صاحبخبر - قوه قضائیه اگر واقعا به دنبال مبارزه با فساد، برقراری عدالت و بازگرداندن اعتماد عمومی است، بد نیست بررسی دارایی و منشا ثروت مسئولان کشور در چهار دهه گذشته را در دستور کار قرار دهد؛ از ارثیه پدری و وضعیت اقتصادی خانوادههایشان پیش از ورود به قدرت گرفته تا داراییهایی که در دوران مسئولیت و پس از آن به دست آوردهاند.
مردم حق دارند بدانند چگونه برخی افرادی که روزگاری با حقوقبگیری و امکانات معمولی وارد ساختار قدرت شدند، امروز صاحب ثروتهای کلان، املاک متعدد، شرکتها و داراییهایی شدهاند که گاه با درآمدهای رسمی و شناختهشده آنان تناسبی ندارد.
اگر این ثروتها حاصل ارث، فعالیت اقتصادی سالم، سرمایهگذاری یا کسبوکار مشروع است، چه اشکالی دارد که مستندات آن شفاف و قابل بررسی باشد؟ اما اگر منشا این ثروتها رانت، سوءاستفاده از موقعیت شغلی، دسترسی ویژه به منابع عمومی یا امتیازات حکومتی است، چرا باید صاحبان آن همچنان در حاشیه امن قرار داشته باشند؟
مسئله فقط کشف فساد مالی نیست؛ مسئله پاسخگویی کسانی است که سالها در جایگاه تصمیمگیری بودهاند، اما امروز با تکیه بر ثروت و موقعیت خود، چنان از تدبیر و درایت شخصی سخن میگویند که گویی تمام دارایی و رفاهشان محصول نبوغ اقتصادی خودشان است و نه احتمالا بهرهمندی از فرصتهایی که در اختیار عموم مردم نبوده است.
عدالت با شعار محقق نمیشود. اگر قرار است از مردم درباره درآمد، مالیات، حساب بانکی و داراییشان سؤال شود، مسئولان و صاحبان مناصب نیز باید در برابر منشا ثروت خود پاسخگو باشند.
چهار دهه مسئولیت و چهار دهه انباشت ثروت، بدون شفافیت و حسابکشی، پرسشی است که نمیتوان برای همیشه از کنار آن گذشت.
این بار به جای آنکه از مردم بخواهید قناعت کنند، تابآوری داشته باشند و سختیها را تحمل کنند، از صاحبان قدرت بپرسید، این همه ثروت را از کجا آوردهاید؟
∎