چَمَر تنها مراسمی برای وداع با فرد درگذشته نیست؛ مجموعهای از روایتهای شفاهی، موسیقی بومی، شعر، مویه، نمادها و رفتارهای جمعی است که در طول نسلها شکل گرفته و بخشی از حافظه فرهنگی مردم ایلام را بازتاب میدهد. در این آیین، سوگواری از یک تجربه فردی فراتر میرود و به مراسمی جمعی برای پاسداشت جایگاه متوفی و همراهی با خانواده و بازماندگان تبدیل میشود.
با این حال، آنچه امروز درباره چَمَر اهمیت دارد، تنها شکوه و قدمت این رسم نیست؛ بلکه سرنوشت اجزایی است که هویت آن را ساختهاند. روکرها و راوکرهایی که اشعار سوگ را میخوانند، زنانی که مویههای کهن را سینهبهسینه منتقل کردهاند و نوازندگانی که با سرنا و دهل آهنگ ویژه این مراسم را میشناسند، حاملان اصلی بخش مهمی از این میراث شفاهیاند؛ میراثی که اگر ثبت و به نسل بعد منتقل نشود، ممکن است با درگذشت آخرین استادان و راویان هر منطقه، بخشی از آن برای همیشه از دست برود.
فرزاد شریفی مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان ایلام، در گفتوگو با خبرنگار ایسنا در ایلام اظهار داشت: آیین چَمَر در سال ۱۳۹۰ در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسیده است.
شریفی افزود: چَمَر نوعی مراسم ویژه سنتی و جلوهای عینی از آیین مرثیهای و عزاداری محلی است و نمونههایی از برگزاری آن در پایانه برکت مرز مهران برای زائران اربعین، مراسم رهبر شهید انقلاب و یادبود رئیسجمهور شهید، برای معرفی فرهنگ و سنتهای مردم ایلام برگزار شده است.
مدیرکل میراث فرهنگی ایلام ادامه داد: چَمَر از مراسمهای مهم و باستانی منطقه است و با توجه به ظرفیتهای فرهنگی و موسیقایی استان، نیاز است ارزشهای فرهنگی آن حفظ و به نسلهای آینده منتقل شود.

این اظهارات نشان میدهد که اهمیت چَمَر در نگاه متولیان میراث فرهنگی مورد توجه قرار دارد؛ اما پرسش اصلی این است که این توجه تا چه اندازه به برنامههای مستمر برای حفظ جزئیات آیین، شناسایی حاملان آن و انتقال مهارتها به نسل جوان تبدیل شده است؟
سجاد نظری کارشناس ثبت میراث ناملموس استان ایلام، نیز در گفتوگو با خبرنگار ایسنا در ایلام بیان کرد: چَمَر مراسمی است که با ساختار مشخص و نقشآفرینی گروههای مختلف، از جمله زنان مویهخوان، نوازندگان سرنا و دهل و شاعران محلی برگزار میشود.
نظری افزود: در این مراسم، روکرها در گروههایی چندنفره و همراه با نوازندگان، اشعاری را در ستایش و یادآوری ویژگیهای فرد درگذشته میخوانند و زنان نیز با مویهخوانی، بخش دیگری از فضای سوگ را شکل میدهند.
در توصیف این آیین، کُتل نیز جایگاه ویژهای دارد؛ سازهای نمادین که لباس، تفنگ و تصویر فرد متوفی بر آن قرار میگیرد و در برخی مراسمها، اسب او نیز با پارچههایی آراسته میشود.
صفآرایی حاضران، حضور علمها، اجرای موسیقی و خواندن اشعار بداهه، هرکدام بخشی از ساختار چَمَر را تشکیل میدهند؛ ساختاری که در مناطق مختلف ممکن است تفاوتهایی داشته باشد و همین تنوع محلی، ضرورت ثبت دقیق روایتها و شیوههای اجرای آن را بیشتر میکند.
پژوهشهای دانشگاهی نیز به ابعاد فراتر از سوگواری در این آیین پرداختهاند. در مقاله «تحلیل ابعاد هنری، ادبی، آیینی و اساطیری چمر» نوشته احمد کنجوری و حسن ذوالفقاری، چَمَر بهعنوان آیینی نمادین و نمایشی بررسی شده که موسیقی، آواز، مویهخوانی، حرکات جمعی و سوگچامهها در آن نقش دارند.
نویسندگان در این پژوهش، چَمَر را از گونه آیینهای گذار دانستهاند که به جامعه و خانواده داغدیده برای سازگاری با شرایط تازه پس از فقدان کمک میکند و در عین حال، شباهتهایی میان برخی عناصر آن و آیینهای کهن سوگواری، از جمله سوگ سیاوش، مطرح کردهاند.
در کنار این پیشینه فرهنگی و پژوهشی، نگرانی درباره آینده چَمَر در میان بخشی از مردم نیز مطرح است. برخی از آشنایان این آیین معتقدند تغییر سبک زندگی، فاصله گرفتن نسل جوان از سنتهای گذشته، درگذشت بزرگان و افراد مسلط به اجرای مراسم و همچنین افزایش هزینههای برگزاری، میتواند استمرار آن را دشوار کند.
جعفری یکی از شهروندان ایلامی، در گفتوگو با خبرنگار ایسنا در ایلام اظهار داشت: چَمَر فقط یک مراسم عزاداری نیست؛ هر بخش آن معنا و رسم خاص خودش را دارد. در گذشته بزرگان طایفه میدانستند چه کسی باید شعر بخواند، چه کسی سرنا و دهل بنوازد و مراسم چگونه برگزار شود، اما امروز بسیاری از آن افراد در میان ما نیستند و جوانترها هم کمتر با جزئیات این آیین آشنایی دارند. نگرانی این است که چند سال دیگر فقط نام چَمَر باقی بماند و از رسم و معنای اصلی آن چیزی ندانیم.
کریمی یکی دیگر از شهروندان، با اشاره به هزینههای برگزاری این مراسم گفت: برگزاری چَمَر در شکل سنتی آن به هماهنگی و مشارکت افراد زیادی نیاز دارد و پذیرایی از مهمانان، فراهم کردن امکانات و دیگر هزینهها برای برخی خانوادهها و طوایف سنگین است. در شرایطی که هزینههای زندگی افزایش پیدا کرده، گاهی از توان یک خانواده یا حتی یک طایفه خارج است که مراسمی با آن گستردگی برگزار کند. اگر برای حفظ این آیین راهی پیدا نشود، ممکن است خانوادهها بهتدریج از برگزاری شکل کامل آن صرفنظر کنند.
صید محمدی، یک شهروند دیگر، نیز تغییر نگاه نسل جدید را یکی از عوامل کمرنگشدن برخی سنتها دانست و به خبرنگار ایسنا در ایلام گفت: جوانان امروز با شیوههای متفاوتی از زندگی و سوگواری روبهرو هستند و طبیعی است که همه آنها با رسمهای قدیمی آشنایی نداشته باشند. مسئله این نیست که نسل جدید را به بازگشت اجباری به گذشته وادار کنیم؛ بلکه باید این آیین را برای آنها توضیح داد، بخشهای ارزشمندش را حفظ کرد و زمینهای فراهم آورد تا جوانان خودشان در یادگیری و اجرای آن نقش داشته باشند.
این روایتها، در کنار اظهارات کارشناسان و مدیران میراث فرهنگی، ضرورت بررسی دقیق وضعیت امروز چَمَر را برجسته میکند. البته ثبت ملی یک آیین بهتنهایی نشاندهنده حفاظت کامل از آن نیست؛ همانطور که تغییر در شیوه برگزاری نیز لزوماً به معنای نابودی آن محسوب نمیشود. آنچه اهمیت دارد، شناسایی بخشهایی است که در معرض حذف قرار گرفتهاند و بررسی این موضوع که آیا حاملان اصلی این میراث هنوز فرصت و امکان انتقال دانش خود را به نسل بعد دارند یا خیر.

از سوی دیگر، هزینههای برگزاری مراسم نیز موضوعی است که نمیتوان در بررسی آینده چَمَر از کنار آن گذشت. اگر اجرای شکل سنتی این آیین به امکانات و هزینههایی وابسته باشد که تأمین آن برای برخی خانوادهها و طوایف دشوار شده است، لازم است راهکارهایی برای حمایت فرهنگی، ثبت و مستندسازی و تسهیل مشارکت مردم در نظر گرفته شود؛ البته حمایتی که به تغییر ماهیت و تبدیل چَمَر به یک اجرای صرفاً نمایشی منجر نشود.
در چنین شرایطی، ادارهکل میراث فرهنگی استان ایلام با پرسشهایی درباره اقدامات عملی خود روبهروست: آیا فهرست مشخصی از روکرها، مویهخوانان و نوازندگان قدیمی چَمَر در شهرستانها و مناطق مختلف استان تهیه شده است؟ آیا اشعار، نغمهها و شیوههای اجرای این آیین بهصورت صوتی و تصویری ثبت شدهاند؟ وضعیت چَمَرگاههای قدیمی چگونه است و برای انتقال این مهارتها به نسل جوان چه برنامهای وجود دارد؟
شریفی بر اهمیت میراث ناملموس و انتقال آن به نسلهای آینده اشاره کرد و گفت: زنده نگه داشتن آیین چَمَر میتواند مبنای مطالبهای روشن از متولیان فرهنگی استان باشد؛ مطالبهای برای تبدیل تأکیدهای کلی به برنامهای مشخص، زمانبندیشده و قابل ارزیابی. شناسایی حاملان این میراث، تشکیل آرشیو جامع از اشعار و موسیقی چَمَر، برگزاری کارگاههای انتقال تجربه با حضور استادان محلی و مستندسازی تفاوتهای منطقهای، از اقداماتی است که میتواند در صیانت از این آیین مؤثر باشد.
چَمَر بخشی از حافظه جمعی ایلام است؛ آیینی که ارزش آن تنها به برگزاری مراسم در مناسبتهای خاص محدود نمیشود، بلکه در روایتهایی نهفته است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
اگر این روایتها ثبت نشوند، اگر صدای روکرها و مویهخوانان ضبط نشود و اگر نسل جوان فرصت شناخت و یادگیری آن را پیدا نکند، ثبت یک شماره در فهرست میراث ملی بهتنهایی نمیتواند مانع خاموشی این میراث شود. حفظ چَمَر، پیش از آنکه به آخرین راویان و استادان این آیین برسد، نیازمند اقدامی جدی برای شنیدن، ثبت کردن و سپردن آن به نسل آینده است.
انتهای پیام