فرارو- لیلی نقولا، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در المیادین
به گزارش فرارو به نقل از المیادین، در شرایطی حساس از نظام بینالملل که جنگ اوکراین، گسترش راستگرایی پوپولیستی در غرب، تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه، جنگ تجاری آمریکا و چین و رقابت بر سر شکل آینده نظم جهانی همزمان جریان دارند، انتخابات ریاستجمهوری برزیل به رویدادی فراتر از یک رقابت سیاسی داخلی تبدیل شده است.
لولا دا سیلوا در دور دوم انتخاباتی سرنوشتساز، با کسب حدود ۵۱٫۸ درصد آرا در برابر ۴۸٫۲ درصد آرای فلاویو بولسونارو، برای چهارمین بار و البته بهصورت غیرمتوالی به ریاستجمهوری رسید. اهمیت این نتیجه را باید در چارچوب تحولات ژئوپلیتیکی جهان و رقابت قدرتهای بزرگ بررسی کرد.
مهار تغییرات ژئوپلیتیکی در آمریکای لاتین
پیروزی لولا در شرایطی رقم خورد که تحولات سال جاری از جمله رویدادهای ونزوئلا و عملیات نظامی منجر به بازداشت نیکلاس مادورو و همسرش، این تصور را تقویت کرده بود که آمریکا بار دیگر ابتکار عمل را در آمریکای لاتین به دست گرفته است.
اهمیت پیروزی لولا در آن است که مانع از قرارگرفتن کامل بزرگترین کشور آمریکای جنوبی در اردوگاه واشنگتن میشود. برزیل نزدیک به نیمی از وزن اقتصادی و سیاسی آمریکای جنوبی را در اختیار دارد و موضع آن بر توازن قدرت در سراسر منطقه تأثیر میگذارد. از این منظر، نتیجه انتخابات نشان میدهد که آمریکای لاتین همچنان عرصه رقابت میان قدرتها و طرحهای ژئوپلیتیکی مختلف باقی خواهد ماند و جهتگیری راهبردی آن هنوز بهطور کامل به سود یک محور تعیین نشده است.
تقویت ایده جهان چندقطبی
لولا دا سیلوا از مدافعان برجسته نظم چندقطبی است و با بازگشت به نظامی که در آن آمریکا بهتنهایی قدرت مسلط باشد، مخالفت میکند. برزیل در دورههای پیشین ریاستجمهوری او نیز برای تقویت جایگاه گروه بریکس و افزایش نقش قدرتهای نوظهور در مدیریت مسائل بینالمللی تلاش کرده بود. بنابراین، پیروزی او را میتوان نشانهای از تداوم تلاشها برای توزیع مجدد قدرت در نظام جهانی دانست؛ تلاشی که هدف آن افزایش نقش کشورهای خارج از محور سنتی قدرتهای غربی است.
تقویت جایگاه بریکس
برزیل در کنار چین، هند، روسیه و آفریقای جنوبی از پایههای اصلی گروه بریکس به شمار میرود. با انتخاب مجدد لولا، احتمال ادامه تلاشهای این گروه برای اصلاح نظام مالی جهانی، افزایش نقش اقتصادهای نوظهور و یافتن سازوکارهایی برای کاهش وابستگی به نهادهای مالی سنتی غربی تقویت میشود.
تحریمهای گسترده اعمالشده علیه روسیه و ایران در سالهای اخیر نیز بسیاری از کشورها را به بررسی راههای جایگزین در تجارت و مبادلات مالی سوق داده است. در چنین شرایطی، بریکس میتواند به بستری برای گسترش همکاریهای اقتصادی و کاهش آسیبپذیری اعضا در برابر فشارهای خارجی تبدیل شود.
چالش برای راستگرایی پوپولیستی
انتخابات برزیل در فضایی برگزار شد که جریانهای محافظهکار و پوپولیست در بخشهای مختلف جهان از جمله در میان متحدان سیاسی دونالد ترامپ، نفوذ بیشتری پیدا کردهاند. فلاویو بولسونارو نیز نماینده ادامه همین گرایش سیاسی در آمریکای لاتین بود.
پیروزی لولا نشان میدهد که گسترش راستگرایی پوپولیستی در منطقه روندی قطعی و یکطرفه نیست. رقابت میان نیروهایی که خواهان همسویی نزدیکتر با آمریکا هستند و جریانهایی که بر حفظ استقلال نسبی در سیاست خارجی تأکید میکنند، همچنان ادامه دارد. نتیجه انتخابات همچنین میتواند نشاندهنده ترجیح بخشی از رأیدهندگان برزیلی به رویکردی باشد که بر نقش دولت، جایگاه بینالمللی کشور و توانایی مانور میان قدرتهای بزرگ تأکید دارد.
جنوب جهانی؛ بازیگری مستقل در رقابت قدرتها
پیروزی لولا بازتابدهنده گرایشی گستردهتر در کشورهای جنوب جهانی است: خودداری از پیوستن کامل به یکی از دو قطب آمریکا و چین. برزیل در دوره لولا تلاش کرده است خود را بهعنوان قدرتی مهم و مستقل معرفی کند که میتواند همزمان با آمریکا، چین و روسیه همکاری داشته باشد و روابط متوازنی با اروپا، خاورمیانه، آفریقا و هند برقرار سازد. این رویکرد نشان میدهد که شماری از قدرتهای نوظهور دیگر منافع خود را صرفاً در انتخاب میان دو اردوگاه رقیب نمیبینند، بلکه تلاش می کنند از رقابت میان قدرتهای بزرگ برای تقویت موقعیت مستقل خود بهره ببرند.
اهمیت پیروزی لولا دا سیلوا تنها به تداوم حکومت چپگرایان در برزیل محدود نمیشود؛ این نتیجه با جایگاه برزیل در دوره گذار نظام بینالملل ارتباط مستقیم دارد. بزرگترین کشور آمریکای لاتین همچنان میتواند در مسیر تقویت نظم چندقطبی نقشآفرینی کند و از تلاشهای جنوب جهانی برای حفظ استقلال راهبردی حمایت کند.
پیام اصلی انتخابات برزیل این است که رقابت بر سر شکل آینده نظم جهانی هنوز پایان نیافته است. در شرایط تشدید رقابت آمریکا و چین، کشورهایی مانند برزیل تلاش می کنند بهجای وابستگی کامل به یک قدرت، دامنه انتخابهای خود را حفظ کنند و از این طریق، سهم بیشتری در تعیین قواعد نظام بینالملل به دست آورند.