به گزارش ایسنا، در فاصله حدود سهونیم کیلومتری تختگاه تخت جمشید (در استان فارس) و در میان مزارع کشاورزی، بقایای بنایی قرار دارد که سالها زیر خاک پنهان مانده بود؛ سازهای خشتی و آجری که کاوشهای باستانشناسی، آن را بهعنوان یک دروازه یادمانی از دوره هخامنشی شناسایی کردهاند. این محوطه که امروز «تُل آجری» نامیده میشود و اکنون آن را به نام «دروازه کوروش» معرفی میکنند، پیش از تختجمشید و برای کاخ فیروزی که امروزه تقریبا تخریب شده، در محوطه شهر باستانی پارسه و در زمان کوروش بزرگ ساخته شده است.
کاوشهای مشترک باستانشناسان ایرانی و ایتالیایی در این محوطه از سال ۲۰۱۱ میلادی آغاز شد. نتایج پژوهشهای منتشرشده درباره تل آجری، بنایی با ابعاد تقریبی ۳۹ در ۲۹ متر را معرفی میکند که دیوارهای آن با خشت و آجر ساخته شده و بخشهایی از نمای آن با آجرهای لعابدار و نقشبرجسته تزئین شده بود. پژوهشگران این بنا را متعلق به نیمه دوم سده ششم پیش از میلاد و دوره هخامنشی آغازین میدانند.
آنچه تل آجری را از بسیاری از بقایای معماری پیرامون تخت جمشید متمایز میکند، حجم قابل توجه آجرهای لعابدار و تنوع نقوش تزئینی آن است. به گفته علیرضا عسگری چاوردی، باستانشناس و از اعضای پروژه کاوش این محوطه، در جریان کاوشها بیش از ۱۰ هزار قطعه آجر لعابدار به دست آمده است که بخشی از آنها در بازسازی پنلهای تزئینی بنا مورد استفاده قرار میگیرند.
این آجرها در رنگها و نقشهای مختلف ساخته شده بودند و در کنار نقوش گیاهی، تصاویر جانوران اسطورهای را نیز در بر میگرفتند. بقایای بهدستآمده نشان میدهد که آجرهای لعابدار بخشی از نمای معماری بنا بودهاند؛ نمایی که احتمالاً در روزگار آبادانی، جلوهای رنگین و چشمگیر داشته است.

پلان بنا یک فضای مرکزی مستطیلشکل را نشان میدهد که از دو راهرو در دو سوی مقابل به آن دسترسی وجود داشته است. فضای داخلی حدود ۸ متر عرض و ۱۴٫۳۶ متر طول داشته و راهروها تقریباً ۴٫۵۶ متر عرض و ۱۲٫۳۶ متر طول داشتهاند. در امتداد دیوارهای فضای مرکزی نیز سکوهای کوتاهی شناسایی شدهاند.
پژوهشهای تخصصی درباره فناوری ساخت آجرها و ترکیب لعابهای آنها نیز نشان داده است که سازندگان از روشهای پیشرفتهای برای تولید رنگها و پوششهای تزئینی استفاده میکردند. در بررسیهای آزمایشگاهی، موادی مانند ترکیبات آنتیموان برای ایجاد رنگ سفید و زرد و ترکیبات کبالت و مس برای تولید طیفهای آبی و سبز شناسایی شدهاند.
آجرهای لعابدار شناسایی شده در تُل آجری
آجرهای لعابی یافتهشده از تل آجری و نمونههای بازآفرینی شده
به گفته عسگری چاوردی، روی برخی آجرها نشانههایی وجود دارد که احتمالاً برای تعیین جایگاه هر قطعه در زمان نصب به کار میرفتهاند. او شمار گونههای شناساییشده این نشانهها را حدود ۱۸۰ نوع اعلام میکند. چنین علامتهایی میتوانسته به استادکاران کمک کند تا آجرهای دارای نقشهای پیوسته را با ترتیب درست کنار یکدیگر قرار دهند.
یکی از مهمترین ویژگیهای تل آجری، شباهت نقوش و شیوه تزئین آن با دروازه ایشتار در بابل باستان (عراق) است؛ دروازهای یادمانی که در دوره نبوکدنصر دوم، پادشاه بابل نو، ساخته شد و با آجرهای لعابدار و نقش جانوران اسطورهای شناخته میشود. بخش بازسازیشده این دروازه امروز در موزه پرگامون برلین نگهداری میشود.
در تل آجری نیز قطعاتی با نقوش برجسته و لعابدار کشف شدهاند که از نظر سبک و شمایلنگاری با تزئینات دروازه بابل قابل مقایسهاند. این شباهتها، بهویژه در نقش جانوران اسطورهای و نوارهای تزئینی گیاهی، از وجوه مهم پژوهش درباره این محوطه است.
بخش بازسازیشده دروازه ایشتار بابل که در موزه پرگامون برلین نگهداری میشود. پژوهشگران بر این باورند میان معماری این دروازه و دروازه کوروش (تل آجری) پیوند هنری و معماری مشاهده میشود.
در میان نقوش شناختهشده هنر بینالنهرین، جانوری اسطورهای به نام «موشخوشو» جایگاه ویژهای دارد. این موجود ترکیبی که در هنر بابل باستان با خدای مردوک ارتباط دارد، در تصاویر شناختهشده دروازه ایشتار دیده میشود. شباهت برخی قطعات تصویری تل آجری با این سنت هنری، امکان مقایسهای مهم میان دو مجموعه را فراهم کرده است.


آجرهای لعابدار در تل آجری
این شباهتها به معنای یکسان بودن کامل دو بنا نیست، بلکه نشان میدهد که سنتهای هنری و فنون ساخت آجرهای لعابدار در شکلگیری معماری یادمانی دوره هخامنشی نقش داشتهاند. پژوهشهای علمی نیز بر پیوندهای نزدیک میان آجرهای تل آجری و نمونههای بابل تأکید کردهاند.
کتیبههایی که از یک دروازه خبر میدهند
از دیگر یافتههای مهم تل آجری، قطعات آجرهای لعابداری است که نشانههایی به خط میخی بر آنها دیده میشود. پژوهشگران و باستانشناسان در بررسی این قطعات، شباهتهایی میان نشانههای باقیمانده و کتیبههای شناختهشده در معماری یادمانی بابل یافتهاند.
در مقالهای علمی که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، دو قطعه تازه از کتیبههای میخی کشفشده در لایههای آوار بنا بررسی شدهاند. یکی از نشانههای باقیمانده بر این قطعات، علامتی است که در زبان اکدی میتواند به معنای «در» یا «دروازه» باشد. این یافته در کنار نقشه معماری و تزئینات بنا، از تفسیر تل آجری بهعنوان یک دروازه یادمانی پشتیبانی میکند.


با این حال، قطعات کتیبهای محدود و ناقصاند و نمیتوان از آنها نام اصلی بنا یا هویت قطعی بانی آن را نتیجه گرفت. آنچه تاکنون روشن شده، اهمیت این شواهد در شناخت کارکرد معماری و ارتباط هنری تل آجری با سنتهای بینالنهرین است.
آیا دروازه به دستور کوروش ساخته شد؟
تل آجری به مناسبت روز کوروش هفتم آبانماه، پرسشی تاریخی را نیز پیش روی پژوهشگران قرار میدهد؛ آیا این دروازه در دوره فرمانروایی کوروش بزرگ ساخته شد و میتوان آن را به برنامههای معماری او پس از فتح بابل نسبت داد؟
عسگری چاوردی باستانشناسی که در این محوطه کاوش و پژوهش کرده است، ساخت این بنا را به دوره فتح بابل به دست کوروش نسبت میدهد و معتقد است که الگوهای معماری و تزئینی آن با سنتهای بابلی ارتباط نزدیکی دارند. او همچنین احتمال میدهد که آشنایی کمبوجیه، پسر و جانشین کوروش، با سنتهای بابل و حضور استادکاران آشنا با این سنتها در شکلگیری بنا نقش داشته باشد.
باستانشناسان موادی شبیه به قیر را در میان خشتها و آجرها در تل آجری شناسایی کردهاند.
پژوهشهای منتشرشده، تل آجری را متعلق به دوره هخامنشی آغازین و نیمه دوم سده ششم پیش از میلاد میدانند، اما این تاریخگذاری بهتنهایی ثابت نمیکند که ساخت بنا به فرمان مستقیم کوروش انجام شده یا کمبوجیه معماران بابلی را برای اجرای آن فراخوانده است و به کاوش و پژوهشهای بیشتر نیاز است.
شهر پیرامون تخت جمشید
اهمیت تل آجری تنها در معماری خود بنا خلاصه نمیشود. این محوطه در محدودهای قرار دارد که بررسیهای باستانشناسی در آن به شناسایی آثار متعدد معماری و شواهدی از فعالیتهای انسانی انجامیده است.
به گفته عسگری چاوردی، هدف اولیه پروژه «از کاخ تا شهر» این بود که روشن شود تختگاه تخت جمشید و بناهای سلطنتی آن چه ارتباطی با محیط پیرامونی خود داشتهاند و آیا باید آنها را بخشی از مجموعهای گستردهتر دانست یا محدودهای مستقل.

بررسیهای ژئوفیزیکی و کاوشهای بعدی، به شناسایی بقایای بناها و مسیرهای آبی در پیرامون تختگاه انجامیدند. این باستانشناس از آثاری سخن میگوید که میتوانند با فعالیتهای هنری و صنعتی، از جمله ساخت زیورآلات، رنگسازی و فلزکاری، ارتباط داشته باشند.
به گفته او، آثار باستانی در محدوده باغ فیروزی و مسیر میان تختگاه و تل آجری، تصویری گستردهتر از فعالیتهای انسانی در پیرامون پارسه ارائه میکنند. با این حال، تعیین کارکرد دقیق هر بنا و میزان ارتباط آن با دروازه، به بررسی نقشههای کاوش و شواهد مستقل و البته ادامه کاوشهای باستانشناسی نیاز دارد.
دروازه چرا تخریب شد؟
بخش مهمی از آجرهای تزئینی تل آجری در طول زمان از جای خود خارج شدهاند و بقایای بنا زیر لایههای خاک و آوار قرار گرفتهاند. با این حال، رد پیها، بخشهایی از سازه خشتی و شواهد باقیمانده از دیوارها، امکان شناسایی نقشه اصلی بنا را فراهم کردهاند.


درباره علت تخریب دروازه نیز پرسشهایی وجود دارد. عسگری چاوردی از شواهدی سخن میگوید که به اعتقاد او احتمال وقوع زلزله را مطرح میکنند. البته که چنین فرضیهای به شواهد تاریخی و باستانشناختی گستردهتری نیاز دارد.
برای آنکه تل آجری که در میان مزارع پنهان شده، در معرض بازدید عموم قرار گیرد، برنامههایی پیشنهاد شده بود مثلاً ایجاد مسیر دسترسی و یا ساخت سایت موزه که هنوز هیچیک اجرا نشده و بسیاری که برای دیدن تخت جمشید و پاسارگاد به شیراز سفر میکنند هنوز از وجود یکی از مهمترین نمونههای معماری یادمانی آغاز دوره هخامنشی که به کوروش بزرگ نیز نسبت داده شده است، اطلاع ندارند.

تل آجری (دروازه کوروش) در فاصله حدود سهونیم کیلومتری تختگاه تخت جمشید
تل آجری بیش از آنکه پاسخی قطعی به همه پرسشهای مربوط به تاریخ آغازین پارسه و هخامنشی باشد، محوطهای است که شواهد معماری، تزئینات و کتیبههای آن امکان بازنگری در شناخت ما از پیوندهای هنری ایران و بینالنهرین را فراهم میکند؛ دروازهای که هنوز بخشی از رازهای تاریخی خود را حفظ کرده است و نیاز به کاوش و پژوهش باستانشناسی بیشتری دارد.
انتهای پیام