شناسهٔ خبر: 80319061 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

نقد نظر؛ داوری نادرست

محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران، در یادداشتی با عنوان «نقد نظر؛ داوری نادرست» به بررسی ادعای فروبسته بودن زبان فارسی پرداخته و تأکید کرده است که ماندگاری و فهم‌پذیری شاهنامه فردوسی برای فارسی‌زبانان امروز، نه نشانه رکود، بلکه بیانگر پیوستگی تاریخی و توانایی این زبان در تحول و نوآوری است. محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران، در یادداشتی با عنوان «نقد نظر؛ داوری نادرست» به بررسی ادعای فروبسته بودن زبان فارسی پرداخته و تأکید کرده...

صاحب‌خبر -

جام جم آنلاین: گاهی یک داوری نادرست از تصوری ساده آغاز می‌شود؛ تصوری که بدون توجه کافی به تاریخ و ماهیت زبان، به نتیجه‌گیری‌هایی بحث‌برانگیز می‌انجامد.

یکی از اقتصاددانانی که در سال‌های اخیر حضور پررنگی در عرصه سیاست و رسانه داشته، زبان فارسی را «زبانی فروبسته» توصیف کرده است. استدلال او این بوده که، چون فارسی‌زبانان پس از گذشت حدود هزار سال همچنان می‌توانند شاهنامه فردوسی را بخوانند، بنابراین زبان فارسی در این مدت تغییر چندانی نکرده است. در مقابل، به دشواری فهم آثار شکسپیر برای انگلیسی‌زبانان امروز اشاره شده است.

اما چنین مقایسه‌ای بدون شناخت تاریخ زبان‌ها و ماهیت تحول زبانی، نمی‌تواند مبنای داوری دقیقی باشد. 


زبان فارسی چگونه در طول تاریخ تغییر کرده است؟
فارسی امروز همان زبان هزار سال پیش نیست. این زبان حاصل دست‌کم سه هزار سال تحول تاریخی است؛ مسیری که از فارسی باستان در دوره هخامنشی آغاز شده، در دوره اشکانی و ساسانی به فارسی میانه رسیده و در دوران اسلامی با شکل‌گیری فارسی نو یا دری ادامه یافته است.

در طول این مسیر، نظام آوایی، واژگان و ساختار‌های دستوری فارسی دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده‌اند. بسیاری از ویژگی‌های دستوری زبان‌های کهن در فارسی امروز وجود ندارند و این مسئله خود نشان‌دهنده زنده بودن و تحول مستمر این زبان است. 


از فردوسی تا نیما؛ نشانه‌های تحول ادبی فارسی
تحول زبان فارسی تنها به تغییرات دستوری و واژگانی محدود نمی‌شود. در طول حدود ۱۲۰۰ سال گذشته، سبک‌های ادبی گوناگونی شکل گرفته‌اند که هرکدام ویژگی‌های زبانی و بیانی خاص خود را داشته‌اند.

سبک‌های خراسانی، عراقی و هندی و همچنین جریان بازگشت ادبی، هر یک بخشی از مسیر تحول زبان و ادبیات فارسی را نشان می‌دهند.

در دوره مشروطه نیز گسترش مطبوعات و ورود موضوعات اجتماعی و سیاسی جدید، نثر فارسی را وارد مرحله تازه‌ای کرد. بعد‌ها با ظهور نیما یوشیج در شعر و نویسندگانی همچون محمدعلی جمالزاده در نثر، دگرگونی‌های مهمی در شیوه بیان و ساختار ادبیات فارسی پدید آمد.

حتی مقایسه آثار فردوسی، سعدی و حافظ یا بررسی تفاوت زبان بیهقی با تاریخ‌نگاری جوینی، به‌خوبی تنوع و تحول زبان فارسی را آشکار می‌کند. 


چرا هنوز می‌توانیم شاهنامه را بخوانیم؟
به باور محمدجعفر محمدزاده، فهم‌پذیری بخش‌هایی از شاهنامه برای فارسی‌زبان امروز را نباید نشانه ایستایی زبان دانست. 

این ویژگی بیش از هر چیز از پیوستگی تاریخی زبان فارسی حکایت دارد؛ زبانی که توانسته در کنار تغییرات گسترده، بخشی از ساختار‌ها و عناصر بنیادین خود را حفظ کند و امکان ارتباط نسل‌های امروز با میراث فکری و ادبی گذشته را فراهم آورد.

بنابراین، ماندگاری آثار فردوسی را باید در چارچوب توانایی زبان فارسی برای حفظ پیوند با گذشته بررسی کرد، نه به‌عنوان دلیلی برای انکار تحول آن. 


قدرت واژه‌سازی؛ یکی از نشانه‌های پویایی فارسی
یکی دیگر از ویژگی‌های مهم زبان فارسی، ظرفیت بالای آن در واژه‌سازی و ترکیب‌سازی است.

این زبان با استفاده از پیشوندها، پسوند‌ها و ترکیب واژه‌ها می‌تواند مفاهیم و نیاز‌های جدید را بیان کند. همین توانایی سبب شده است فارسی در مواجهه با تحولات علمی، فرهنگی، اجتماعی و فناوری، امکان توسعه و تولید واژگان تازه را داشته باشد.

از سوی دیگر، فارسی در طول تاریخ زبانی منزوی نبوده و همواره با زبان‌های دیگر در تعامل قرار داشته است. ارتباط با زبان‌های عربی و ترکی و در دوره‌های جدیدتر با فرانسوی و انگلیسی، نمونه‌هایی از این دادوستد زبانی هستند. 


تفاوت تبادل زبانی با ولنگاری زبانی چیست؟
نکته مهم دیگری که در این یادداشت مورد تأکید قرار گرفته، تفاوت میان تبادل زبانی و ولنگاری زبانی است.

زبان زنده می‌تواند از زبان‌های دیگر واژه‌ها و عناصر مفید را جذب کند و آنها را با ساختار خود سازگار سازد؛ بدون آنکه هویت، توانایی‌های دستوری و گنجینه واژگانی‌اش را از دست بدهد.

از این منظر، پویایی زبان به معنای پذیرش بی‌ضابطه هر واژه و ساختار تازه نیست؛ بلکه توانایی انتخاب، جذب و به‌کارگیری عناصر سودمند در چارچوب هویت زبانی است. 


راز ماندگاری زبان فارسی چیست؟
در مجموع، تاریخ زبان فارسی نشان می‌دهد که این زبان در طول قرن‌ها تغییر کرده، از زبان‌های دیگر آموخته، بر آنها تأثیر گذاشته و با نیاز‌های تازه سازگار شده است؛ اما در عین حال پیوند خود را با میراث تاریخی و ادبی خویش حفظ کرده است. شاید بتوان راز ماندگاری زبان فارسی را در همین ویژگی خلاصه کرد: تحول در کنار تداوم.

∎​