیای تاریخی در این مجموعه اظهار کرد: یکی از نکاتی که پس از خواندن فیلمنامه بیشتر به آن توجه کردم، اهمیت میراث فرهنگی و ارزش آثاری بود که از دل خاک بیرون میآیند. این آثار روزگاری بخشی از زندگی مردمان همین سرزمین بودهاند و نیاکان ما آنها را ساخته، طراحی و خلق کردهاند. بنابراین، نمیتوان ارزش آنها را صرفاً به قیمت مادی یا جذابیتشان برای مجموعهداران محدود کرد.
وی افزود: در داستان «آسباد»، با ستونی تاریخی متعلق به دوره اشکانیان مواجه هستیم که در زیر خاک مدفون بوده و قرار است از منطقه خارج شود. چنین موقعیتی این پرسش را مطرح میکند که چرا باید میراثی که به این سرزمین تعلق دارد، از کشور خارج شود و در موزههای دیگر کشورها به نمایش درآید، در حالی که ممکن است بسیاری از مردم سرزمین اصلی آن، فرصت دیدن این آثار را از نزدیک نداشته باشند؟
پتکی ادامه داد: به نظر من، افتخار اصلی زمانی شکل میگیرد که این آثار بهعنوان بخشی از ثروت ملی در دسترس مردم کشور خودمان باشند و ارزش واقعی آنها برای نسلهای مختلف شناخته شود. میراث فرهنگی تنها متعلق به گذشته نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی ماست و باید برای حفظ و معرفی آن تلاش کنیم.
وی خاطرنشان کرد: آثاری مانند «آسباد» میتوانند توجه مخاطبان را به این موضوع جلب کنند و نشان دهند که آنچه امروز از دل خاک بیرون میآید، ممکن است بخشی از تاریخ و هویت نیاکان ما باشد. امیدوارم تولید چنین مجموعههایی ادامه پیدا کند و اهمیت حفاظت از آثار تاریخی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
بازی در شرایط سخت، تجربهای ارزشمند برای هر بازیگر است
پتکی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره تجربه کار در شرایط اقلیمی متفاوت اظهار کرد: حضور در سیستانوبلوچستان و کار در شرایط آبوهوایی خاص این منطقه، از نظر تجربه حرفهای برای هر بازیگری میتواند ارزشمند باشد. کار در لوکیشنهای دشوار، تحمل شرایط محیطی و سازگاری با فضای تازه، بخشی از تجربهای است که میتواند به رشد بازیگر کمک کند.
وی افزود: با این حال، آنچه بیش از هر چیز در خاطرم مانده، مهماننوازی مردم منطقه است. من در طول حضورم در سیستانوبلوچستان احساس غربت نمیکردم و همین رفتار گرم مردم باعث شد تجربهای خوشایند از این سفر داشته باشم.
این بازیگر در پایان با اشاره به تجربه همکاری با محمدرضا معینی گفت: «آسباد» برای من تجربهای فراتر از ایفای یک نقش بود؛ تجربه آشنایی با مردمی دوستداشتنی، هنرمندان توانمند و بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران که شاید پیش از این شناخت چندانی از آن نداشتم. امیدوارم این مجموعه بتواند مخاطبان بیشتری را با ارزش میراث فرهنگی کشور آشنا کند و زمینه تولید آثار بیشتری درباره فرهنگ، تاریخ و زندگی مردم مناطق مختلف ایران را فراهم آورد.
انتهای پیام