شناسهٔ خبر: 80296963 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

در برنامه نمایش و تحلیل مستند «هنوز...» مطرح شد؛

مستندهای تاریخی با فراموشی می‌جنگند

تهران- ایرنا- منتقد تئاتر با تاکید بر اینکه مستندهای تاریخی با فراموشی می‌جنگند، گفت: تاریخ ممکن است خشک و بی‌روح باشد ولی با اتکا به خاطره زنده می‌شود.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، برنامه نمایش و تحلیل مستند «هنوز...» ساخته مهرداد صادقی در شصتمین برنامه از سلسله جلسات فیلم‌تئاترهای سینماتک خانه‌ هنرمندان ایران، عصر چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری با اجرای علی افشار برگزار شد.

سیدحسین رسولی منتقد تئاتر، پس از تماشای این مستند آرشیوی با محوریت تئاتر اصفهان و روایت زنانه‌ آن، با ابراز علاقه به تاریخ تئاتر بیان کرد: این مستندهای آرشیوی و سوژه‌های زنانه که روایتی ستایش‌آمیز دارند و به جای انتقاد و افشاگری، ستایش را محور قرار می‌دهند، برای من بسیار جذاب هستند و در این مستند نیز از روایت اثر در اصفهان و دوره‌ خوش تاریخی آن لذت بردم.

او با اشاره به پیوند عمیق خود با تئاتر و نگارش یادداشت‌هایی درباره‌ تاریخ تئاتر ایران، افزود که فرم فیلم و روایت آرشیوی آن فضایی دلنشین آفریده است.

رسولی با اشاره به رویکرد خود در مواجهه با تاریخ و حافظه بیان کرد: جمله‌ معروف میلان کوندرا که می‌گوید مبارزه، مبارزه‌ خاطره و فراموشی است، همیشه برای من تعریف درستی از مستند بوده است. زیرا مستندهای تاریخی واقعاً با فراموشی می‌جنگند و در حالی که تاریخ ممکن است خشک و بی‌روح باشد ولی با اتکا به خاطره زنده می‌شود.

کار کارگردان مستند شباهت زیادی به تهیه‌ نوارهای گلچین قدیمی دارد

رسولی درباره‌ ماهیت آرشیو و رویکرد مستندسازی در انتخاب و چینش اسناد بیان کرد: آرشیوها همان‌طور که خاطره را حفظ می‌کنند، دست به حذف نیز می‌زنند و کار کارگردان مستند شباهت زیادی به تهیه‌ نوارهای گلچین قدیمی دارد که از میان گزینه‌های مختلف دست به انتخاب می‌زند.

او با اشاره به منابع آرشیوی به‌کاررفته در فیلم افزود: این مستند اکنون به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ تئاتر اصفهان و خانواده‌ رجایی تبدیل شده است، اما این پرسش همواره مطرح است که در مواجهه با نظرات سوژه و خانواده‌اش، کارگردان تا چه اندازه ناچار به اعمال حذف یا اضافه در تدوین نهایی شده است.

کارگردان «هنوز...» در پاسخ به پرسش مطرح‌شده درباره‌ میزان اعمال‌نظر خانواده‌ سوژه و چالش‌های تدوین توضیح داد: خانواده‌ زنده‌یادان علی‌محمد رجایی و ژاله رجایی سخت‌گیری خاصی روی حذف یا اضافه کردن بخش‌ها نداشتند و وقتی به آنها گفتم این روند واقعیت زندگی شماست، مرا در آزادی کامل قرار دادند.

عکس، ابزار بسیار قدرتمندی برای بازی با حافظه است

مهرداد صادقی کارگردان مستند، درباره‌ روند ساخت این اثر و مواجهه‌اش با سوژه بیان کرد: جذابیت اصلی کار برای من در این بود که با وجود سابقه و تدریس در حوزه‌ تئاتر، ترجیح دادم پیش از شروع کار اطلاعات زیادی کسب نکنم و مانند کسی که چیزی نمی‌داند وارد ماجرا شوم تا همان کنجکاوی و هیجان اولیه حفظ شود.

او با اشاره به مضمون‌محوری مستند افزود: در جریان ساخت این اثر، موضوع فراموشی به شکلی عمیق خودش را نشان داد؛ ژاله رجایی دچار فراموشی شده بود و هم تصاویر و حافظه‌ تئاتری اصفهان در حال محو شدن بود که این ویژگی فضایی شبیه به از دست رفتن حافظه‌ جمعی را تداعی می‌کرد.

کارگردان مستند درباره‌ بازسازی تجربه‌ زیسته‌ گذشته و نحوه‌ مواجهه با اسناد آرشیوی توضیح داد: تلاشم بر این بود که اجراها و بازی‌های ۷۰ تا ۸۰ سال پیش صرفاً روایت نشوند، بلکه به عنوان بازنمایی یک آرشیو تجربه‌شان کنیم و زندگی جریان داشته باشد.

او با اشاره به نحوه‌ برخورد با عکس‌ها و مدارک قدیمی افزود: وقتی عکس آرشیوی را دست می‌گیریم و مدت‌های زیادی به جزئیات آن نگاه می‌کنیم، اطلاعات موجود در خود عکس و نشانه‌های روی آن به بخشی از تجربه‌ زیسته‌ آدم تبدیل می‌شود. زیرا عکس ابزار بسیار قدرتمندی برای بازی با حافظه است.

محدودیت‌های دسترسی به برخی اسناد آرشیوی

صادقی، کارگردان مستند «هنوز...» در واکنش به بحث پیرامون مرز میان هنر و کالا در دنیای امروز بیان کرد: این پرسش که آیا آنچه خلق می‌کنیم هنر است یا کالا، پاسخی قطعی ندارد و من ترجیح دادم آن را به عنوان یک پرسش باز در اثر مطرح کنم اما در این زمینه رجوع به آرای هایدگر در کتاب «سرآغاز کار هنری» راهگشاست.

او همچنین به محدودیت‌های دسترسی به برخی اسناد آرشیوی اشاره کرد و گفت: برخی عکس‌ها و اسناد بسیار ارزشمند موجود بود که یکی از پژوهشگران که درحال تدوین کتابی از تاریخ تئاتر اصفهان است، از انتشار آن‌ها تا زمان چاپ کتاب خود ممانعت کرد و همین محدودیت‌های اخلاقی و حقوقی، دست ما را در استفاده از برخی آرشیوهای نجات‌یافته از نابودی بست.

علی افشار مجری برنامه، با اشاره به ماندگاری محتوای جلسه در رسانه گفت: مطالب مطرح‌شده در این جلسه که به همت انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر و خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود، در آرشیو رسانه باقی می‌ماند و از این پس می‌تواند به عنوان یک مرجع در دسترس قرار بگیرد و چنین حرکت‌هایی خود نوعی محافظت از تاریخ تئاتر است.

آن‌ها هرگز حرمت و قداست تئاتر را از دست ندادند

مزدا عسکری فرزند زنده‌یاد ژاله رجایی، با یادآوری فشارها و سختی‌های زندگی هنری مادرش بیان کرد: با وجود همه‌ فشارها، آن‌ها هرگز حرمت و قداست تئاتر را از دست ندادند و این تاثیر عمیق را می‌شد به‌واسطه‌ چهره و منش آن‌ها در طول سالیان دراز به‌وضوح دید.

او با اشاره به عشق بی‌حد پدرش به صحنه افزود: پدرم همه‌ زندگی‌اش را در تئاتر می‌دید و وقتی روی صحنه می‌رفت، آدم دیگری می‌شد؛ چنان‌که زنده‌یاد وحدت درباره‌اش می‌گفت او روی صحنه زندگی می‌کرد و ضرب‌المثلی بود که می‌گفت هرکس با خاک صحنه درگیر شود، چنان در بند آن می‌افتد که تا آخر عمر در تئاتر می‌ماند.

عسکری با یادآوری حضور چهره‌های نامدار تئاتر در اصفهان و تأثیر مکتب‌هایی چون تئاتر نوشین افزود: بزرگانی مانند زنده‌یاد نوشین و حضور چهره‌هایی چون شهلا ریاحی در اصفهان پایه‌گذار فضایی جدی بودند و بازیگرانی چون پدرم با چنان دقتی روی صحنه جزئیات را اجرا می‌کردند که هنرمندان بزرگی مانند آقای حریرچیان همواره از او با عنوان استاد و «بابا رجایی» یاد می‌کردند.

این مستند روایتی است از زندگی ژاله رجایی، پیشکسوت فقید و از پیشگامان تئاتر اصفهان. تئاتر اصفهان با پیشینه ۱۰۰ ساله خود، مدیون هنرمندان توانایی ست که ذره‌ذره با فداکاری‌های بی‌دریغ، شمع صحنه را روشن نگاه داشتند. علی‌محمد رجایی و دخترانش نمونه بی‌بدیل این فداکاری در مطلع تئاتر اصفهان بودند که در نمایش و غنای اجراهای فاخر اصفهان نقشی به‌سزا ایفا کردند.

∎​