شناسهٔ خبر: 80324482 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

نقدی بر چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران

جشنواره فیلم کوتاه تهران؛ بی‌ادعا، اما اثرگذار

صاحب‌خبر -

هادی انباردار | منتقد و تهیه‌کننده سینمای ایران


چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، از ۲۵ تا ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵ در پردیس سینماگالری ملت تهران برگزار شد؛ رویدادی که با حضور جوانان علاقه‌مند به سینما و نمایش مجموعه‌ای از آثار ایرانی و بین‌المللی، بار دیگر اهمیت فیلم کوتاه را در شکل‌گیری آینده سینمای ایران یادآوری کرد.
جشنواره امسال در سه بخش اصلی سینمای ایران، رویدادهای بخش جنبی و سینمای بین‌الملل برگزار شد. بخش سینمای ایران نیز شامل مسابقه داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی بود؛ چهار حوزه‌ای که هر یک ظرفیت متفاوتی برای تجربه‌گرایی، کشف استعدادها و بیان نگاه‌های تازه در سینما دارند.

شاید یکی از ویژگی‌های قابل‌توجه این دوره، بی‌ادعایی و فاصله‌گرفتن نسبی آن از هیاهوهای مرسوم در برخی رویدادهای فرهنگی بود. در این جشنواره، آنچه بیش از هر چیز اهمیت داشت، فیلم‌ها، مخاطبان و فرصتی بود که برای نمایش و دیده‌شدن آثار فراهم می‌شد. حضور جوانانی که با علاقه و انگیزه، سالن‌های نمایش را دنبال می‌کردند، نشان می‌داد فیلم کوتاه همچنان جایگاه مهمی در میان نسل تازه علاقه‌مندان به سینما دارد.

استقبال مخاطبان؛ نشانه‌ای از زنده‌بودن سینمای جوان

بر اساس آمار ارائه‌شده درباره این دوره، حدود ۳۵ هزار مخاطب از جشنواره استقبال کردند و در پاسخ به تقاضای تماشاگران، ۲۱ سانس فوق‌العاده نیز به برنامه نمایش‌ها اضافه شد. همچنین، استقبال در روزهای پایانی افزایش پیدا کرد؛ موضوعی که توجه به ظرفیت مخاطب و برنامه‌ریزی متناسب با آن را ضروری‌تر می‌کند.

این میزان استقبال را نمی‌توان صرفاً یک عدد آماری دانست. هر مخاطبی که برای تماشای یک فیلم کوتاه به سالن سینما می‌آید، بخشی از چرخه‌ای است که از تولید اثر آغاز می‌شود و با نمایش، نقد، گفت‌وگو و ارتباط با مخاطب ادامه پیدا می‌کند. برای فیلم‌ساز جوانی که گاه با امکانات محدود و دشواری‌های فراوان اثری را تولید می‌کند، مواجهه با تماشاگر و دریافت بازخورد، می‌تواند به‌اندازه بسیاری از حمایت‌های رسمی اهمیت داشته باشد.

در میان آثاری که از منظر مخاطبان مورد توجه قرار گرفتند، می‌توان به فیلم‌های «آدم»، «اسب‌دیدگی»، «اسکلت دوست‌داشتنی من»، «تاریخ دقیق پرواز»، «ترمینال»، «شب‌زده»، «ژاپنی»، «خاک»، «شب هول» و «میان» اشاره کرد. طرح نام این آثار در کنار یکدیگر، یادآور تنوع تجربه‌های سینمایی حاضر در جشنواره است؛ هرچند ارزیابی نهایی کیفیت آثار، نیازمند بررسی مستقل هر فیلم و توجه به معیارهای زیبایی‌شناختی و روایی آن است.

نقاط قوت و کاستی‌های اجرایی

با وجود نقاط قوت جشنواره، نمی‌توان از برخی نواقص اجرایی آن چشم‌پوشی کرد. مهم‌ترین مسئله، از نظر من، محل برگزاری و تناسب ظرفیت پردیس سینماگالری ملت با حجم و ترکیب جمعیت حاضر بود.

حضور هم‌زمان مخاطبان، فیلم‌سازان، بازیگران، منتقدان، تهیه‌کنندگان، مهمانان و عوامل رسانه‌ای در یک مجموعه، در برخی زمان‌ها به ازدحام و دشواری دسترسی به سالن‌ها منجر می‌شد. این شرایط می‌توانست تماشای برخی فیلم‌های مورد علاقه مخاطبان را با مشکل مواجه کند؛ به‌ویژه برای کسانی که برنامه نمایش‌های متعددی را دنبال می‌کردند.

البته برگزاری سانس‌های فوق‌العاده و تکرار برخی نمایش‌ها، اقدامی مثبت در پاسخ به استقبال مخاطبان بود؛ اما همین مسئله نشان می‌دهد که در دوره‌های آینده باید تناسب ظرفیت سالن‌ها، زمان‌بندی نمایش‌ها و حجم مراجعه‌کنندگان با دقت بیشتری بررسی شود. انتخاب فضای مناسب‌تر یا استفاده بهینه‌تر از ظرفیت‌های موجود می‌تواند به ارتقای کیفیت تجربه مخاطبان کمک کند.

در کنار این موضوع، نحوه اجرای برخی ملاحظات مربوط به پوشش بانوان در ورودی سالن‌ها نیز جای تأمل داشت. اختصاص امکانات در هنگام ورود به مجموع، اگر با برنامه‌ریزی روشن و رویه‌ای هماهنگ در سایر فضاهای جشنواره همراه نباشد، ممکن است به تجربه‌ای ناهماهنگ منجر شده و جای سوال بوجود آورد . به نظر می‌رسد چنین مواردی نیازمند بازنگری و تصمیم‌گیری منسجم‌تر دارد. تا ضوابط اجرایی از ابتدا به شکلی روشن و یکپارچه تعریف شوند.

این انتقادها، البته، نباید به نادیده‌گرفتن تلاش مجموعه برگزارکننده منجر شود. نقد سازنده زمانی ارزشمند است که در کنار شناسایی کاستی‌ها، راه بهبود را نیز نشان دهد. جشنواره‌ای با این میزان مخاطب و اهمیت فرهنگی، طبیعتاً به برنامه‌ریزی دقیق، مدیریت منعطف و ارزیابی مستمر نیاز دارد.

بهروز شعیبی؛ پیوند تجربه سینمایی با مدیریت جشنواره یکی از نکات مثبت این دوره، حضور بهروز شعیبی در جایگاه دبیر جشنواره بود؛ هنرمندی که سابقه فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی دارد و در مسئولیت مدیرعاملی انجمن سینمای جوانان ایران نیز با فضای فیلم کوتاه و مسائل فیلم‌سازان جوان ارتباط مستقیم داشته است. انتصاب او به دبیری این دوره، در ادامه همین پیوند میان تجربه هنری و مسئولیت اجرایی صورت گرفت. 

از نگاه من، حضور مدیری برخاسته از بدنه سینما در چنین جایگاهی، می‌تواند یک امتیاز مهم باشد؛ زیرا شناخت عملی از فرایند تولید، دشواری‌های فیلم‌سازی و نیازهای نسل جوان، زمینه تصمیم‌گیری واقع‌بینانه‌تر را فراهم می‌کند.

در این دوره، استقبال مخاطبان و اضافه‌شدن سانس‌های فوق‌العاده در پاسخ به تقاضا، از جمله نکاتی است که می‌توان در ارزیابی مثبت عملکرد اجرایی جشنواره مورد توجه قرار داد. البته ارزیابی کامل مدیریت یک رویداد فرهنگی، تنها با آمار مخاطبان امکان‌پذیر نیست و باید مسائلی همچون کیفیت برنامه‌ریزی، نحوه تخصیص منابع، رضایت فیلم‌سازان و میزان حمایت از آثار نیز در نظر گرفته شود.

با این ملاحظات، شایسته است از تلاش برگزار کنندگان این دوره از جشنواره بین المللی فیلم کوتاه قدردانی شود. چنین تقدیری به معنای بی‌نقص دانستن همه تصمیم‌ها نیست؛ بلکه تأکیدی بر اهمیت مدیریت آشنا با سینما و ضرورت تداوم رویکردی است که فیلم‌سازان جوان و مخاطبان را در مرکز توجه قرار دهد.
آیا در شرایط دشوار اقتصادی، برگزاری جشنواره ضرورت دارد؟

شاید مهم‌ترین پرسشی که درباره جشنواره‌های فرهنگی مطرح می‌شود، ضرورت برگزاری آن‌ها در شرایط دشوار جنگی، اقتصادی و اجتماعی باشد. وقتی بخش قابل‌توجهی از جامعه با فشارهای معیشتی و نگرانی‌های روزمره روبه‌روست، طبیعی است که درباره اولویت هزینه‌کرد منابع عمومی و فرهنگی پرسش‌هایی مطرح شود. این پرسش‌ها را نباید نادیده گرفت.

جشنواره‌ها باید درباره هزینه‌های خود پاسخ‌گو باشند، از مخارج غیرضروری پرهیز کنند و نشان دهند که منابع اختصاص‌یافته چگونه به تقویت فرهنگ و هنر منجر می‌شود. شفافیت مالی و ارزیابی دستاوردها، لازمه اعتماد عمومی و استمرار رویدادهای فرهنگی است.

با این حال، تصور اینکه در شرایط دشوار باید فعالیت‌های فرهنگی را به حاشیه راند، نگاهی یک‌بعدی به نیازهای جامعه است. فرهنگ و هنر تنها برای روزهای آسوده نیستند. در دوره‌هایی که جامعه بیش از پیش به امید، گفت‌وگو، نشاط و امکان بیان تجربه‌های انسانی نیاز دارد، سینما می‌تواند نقش مهمی در حفظ پویایی اجتماعی و ارتباط میان نسل‌ها ایفا کند.

جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران، به‌ویژه به دلیل ارتباط مستقیم با جوانان، از این منظر اهمیت دارد. این رویداد به فیلم‌سازان تازه‌نفس امکان می‌دهد آثارشان را عرضه کنند، تجربه بیندوزند و با مخاطبان و دیگر فعالان سینما ارتباط برقرار کنند. پیام چنین فرصتی روشن است: مسیر تولید و خلاقیت همچنان ادامه دارد و آینده سینما به تلاش کسانی وابسته است که امروز در حال آموختن، تجربه‌کردن و ساختن هستند.

البته برگزاری جشنواره نباید به هدفی مستقل و تشریفاتی تبدیل شود. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که دستاوردهایش به حمایت مستمر از فیلم‌سازان، تقویت امکان تولید، توسعه شبکه نمایش و ایجاد فرصت‌های حرفه‌ای منجر شود. جشنواره باید نقطه‌ای در یک مسیر پیوسته باشد، نه رویدادی که با پایان مراسم اختتامیه، ارتباط آن با استعدادهای تازه نیز قطع شود.

جشنواره‌ای که باید بماند و بهتر شود

چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، با وجود کاستی‌های اجرایی، توانست فرصتی برای نمایش آثار، حضور مخاطبان و تقویت ارتباط نسل جوان با سینما فراهم کند. استقبال گزارش‌شده، برگزاری سانس‌های فوق‌العاده و توجه به حوزه‌های گوناگون فیلم کوتاه، از جنبه‌های مثبت این دوره به شمار می‌روند؛ در مقابل، ازدحام محل برگزاری و برخی ناهماهنگی‌ها نیز ضرورت اصلاح و برنامه‌ریزی بهتر را یادآوری می‌کنند.

به اعتقاد نگارنده، حمایت از چنین رویدادی در شرایط دشوار کشور، زمانی قابل دفاع‌تر می‌شود که با مدیریت مسئولانه منابع، شفافیت در هزینه‌ها و توجه واقعی به نیازهای فیلم‌سازان همراه باشد. مسئله اصلی، انتخاب میان فرهنگ و دیگر نیازهای جامعه نیست؛ بلکه یافتن راهی برای اداره درست منابع و حفظ فرصت‌های فرهنگی در کنار سایر اولویت‌هاست.

در پایان، ضمن قدردانی از بهروز شعیبی، دبیر چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، و تمامی دست‌اندرکارانی که برای برگزاری این رویداد تلاش کردند، باید تأکید کرد که آینده سینمای ایران به همین فرصت‌های به‌ظاهر کوچک اما اثرگذار وابسته است.

جشنواره فیلم کوتاه تهران شاید بی‌نقص نباشد، اما ضرورت آن را باید در فرصتی جست‌وجو کرد که برای دیده‌شدن استعدادها، استمرار خلاقیت و امید به آینده سینمای ایران فراهم می‌کند. گاهی یک جشنواره بی‌ادعا، نه با هیاهوی مراسم، بلکه با انگیزه‌ای که در دل یک فیلم‌ساز جوان برای ساختن اثر بعدی باقی می‌گذارد، اهمیت واقعی خود را نشان می‌دهد.

∎​