نوشين محجوب |پايان شمارش آراي انتخابات كنست، به رقابت بر سر تشكيل كابينه اسراييل پايان نداد؛ اردوگاه بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل با ۵۳ كرسي پيشتاز ماند، اما از اكثريت ۶۱ كرسي فاصله گرفت. اردوگاه مخالف به رهبري گادي آيزنكوت، رييس پيشين ستاد ارتش و رهبر حزب ياشار، ۴۸ كرسي به دست آورد و احزاب عرب با كسب ۱۹ كرسي، به يكي از متغيرهاي اصلي مذاكرات تبديل شدند. نيويوركتايمز، شمارش نهايي اين موازنه را تاييد كرده، هر چند تا ارايه نتايج به رييسجمهوري اسراييل در ۱۳ آبان، اصلاحات جزيي امكانپذير است. آنگونه كه رسانههاي عبري و همچنين سيانان و نيويورك تايمز نوشتند نتيجه، نه پيروزي تعيينكننده نتانياهو بود و نه تحقق وعده مخالفان براي كنار زدن او. ليكود با ۲۷ كرسي بزرگترين حزب كنست شد، اما اردوگاه حاكم اكثريت خود را از دست داد. در مقابل، مجموع كرسيهاي مخالفان و احزاب عرب از حدنصاب تشكيل كابينه فراتر رفت، بيآنكه اين جمع عددي به توافقي سياسي تبديل شده باشد. برخي تحليلگران مورد استناد سيانان معتقدند اكنون توان چانهزني و عبور از مرزبنديهاي انتخاباتي، بيش از جايگاه هر حزب در جدول نتايج اهميت دارد. در مركز اين معادله، مساله همكاري با احزاب عرب قرار دارد؛ همكارياي كه ميتواند از حضور رسمي در كابينه تا حمايت پارلماني از بيرون متفاوت باشد. احمد طيبي، رييس فراكسيون پارلماني فهرست مشترك، به سيانان گفته اين جريان براي كمك به تشكيل كابينه جايگزين آمادگي دارد، اما خواهان وزارتخانه نيست. مقابله با جرايم در جامعه عرب و توقف تخريب خانههاي باديهنشينان، از مطالبات اعلامشده اوست. با اين حال، مخالفت متحدان راستگراي آيزنكوت با اتكا به آراي احزاب عرب، حتي در قالب حمايت بيروني، همچنان مانعي جدي است. اين اختلاف، مرز ميان «مخالفت با نتانياهو» و «توافق بر سر كابينه جايگزين» را آشكار كرده است. يايير گولان، رهبر حزب دموكراتها، از همكاري با احزاب عرب حمايت كرده، اما همه شركاي اردوگاه مخالف چنين رويكردي ندارند. آلوف بن، سردبير هاآرتص، در گفتوگو با سيانان، مدعي شد: فشار براي جلوگيري از انتخابات دوباره ميتواند مواضع پيشين رهبران مخالف، ازجمله مخالفت با حضور در دولتي تحت رهبري نتانياهو، را در معرض آزمون قرار دهد. تشكيل كابينه وحدت يا بازگشت به انتخابات، از سناريوهاي مطرح است، نه نتايجي قطعي. در ميانه اين رايزنيها، ادعاهاي مربوط به تامين مالي خارجي، مناقشه تازهاي بر سر آراي شهروندان عرب ايجاد كرده است. به ادعاي جروزالمپست، نوآم سولبرگ، رييس كميته مركزي انتخابات، از شينبت خواسته احتمال انتقال منابع مالي خارجي براي تاثيرگذاري بر مشاركت انتخاباتي جامعه عرب را بررسي كند. نام قطر و تركيه در گزارشهاي رسانهاي اسراييلي مطرح شده، اما اين اتهامات هنوز اثبات نشدهاند. خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داده كه فشار اردوگاه نتانياهو بر احزاب عرب، با طرح ادعاهايي همراه بوده كه شواهد اثباتكنندهاي براي آنها ارايه نشده است. ماجد الانصاري، سخنگوي وزارت خارجه قطر، هرگونه دخالت يا تامين مالي براي تاثيرگذاري بر انتخابات را تكذيب كرده است. احزاب عرب نيز اين اتهامات را تلاشي براي بياعتبار كردن نتيجه رايگيري دانستهاند. اسحاق هرتزوگ، رييسجمهوري اسراييل، در كنار درخواست بررسي كامل، هشدار داده كه تحقيقات نبايد چهره كل جامعه عرب را مخدوش كند. طبق ادعاي جروزالمپست، بررسي اين ادعاها قرار نيست اعلام نتايج يا روند تعيين فرد مامور تشكيل كابينه را متوقف كند. اين تحولات در انتخاباتي رخ داده كه نخستين رقابت پارلماني پس از هفتم اكتبر ۲۰۲۳ و جنگهاي متعاقب آن است؛ مسووليت ناكاميهاي امنيتي، نحوه اداره جنگها و معافيت مذهبيها از سربازي، از محورهاي اين كارزار و تحولات پس از آن بوده و هستند. برخي صاحبنظران در گفتوگو با سيانان تاكيد كردهاند كه فاصله ميان برتري انتخاباتي و امكان تشكيل كابينه همچنان پابرجاست. از اين منظر، بنبست ائتلافي ميتواند مذاكرات را طولاني كند، بدون آنكه پيشاپيش سرنوشت كابينه را مشخص سازد. در همين راستا و با هدف بررسي نتايج انتخابات كنست، سناريوهاي تشكيل كابينه، جايگاه احزاب عرب و پيامدهاي احتمالي تحولات سياسي اسراييل براي منطقه و ايران، روزنامه اعتماد با ديهيم خانبيگي، تحليلگر و كارشناس مسائل بينالملل، گفتوگو كرده است.
سناريوهاي تشكيل كابينه در سايه موازنه جديد كرسيها
ديهيم خانبيگي، كارشناس و تحليلگر روابط بينالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره نتايج انتخابات اخير كنست، دستيابي دو اردوگاه به ۵۴ و ۴۹ كرسي، نرسيدن هيچيك به اكثريت لازم براي تشكيل كابينه و سناريوهاي خروج از بنبست گفت: «به نظر من، با تركيب فعلي كرسيها، آنچه سرنوشت دولت آينده اسراييل را تعيين ميكند، بيش از نتيجه انتخابات، ائتلافهايي است كه در روزهاي آينده شكل ميگيرد. نه نتانياهو توانسته به اكثريت لازم برسد و نه مخالفانش. در چنين وضعيتي، احزاب عرب به جايگاهي رسيدهاند كه نميتوان نقش آنها را در تشكيل كابينه ناديده گرفت.» او افزود: «آيزنكوت و مجموعه احزاب مخالف نتانياهو اميدوار بودند بتوانند بدون نياز به ائتلاف با احزاب عرب به اكثريت ۶۱ كرسي دست پيدا كنند، اما افزايش مشاركت اعراب و تركيب جديد كرسيها اين محاسبات را تغيير داده است. البته مشكل آيزنكوت فقط جلب حمايت احزاب عرب نيست؛ او ابتدا بايد بتواند مخالفان چنين همكارياي را در ميان متحدان خودش راضي كند. ليبرمن صراحتا با تشكيل دولتي متكي به حمايت احزاب عرب مخالفت كرده و اين اختلاف، يكي از موانع جدي پيش روي مخالفان نتانياهوست.» اين تحليلگر مسائل بينالملل ادامه داد: «نكته جالب اين انتخابات، رفتار خود نتانياهو درقبال مشاركت اعراب بود. او تلاش كرد با برجسته كردن احتمال حضور احزاب عرب در دولت آينده، رايدهندگان جريان راست را براي مشاركت بيشتر بسيج كند. با اين حال، نتيجه انتخابات نشان ميدهد كه آراي اعراب اكنون در معادله تشكيل دولت اهميتي تعيينكننده پيدا كرده است.» خانبيگي با اشاره به تجربه پيشين همكاري با احزاب عرب گفت: «اسراييل پيش از اين نيز تجربه همكاري احزاب عرب با جريانهاي صهيونيستي را داشته است. حضور حزب رعام در دولت بنت و لاپيد در سال ۲۰۲۱ نمونه مشخص آن است، اما شرايط امروز متفاوت است. آيزنكوت براي كنار زدن نتانياهو ناچار است ميان جريانهايي توافق ايجاد كند كه بعضا حتي حاضر به پذيرش حمايت پارلماني احزاب عرب نيستند.» اين كارشناس روابط بينالملل درباره ديگر سناريوهاي
پيش رو گفت: «سناريوهايي مانند تشكيل دولت وحدت، تغيير آرايش ائتلافها يا برگزاري مجدد انتخابات نيز مطرح است، اما به اعتقاد من، تا زماني كه اختلاف بر سر همكاري با احزاب عرب در ميان مخالفان نتانياهو حل نشود، تعداد كرسيها به تنهايي تضمينكننده تشكيل دولت نخواهد بود. مساله اصلي، تبديل كرسيهاي به دستآمده به يك اكثريت قابل اتكا براي تشكيل كابينه است.»
موانع همكاري با احزاب عرب و چشمانداز همراهي بنت با ليكود
خانبيگي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر احتمال تشكيل كابينه ازسوي آيزنكوت و متحدانش با اتكا به ۱۹ كرسي احزاب عرب، با وجود مخالفت برخي متحدان راستگراي او و همچنين گزارشهاي رسانههاي عبري درباره چانهزنيهاي پنهان نفتالي بنت و نتانياهو و امكان همكاري دو حزب «باهم» و «ليكود» گفت: «من فكر ميكنم در شرايط فعلي نميتوان تصوير روشني از يك ائتلاف گسترده ميان احزاب صهيونيستي و جريانهاي سياسي عرب ارايه داد. اختلافات ميان اين جريانها عميقتر از آن است كه صرفا با چند توافق سياسي برطرف شود. بنت و ليبرمن پيش از انتخابات نيز مخالفت خود را با تشكيل دولتي متكي به حمايت احزاب عرب اعلام كرده بودند و اكنون همين مواضع به مانعي در مسير تشكيل دولت توسط مخالفان نتانياهو تبديل شده است.» او افزود: «ليبرمن بر سر همين موضوع از ساير متحدان خود فاصله گرفته است، هر چند اين فاصله به معناي پيوستن او به نتانياهو نيست. درباره بنت نيز بايد ميان مخالفت با ائتلاف با احزاب عرب و آمادگي براي همكاري مجدد با ليكود تفاوت قائل شد. اين دو الزاما به يك نتيجه منتهي نميشوند. البته بنت پيش از انتخابات احتمال حضور نتانياهو در دولت آينده را مطرح كرده بود، اما پس از واكنشهايي كه به اين اظهارات شد، از موضع خود عقب نشست.» اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: «آنچه نبايد فراموش كرد، اين است كه اتحاد مخالفان نتانياهو اساسا با هدف كنار زدن او از قدرت شكل گرفت. حال اگر بنت بخواهد به همكاري با ليكود بازگردد، طبيعتا بايد هزينه سياسي چنين تصميمي را نيز بپذيرد؛ بهخصوص كه بخشي از اعتبار سياسي او در سالهاي اخير بر فاصله گرفتن از نتانياهو استوار بوده است.» خانبيگي درباره گزارشهاي مربوط به گفتوگوهاي پنهاني بنت و نتانياهو نيز خاطرنشان كرد: «به همين دليل، من گزارشهاي مربوط به مذاكرات پنهاني اين دو را نشانه قطعي توافق نميدانم. ممكن است اختلاف بر سر احزاب عرب درنهايت به شكاف ميان مخالفان نتانياهو منجر شود، اما اين شكاف لزوما به معناي شكلگيري يك ائتلاف تازه با ليكود نخواهد بود.»
تاثير موضوع ايران بر مناسبات احزاب و تشكيل كابينه
خانبيگي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير رويارويي احتمالي با ايران بر روند تشكيل كابينه و امكان همصدايي ميان رقباي سياسي در اسراييل گفت: «به نظر من، در موضوع ايران، اختلاف چنداني ميان احزاب اصلي صهيونيستي بر سر اصل مقابله با جمهوري اسلامي وجود ندارد. تقريبا تمام اين جريانها، ايران را تهديدي عليه موجوديت اسراييل ميدانند. آنچه باعث اختلاف شده، نوع مواجهه با ايران و البته اهدافي است كه هر كدام از اين احزاب از چنين تقابلي دنبال ميكنند.» او افزود: «نتانياهو و جريانهاي نزديك به او همچنان بر تغيير حكومت در ايران تاكيد دارند و فشار نظامي را يكي از ابزارهاي رسيدن به اين هدف ميدانند. مساله اينجاست كه بخشي از مخالفان او، به ويژه آيزنكوت، اساسا نسبت به امكان تحقق چنين هدفي از طريق جنگ ترديد دارند. جنگ رمضان نيز نشان داد كه تغيير ساختار سياسي ايران، حتي با وجود يك درگيري نظامي گسترده، به آن سادگي كه برخي در اسراييل تصور ميكردند، امكانپذير نيست. هنوز هم طرح روشني كه بتواند موفقيت چنين اقدامي را تضمين كند، ارايه نشده است.» اين تحليلگر ادامه داد: «البته اين مخالفتها را نبايد به معناي مخالفت با اقدام نظامي عليه ايران دانست. بنت و ليبرمن نيز در اين زمينه مواضع تندي دارند. تفاوت بيشتر در اين است كه برخي جريانها معتقدند بايد از طريق مجموعهاي از فشارهاي سياسي، امنيتي و اقتصادي، توان ايران را در داخل و منطقه محدود كرد. در چنين رويكردي، حتي تشديد شكافهاي داخلي ايران و اقدامات مخرب عليه ظرفيتهاي نظامي و امنيتي آن نيز ميتواند بخشي از گزينههاي مورد بحث باشد، هر چند نميتوان اين اقدامات را سياست اعلامشده همه مخالفان نتانياهو دانست.» خانبيگي درباره نگاه جريانهاي نزديك به نخستوزير اسراييل گفت: «در برابر اين رويكرد، جريانهاي نزديك به نتانياهو بر اين باورند كه ايران در حال تبديل شدن به قدرتي فرامنطقهاي است و اگر امروز مانع آن نشوند، اسراييل در آينده با تهديدي بهمراتب بزرگتر روبهرو خواهد شد.» اين كارشناس روابط بينالملل افزود: «احتمال درگيري مجدد با ايران ممكن است براي مدتي اختلافات سياسي در اسراييل را تحتتاثير قرار دهد، اما الزاما به تشكيل يك دولت مشترك منجر نميشود. احزابي كه بر سر كنار زدن نتانياهو با يكديگر متحد شدهاند، صرفا به دليل اشتراكنظر درباره تهديد ايران، حاضر نخواهند شد تمام اختلافات سياسي خود را كنار بگذارند.»
پيامدهاي سياسي ادعاهاي مداخله خارجي در انتخابات
اين تحليلگر در بخش ديگري از گفتوگو، درباره گزارشهاي مربوط به تلاش تركيه و قطر براي تاثيرگذاري بر انتخابات اسراييل و پيامدهاي احتمالي آن گفت: «اگر فرض را بر صحت اين گزارشها بگذاريم، چنين اقدامي ازسوي تركيه و قطر چندان دور از انتظار نيست. نتانياهو در سالهاي اخير نشان داده كه براي پيشبرد اهداف سياسي و امنيتي خود حاضر است هزينههاي سنگيني را به منطقه تحميل كند. براي كشورهايي مانند قطر و تركيه، ادامه حضور او در قدرت ديگر صرفا يك اختلاف سياسي با اسراييل نيست. حمله به دوحه و تهديدهاي پس از آن، در كنار اختلافات جدي تركيه و اسراييل بر سر سوريه، نشان ميدهد كه دامنه اين تقابل ميتواند مستقيما امنيت اين كشورها را تحت تاثير قرار دهد.» او افزود: «از همين جهت، معتقدم كنار رفتن نتانياهو از قدرت براي آنكارا و دوحه اهميت زيادي دارد و اگر اين دولتها در پي تاثيرگذاري بر نتايج انتخابات اسراييل بوده باشند، بايد انگيزه آنها را در همين نگرانيهاي امنيتي و منطقهاي جستوجو كرد.»
خانبيگي درباره پيامدهاي احتمالي اثبات اين ادعاها گفت: «در صورت اثبات اين اتهامات، پيامدهاي آن بيش از همه در مناسبات داخلي اسراييل آشكار خواهد شد. بعيد ميدانم چنين اتفاقي به ابطال انتخابات منجر شود، اما ميتواند اعتبار و سلامت آن را در هالهاي از ترديد قرار دهد؛ موضوعي كه قطعا ازسوي نتانياهو و متحدانش مورد بهرهبرداري سياسي قرار خواهد گرفت.» اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: «آيزنكوت همين حالا نيز براي جلب رضايت متحدان خود به ائتلاف با احزاب عرب با مشكلات جدي روبهرو است. اثبات دخالت مالي دولتهاي خارجي ميتواند اين اختلافات را عميقتر كند. جريانهاي نزديك به نتانياهو خواهند توانست هرگونه همكاري با احزاب عرب را به نفوذ خارجي پيوند بزنند و مخالفان خود را به همراهي با جريانهايي متهم كنند كه از نگاه آنان ضدصهيونيستي هستند.» او تاكيد كرد: «در چنين شرايطي، حتي اگر نتيجه انتخابات تغييري نكند، موقعيت سياسي احزاب عرب در مذاكرات ائتلافي تحت تاثير قرار ميگيرد و آيزنكوت براي دستيابي به اكثريت با موانع بيشتري مواجه خواهد شد. معتقدم اين دقيقا همان پيامدي است كه ميتواند به سود نتانياهو تمام شود؛ حتي اگر خود او نتواند اكثريت لازم براي تشكيل دولت را به دست آورد.»
تاثير تداوم بنبست سياسي بر محاسبات امنيتي
خانبيگي در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره اينكه آيا طولاني شدن بنبست تشكيل كابينه و احتمال برگزاري انتخابات مجدد ميتواند مانع اقدام نظامي اسراييل با همراهي امريكا عليه ايران شود، يا در فاصله ائتلافسازي و آمادگي براي كارزار دوباره نيز احتمال حمله وجود دارد، گفت: «من اين احتمال را جدي ميدانم، زيرا براي نتانياهو، ادامه بحران امنيتي با ايران صرفا موضوعي مربوط به سياست خارجي نيست. او امروز با بنبست تشكيل دولت روبهرو است و همزمان پرونده قضايياش نيز همچنان جريان دارد. طبيعتا وقوع يك درگيري تازه ميتواند فضاي سياسي داخل اسراييل را تغيير دهد و حتي مساله كنار رفتن او از قدرت را براي مدتي تحت تاثير قرار دهد.» او افزود: «اخيرا نيز بحثهايي در رسانههاي اسراييلي مطرح شده مبني بر اينكه ممكن است در چارچوب توافقي با نقشآفريني هرتزوگ، نتانياهو دو سال ديگر در قدرت باقي بماند و پس از كنارهگيري از سياست، مشمول عفو رياستجمهوري شود. البته دفتر هرتزوگ اين گزارش را تكذيب كرده است و نميتوان از آن به عنوان توافقي قطعي ياد كرد. با اين حال، همين بحثها نشان ميدهد كه آينده سياسي نتانياهو تا چه اندازه با سرنوشت پرونده قضايي او گره خورده است.» اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: «من معتقدم ادامه حضور نتانياهو براي ترامپ نيز اهميت دارد. نتانياهو در سالهاي گذشته نشان داده كه آمادگي دارد هزينه اجراي برخي سياستهاي منطقهاي مشترك با امريكا را بپذيرد و از اين جهت، كنار رفتن او ميتواند محاسبات واشنگتن را پيچيدهتر كند، بهويژه در پرونده ايران كه همچنان يكي از مسائل اصلي سياست خاورميانهاي ترامپ است.» خانبيگي درباره امكان تصميمگيري امنيتي در دوره بنبست سياسي گفت: «براي خود نتانياهو نيز ادامه تقابل با ايران ميتواند به حفظ موقعيت سياسياش كمك كند. فراموش نكنيم كه بنبست تشكيل كابينه به معناي ازدست رفتن اختيارات امنيتي دولت موقت اسراييل نيست. بنابراين، طولاني شدن اين وضعيت را مانع قطعي حمله مجدد به ايران نميدانم. البته آغاز يك جنگ مشترك بدون تصميم و همراهي امريكا امكانپذير نيست و ترامپ نيز در اين زمينه محاسبات سياسي و امنيتي خود را دارد.»