به گزارش خبرنگار مهر، هفتمین شماره گاهنامه «روند» با عنوان «کارنامه جنگی صنایع خلاق» منتشر شد. این گاهنامه هر فصل یکبار توسط موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر منتشر میشود. شماره جدید «روند» به این پرسش میپردازد که صنایع خلاق ایران در جریان آنچه «دفاع مقدس سوم» نامیده شده، چه محصولاتی تولید کردهاند، چه اقداماتی انجام دادهاند و تا چه اندازه توانستهاند در بازنمایی تجربه جنگ و مقاومت مردم نقشآفرینی کنند.
در این شماره، یادداشتهایی با عناوینی همچون «بازسازی برند ملی در پساجنگ؛ پیوند صادرات فرهنگی و اقتدار نرم ایران»، «۹ روز تا نخستین ترانه؛ صنایع خلاق ایران برای جنگ چه ساخت؟»، «از دیوار مدرسه تا ایرانچک؛ چه چیزهایی ساخته شد که میشود آنها را لمس کرد؟» و «صنایع خلاق مقاومت و بازآرایی فرهنگ در وضعیت جنگ» منتشر شده است. همچنین یادداشتها و سرمقالههای دیگری درباره حوزههایی مانند اسباببازی، نوشتافزار، بازیهای رومیزی و بازیهای ویدئویی در این شماره به چشم میخورد. یکی از محورهای قابلتوجه این شماره، یادداشت «صنایع خلاق مقاومت و بازآرایی فرهنگ در وضعیت جنگ» است؛ یادداشتی که تلاش میکند نسبت بین تحولات اجتماعی پس از دو جنگ دوازدهروزه و رمضان و عملکرد صنایع خلاق ایران را بررسی کند. پرسشی که مطرح میشود این است که صنایع خلاق در مواجهه با این شرایط چه تغییراتی را تجربه کرده است، تا چه اندازه خود را با فضای جدید تطبیق داده است و آیا توانسته بازتابدهنده تحولات فرهنگی و اجتماعی جامعه باشند یا خیر.
پس از ۹ اسفند، انگار موج تازهای از حضور اجتماعی در کشور شکل گرفت. مردم با وجود تفاوت در نگرشها، سلیقهها و سبک زندگی، به میدان آمدند تا از کشور خود دفاع کنند. میتوان این تحول را نوعی برانگیختگی و بعثت اجتماعی دانست؛ وضعیتی که در آن، مردم از جایگاه تماشاگران رویدادها خارج شدند و خود به کنشگرانی فعال در میدان مقاومت تبدیل شدند. با ادامه جنگ، حضور مردم استمرار پیدا کرد و مقاومت مردم به پدیدهای فراتر از واکنشی مقطعی تبدیل شد. حضور شبانه مردم در میدانها، که به بخشی از عادتها و سبک زندگی روزمره آنان تبدیل شده، تنها یکی از جلوههای این تحول است. در کنار آن، افراد در مشاغل و اصناف مختلف تلاش کردند متناسب با شرایط جدید، متفاوت از گذشته عمل کنند. به بیان دیگر، روحیه مقاومت در بخشهایی از جامعه تجلی یافته و به نیرویی برای کنش و مشارکت اجتماعی تبدیل شده. با اینحال، محصولات فرهنگی و صنایع خلاق ایران هنوز آنچنان که شایسته است، نتوانسته این شور اجتماعی و گستره احساسات و تجربههای مرتبط با مقاومت را بازنمایی کنند.
در ادامه این یادداشت، این سوال مطرح میشود که مفهوم مقاومت چگونه میتواند خود را در فرهنگ و محصولات فرهنگی نشان دهد. پیش از این، در برخی تحلیلهای مربوط به تولید محصولات فرهنگی، چنین تصور میشد که مخاطبان این محصولات، قشر محدودی از جامعه هستند و به همین دلیل، تولید آنها از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست. اما این فرض از اساس اشتباه است؛ زیرا حتی اگر مخاطبان چنین محصولاتی، گروه مشخصی از جامعه باشند، وجود تقاضا در بین آنها میتواند تولید را از نظر اقتصادی توجیهپذیر کند. علاوه بر این، نمیتوان بدون بررسی دقیق ترجیحات مخاطبان و ظرفیت بازار، دامنه علاقهمندان به محصولات فرهنگی با محوریت مقاومت را محدود دانست.

در حال حاضر و بعد از تحولات اخیر، به نظر میرسد روحیه مقاومت در بخشهایی از جامعه با نمودهای تازهای همراه شده. این تحول میتواند در الگوهای مصرف فرهنگی بازتاب پیدا کند. مردمی که مقاومت در برابر سلطهگری آمریکا و اسرائیل، به بخشی از نگرش و سبک زندگیشان تبدیل شده است، ممکن است به محصولاتی نیز علاقهمند شوند که این ارزشها و نمادها را بازتاب میدهند. بنابراین تولید محصولات فرهنگی با موضوع مقاومت، علاوه بر کارکرد هویتی و فرهنگی، میتواند برای تولیدکنندگان فرصتی اقتصادی ایجاد کند و زمینه گسترش بازار این محصولات را ایجاد کند. در حوزه مصرف، خرید چنین محصولاتی میتواند فراتر از یک انتخاب ساده و روزمره باشد. بخشی از مخاطبان ممکن است از طریق انتخاب و مصرف محصولات فرهنگی، همبستگی خود را با مقاومت اعلام کنند و به همین ترتیب مصرف را به شکلی از کنش اجتماعی و سیاسی تبدیل کنند. محصولات فرهنگی میتوانند به ابزاری برای بیان هویت، مخالفت با نظام سلطه و مشارکت در عرصه فرهنگی تبدیل شوند؛ عرصهای که در کنار میدان نظامی، نقشی مهم در شکلگیری روایتها و معناهای اجتماعی دارد.
با وجود این ظرفیتها، بین تقاضای مخاطبان و آنچه تاکنون در حوزه تولید و عرضه محصولات فرهنگی با محوریت مقاومت ارائه شده، فاصله وجود دارد. به نظر میرسد بازار این محصولات از ظرفیتهایی برخوردار است که هنوز بهطور کامل شناسایی و بالفعل نشده است. از همین رو، یکی از پرسشهای مهم پیش روی صنایع خلاق این است که چگونه میتوان این ظرفیت فرهنگی و اجتماعی را به محصولاتی جذاب، باکیفیت و متناسب با نیاز گروههای مختلف مخاطب تبدیل کرد.
این یادداشت در ادامه، پیشنهادهایی برای تولید محصولات فرهنگی با موضوع مقاومت مطرح میکند. برای نمونه، تولیدکنندگان میتوانند قهرمانان و چهرههای مرتبط با مقاومت را در قالب فیگورهای باکیفیت و متناسب با گروههای سنی کودک و نوجوان عرضه کنند. فیگورهایی که اقتدار و توانمندی نظامی کشور را از طریق شخصیتها و نمادهای مرتبط با نیروهای نظامی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش، نیروی دریایی و یگان ویژه صابرین نشان میدهد. البته تحقق چنین ایدههایی نیازمند رعایت ملاحظات اخلاقی و برخورداری از چارچوبی روشن برای بازنمایی شخصیتهاست. برای مثال، بهتر است در طراحی این فیگورها از بازسازی دقیق و جزئی چهره شهدا و فرماندهان برجسته پرهیز شود. این رویکرد میتواند ضمن حفظ حرمت شخصیتها، امکان خلق محصولاتی خلاقانه و متناسب با گروههای سنی مختلف را فراهم کند.
از دیگر پیشنهادهای مطرحشده میتوان به تولید جاکلیدیهایی با الهام از پهپادها و موشکهای ایرانی، طراحی بازیهای رومیزی با موضوع مقاومت و ساخت اسباببازیهای ساختنی، از جمله محصولات مبتنی بر الگوهای لگو، اشاره کرد. چنین محصولاتی میتوانند مفاهیمی مانند دفاع، همبستگی و مقاومت را در قالبهایی ملموس و متناسب با علایق مخاطبان، بهویژه کودکان و نوجوانان، بازنمایی کنند. دو جنگ تحمیلشده به کشور، یعنی جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، مجموعهای از تصاویر، خاطرات و نمادهای جمعی را به جای گذاشته است. مشت گرهکرده رهبر شهید، کولهپشتیهای کودکان میناب، شهدای ناو دنا و پهپادها و موشکهای ایرانی، از جمله نمادهایی هستند که میتوانند حامل پیامهای عاطفی، هویتی و فرهنگی باشند. این عناصر، در صورت بازنمایی سنجیده و خلاقانه، ظرفیت تبدیلشدن به سوژههایی برای تولید محصولات فرهنگی را دارند.

در نهایت، جنگ، علاوه بر عرصه نظامی، میدان شکلگیری روایتها و بازتعریف هویتهای جمعی هم هست. هر جنگی که در حافظه تاریخی یک ملت ماندگار میشود، فقط به واسطه نتایج نظامی یا تصمیمهای سیاسی آن نیست؛ بلکه شیوهای که مردم آن را تجربه میکنند، به خاطر میسپارند و در قالب روایتها، تصاویر، آثار هنری و محصولات فرهنگی بازآفرینی میکنند نیز در ماندگاری معنای آن نقش دارد. مقاومت، اگر قرار است از یک واکنش مقطعی به بخشی پایدار از حافظه و هویت فرهنگی جامعه تبدیل شود، نمیتواند صرفاً در میدانهای نظامی یا عرصه سیاست باقی بماند. این روحیه باید در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی، از جمله در صنایع خلاق و محصولات فرهنگی، نیز بازتاب پیدا کند.
بااینحال، رسیدن به چنین نقطهای صرفاً با تأکید بر اهمیت مقاومت یا طرح ایدههای پراکنده برای تولید محصول امکانپذیر نیست. شناسایی دقیق مخاطبان، شناخت نیازها و سلیقههای آنان، توجه به کیفیت طراحی و تولید، انتخاب قالبهای مناسب و ایجاد مسیرهای مؤثر برای عرضه محصولات، همگی از پیشنیازهای تحقق این هدفاند. صنایع خلاق زمانی میتوانند در بازنمایی مقاومت نقشی ماندگار ایفا کنند که بین معنا و پیام فرهنگی از یک سو و کیفیت، جذابیت و منطق اقتصادی محصول از سوی دیگر ارتباط برقرار کنند. از این منظر، «کارنامه جنگی صنایع خلاق» را باید فرصتی برای طرح سوالی فراتر از میزان تولیدات انجامشده در دوران جنگ دانست: آیا صنایع خلاق ایران توانسته است تجربه و روحیه مقاومت را به روایتها و محصولاتی ماندگار تبدیل کنند؟ پاسخ به این سوال، نیازمند بررسی آن چیزی است که تاکنون ساخته شده و شناسایی ظرفیتهایی که هنوز به مرحله تولید و عرضه نرسیده است. ثبت تجربههای جنگ در حافظه فرهنگی جامعه، مسئولیتی است که نمیتوان آن را به پایان درگیریها موکول کرد؛ این مسئولیت از دل همان تجربهها شروع میشود و برای تحقق آن، باید از هماکنون به فکر ساختن، روایتکردن و ماندگارکردن بود.