شناسهٔ خبر: 80288406 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: | لینک خبر

این بازی پشیمان‌تان می‌کند

بازی «تریفایر» با قیمت ۲۰ دلار و تکیه بر شخصیت سینمایی عرضه شده، اما مبارزات تکراری، کنترل‌های نه‌چندان روان و نداشتن داستانی منسجم، آن را به اقتباسی ناامیدکننده تبدیل کرده‌ و اثری که از نام آشنایش، محتوای قابل‌توجهی برای ارائه ندارد.

صاحب‌خبر - خبرگزاری فارس _ هنر و رسانه: بازی‌های رترو و پیکسلی دوباره جای خودشان را میان گیمرها باز کرده‌اند و به نظر می‌رسد حال‌وهوای آرکیدهای دهه‌ی ۸۰ هنوز هم جذابیت خاص خودش را دارد. چندی پیش، شرکت «رتروریلمز» با انتشار دو بازی بر اساس فیلم‌های ترسناک «هالووین» و «اویل دد»، توانست از این حس نوستالژیک به‌خوبی استفاده کند و بازخوردهای مثبتی بگیرد. موفقیت این دو اثر، توجه دیگر استودیوها را هم به این سبک جلب کرد؛ بازی‌هایی که با گرافیک پیکسلی، طراحی دوبعدی و تکیه بر فرمول‌های قدیمی، سعی دارند خاطرات دوران طلایی بازی‌های آرکید را زنده کنند.در ادامه‌ی همین موج، «ترمیناتور ۲D» به یکی از بازی‌های موردانتظار تبدیل شده و قرار است به‌زودی منتشر شود. بااین‌حال، این بار نوبت به استودیوی اسپانیایی «سلکتا پلی» رسیده تا با الهام از مجموعه‌فیلم‌های ترسناک «تریفایر»، شانس خودش را در این سبک امتحان کند. حاصل کار، یک بازی دوبعدی در ژانر «بیت‌ام‌آپ» است؛ سبکی که بازیکن را درگیر مبارزه با موجی از دشمنان می‌کند. اگر با مجموعه‌ی «استریت آو ریج» آشنا باشید، احتمالاً با ساختار کلی این سبک هم غریبه نیستید. حالا باید دید ترکیب این فرمول کلاسیک با فضای خشن و ترسناک «تریفایر» می‌تواند تجربه‌ای سرگرم‌کننده بسازد یا صرفاً به استفاده از نام یک مجموعه‌ی محبوب بسنده می‌کند. آرت دلقک؛ از کابوس سینما تا دنیای پیکسلیاگر اسم «تریفایر» برایتان آشنا نیست، احتمالاً جزو کسانی هستید که ترجیح می‌دهند سراغ فیلم‌های ترسناک با خشونت افراطی نروند. این مجموعه بیشتر از هر چیز با صحنه‌های بی‌رحمانه و آزاردهنده‌اش شناخته می‌شود؛ تا جایی که نمایش آن در برخی کشورها با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده است. شخصیت اصلی داستان هم «آرت دلقک» است؛ قاتلی بی‌رحم که قربانیانش را به شیوه‌هایی هولناک از سر راه برمی‌دارد.با چنین پیش‌زمینه‌ای، طبیعی است که انتظار داشته باشیم اقتباس ویدیویی «تریفایر» هم چیزی کم از یک تجربه‌ی خشن و بی‌پرده نداشته باشد؛ شاید حتی در حد خشونت اغراق‌شده‌ی مجموعه‌ی «مورتال کامبت». اما بازی خیلی زود نشان می‌دهد که قرار نیست چنین انتظاری را برآورده کند. به‌جای اثری تاریک و بی‌رحم، با یک بازی دوبعدی کارتونی طرف هستیم که ظاهرش بیشتر به بازی‌های موبایلی شباهت دارد. همین تفاوت میان فضای خشن فیلم‌ها و ظاهر ساده‌ی بازی، از همان ابتدا این سؤال را مطرح می‌کند که آیا سازندگان توانسته‌اند از دنیای «تریفایر» اقتباس قابل‌قبولی بسازند یا فقط به نام آشنای آن تکیه کرده‌اند.نوستالژی VHS؛ سبک هنری جذاب یا پوششی برای ضعف‌ها؟«تریفایر» از همان دقایق اول، حال‌وهوای یک بازی آرکید قدیمی را به نمایش می‌گذارد. انگار سازندگان قصد داشته‌اند آرت دلقک را از پرده‌ی سینما بیرون بیاورند و این بار در قالب یک بازی پیکسلی، با همان فضای عجیب و غریب و خشونت مخصوص خودش، به جان دشمنان بیندازند. بازی هم چندان تلاش نمی‌کند ظاهر مدرن یا واقع‌گرایانه‌ای داشته باشد؛ مسیرش را از ابتدا مشخص کرده و سراغ سبک رترو رفته است. رنگ‌های چرک و کدر، فیلترهای تصویری VHS و محیط‌هایی که حال‌وهوای فیلم‌های ترسناک دهه‌ی ۸۰ میلادی را تداعی می‌کنند، فضای بصری بازی را شکل می‌دهند. این انتخاب‌ها به اثر هویتی مشخص می‌بخشند و حس‌وحال آثار قدیمی را زنده می‌کنند؛ بااین‌حال، ظاهر متفاوت به‌تنهایی نمی‌تواند یک بازی را به تجربه‌ای سرگرم‌کننده تبدیل کند. سؤال اصلی این است که آیا «تریفایر: د آرتکید گیم» در کنار سبک هنری نوستالژیکش، از گیم‌پلی جذاب و محتوای کافی هم برخوردار است، یا پس از مدتی جذابیت اولیه‌اش رنگ می‌بازد؟حالت‌های بازی و چندنفره؛ نوستالژی با محدودیت‌های امروزیبازی «تریفایر» چند حالت مختلف از جمله بخش داستانی، حالت آرکید و آیتم‌هایی برای آزادکردن در طول بازی دارد. البته در شروع، انتخاب چندانی در کار نیست و تنها بخش داستانی در دسترس قرار می‌گیرد. یکی از معدود نکات مثبت بازی، امکان تجربه‌ی مبارزات با حضور چهار بازیکن است؛ قابلیتی که می‌تواند در کنار دوستان، لحظات سرگرم‌کننده‌ای رقم بزند. مشکل اینجاست که این بخش فقط به بازی محلی و آفلاین محدود شده و خبری از امکان بازی آنلاین نیست. در نتیجه، اگر بخواهید با دوستانی که کنار شما نیستند بازی کنید، راهی پیش رویتان قرار نمی‌گیرد؛ محدودیتی که در شرایط امروزی حسابی توی ذوق می‌زند.به نظر می‌رسد سازندگان بیش از هر چیز به دنبال زنده‌کردن حس‌وحال بازی‌های آرکید قدیمی بوده‌اند؛ اما وفاداری به گذشته همیشه به معنای نادیده‌گرفتن امکانات و انتظارات امروزی نیست. «تریفایر: د آرتکید گیم» در بخش‌های مختلف تلاش می‌کند همان فرمول‌های کلاسیک را تکرار کند، اما در بسیاری از مواقع، نتیجه بیشتر به محدودیت شباهت دارد تا یک انتخاب هنری حساب‌شده. سیستم مبارزات؛ تنوعی که خیلی زود تمام می‌شوددر ابتدای بازی می‌توانید یکی از چهار شخصیت برگرفته از دنیای فیلم‌های «تریفایر» را انتخاب کنید و وارد مبارزه شوید. بااین‌حال، خیلی زود مشخص می‌شود که سیستم مبارزات عمق چندانی ندارد؛ حتی اگر آن را با نسخه‌های ابتدایی مجموعه‌ی «استریت آف ریج» مقایسه کنیم. بخش عمده‌ی درگیری‌ها به ضربات سبک و سنگین و یک حرکت ویژه برای هر شخصیت خلاصه می‌شود. این ترکیب در نگاه اول ساده و قابل‌فهم است، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که متوجه می‌شوید گزینه‌های چندانی برای تغییر سبک مبارزه یا امتحان‌کردن تاکتیک‌های تازه ندارید.بازی برای ایجاد تنوع، حرکات پایانی یا همان «فیتالیتی‌ها» را هم در نظر گرفته که قرار است خشونت اغراق‌شده‌ی فیلم‌های «تریفایر» را به دنیای پیکسلی بازی بیاورند. این حرکات در برخوردهای اولیه جذاب‌اند و تا حدی با هویت مجموعه هماهنگی دارند، اما جذابیتشان خیلی زود از بین می‌رود. وقتی اساس مبارزات مدام تکرار می‌شود و قابلیت‌های تازه‌ای برای کشف‌کردن وجود ندارد، حتی فیتالیتی‌ها هم نمی‌توانند جلوی یکنواخت‌شدن تجربه را بگیرند. در نهایت، چیزی که ابتدا ساده و سرگرم‌کننده به نظر می‌رسد، با گذشت زمان به چرخه‌ای تکراری از ضربه‌زدن و شکست‌دادن دشمنان تبدیل می‌شود.کنترل‌های کند؛ وقتی مبارزه مدام از نفس می‌افتدمشکلات مبارزات «تریفایر» فقط به سادگی بیش‌ازحد سیستم آن ختم نمی‌شود. حرکت شخصیت‌ها هم آن‌قدر کند و گاهی سنگین است که پیش‌بردن مبارزه‌ها به تجربه‌ای کم‌رمق تبدیل می‌شود. این مشکل بیش از همه در مورد خود آرت دلقک به چشم می‌آید؛ شخصیتی که انتظار می‌رود محور اصلی بازی باشد، اما کنترل‌کردنش چندان لذت‌بخش نیست. کندی حرکات او حتی باعث شد ترجیح بدهم سراغ شخصیت‌های دیگر بروم. در این میان، دختر‌بچه‌ی دلقک به‌دلیل سرعت بیشتر و حرکات روان‌تر، انتخاب بهتری است و مبارزه با او دست‌کم حس‌وحال بهتری دارد.اما مشکل به همین‌جا ختم نمی‌شود. هر بار که شخصیت شما در جریان مبارزه زمین می‌خورد، برای بلندشدن باید دکمه‌ی پرش را چندین بار پشت سر هم فشار دهید. این اتفاق هم زیاد تکرار می‌شود و هم درست در لحظاتی رخ می‌دهد که انتظار دارید مبارزه با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند. به‌جای اینکه بتوانید بدون وقفه به دشمنان حمله کنید و جریان نبرد را در دست بگیرید، مدام باید برای بلندشدن شخصیت و برگشتن به میدان وقت بگذارید.در یک بازی بی‌پروا، سرعت عمل و پیوستگی مبارزات نقش مهمی در لذت‌بخش‌بودن تجربه دارند؛ اما اینجا وقفه‌های پی‌درپی، ریتم نبردها را به هم می‌ریزند و از هیجان آن‌ها کم می‌کنند. نتیجه این است که مبارزه‌ها به‌جای آنکه پرتحرک و نفس‌گیر باشند، بارها متوقف می‌شوند و دوباره از سر گرفته می‌شوند؛ مشکلی که در کنار کنترل‌های کند، لذت بازی را به‌شکل محسوسی کاهش می‌دهد. دشمنان تکراری و باس‌هایی که به چالش نمی‌کشندیکی از مشکلاتی که با پیشروی در «آرکید گمز» بیشتر خودش را نشان می‌دهد، کمبود تنوع در دشمنان است. در بیشتر مراحل، نهایتاً با یکی دو نوع دشمن تازه روبه‌رو می‌شوید و باقی دشمنان همان نمونه‌های قبلی هستند که فقط با تغییر رنگ، اندازه یا ظاهر دوباره به میدان برمی‌گردند. شاید این ترفند در بازی‌های آرکید قدیمی چندان دور از انتظار نباشد، اما وقتی قرار است بارها با دشمنانی مشابه مبارزه کنید، خیلی زود تازگی خود را از دست می‌دهد. در نتیجه، مراحل به‌تدریج شکل تکراری‌تری پیدا می‌کنند و مبارزه با موج‌های مختلف دشمنان دیگر هیجان چندانی ندارد.وضعیت باس‌های پایان مراحل هم چندان بهتر نیست. این شخصیت‌ها، طبق گفته‌ی سازندگان، از عوامل فیلم‌های «تریفایر» الهام گرفته‌اند و طراحی ظاهری‌شان می‌تواند برای طرفداران مجموعه جالب باشد. بااین‌حال، ظاهر قابل‌توجه لزوماً به معنای یک مبارزه‌ی خوب نیست. بیشتر این باس‌ها آن‌قدر آسان شکست می‌خورند که حتی می‌توان بدون دریافت هیچ آسیبی از پسشان برآمد. وقتی رویارویی با باس قرار نیست مهارت بازیکن را به چالش بکشد، طبیعی است که پایان مراحل هم آن هیجان و رضایت موردانتظار را نداشته باشد.گرافیک و مشکلات فنی؛ نوستالژی بهانه‌ای برای کم‌کاری نیستاز نظر بصری، «آرکید گیمز» آن‌طور که باید حس‌وحال بازی‌های کلاسیک آرکید را زنده نمی‌کند. ظاهر ساده‌ی محیط‌ها و شخصیت‌ها بیشتر یادآور بعضی از بازی‌های موبایلی است تا اثری که بخواهد با تکیه بر سبک رترو، تجربه‌ای چشم‌نواز ارائه دهد. این ضعف وقتی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم بازی به وضوح Full HD و نرخ اجرای ۳۰ فریم بر ثانیه محدود است. محدودیت‌هایی که با توجه به ساختار دوبعدی و ظاهر نه‌چندان پیچیده‌ی بازی، چندان قابل‌قبول به نظر نمی‌رسند.فیلتر تصویری VHS هم که قرار است حال‌وهوای قدیمی‌تری به بازی بدهد، بیش از اندازه پررنگ است. این افکت به‌جای اینکه صرفاً حس تماشای تصاویر قدیمی را تداعی کند، گاهی خودش به عاملی آزاردهنده تبدیل می‌شود. شدت آن برای من به‌قدری بود که ترجیح دادم غیرفعالش کنم و بازی را بدون این فیلتر ادامه دهم.مشکلات نسخه‌ی کامپیوتر نیز به جلوه‌های بصری محدود نمی‌شوند. یکی از عجیب‌ترین ایرادهایی که با آن مواجه شدم، نبود گزینه‌ای مشخص برای خروج از بازی بود؛ به‌طوری‌که برای بستن آن مجبور شدم از طریق «تسک منیجر» ویندوز اقدام کنم. شاید این مشکل به‌تنهایی ایراد بزرگی به نظر نرسد، اما وقتی در کنار گرافیک معمولی، محدودیت‌های فنی و گیم‌پلی تکراری قرار می‌گیرد، نشان می‌دهد که بازی در بخش‌هایی فراتر از محتوای اصلی خود هم به پرداخت بیشتری نیاز داشته است. جمع‌بندی؛ نامی بزرگ، تجربه‌ای ناامیدکننده«تریفایر» با قیمت ۲۰ دلار برای کامپیوتر و کنسول‌ها عرضه شده، اما محتوایی که در ازای این مبلغ دریافت می‌کنید، به‌سختی می‌تواند انتظارات را برآورده کند. بازی از نام و فضای یک مجموعه‌ی ترسناک شناخته‌شده استفاده می‌کند، ولی در عمل، مبارزات تکراری، کنترل‌های نه‌چندان روان و کمبود تنوع باعث می‌شوند جذابیت آن خیلی زود از بین برود. حتی اگر از طرفداران «تریفایر» باشید، علاقه به آرت دلقک به‌تنهایی برای تحمل ضعف‌های بازی کافی نیست.خشونت بدون داستان؛ اقتباسی که چیزی برای گفتن نداردایراد «آرکید گیمز» فقط به گیم‌پلی محدود نمی‌شود؛ مشکل اینجاست که بازی پشت خشونت پررنگ خود، محتوای چندانی برای ارائه ندارد. مبارزات پی‌درپی و حرکات خشن، بخش اصلی تجربه را تشکیل می‌دهند، اما روایت منسجم یا داستان قابل‌توجهی وجود ندارد که به این اتفاقات معنا بدهد. در نتیجه، خشونت بیشتر به ابزاری برای پرکردن مراحل تبدیل می‌شود تا بخشی از تجربه‌ای هدفمند و به‌یادماندنی.برای مقایسه، در مجموعه‌ای مانند «کال‌آف‌دیوتی»، درگیری‌ها و صحنه‌های خشن در بسیاری از نسخه‌ها بخشی از روایتی سیاسی و نظامی هستند و در خدمت پیشبرد داستان قرار می‌گیرند. اما در «آرکید گیمز»، خبری از چنین پشتوانه‌ای نیست. بازی بیشتر به تکرار مبارزات و نمایش خشونت بسنده می‌کند، بی‌آنکه تلاش چندانی برای ساختن روایتی جذاب یا ارائه‌ی دیدگاهی مشخص داشته باشد.در نهایت، این احساس به وجود می‌آید که سازندگان بیش از آنکه به فکر خلق یک بازی مستقل و باکیفیت باشند، روی محبوبیت نام «تریفایر» حساب کرده‌اند تا طرفداران را به خرید ترغیب کنند. نتیجه، اثری که نه از نظر گیم‌پلی عمق دارد و نه از نظر محتوا چیزی ارائه می‌دهد. بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های کافه بازار و مایکت دانلود و نصب کنید. #بازی #بازی_ویدئویی #بازی_ویدیویی #گیم #گیمر #گیمینگ #خشن #بازی_رسانه #بازی_ترسناک #تریفایر #خشونت 15:44 - 6 آبان 1405 هنررسانهبازی نما∎​