شناسهٔ خبر: 80288927 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

یادداشت دکتر حسن عابدینی درباره آینده تقابل تهران و واشنگتن

تاج ابرقدرتی در حال افتادن از سر آمریکاست

دکتر حسن عابدینی در یادداشتی با بررسی آینده تقابل ایران و آمریکا، سه سناریوی پیش روی دولت دونالد ترامپ را تشریح کرده است: تشدید تنش نظامی، مذاکره همراه با فشار اقتصادی و دیپلماتیک، یا حفظ وضع موجود. او معتقد است محدودیت‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا می‌تواند بر تصمیم‌گیری واشنگتن درباره ایران اثر بگذارد. دکتر حسن عابدینی در یادداشتی با بررسی آینده تقابل ایران و آمریکا، سه سناریوی پیش روی دولت دونالد ترامپ را تشریح کرده است: تشدید تنش نظامی، مذاکره همراه با فش...

صاحب‌خبر -
دکتر حسن عابدینی معاون سیاسی رسانه ملی و کارشناس ارشد حوزه بین الملل در یاداشتی نوشت:
دو جنگ تمام عیار و یک کودتا ضد جمهوری اسلامی تدارک دیده شد، اما هم اکنون ایران قوی‌تر از پیش بر پای خویش ایستاده است. مصونیت راهبردی ایران را دیگر همه دنیا باور کرده است. این در رفت و آمد‌های سیاسی، گفتار دیپلمات‌ها، سرمقاله تحلیلگران، برآورد اندیشکده‌ها و اعتراف نظامی‌نویسان مشاهده می‌شود. 
ایرانی که همه پایگاه‌ها و منافع آمریکا در غرب آسیا را با شلیک موشک و پهپاد غیرقابل استفاده کرده است. پایگاه‌هایی که روزگاری کسی جرات نمی‌کرد حتی سنگی به سوی آنها پرتاب کند. 
قرارگاه جنایت‌پیشگان غربی، عربی و عبری به سرکردگی آمریکا با ناکامی در کسب اهدافشان چنان دچار سرخوردگی شده‌اند که ابایی از گفتن آن به واسطه‌گران که می‌دانند ایران را هم از آن آگاه می‌کنند ندارند. ۱۷ ماه رویارویی از نزدیک طول کشید تا ترامپ بفهمد حاکمان جزیره بدنام اپستین قادر به شکست ایرانیان با تمدنی هزاران ساله را ندارد. 
باند جنایتکار ترامپ تقریبا هیچ راه نرفته‌ای را بر ضد ملت ایران نگذاشته گرچه در همه آنها ناکام مانده است بنابراین با سه رویکرد مواجه است: 
 
۱. تشدید تنش: 
دور تازه‌ای از عملیات نظامی ضد ایران را شروع کند. در این حالت قدرتش به مراتب کمتر از دور پیشین است. زیرا بسیاری از پایگاه‌هایش از مقر تفنگداران دریایی‌اش در بحرین تا پایگاه هوایی‌اش در قطر و از سامانه‌های پدافندی‌اش در حوزه خلیج فارس تا پایگاه پشتیبانی نظامی در اردن ویران و از دسترس خارج شده است. باور حکام منطقه به شکست‌ناپذیری آمریکا از بین رفته است، ناوهایش هم برای در امان ماندن از موشک‌های ایران به صد‌ها کیلومتر دورتر از میدان نبرد عقب‌نشینی کرده است. 
نظامیان هم با هدف خرابکاری در ناو‌ها، پیراهن‌های‌شان درون دستشویی می‌اندازند تا با گرفتگی لوله‌ها از معرکه دور شوند. این موضوع نشان از آن دارد که روحیه لازم برای جنگیدن ندارند.
وضعیت اقتصادی، کمبود مهمات راهبردی و دعوای سیاسی هم البته شرایط را برای تصمیم‌گیری شروع جنگ دوباره مشکل کرده است. بر فرض محال اگر هیات حاکمه کاخ سفید بر همه این چالش‌ها فائق بیاید در ان صورت نتیجه شبیه جنگ تحمیلی سوم می‌شود که دستاورد قابل ارائه‌ای نداشت وگرنه جنگ را در آن مرحله ادامه می‌داد. 
 
۲. مذاکره توام با تشدید فشار دیپلماتیک و اقتصادی 
آمریکا بار‌ها اثبات کرده است که اهل وفای به عهد نیست. نه در قبال ایران که حتی به خاطر منافعش به متحدانش نیز خنجر می‌زند. ترامپ بیش از یک دوجین پیمان، قرارداد و عضویت در نهاد‌های بین‌المللی را زیر پا گذاشته است. تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج ترامپ یا کانادا را پنجاه و یکمین ایالت آمریکا قلمداد کردن در زمره شاهکار‌های او در روابط بین‌الملل است. 
تهدید نظامی و تحریم اقتصادی دو اهرمی است که واشنگتن از آن برای پیشبرد مقاصدش استفاده می‌کند، اما استفاده از هر دو در مقابل ایران کارایی مورد دلخواه را نداشته است. تلاش برای انزوای سیاسی ایران هم چندان کارایی ندارد. آمد و شد‌های دیپلماتیک مؤید این دیدگاه است. حال اگر پرو هم با فشار آمریکا از داشتن رابطه با ایران پا پس کشید، تفاوت زیادی با زمانی که ارتباط داشت ندارد. ایران بر خلاف برآورد مقام‌های آمریکایی در این مدت نه تنها تسلیم نشد که از نظر اقتصادی هم دچار فروپاشی نشد. 
ایران به اندازه کافی تجربه تشخیص دکترین «قورباغه آب‌پز» تا راهبرد «هویج و چماق» و دکترین «چیکن» تا راهبرد «مرد دیوانه» را می‌داند که فریب بلوف‌ها و رفتار‌های ریاکارانه کاخ سفید را نخورد. 
جمهوری اسلامی هم البته پس از این دو جنگ، دکترین صبر راهبردی را به راهبرد بازدارندگی حداکثری و آمادگی هوشمندانه برای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن تغییر داده که رویکرد جنگ منطقه‌ای، مدیریت بر تنگه هرمز و در پیش گرفتن امنیت منطقه‌ای درون‌زا و... از آن جمله است. 
 
۳. انتظار با رویکرد حفظ وضع موجود 
حفظ وضع موجود شاید در کوتاه‌مدت مطلوب سیاستمداران کم‌تجربه مستاجر کاخ سفید باشد، اما هزینه سنگین اقتصادی، نظامی و حتی حیثیتی برای آنان در بر خواهد داشت. آماده‌باش هزاران نظامی در ۱۰ هزار کیلومتری مرز‌ها که میلیارد‌ها دلار هزینه روی دست مالیات‌دهندگان آمریکایی گذاشته بدون آنکه کارنامه موفقی هم داشته باشد، موجب آبروریزی برای پنتاگون است. 
عقربه‌های ساعت در دنیای سیاست به نفع ترامپ نمی‌چرخد؛ بنابراین نیروهای‌شان دیر یا زود مجبور می‌شوند از سایر کشور‌ها هم مانند عراق و افغانستان، منطقه را ترک کنند. سرنوشت بریتانیای کبیر در قرن ۱۹ شاید در قرن ۲۱، پیش روی ایالات متحده آمریکا باشد که پس از خروج از افغانستان برای همیشه تاج ابرقدرتی از سرش برداشته شد.
∎​