شناسهٔ خبر: 80310379 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

سعيد ليلاز در گفت‌وگو با «اعتماد» پشت‌پرده پيام ۵ ماده‌اي واشنگتن به تهران را واكاوي مي‌كند

بازی شیطانی

چرا امريكا همزمان با تهديد نيروگاه‌ها، دم از مذاكره مي‌زند؟

صاحب‌خبر -

مهدي بيك‌اوغلي

پشت پرده ارسال پيام اخير ونس به محسن رضايي چيست و ايران چگونه بايد با اين فضاي تازه روبه‌رو شود؟ اين پرسش يكي از مهم‌ترين ابهاماتي است كه اين روزها در فضاي شبكه‌هاي اجتماعي جريان دارد. در شرايطي كه انتخابات اسراييل پايان يافته، ماراتن انتخابات رياست‌جمهوري امريكا به واپسين روزهاي خود رسيده، بازار جهاني نفت زير سايه تنش‌هاي تنگه هرمز و تداوم محاصره امريكا ملتهب است و منطقه خاورميانه در وضعيتي با «پايان باز» به سر مي‌برد، پيامي حاوي ۵ گزاره از سوي «جِي‌دي ونس» خطاب به محسن رضايي، دبير شعام ارسال شده است؛ پيامي كه با ادعاي بازگشت به ميز مذاكره مخابره شده، اما همزمان سايه تهديد به تهاجم عليه نيروگاه‌هاي ايران و كشاندن كشور به تاريكي مطلق بر سر منطقه سنگيني مي‌كند. سعيد ليلاز، تحليلگر مسائل راهبردي، در گفت‌وگو با «اعتماد»، با تكيه بر تقدم تحولات ميداني بر ديپلماسي، اهداف واقعي واشنگتن را كالبدشكافي مي‌كند. او معتقد است امريكا پس از ناتواني در دستيابي به اهداف نظامي، اكنون به دنبال زمان خريدن، انحراف افكار عمومي از كارت برنده تنگه هرمز و زمينه‌سازي براي حملات شديدتر است. ليلاز تاكيد مي‌كند كه تنها راهكار خنثي‌سازي اين راهبرد، آماده‌باش كامل نيروهاي نظامي، افزايش تاب‌آوري اقتصادي از طريق رفع موانع داخلي و گره‌گشايي براي فعالان اقتصادي، در كنار تداوم هوشمندانه مذاكرات در بالاترين سطوح است.

 

     در مقطع يك هفته پاياني ماراتن انتخابات امريكا قرار داريم و شرايط كلي منطقه هم همچنان يك سناريوي با پايان باز است. همزمان، قيمت نفت جهاني رو به صعود گذاشته و تنگه هرمز و محاصره همه‌جانبه امريكا كماكان پابرجاست. درست در همين شرايط، پيامي از طرف ونس خطاب به دبير شعام ارسال شده كه گفته مي‌شود ۵ گزاره اساسي در آن قرار گرفته است. تحليل كلي شما از مجموعه اين تحولات چيست؟

اولا، بگويم كه ترامپ در اين مدت به گونه‌اي رفتار كرده كه ديگر در ايران كسي رويش نمي‌شود نسبت به اين رفتارها خوشبيني داشته باشد. من همواره تحولات عيني ميدان را مقدم بر گفت‌وگو و ديپلماسي دانسته‌ام. معتقدم اين ميدان است كه به ديپلماسي وزن مي‌دهد. امريكا امروز طوري منطقه خاورميانه را تبديل به انبار باروت كرده كه انگار قرار است حمله‌اي به ‌مراتب شديدتر از جنگ ۴۰ روزه اتفاق بيفتد. علنا هم اعلام كرده‌اند كه مي‌خواهند بروند سر وقت نيروگاه‌هاي كشور و صراحتا مي‌گويند ايران را به تاريكي مطلق مي‌برند. از بين رفتن 20تا 30درصدي نيروگاه‌هاي ايران هم خسارت بزرگي است و وقوع چنين اقدامي قطعا يك جنايت جنگي تمام ‌عيار به حساب مي‌آيد. اما با همه اين تفاسير، اين فضاسازي‌هاي كاذب براي بحث اصلي ما موضوعيت ندارد، چراكه دست ترامپ براي ايراني‌ها رو شده است. اما ابهام بزرگي كه براي من وجود دارد، اين است: آيا الان پيشنهاد جديد امريكا براي شروع مذاكره متضمن اين است كه محاصره را بردارند يا نه؟

     در چارچوب پيش‌شرط‌هاي رسمي ايران دقيقا همين مطالبه قرار دارد؛ يعني تهران بارها اعلام كرده پيش‌زمينه هر نوع مذاكره‌اي، رفع كامل همان محاصره و اجراي 7پيش شرط ايران است.

اگر غير از اين باشد كه اصلا عاقلانه نيست. اگر محاصره پابرجا باشد، دست بالا را كماكان امريكايي‌ها خواهند داشت. در آن صورت، ايران هم ناگزير خواهد بود كه در تنگه هرمز با شدت عمل كند. در جريان تشنج و تهديد و محاصره كه نمي‌شود مذاكره كرد. امريكايي‌ها اگر واقعا قصد چانه‌زني دارند، بايد محاصره را برداشته و ايران هم تنگه را باز كند تا بشود مذاكره كرد. ابهام بعدي كه در ادامه شكل مي‌گيرد، مساله هسته‌اي است؛ موضع كشور در اين خصوص كاملا قاطع است: ايران هيچ‌گونه محدوديتي بر غني‌سازي خود را قبول نمي‌كند.

     اما ايران همواره اعلام كرده كه قصدي براي استفاده تسليحاتي از دانش هسته‌اي ندارد؛ مگر اينكه شرايط به گونه‌اي رقم بخورد كه دكترين دفاعي ايران تغيير كرده باشد. با اين وصف آيا نمي‌توان در خصوص غني‌سازي صلح‌آميز به يك درك مشترك رسيد يا نظارت‌ها را افزايش داد؟

امروز دستگاه‌هاي اطلاعاتي و نظامي امريكايي رسما اعلام مي‌كنند كه به گونه‌اي تاسيسات هسته‌اي ايران را با بمب‌هاي ۱۴ تني سنگرشكن زير ۵۰۰ ميليون تن خاك دفن كرده‌اند كه گفته مي‌شود جز چين و خود امريكا، هيچ كشور ديگري در طول 10سال آينده حتي نخواهد توانست از اين سايت‌ها خاكبرداري كند. بسيار خب، اگر چنين ادعايي صحت دارد و همه‌ چيز دفن شده، پس امروز ما نمي‌دانيم اصل موضوع چيست و اصلا اين مذاكرات هسته‌اي كه دوباره مطرح مي‌كنند چه معني و مفهومي دارد؟ من مي‌خواهم سعي كنم ذهن امريكايي‌ها را بخوانم و ببينم پشت اين سناريو به دنبال چه چيزي مي‌گردند.

     فكر نمي‌كنيد دونالد ترامپ فقط قصد دارد به يك بهانه‌اي اعلام پيروزي كند تا از اين باتلاقي كه در آن گرفتار شده، رهايي پيدا كند؟

ولي امريكا در جريان آن جنگ ۱۲ روزه ادعا كرد كه اين كار را كرده است. اينها مدعي شدند كه در سايت‌هاي هسته‌اي ايران همه ‌چيز را كاملا از بين برده‌اند. بنابراين اين گزاره جور درنمي‌آيد، مگر اينكه مثلا اطلاعات محرمانه‌اي در دست باشد كه بگويد ظرفيت‌هاي هسته‌اي ايران كاملا از بين نرفته است. اگر تاسيسات هنوز سالم است و كار مي‌كند، سوال بعدي اين است كه چرا بازهم آن مناطق را نمي‌زنند؟ و اگر نابود شده، پس چرا دوباره پرونده مذاكره هسته‌اي را باز كرده‌اند؟ اين يك تناقض جدي در ادعاهاي آنهاست.

     يك روايت ديگر هم مطرح است؛ گفته مي‌شود تنگه هرمز همچنان مهم‌ترين كارت برنده در دستان ايران است، ولي واشنگتن براي اينكه توجه‌ها را از تنگه هرمز پرت بكند، بحث هسته‌اي را وسط مي‌كشد.

ايالات متحده امريكا اگر صرفا به دنبال خروج آبرومندانه بود، همين الان هم مي‌توانست اعلام پيروزي بكند. از اينجا به بعد ديگر ماجرا وارد جنگ روايت‌ها مي‌شد؛ يعني امريكايي‌ها مي‌توانستند روايت‌هاي هاليوودي پيروزي قطعي خودشان را بسازند و به خورد افكار عمومي بدهند. بعد از آن هم محاصره ايران را برمي‌داشتند و ايران هم متقابلا تنگه را باز مي‌كرد و بحران فيصله مي‌يافت. به همين دليل است كه مكررا مي‌گويم من درك نمي‌كنم چرا در اين مقطع زماني خاص مي‌آيند و بحث مذاكره را پيش مي‌كشند؟من يك سوال بسيار مشخص دارم؛ اين سوال را از شما، از تمام ديپلمات‌ها و از تمام ناظران جهاني مي‌پرسم: اگر امريكايي‌ها واقعا در ادعاي خود صادق هستند و مي‌خواهند به يك توافق هسته‌اي برسند، براي دستيابي به اين توافق هسته‌اي كافي است رسما اعلام كنند كه ما برگشتيم به برجام؛ غير از اين است؟ چرا راه دور مي‌روند؟

     ترامپ كه هيچ‌ وقت حاضر به انجام اين كار نمي‌شود، چون بازگشت به آن چارچوب به معناي پذيرش توفيق اوباما خواهد بود. ترامپ مي‌خواهد هر توافقي را تماما به نام خودش تمام كند.

ابهام دقيقا همين ‌جاست برادر من. خود امريكا مدعي است كه همه ظرفيت‌هاي هسته‌اي ايران را نابود كرده و از بين برده است؛ در ادامه هم كه مثل نمونه ليبي مي‌توانند با هر نوع فعاليت هسته‌اي دوباره ايران مقابله كنند و آن را نابود سازند.با اين اوصاف، من مي‌گويم علت اينكه امريكايي‌ها در چنين شرايطي اصرار دارند ايران را بكشند پاي ميز مذاكره چيست؟ چه هدفي را پشت اين دعوت پنهان كرده‌اند؟

     شما تحليل‌تان چيست؟ فكر مي‌كنيد علت اين اصرار چيست؟

من فكر مي‌كنم كه اساسا هيچ مذاكره واقعي در كار نيست. اينها صرفا دنبال اين هستند كه زمان بخرند؛ فكر مي‌كنند كه جمهوري اسلامي خودش به مرور زمان خشك مي‌شود و مي‌افتد! امريكايي‌ها نه مي‌خواهند تحريم‌ها را بردارند و نه اراده‌اي دارند كه محاصره را بردارند. كما اينكه نه اوباما اين تحريم‌ها را برداشت و نه ترامپ برمي‌دارد. اينها با خودشان فكر مي‌كنند كه ما در بحران‌هاي اقتصادي و چالش‌هاي خودمان گرفتار مي‌شويم و از پا درمي‌آييم. البته اين تصورشان هم از يك جهت غلط نيست، چون تصور من اين است كه مهم‌ترين و خطرناك‌ترين دشمن جمهوري اسلامي، تناقض‌هاي دروني خودش است. امريكايي‌ها اصلا نمي‌خواهند به ماندن جمهوري اسلامي كمك كنند و حالا هم كه مي‌گويند آقا بياييد مذاكره كنيم، صرفا به اين دليل است كه از نظر نظامي به بن‌بست كامل رسيده‌اند.‌اي كاش آقايان عراقچي، ظريف، نبوي، كرباسچي و هر پيغمبري كه فكر مي‌كند در اين موقعيت مذاكره خوب است، بيايند و براي مردم توضيح بدهند كه امريكا الان چرا و به چه دليلي بايد به ايران براي دور شدن از مشكلاتش كمك كند؟

     با اين منطق، آيا شما مي‌گوييد اساسا نبايد به سمت مذاكره برويم و بايد درهاي گفت‌وگو را بست؟

اشتباه نشود؛ ببينيد، مذاكره را كه حتما بايد بكنيم، براي اينكه اولا، ايران به ديپلماسي احتياج دارد. ثانيا، مديريت افكار عمومي داخلي بسيار مهم است و ما به هيچ‌وجه نمي‌توانيم افكار عمومي جهاني را هم ناديده بگيريم. شما همواره بايد موضع رسمي‌تان اين باشد و به دنيا بگوييد كه ايران در هر لحظه‌اي آماده مذاكره است. اصلا من نكته‌اي را به شما بگويم كه الان ديگر يواشكي هم نيست؛ از دوره بايدن به اين طرف، ايران حتي براي يك ثانيه هم مذاكرات را متوقف نكرده است. كانال مذاكرات، چه مستقيم و چه غيرمستقيم، هميشه ادامه داشته است. شما آقاي بيك، خودتان بهتر مي‌دانيد كه اين دست مذاكرات مستقيم و غيرمستقيم در خيلي از برهه‌ها يك امر تاكتيكي و فرماليته است؛ بنابراين روند مذاكره هميشه برقرار بوده. نقطه ابهام من چيز ديگري است؛ مگر ترامپ ادعا نمي‌كند كه من تاسيسات ايران را از بين بردم؟ پس چرا دوباره بحث مذاكرات راجع به مساله هسته‌اي را به ميان مي‌كشد؟ دو دليل دارد: اول اينكه مي‌خواهد در افكار عمومي بگويد ايران حاضر به مذاكره و تفاهم نيست تا از اين طريق براي خودش فرصت و توجيه حملات شديدتر نظامي ايجاد كند. دوم اينكه اگر واقعا بخش هسته‌اي ايران را نزده‌اند يا ناتوان بوده‌اند، از اينجا به بعد ماجرا براي من قابل درك نيست كه چه چيزي در ذهن دارند.

     آيا نمي‌شود اين‌طور تحليل كرد كه امريكا صرفا مي‌خواهد به شكلي از اين مخمصه نجات پيدا بكند؟ به هر حال فشارهاي فزاينده كشورهاي منطقه و همين‌طور كشورهاي فرامنطقه‌اي مثل اروپا هم روي كاخ سفيد بسيار اثرگذار است.

اين ايده اگر واقعا ريشه در واقعيت داشت-كه تحليل درستي هم هست- دو ماه پيش بايد اتفاق مي‌افتاد.  بعد هم مي‌گفت: خيلي خب، آقا من جنگ را بردم و حالا از منطقه بيرون مي‌روم؛ ما محاصره را برداشتيم، شما هم متقابلا تنگه را باز كنيد و قضيه تمام! اما اين كار را نكردند.

     يعني هيچ وزني براي تصميمات ناگهاني و حماقت‌هاي ترامپ قائل نيستيد؟

پاي ظرفيت‌هاي كلان نظامي و راهبردي جمهوري‌خواهان وسط است. مگر مي‌شود همه‌ چيز را به يك فرد خلاصه كرد؟ آنجا با اين همه تئوريسين، تشكيلات نظامي و انديشكده دارند تصميم مي‌گيرند. در مورد حماقت نتانياهو توجه كنيد؛ نظامي‌هاي اسراييلي اجازه ندادند كه نتانياهو جنگ را دوباره آغاز كند. فرماندهان نظامي اسراييل مستقيما با امريكا تماس گرفتند و جلوي ماجراجويي نتانياهو را گرفتند. در مورد ساختار تصميم‌گيري امريكا اما چنين چيزي اصلا مشاهده نمي‌شود.

     يك ابهام و سوال مهم ديگر هم كه در محافل مطرح مي‌شود، درباره زمان دستيابي به هرگونه توافق است؛ اينكه اگر قرار باشد بالاخره ما به يك درك مشترك با امريكا برسيم، اين درك مشترك بايد تا قبل از روز سه‌شنبه انتخابات امريكا حاصل بشود يا بعد از انتخابات؟

زمان اثر گذاشتن واقعي روي انتخابات امريكا تيرماه بود؛ همان موقعي كه تفاهم اسلام‌آباد امضا شد تا ظرف دو ماه كاري كنند كه قيمت‌هاي سوخت و بنزين در كل دنيا و در داخل امريكا پايين بيايد و ترامپ پز مهار تورم بدهد. اما ديديد كه نه ايران زير بار اين ماجرا رفت و نه روسيه حاضر به همراهي شد و يك نكته يواشكي هم به شما بگويم: حتي خود اروپايي‌ها هم دوست نداشتند قيمت سوخت پايين بيايد تا ترامپ برنده شود! بله، اين دفعه خود اروپايي‌ها هم در يك همراهي نامحسوس با ايران و روسيه، خواستار شكست انتخاباتي ترامپ شدند.

     مكانيسم اين بازي و ورود اروپايي‌ها به منازعه چطور رخ داد و به چه شكلي پياده شد؟

اين بازي دقيقا از طريق اوكراين و شخص زلنسكي رخ داد. در اين مدت هر قدر امريكايي‌ها به دولت اوكراين فشار آوردند كه براي جلوگيري از جهش قيمت نفت، به پالايشگاه‌ها و تاسيسات نفتي روسيه حمله نكن، زلنسكي با اتكا به پشتيباني‌هاي اروپا زير بار اين حرف نرفت و گوش نكرد. درست به همين دليل است كه الان امريكايي‌ها دارند علنا مي‌گويند زلنسكي ديگر مهره سوخته است و بايد از قدرت بركنار شود. امروز ترس و دغدغه اصلي من اين است كه امريكا خشم ناشي از اين ناكامي‌ها را با يك رويكرد تهاجمي به مرحله اجرا درآورد. الان هم كه رسما در پيام‌هايشان به نحوي خط‌ونشان كشيده‌اند كه كاملا پيداست منظورشان از مذاكرات هسته‌اي، چيزي جز تسليم كامل ايران نيست.

     منظورتان از اين مقطع خطرناك، همان فاصله يك ‌ماهه بين پايان انتخابات تا آغاز دوره جديد كنگره و سناست؟

بله، دقيقا در همين حدفاصل برزخي.

     يعني فكر مي‌كنيد ممكن است دست به حماقت بزنند و نيروي زميني پياده كنند؟

خير، به نظر من امريكا هرگز جرات رويارويي با ايران روي زمين را نخواهد داشت. كاري ممكن است انجام بدهند، اين است كه بخواهند زيرساخت‌ها را از بين ببرند. البته در اين صورت، حساب كار دستشان هست؛ ايران هم بلافاصله مي‌زند و تمامي زيرساخت‌هاي نظامي و نفتي منطقه را نابود مي‌كند.

     براي جلوگيري از اين جنون نظامي امريكاي مدل ترامپ، جمهوري اسلامي دقيقا چه راهبردهايي را بايد در پيش بگيرد؟

راهبرد اصلي كشور كاملا مشخص است: يك بال آن، اين است كه دست نيروهاي نظامي ايران همواره و بدون كوچك‌ترين تعللي بايد روي ماشه باشد و از طرف ديگر، اقتصاد بايد توانمند شود، آن هم دايما و روزبه‌روز. امريكايي‌ها در اين مدت خيلي تلاش كردند تا مرزهاي ما را با همسايگان ببندند، اما نه عراق و نه پاكستان زير بار اين خواسته نرفتند. هر دو رسما به واشنگتن گفتند اگر مرزها بسته شود، ما خودمان بيشتر از ايران آسيب مي‌بينيم. متاسفانه درد اينجاست كه برخي مشكلات وجود دارد كه خارجي‌ها پديد نمي‌آورند، اما همين معضلات و سنگ‌اندازي‌هاي داخلي براي فعالان اقتصادي كشور محدوديت شديد ايجاد مي‌كند. ما بايد اين مشكلات داخلي خودمان را حل كنيم. اگر شما اقتصاد را سامان بدهيد و تاب‌آوري كشور را افزايش بدهيد، خودِ امريكايي‌ها ناچار مي‌شوند پاي ميز مذاكره بيايند. اينكه امروز ونس پيام مي‌دهد و درخواست مذاكره دارند، يعني در ميدان فهميده‌اند كه تاب‌آوري اقتصاد ايران در برابر ضربات آنها بسيار بيشتر از محاسباتشان بوده است. آنها هنوز دنبال تسليم كامل ايران هستند، نه مصالحه برابر. اين اصل را ما بايد به خوبي درك كنيم؛ واشنگتن تا زماني كه نفهمد محاصره، تحريم و فشارهاي نظامي روي اراده ملت ايران جواب نمي‌دهد، هرگز تن به يك مصالحه عادلانه نخواهد داد.

 

 

∎​