شناسهٔ خبر: 80295976 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

از فروغ نخبگی تا شکوه ایران قوی

پیام رهبر انقلاب به نخبگان، تصویری از جایگاه علم و استعداد در منظومه اقتدار ملی عرضه می‌کند.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، محمدمهدی بهداروند، پژوهشگر علوم سیاسی در یادداشتی با عنوان «از فروغ نخبگی تا شکوه ایران قوی» تأملی داشته است در پیام رهبر معظم انقلاب به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی که متن آن در ادامه می‌آید.

ایران، بیش از هر زمان، به پیوند میان امید اجتماعی، دانش راهگشا و اراده‌ای استوار برای ساختن آینده نیاز دارد. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، خطاب به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی را می‌توان دعوتی به استحکام همین پیوند دانست؛ دعوتی که در آن، افتخار فردی در افق مسئولیت ملی معنا می‌یابد و کامیابی نخبگان، مقدمه‌ای برای پیشرفت جامعه تلقی می‌شود.

این پیام، در کنار ارج‌نهادن به تلاش و دستاورد فرزندان برجسته ایران، تصویری از جایگاه علم و استعداد در منظومه اقتدار ملی عرضه می‌کند. در این تصویر، دانشگاه و میدان ورزش، هر یک به شیوه خود، می‌توانند سرچشمه امید باشند؛ همان‌گونه که پژوهش و فناوری، هنگامی به بار می‌نشینند که گرهی از زندگی مردم بگشایند و راه استقلال و پیشرفت کشور را هموارتر سازند.

از سرچشمه معنویت تا افق مسئولیت

آغاز پیام با اشاره به جایگاه والای حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، یادآور آن است که در اندیشه اسلامی، منزلت انسان را نمی‌توان تنها با میزان بهره‌مندی او از دانش و مهارت سنجید. ارزش علم، در پیوند با فضیلت و مسئولیت آشکار می‌شود و توانایی، هنگامی به کمال می‌رسد که در خدمت حقیقت و خیر عمومی قرار گیرد .این اشاره معنوی، همچنین یادآور تعابیر و تأکیدهایی است که در بیانات رهبر شهید انقلاب درباره آن بانوی بزرگ اسلام مطرح می‌شد؛ تأکیدهایی که می‌توانستند نسبت میان ایمان، بصیرت و حضور مسئولانه در عرصه حیات اجتماعی را به ذهن متبادر سازند. از این منظر، خطاب به نخبگان نیز تنها دعوت به کسب موفقیت‌های بیشتر نیست؛ بلکه فراخوانی است برای آنکه کامیابی علمی و ورزشی با تعهد اخلاقی و احساس مسئولیت در برابر مردم همراه شود. جامعه‌ای که به پیشرفت پایدار می‌اندیشد، به انسان‌هایی نیاز دارد که دانش را با وجدان و توانایی را با تعهد درآمیزند. چنین جامعه‌ای از نخبگان خود انتظار دارد که در کنار پیمودن مسیر تعالی شخصی، نسبت به سرنوشت جمعی نیز حساس باشند و سرمایه استعداد خویش را در خدمت آینده کشور قرار دهند.

ایرانِ امید؛ روایت اراده در برابر یأس

یکی از برجسته‌ترین مضامین پیام، تصویر ایران امروز به‌مثابه سرزمین امید و اراده است. امید در این نگاه، احساسی گذرا یا شعاری برای عبور از دشواری‌ها نیست؛ نیرویی اجتماعی است که توان حرکت و امکان تغییر را زنده نگه می‌دارد. ملتی که به ظرفیت‌های خود باور داشته باشد، در برابر مشکلات منفعل نمی‌شود و برای گشودن راه‌های تازه، دست از تلاش برنمی‌دارد.اهمیت این معنا را باید در نسبت با فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی پیرامون کشور نیز دریافت. در شرایطی که بخشی از تلاش دشمنان معطوف به ناامیدسازی جامعه، تضعیف اعتماد عمومی و کم‌رنگ‌کردن تصویر توانایی‌های ملی است، پاسداری از امید به ضرورتی راهبردی تبدیل می‌شود. البته امید با نادیده‌گرفتن دشواری‌ها پدید نمی‌آید؛ بلکه بر شناخت واقع‌بینانه مسائل و باور به توانایی حل آنها استوار است.

در این میان، نخبگان و مدال‌آوران سهمی درخور توجه دارند. موفقیت پژوهشگری که مسئله‌ای پیچیده را حل می‌کند یا ورزشکاری که بر سکوی جهانی می‌ایستد، تنها دستاوردی شخصی نیست؛ این موفقیت می‌تواند به نشانه‌ای از توانستن بدل شود و در ذهن نسل جوان، افق‌های تازه‌ای بگشاید. هر قله‌ای که با کوشش فرزندان این سرزمین فتح می‌شود، به جامعه یادآوری می‌کند که فاصله میان آرزو و تحقق آن، با دانش، نظم، پشتکار و اراده پیمودنی است.در عین حال، دایره نخبگی را نباید به چند رشته و عنوان محدود کرد. ایران در عرصه‌های گوناگون علمی، فرهنگی، هنری، فنی و ورزشی از سرمایه انسانی ارزشمندی برخوردار است. کشف و پرورش این استعدادها، به‌ویژه در میان جوانانی که فرصت‌های برابر در اختیار ندارند، بخشی از مسئولیت نظام آموزشی و نهادهای ملی است. امید اجتماعی زمانی ریشه‌دارتر می‌شود که استعدادهای متنوع کشور امکان دیده‌شدن و شکوفایی بیابند.

نخبگی؛ از افتخار فردی تا تعهد ملی

نخبه در هر جامعه، افزون بر بهره‌مندی از استعداد و توانایی ممتاز، از موقعیتی اثرگذار برخوردار است. سخن، انتخاب و مسیر حرفه‌ای او می‌تواند بر نگاه و رفتار دیگران تأثیر بگذارد. از همین رو، نخبگی با نوعی مسئولیت اجتماعی همراه است؛ مسئولیتی که از مرز موفقیت شخصی فراتر می‌رود و به نسبت فرد با مردم، سرزمین و آینده آنان می‌رسد. این مسئولیت، به معنای نادیده‌گرفتن حق نخبگان برای رشد و بهره‌مندی از امکانات شایسته نیست. برعکس، جامعه و مسئولان نیز وظیفه دارند زمینه فعالیت مؤثر، امنیت حرفه‌ای، حمایت منصفانه و بهره‌گیری از توان آنان را فراهم کنند. پیوند نخبه و جامعه، پیوندی دوسویه است: جامعه برای شکوفایی استعدادها سرمایه‌گذاری می‌کند و نخبگان می‌توانند حاصل دانش و تجربه خود را به سرمایه‌ای برای پیشرفت عمومی تبدیل کنند.

مدال علمی یا ورزشی، هنگامی اثر اجتماعی عمیق‌تری می‌یابد که به الهام‌بخشی، تربیت نسل بعد و گسترش فرهنگ تلاش بینجامد. قهرمانان و دانشمندان، با فروتنی و پایبندی به اخلاق، می‌توانند الگویی ماندگار برای جوانان باشند؛ الگویی که نشان دهد کامیابی، در کنار استعداد، به انضباط، صبر، یادگیری و احساس تعلق به جامعه نیاز دارد.

علم نافع؛ دانشی در خدمت زندگی مردم

از محورهای اصلی پیام، ضرورت جهت‌گیری دانش به سوی مسائل واقعی کشور است؛ مطالبه‌ای که در امتداد تأکیدهای رهبر شهید انقلاب بر «علم نافع» معنا می‌یابد. علم هنگامی نقش خود را در پیشرفت ملی به‌خوبی ایفا می‌کند که در کنار گسترش مرزهای معرفت، بتواند به نیازهای عینی جامعه نیز پاسخ دهد.

کشوری با مسائل پیچیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی، نمی‌تواند ظرفیت دانشگاه و پژوهشگاه را از متن زندگی مردم جدا بداند. مسئله آب، بهره‌وری انرژی، سلامت، کیفیت آموزش، اشتغال، آسیب‌های اجتماعی و ارتقای حکمرانی، هر یک نیازمند پژوهش‌های دقیق و راه‌حل‌های متناسب با شرایط کشور است. در چنین عرصه‌هایی، دانش باید از مرحله طرح پرسش و تولید مقاله عبور کند و تا رسیدن به راه‌حل‌های قابل اجرا پیش رود. این سخن به معنای کم‌اهمیت دانستن پژوهش نظری و بنیادین نیست. بسیاری از دستاوردهای بزرگ، سال‌ها پس از شکل‌گیری یک ایده علمی به ثمر می‌رسند. مسئله آن است که نظام علمی کشور باید میان پژوهش بنیادی، توسعه فناوری و حل نیازهای جامعه، ارتباطی سنجیده و پویا برقرار کند. هنگامی که بخشی از ظرفیت پژوهشی صرف موضوعات تکراری یا کم‌اولویت می‌شود و در همان حال مسائل مهم کشور پاسخ علمی درخور نمی‌یابند، بازنگری در شیوه تعیین اولویت‌ها و ارزیابی پژوهش ضروری است.

وزارت علوم، دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و دستگاه‌های اجرایی در این زمینه مسئولیتی مشترک دارند. شناسایی روشن مسائل، حمایت از پژوهش‌های مسئله‌محور، فراهم‌کردن دسترسی پژوهشگران به داده‌های معتبر و به‌کارگیری نتایج مطالعات در تصمیم‌سازی، می‌تواند فاصله میان دانش و عمل را کاهش دهد. اعتبار علم نافع، در اثری است که بر کیفیت زندگی مردم و توان کشور برای حل مسائل بر جای می‌گذارد.

اقتدار علمی؛ بنیان استقلال و توان ملی

در منظومه فکری پیام، علم تنها یکی از ابزارهای توسعه اقتصادی و افزایش رفاه نیست؛ از پایه‌های قدرت ملی و استقلال کشور نیز به شمار می‌آید. در جهانی که دانش و فناوری بر اقتصاد، امنیت، ارتباطات و حتی شیوه زندگی جوامع اثر می‌گذارند، عقب‌ماندن از جریان تولید دانش می‌تواند دامنه انتخاب و امکان تصمیم‌گیری مستقل را محدود کند.مضمون حکمت‌آمیز «العلم سلطان» نیز بر همین نسبت میان دانش و توانایی دلالت دارد. برخورداری از علم پیشرفته، به کشور امکان می‌دهد نیازهای خود را با اتکای بیشتر به ظرفیت داخلی پاسخ دهد، در همکاری‌های جهانی از جایگاهی مؤثرتر برخوردار شود و در برابر محدودیت‌ها آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.

تجربه حرکت علمی کشور در سال‌های پس از دفاع مقدس نشان داده است که سرمایه‌گذاری بر نیروی انسانی و استمرار در پژوهش، می‌تواند در حوزه‌های دشوار به دستاوردهای مهم بینجامد. همچنین ترور دانشمندان و نخبگان علمی ایران، یادآور اهمیت راهبردی جایگاه علم و فناوری در معادلات قدرت است.

امروز رقابت بر سر فناوری‌های پیشرفته، از جمله فناوری هسته‌ای و هوش مصنوعی، تنها رقابتی دانشگاهی نیست. دسترسی به این دانش‌ها و توان توسعه مستقل آنها، با آینده اقتصاد و جایگاه کشورها پیوند دارد. از این رو، خوداتکایی علمی باید با تقویت زیرساخت‌های پژوهشی، تربیت نیروی متخصص و تداوم سرمایه‌گذاری در حوزه‌های راهبردی دنبال شود.

خوداتکایی، به معنای بستن درهای تعامل علمی نیست. جامعه علمی پویا از تبادل تجربه، همکاری و گفت‌وگوی علمی استقبال می‌کند، اما می‌کوشد در این تعامل، صاحب توان انتخاب و تولید باشد. استقلال علمی آن‌گاه استوار می‌شود که کشور بتواند دانش را بیاموزد، گسترش دهد و متناسب با نیازهای خود به کار گیرد.

خیزش علمی؛ عبور از شمارش به سوی اثرگذاری

پیام خطاب به نخبگان را می‌توان فراخوانی برای خیزشی علمی و پرشتاب دانست؛ حرکتی که مقصود آن، تنها افزایش تعداد مقاله‌ها، مراکز پژوهشی یا عناوین دانشگاهی نیست. آنچه به این حرکت معنا می‌بخشد، کیفیت پژوهش، قدرت نوآوری، توان حل مسائل و حضور اثرگذار در مرزهای دانش است.برای تحقق چنین خیزشی، علوم پایه جایگاهی بنیادی دارند. پیشرفت در ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و دیگر رشته‌های پایه، پشتوانه تحولات فناورانه آینده است. در کنار آن، علوم انسانی نیز برای فهم جامعه، طراحی سیاست‌های کارآمد و پاسخ‌گویی به پرسش‌های فرهنگی و اجتماعی نقشی تعیین‌کننده دارند. جامعه‌ای که در پی پیشرفت همه‌جانبه است، باید از ظرفیت هر دو حوزه بهره گیرد و میان دانش‌های گوناگون گفت‌وگویی سازنده برقرار کند.

مرزشکنی علمی نیز نیازمند فضایی است که در آن پرسشگری، نقد روشمند و اندیشه مستقل مجال رشد داشته باشند. دانشمند جوان باید بتواند مسئله‌ای تازه طرح کند، راهی متفاوت بیازماید و از حمایت نهادی برخوردار باشد. شتاب علمی، هنگامی ماندگار می‌شود که با صبر پژوهشی، سلامت علمی، شایسته‌گزینی و اعتماد به توان نسل جوان همراه شود.در سوی دیگر، پیوند دانشگاه با اقتصاد دانش‌بنیان می‌تواند زمینه تبدیل ایده‌ها به محصولات و خدمات سودمند را فراهم آورد. این پیوند زمانی ثمربخش خواهد بود که نیازهای واقعی کشور به‌درستی شناخته شوند و پژوهشگران، کارآفرینان و دستگاه‌های مسئول بتوانند در فضایی روشن و قابل اعتماد با یکدیگر همکاری کنند.

مرجعیت علمی؛ چشم‌اندازی برای ایرانِ آینده

افق بلند این منظومه، دستیابی به جایگاهی است که ایران در آن، افزون بر بهره‌مندی از دستاوردهای علمی جهان، خود نیز در تولید و گسترش دانش نقشی مرجع و اثرگذار داشته باشد. مرجعیت علمی با اعلام و آرزو به دست نمی‌آید؛ حاصل سال‌ها تلاش مستمر، تربیت استادان و پژوهشگران توانمند، حمایت از نهادهای علمی و حضور معتبر در عرصه بین‌المللی است.در این چشم‌انداز، علم با معنویت، فرهنگ، رفاه عمومی و استقلال ملی پیوند می‌خورد. افق تمدنی مورد نظر نیز زمانی به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود که پیشرفت علمی در زندگی مردم جلوه یابد، به عدالت و کرامت انسانی یاری رساند و ظرفیت کشور را برای پاسخ‌گویی به نیازهای نسل‌های آینده افزایش دهد.

تقویت زبان فارسی در عرصه علم نیز بخشی از این مسیر است. زبان فارسی، با پیشینه فرهنگی غنی خود، می‌تواند در آموزش، ترویج دانش و انتقال اندیشه علمی نقش مؤثری داشته باشد. توجه به تولید محتوای علمی فارسی و واژه‌گزینی دقیق، در کنار آشنایی پژوهشگران با زبان‌های بین‌المللی، به گسترش دسترسی جامعه به دانش و استحکام پیوند علم و فرهنگ کمک می‌کند.

عهدی برای ساختن فردا

پیام به نخبگان و مدال‌آوران، در نهایت، دعوت به تبدیل سرمایه‌های پراکنده استعداد و افتخار به نیرویی ماندگار برای پیشرفت ایران است. در این دعوت، امید اجتماعی با مسئولیت نخبگانی، علم نافع با اقتدار ملی و تلاش امروز با افق تمدنی فردا پیوند می‌یابد.تحقق این چشم‌انداز، به همت نخبگان و نیز به تدبیر و مسئولیت‌پذیری مدیران نیاز دارد. نخبگان باید میدان اثرگذاری بیابند، دانشگاه‌ها در حل مسائل کشور نقشی جدی‌تر بر عهده گیرند و سیاست‌گذاران از سرمایه انسانی با برنامه و استمرار حمایت کنند.

ایران قوی از رهگذر اراده‌های استوار، اندیشه‌های ژرف و کوشش‌های پیوسته ساخته می‌شود. هر استعداد شکوفاشده، هر مسئله حل‌شده و هر دستاوردی که امید را در دل مردم زنده‌تر کند، گامی در این مسیر است؛ مسیری که مقصد آن ایرانی دانا، مستقل، سربلند و برخوردار از آینده‌ای روشن برای همه فرزندان خویش است.

انتهای پیام/

 
∎​

برچسب‌ها: