شناسهٔ خبر: 80310739 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

تهران در سال‌های ساخت‌وساز چه چیزهایی را از دست داده است؟ از پیاده‌روهای اشغال‌شده و کتابخانه‌های تعطیل‌شده تا محله‌هایی که ساکنانشان سهمی در اداره آنها ندارند

شهر همسایه‌هایش را گم کرده است

در جاده سلامت اکباتان، بعضی دوستی‌ها از یک سلام ساده شروع شده‌اند. حسین ایمانی‌جاجرمی سال‌هاست در این مسیر قدم می‌زند. کسانی که روزگاری برایش غریبه بودند، کم‌کم به چهره‌های آشنا تبدیل شدند. با بعضی‌ها سر صحبت باز شد، از مشکلات محله گفتند و گاهی این آشنایی‌ها به دوستی رسید. مسیری که از دوران ساخت شهرک باقی مانده، حالا جایی برای دیدار همسایه‌هاست.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 در جاده سلامت اکباتان، بعضی دوستی‌ها از یک سلام ساده شروع شده‌اند. حسین ایمانی‌جاجرمی سال‌هاست در این مسیر قدم می‌زند. کسانی که روزگاری برایش غریبه بودند، کم‌کم به چهره‌های آشنا تبدیل شدند. با بعضی‌ها سر صحبت باز شد، از مشکلات محله گفتند و گاهی این آشنایی‌ها به دوستی رسید. مسیری که از دوران ساخت شهرک باقی مانده، حالا جایی برای دیدار همسایه‌هاست. اما در بسیاری از محله‌های تهران، همین فرصت ساده هم کمتر پیدا می‌شود. موتورسیکلت‌ها پیاده‌روها را گرفته‌اند، بعضی پارک‌های محله‌ای کوچک‌تر شده‌اند و کتابخانه‌هایی که روزگاری پاتوق دانشجویان و اهالی بودند، تغییر کاربری داده‌اند. ساختمان‌ها بلندتر شده‌اند، اما مردم کجا باید یکدیگر را ببینند؟ کجا بنشینند، گفت‌وگو کنند و از حال هم باخبر شوند؟ اصلا در شهری که همسایه‌ها یکدیگر را نمی‌شناسند، هنگام بحران چه کسی به کمک دیگری می‌رود؟ حسین ایمانی‌جاجرمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل شهری، معتقد است تهران در سال‌های ساخت‌وساز، بخشی از مکان‌هایی را از دست داده که مردم در آنها با یکدیگر آشنا می‌شدند. او در نشست «از بازآفرینی کالبدی تا توسعه اجتماعی» که از مجموعه برنامه‌های هفت‌شهر در خانه آفرینش‌های شهری ایران برگزار شد، از همین فضاهای ازدست‌رفته سخن گفت؛ از کتابخانه‌ای در خیابان شریعتی، پارکی در قلهک، پیاده‌روهای اشغال‌شده و برج‌هایی که ساکنانشان برای بسیاری از کارهای روزمره نیازی به خروج از ساختمان ندارند. انتقاد او فقط به حذف پارک‌ها و کتابخانه‌ها محدود نمی‌شود. ایمانی‌جاجرمی می‌پرسد شهرداری که برای ساخت خیابان، برج و بوستان هزینه می‌کند، چقدر به روابط مردم پس از اجرای پروژه‌ها اهمیت می‌دهد؟ چرا در گزارش عملکرد مدیران شهری از تعداد پروژه‌ها و مساحت فضاهای ساخته‌شده می‌گویند، اما کمتر کسی بررسی می‌کند ساکنان یک محله چقدر با هم ارتباط دارند و چه سهمی در اداره محل زندگی‌شان پیدا کرده‌اند؟

پیاده‌روهایی که آدم‌ها را حذف می‌کنند

ایمانی‌جاجرمی برای نشان‌دادن تغییر زندگی در تهران، سراغ پیاده‌روها می‌رود. فضاهایی که قرار بود محل رفت‌وآمد عابران باشند، اما امروز در بسیاری از خیابان‌ها موتورسیکلت‌ها آنها را اشغال کرده‌اند. او می‌گوید: «نتیجه این است که عابر پیاده حذف می‌شود، کودک حذف می‌شود، سالمند حذف می‌شود و فرد دارای معلولیت حذف می‌شود. روابطی هم که می‌توانست در پیاده‌رو شکل بگیرد، قربانی می‌شود». در خیابانی که عابر ناچار است مدام راهش را برای عبور موتورسیکلت عوض کند، دیگر فرصت چندانی برای قدم‌زدن و مکث‌کردن باقی نمی‌ماند. سالمند نمی‌تواند با آسودگی راه برود، کودک جایی برای بازی ندارد و همسایه‌ها کمتر یکدیگر را می‌بینند. این نگرانی برای ایمانی‌جاجرمی تازه نیست. او در ابتدای نشست، تصویری از حضورش در یکی از برنامه‌های سال ۱۳۹۴ با موضوع ایران‌شهر نمایش داد؛ زمانی که درباره فرسایش روابط اجتماعی و فاصله میان شهر واقعی و شهر مطلوب سخن گفته بود. بیش از یک دهه گذشته و هنوز همان مسئله را دنبال می‌کند. به اعتقاد او، گسترش استفاده از خودرو و موتورسیکلت، افزایش زندگی تک‌نفره و شخصی‌ترشدن تفریحات، فرصت‌های معاشرت را محدود کرده است. بااین‌حال، در برنامه‌های بازآفرینی شهری همچنان بیشترین توجه به ساختمان، خیابان و نوسازی فضاهاست. کمتر پرسیده می‌شود پس از اجرای یک پروژه، مردم بیشتر با یکدیگر ارتباط دارند یا کمتر؟ کودکان و سالمندان راحت‌تر از خانه بیرون می‌آیند؟ ساکنان برای حل مشکلات محله با هم همکاری می‌کنند؟

کتابخانه‌ای که رفت، پارکی که برنگشت

بعضی تغییرات تهران را باید در خاطرات ساکنان قدیمی جست‌وجو کرد. ایمانی‌جاجرمی از پارکی در محدوده قلهک یاد می‌کند که بخشی از آن هنگام احداث ایستگاه مترو از دست رفت و به گفته او، دیگر به شکل سابق بازنگشت. از کتابخانه و فضای سبزی در محدوده خیابان شریعتی هم می‌گوید؛ جایی که زمانی خانواده‌ها، کودکان و دانشجویان از آن استفاده می‌کردند.

او فرزندش را برای بازی به آنجا می‌برد و خودش برای آزمون دکتری در کتابخانه درس می‌خواند. این امکانات در اختیار همه بود و استفاده از آنها به درآمد خانواده‌ها بستگی نداشت. اما بعدها بخشی از این فضاها تغییر کاربری و کارکرد عمومی خود را از دست دادند. ایمانی‌جاجرمی می‌گوید: «از این مثال‌ها در تهران بسیار داریم. فضاهایی که زمانی امکان حضور و ارتباط مردم را فراهم می‌کردند، از بین رفته‌اند. مسئله این است که چه نهادی باید نگران از دست رفتن این دارایی‌های عمومی باشد؟». او برای چنین مکان‌هایی اصطلاح «زیرساخت اجتماعی» را به کار می‌برد؛ کتابخانه، پارک محله‌ای، زمین بازی، مسیر پیاده‌روی، کافه، آرایشگاه و مرکز فرهنگی؛ مکان‌هایی که مردم به بهانه استفاده از خدماتشان دور هم جمع می‌شوند و فرصت آشنایی و گفت‌وگو پیدا می‌کنند. به اعتقاد این جامعه‌شناس، مدیران شهری بیش از اندازه به پروژه‌های بزرگ علاقه دارند. بوستان‌های وسیع و مجموعه‌های چندصد هکتاری در گزارش عملکرد مدیران جای برجسته‌ای پیدا می‌کنند، اما برای سالمندی که نمی‌تواند مسافت زیادی راه برود یا کودکی که باید نزدیک خانه بازی کند، یک پارک کوچک محله‌ای ممکن است کاربرد بیشتری داشته باشد. پرسش این است که چرا ساخت پروژه‌های بزرگ بیشتر از نگهداری همان فضاهای کوچک و قدیمی مورد توجه قرار می‌گیرد؟

چرا از اکباتان درس نگرفتیم؟

اکباتان برای ایمانی‌جاجرمی نمونه‌ای از تأثیر طراحی شهر بر زندگی اجتماعی است. ساختمان‌های بلند و جمعیت متراکم این شهرک مانع ایجاد مسیرهای پیاده‌روی، فضاهای باز و مکان‌های استراحت نشده‌اند. میان بلوک‌ها، فضاهایی وجود دارد که مردم می‌توانند در آنها قدم بزنند، بنشینند و یکدیگر را ببینند.

او در نشست، تصاویری از پژوهش یکی از دانشجویان درباره اکباتان نمایش داد. در این تصاویر، نیمکت‌ها و مسیرهایی دیده می‌شد که سالمندان می‌توانند هنگام خرید یا پیاده‌روی از آنها استفاده کنند. سپس تصویری از شهرکی دیگر نشان داد که ورودی ساختمان‌هایش به پارکینگ و مسیر عبور خودرو منتهی می‌شد.

در یکی، ساکنان برای رسیدن به خانه از فضاهای مشترک عبور می‌کنند و در دیگری، خودرو تقریبا تا مقابل در ساختمان می‌رسد؛ همین تفاوت ساده بر فرصت دیدار همسایه‌ها اثر می‌گذارد.

به گفته ایمانی‌جاجرمی، حتی در اکباتان هم تمام امکانات پیش‌بینی‌شده در طرح اولیه ساخته نشده است. قرار بوده کتابخانه، سالن‌های نمایش و فضاهای فرهنگی بیشتری وجود داشته باشد که بخشی از آنها هرگز اجرا نشد. او می‌پرسد: «چرا از تجربه اکباتان درس نگرفتیم؟ چرا در شهرک‌سازی‌های بعدی، از جمله برج‌سازی‌های منطقه ۲۲ تهران، این تجربه‌ها به‌طور جدی مورد استفاده قرار نگرفت؟». انتقاد او به مجتمع‌های مسکونی لوکس شمال تهران هم می‌رسد. بعضی برج‌های خیابان فرشته امکانات ورزش، خرید و تفریح را در فضای اختصاصی ساکنان فراهم کرده‌اند و حتی در تبلیغاتشان بر بی‌نیازی ساکنان از خروج از ساختمان تأکید می‌کنند. ایمانی‌جاجرمی معتقد است چنین شیوه‌ای از زندگی می‌تواند فاصله گروه‌های اجتماعی را بیشتر کند. گروهی امکان خرید خدمات خصوصی را دارند و گروهی دیگر برای ابتدایی‌ترین نیازهای روزمره به کیفیت فضاهای عمومی شهر وابسته‌اند. او با اشاره به مفهوم «چشمان ناظر بر خیابان» در اندیشه جین جیکوبز یادآوری می‌کند حضور مردم در فضاهای عمومی به امنیت محله هم کمک می‌کند. همسایه‌هایی که یکدیگر را می‌شناسند، بیشتر از اتفاقات اطرافشان باخبر می‌شوند و برای مراقبت از محیط زندگی خود انگیزه بیشتری دارند.

شهرداری پارک ساخت، مردم ناراضی‌تر شدند

در یکی از طرح‌های ارزیابی تأثیر اجتماعی تهران، نتیجه بررسی‌ها با انتظار مدیران تفاوت داشت. تعداد پارک‌ها در محدوده مورد مطالعه بیشتر شده بود، اما رضایت ساکنان کاهش پیدا کرده بود. ایمانی‌جاجرمی توضیح می‌دهد بعضی پارک‌های تازه‌ساخته‌شده به محل تجمع گروه‌هایی تبدیل شده بودند که حضورشان برای اهالی احساس ناامنی ایجاد می‌کرد. شهرداری فضای سبز ساخته بود، اما برای اداره آن برنامه مناسبی نداشت. او می‌گوید: «نمی‌توان برای هر پارک و هر پیاده‌رو مأمور گذاشت. این خودِ جماعت محلی است که باید بتواند در مدیریت و مراقبت از فضا نقش داشته باشد». به باور او نمی‌توان بدون مشارکت مردم درباره محله تصمیم گرفت، پروژه را اجرا کرد و پس از افتتاح از ساکنان انتظار داشت از آن مراقبت کنند؛ اهالی باید از همان ابتدا در تعیین نیازها و انتخاب طرح حضور داشته باشند.

یک سلام که می‌تواند جان کسی را نجات دهد

اگر همسایه سالمندی چند روز از خانه بیرون نیاید، چه کسی متوجه غیبتش می‌شود؟ ایمانی‌جاجرمی می‌گوید اهمیت روابط همسایگی را در چنین موقعیت‌هایی بهتر می‌توان فهمید. او برای توضیح موضوع به کتاب «کاخ‌هایی برای مردم» اثر اریک کلایننبرگ اشاره می‌کند که خود آن را به فارسی ترجمه کرده است. یکی از تجربه‌های بررسی‌شده در این کتاب، موج گرمای مرگ‌بار شیکاگو است. در جریان این بحران، محله‌هایی با شرایط اقتصادی و اجتماعی نسبتا مشابه، آسیب‌های متفاوتی دیدند. پژوهش کلایننبرگ نشان داد روابط همسایگی و وضعیت فضاهای اجتماعی در این تفاوت نقش داشته‌اند. در محله‌هایی که مردم یکدیگر را بیشتر می‌شناختند، احتمال سرزدن به سالمندان تنها و کمک به افراد آسیب‌پذیر بیشتر بود. ایمانی‌جاجرمی می‌گوید: «گاهی همین سلام‌وعلیک با همسایه می‌تواند جان یک نفر را نجات دهد». او از تجربه ساکنان یکی از بلوک‌های اکباتان هم مثال می‌زند. اهالی برای شرایط اضطراری آشپزخانه‌ای صحرایی آماده کرده بودند تا اگر در زمان جنگ یا حادثه، خدمات معمول شهر مختل شد، بتوانند غذای ساکنان، به‌ویژه سالمندان را تأمین کنند.

میثم معصومی، معمار، نیز در همین نشست از تجربه زلزله سال ۱۹۹۵ کوبه ژاپن گفت. به گفته او، پس از زلزله مشخص شد بسیاری از شهروندان ترجیح داده‌اند در پارک‌های نزدیک خانه خود مستقر شوند، نه پناهگاه‌های رسمی. آنها محیط را می‌شناختند، به خانه‌های آسیب‌دیده خود نزدیک بودند و می‌توانستند کنار همسایه‌هایشان بمانند. معصومی توضیح داد این تجربه، توجه به تجهیز پارک‌های محلی برای شرایط اضطراری را افزایش داد؛ از فراهم‌کردن سرویس‌های بهداشتی تا پیش‌بینی مکان‌هایی برای تأمین نیازهای اولیه مردم. او همچنین به تجربه‌های ژاپن در اداره محله‌ها اشاره کرد. در جامعه‌ای که جمعیت سالمند بیشتر و خانواده‌ها کوچک‌تر شده‌اند، نمی‌توان مراقبت از سالمندان را فقط به اعضای خانواده سپرد؛ همسایه‌ها و گروه‌های محلی نیز باید بتوانند به کمک یکدیگر بیایند.

سرمایه اجتماعی با بخشنامه ساخته نمی‌شود

سرمایه اجتماعی از اصطلاحاتی است که در سال‌های اخیر بارها در سخنان مسئولان تکرار شده است، ایمانی‌جاجرمی اما معتقد است بسیاری از کسانی که از ضرورت افزایش آن می‌گویند، به شرایط شکل‌گیری‌اش توجه ندارند. او توضیح می‌دهد ساختارهای اداری سلسله‌مراتبی نمی‌توانند فقط با دستور و بخشنامه میان شهروندان اعتماد ایجاد کنند؛ سرمایه اجتماعی حاصل روابط و همکاری مردم با یکدیگر است. برای توضیح موضوع، او مثال ساده‌ای می‌زند: مادری که در محله دوستان و آشنایانی دارد، هنگام ضرورت می‌تواند از آنها بخواهد چند ساعت از فرزندش مراقبت کنند؛ کسی که چنین ارتباطی ندارد، از این کمک محروم می‌ماند. البته روابط نزدیک درون یک گروه همیشه به سود شهر نیست. اگر ساکنان اکباتان فقط برای اکباتان فعالیت کنند، اهالی آپادانا فقط نگران شهرک خود باشند و شهرک آزادی هم ارتباطی با دیگر محله‌ها نداشته باشد، بسیاری از مسائل مشترک تهران همچنان باقی می‌ماند. به اعتقاد ایمانی‌جاجرمی، شهر به روابطی نیاز دارد که مردم محله‌های مختلف را به یکدیگر نزدیک کند.

تهران در سال‌های ساخت‌وساز، بسیاری از فضاهایی را از دست داده که مردم در آنها یکدیگر را می‌دیدند و با هم آشنا می‌شدند. با حذف این فضاها، روابط همسایگی نیز کم‌رنگ‌تر شده و فرصت همکاری و مشارکت ساکنان در زندگی محله کاهش یافته است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​