صاحبخبر - گروه بین الملل – علی ودایع: انتخابات کنست سرانجام با اما و اگرهای فراوان برگزار شد. در سرزمین اشغالی ، سایه ماجرای هفتم اکتبر هنوز سنگینی می کند. همزمان ، نتانیاهو به نقطه شکاف داخلی اسرائیل تبدیل شده است. سناریوهای آشفته ای در انتظار سرزمین اشغالی است اما می توان گفت که کاخ رویاهای «بی بی» درحال فروپاشی است.
نتایج اولیه انتخابات کنست اعلام شده است. وضعیت پیشرو برای تشکیل کابینه با اما و اگر مواجه شده است. تلآویو بار دیگر شب پرالتهابی را پشت سر گذاشت. در قلب اعلام نتایج انتخابات اسرائیل ، وضعیتی رقم خورده که در آن آژیرهای خطر نه فقط از مرزهای باریکه غزه و شمال، که از درون صندوقهای رأی به گوش میرسید.
انتخابات کنست در حالی با نرخ مشارکت خیرهکننده بیش از ۷۷ درصدی پروندهاش بسته شد که خروجی آن، چیزی شبیه به یک سونامی آرام برای ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی بود. در این کارزار، بنیامین نتانیاهو که سالهاست سیاست بقای خود را بر پایه دوقطبیسازی مطلق و کارت «امنیت ملی شکننده» بنا کرده، این بار با بنبستی روبهرو شد که ریاضیات خشک پارلمان آن را رقم زد. بلوک حامی نتانیاهو (شامل لیکود، احزاب حریدی و جریانهای راست مذهبی) با کسب حدود ۵۳ تا ۵۴ کرسی در صدر قرار دارد. نکته اینجاست که آنها تا 61 کرسی فاصله زیادی دارند.
در این میان، آنچه بازی را برای «بیبی» و ماشین تبلیغاتیاش غیرقابل پیشبینی کرد، ظهور یک رقیب از جنس درون سیستم امنیتی بود؛ ژنرالی که قواعد بازی را از لفاظیهای سیاسی به زمین «عملگرایی نظامی و پاسخگویی» کشاند. بلوک اپوزیسیون و احزاب میانهرو همراه با همپیمانان خود حدود ۴۸ تا ۴۹ کرسی را در اختیار دارند.
عبور ژنرال از سایه و تقابل با سیاست بقا
برای فهم چرایی این ناکامی، باید از آمار فراتر رفت و به لایههای پنهان نزاع میان دو تفکر در تلآویو سرک کشید. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و معمار دکترینهای نظامی که پس از تحولات ۷ اکتبر به صف منتقدان سرسخت کابینه پیوست، این بار در قامت رهبر حزب «یاشار» نهتنها یک بلوک میانه را رهبری کرد، بلکه به نقطه ثقل نفرت عمومی از سیاستهای امنیتی نتانیاهو تبدیل شد.
تقابل نتانیاهو و آیزنکوت، تقابل «سیاست فرار از مسئولیت» در برابر «پاسخگویی ساختاری» بود. آیزنکوت با تمرکز بر شکست بزرگ اطلاعاتی-نظیر ۷ اکتبر و پرونده فرساینده معافیت حریدیها از خدمت سربازی دقیقاً روی رگ حیاتی افکار عمومی و طبقه متوسط خسته از جنگ دست گذاشت. او به جامعه صهیونیستی این پیام را داد که امنیت، کالا و ابزاری برای حفظ صندلی نخستوزیری نیست، بلکه یک مسئولیت ملی نهادی است. دردسر بزرگ رژیم صهیونیستی اینجاست که آنها از درون دچار مچالگی امنیتی مقابل ایران شده اند.
نتانیاهو تلاش داشت با متوسل شدن به سناریوهای همیشگی تهدید خارجی و دخالت علنی متحدانی چون دونالد ترامپ، افکار عمومی را به سمت خیمه خود بازگرداند؛ اما آیزنکوت با ائتلافی هوشمندانه و تکیه بر بدنه کارشناسان نظامی و امنیتی، این ائتلاف را از درون تهی کرد. نتیجه این تقابل، تثبیت بلوک اپوزیسیون در مرز ۵۲ کرسی و زمینگیر شدن ائتلاف راست افراطی شد.
در این معادله پرآشوب، نباید از بحران فرساینده و لاعلاج حریدیها غافل شد؛ معضلی که به سان خنجری از پشت، ائتلاف راست را از درون متلاشی کرد. سالهاست که معافیت جنجالی طلاب ارتدکس افراطی از خدمت اجباری نظامی، به گسل اصلی میان جامعه سکولار و طبقه متوسط پرداختکننده مالیات و خون جنگ، با لابیهای قدرتمند مذهبی تبدیل شده است. حریدیها (احزاب شاس و یهودیت متحد توراتی) به پشتوانه نتانیاهو تلاش داشتند با دور زدن قانون، امتیاز انحصاری عدم اعزام به پادگانها را حفظ کنند؛ اما زیر فشار سنگین تلفات نظامی در جبهههای متعدد و خشم عمومی جامعه، این مطالبه به نقطه انفجار رسید. ائتلاف نتانیاهو به گروگانی در دست احزاب مذهبی تبدیل شد که حاضر به هیچگونه انعطافی نبودند و همین خودخواهی سیاسی، نهتنها پایگاه رأی لیکود را فرسود، بلکه پازل پیروزی بلوک اپوزیسیون و عبور ژنرالها از سیاستهای کهنهٔ «بیبی» را کامل کرد.
غافلگیری بزرگ
اما اگر بحران حریدیها تیر خلاص را به پیکر ائتلاف راست شلیک کرد، زلزلهای از حاشیه به متن معادلات تلآویو را برای همیشه دگرگون ساخت. جامعه اعراب ساکن سرزمین اشغالی حالا تعیین می کنند که چه کسی نخست وزیر خواهد شد ؛ این اتفاق در بدترین کابوس های نتانیاهو هم تعبیر نشده بود. در این کارزار، شهروندان عرب با ثبت نرخ مشارکت خیرهکننده و بیسابقهٔ نزدیک به ۸۰ درصد، نشان دادند که دیگر بازیگر خاموش این صحنه نیستند. فهرستهای عربی با رکوردشکنی در کسب کرسیها (بین ۱۶ تا ۱۹ کرسی)، به همان «شاهکلید» و موازنهگری تبدیل شدند که بلوک اپوزیسیون برای کنار زدن نتانیاهو به شدت به آنها نیاز دارد. چهرههایی چون «یائیر گولان» صراحتاً از شکستن خطکشیهای نژادی و لزوم ائتلاف با نمایندگان عرب سخن گفتند؛ راهبردی که اگرچه در سپهر سیاست سنتی صهیونیستی یک تابو محسوب میشود، اما ریاضیات تلخ پارلمان، راستگرایان را در محاصره این ائتلاف ناخواسته قرار داده است.
مغلوب پنهان
زلزله سیاسی انتخابات کنست یک مغلوب پنهان و بزرگ نیز در سایه داشت. کسی که در کاخ سفید تمامقد برای بقای رفیق قدیمیاش به آب و آتش زد اما او هم گویا سنگ روی یخ شده است. دونالد ترامپ در روزها و لحظات منتهی به رأیگیری، با پیامهای آتشین و مداخلهجویانهی عریان در شبکههای اجتماعی، تلاش کرد تا موجی از رأی را به خیمه بنیامین نتانیاهو سرازیر کند و او را از باتلاق نجات دهد. اما این بار، «کارت ترامپ» نهتنها معجزه نکرد، بلکه اثر معکوس گذاشت. مداخله بیپرده رئیسجمهوری آمریکا، جریانهای میانه و جامعه سکولار اسرائیل را که از هزینههای سرسامآور واگرایی با غرب به ستوه آمده بودند، بیش از پیش تحریک کرد تا پای صندوقها بیایند و مانع از تثبیت یک دیکتاتوری ائتلافی شوند.
در این میان، شکاف در لایههای قدرت واشنگتن نیز به روشنی نمایان شد؛ جایی که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ترجیح داد با هوشمندی تمام فاصله خود را از این معرکه حفظ کند و هزینههای سیاسی حمایت بیدلیل از نتانیاهو را به جان نخرد. در سوی دیگر، اردوگاه دموکراتها و شخص «باراک اوباما» که هیچگاه زخم کهنه تنشهای آشکار با بیبی را فراموش نکردهاند، حالا از زمینگیر شدن او در کنست، خشنودی پنهانی دارند؛ پیامی آشکار مبنی بر اینکه عصر جولان بدون مانع نتانیاهو در راهروهای قدرت واشنگتن به نقطه پایان خود نزدیک شده است.
هزینه های جنگ علیه ایران
فراتر از صندوقهای رأی و چانهزنیهای پارلمانی، یک متغیر بنیادین تمام معادلات این دوره از انتخابات را زیر و رو کرد. هزینههای سهمگین جنگ و تنش فرای مرزها با ایران کمر تل آویو را خرد کرد. در روزهای منتهی به رأیگیری، رسانههای جریان اصلی اسرائیل همچون «هاآرتض» و «تایمز آو اسرائیل» در گزارشهای تحلیلی خود صراحتاً به این واقعیت اذعان کردند که استراتژی نتانیاهو برای انتقال بحران داخلی به میدان جنگ منطقهای و مقابلهگرایی فرساینده با تهران، نهتنها امنیت پایدار به ارمغان نیاورده، بلکه تلآویو را از درون دچار فرسایش و «مچالگی امنیتی» کرده است.
بر اساس تحلیل این رسانهها، افکار عمومی و طبقه متوسط سرزمین اشغالی به این جمعبندی تلخ رسیده بودند که هزینههای گزاف اقتصادی، امنیتی و روانی درگیریهای مداوم با محور مقاومت و ایران، به گروگانی برای بقای سیاسی بیبی تبدیل شده است. رسانههای صهیونیستی تأکید کردند که اصرار کابینه بر تداوم تنشهای راهبردی بدون داشتن چشمانداز روشن، ساختار دفاعی رژیم را در برابر قدرت بازدارندگی ایران به شدت آسیبپذیر کرده و همین نارضایتی عمیق میدانی، موتور محرک رأیدهندگان برای نه گفتن به ماشین جنگی نتانیاهو پای صندوقهای رأی شد.
ترس از کنست معلق
در این میان، با بنبست کامل دو بلوک اصلی در دستیابی به عدد ۶۱ کرسی، همه نگاهها به سوی «اسحاق هرتزوگ»، رئیس رژیم صهیونیستی دوخته شده است. هرتزوگ در حالی با هشدار نسبت به هزینههای فاجعهبار ورود به چرخهٔ فرساینده انتخابات مجدد، خواستار انعطاف احزاب شده که خود به خوبی میداند صندلی ریاستش در «بیتهاسید» (مقر ریاستجمهوری) به میدان مین رایزنیهای پشت پرده تبدیل شده است.
او باید میان تن دادن به کابینهای شکننده و ائتلافی از جنس «اضطرار ملی» به رهبری ژنرالها، یا انحلال زودهنگام کنست و فروپاشی کامل ثبات سیاسی یکی را انتخاب کند. بیبی شاید هنوز در تلاش برای خرید زمان باشد، اما کاخ رؤیاهای او این بار زیر آوار محاسبات غلط، مچالگی امنیتی و اراده آهنین مخالفان برای عبور از او، ترک برداشته است.
تا لحظه تنظیم این گزارش و بر اساس اعلام کمیته انتخابات رژیم صهیونیستی، پس از شمارش تمام آرا بهجز آرای موسوم به «دوپاکتی» که حدود ۶۰۰ هزار رأی مربوط به نظامیان، نمایندگیهای خارج از سرزمینهای اشغالی و موارد دیگر را شامل میشود، ائتلاف بنیامین نتانیاهو ۵۳ کرسی، ائتلاف گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی و احزاب عربی ۱۹ کرسی به دست آوردهاند.
رادیو ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد که هنوز بیش از ۶۰۰ هزار رأی دوپاکتی شمارش نشده است؛ آرایی که معادل حدود ۱۴ کرسی در کنست برآورد میشود.
بر اساس این گزارش، نتایج همچنان ممکن است تغییر کند و شمار کرسیهای احزاب میتواند اندکی افزایش یا کاهش یابد. آرای دوپاکتی معمولاً به کاهش نمایندگی احزاب عربی و افزایش کرسیهای احزاب صهیونیستی منجر میشود.
این جمع بندی وجود دارد که حتی تغییرات احتمالی در شمار کرسیها نیز بهطور اساسی آرایش دو اردوگاه را تغییر نخواهد داد؛ زیرا انتظار نمیرود هیچیک از آنها بتواند به حد نصاب ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل اکثریت در کنست و تشکیل کابینه دست یابد.
∎