حام جم آنلاین: یکی از دشواریهای مدیریت بحران، تصمیمگیری در شرایطی است که اطلاعات ناقص، پراکنده یا متغیرند. سامانههای هوش مصنوعی میتوانند با تحلیل دادههای موجود، شناسایی روندها و ترکیب اطلاعات از منابع مختلف، به ارزیابی وضعیت و تشخیص نشانههای اولیه برخی بحرانها کمک کنند.
برای نمونه در مدیریت شهری، تحلیل دادههای ترافیکی، گزارشهای شهروندان، اطلاعات هواشناسی و وضعیت زیرساختها میتواند در شناسایی نقاط آسیبپذیر و اولویتبندی اقدامات مؤثر باشد. در حوزه ارتباطات بحران نیز ابزارهای هوشمند میتوانند به دستهبندی گزارشها، استخراج موضوعات پرتکرار و شناسایی نیازهای اطلاعاتی شهروندان کمک کنند.
با اینحال، پیشبینیهای الگوریتمی نباید با قطعیت اشتباه گرفته شوند. کیفیت دادهها، سوگیریهای احتمالی و محدودیت مدلها بر نتایج اثر میگذارند؛ بنابراین خروجی هوش مصنوعی باید یکی از ورودیهای تصمیمگیری کارشناسی باشد، نه جایگزینی برای مسئولیت انسانی.
یکی از چالشهای مهم در عصر هوش مصنوعی، امکان تولید سریع محتوای جعلی و متقاعدکننده است. تصاویر ساختگی، فایلهای صوتی شبیهسازیشده و ویدئوهای دستکاریشده میتوانند در شرایط بحرانی، تشخیص واقعیت را دشوارتر کنند. اگر چنین محتوایی به یک مقام مسئول، یک حادثه یا یک زیرساخت حیاتی نسبت داده شود، ممکن است موجب سردرگمی عمومی و اختلال در روند اطلاعرسانی شود.
تهدید دیگر، وابستگی بیش از اندازه سازمانها به سامانههای هوشمند است. اگر یک سازمان تصمیمهای حیاتی خود را بدون سازوکار جایگزین به سامانهای خاص وابسته کند؛ اختلال فنی، دسترسی غیرمجاز یا خطای الگوریتمی میتواند بر تداوم خدمات اثر بگذارد.
همچنین استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی بدون توجه به محرمانگی دادهها ممکن است اطلاعات حساس سازمانی یا شهروندان را در معرض خطر قرار دهد؛ از اینرو بهرهگیری از این فناوری در نهادهای عمومی باید با سیاستهای روشن درباره نوع دادههای مجاز، سطح دسترسی، امنیت اطلاعات و مسئولیت کاربران همراه باشد.
برای بهرهگیری ایمن از هوش مصنوعی در مدیریت بحران، چند اقدام اساسی ضروری است:
نخست، سازمانها باید پیش از استقرار سامانههای هوشمند، داراییهای اطلاعاتی، نقاط وابستگی و پیامدهای احتمالی اختلال را شناسایی کنند.
دوم، تصمیمهای حساس باید از سازوکار نظارت انسانی برخوردار باشند. مسئولیت تصمیم نهایی در موضوعات حیاتی نباید بهصورت مبهم به یک الگوریتم واگذار شود.
سوم، تداوم خدمات باید در طراحی سامانهها مورد توجه قرار گیرد. وجود روشهای جایگزین، نسخههای پشتیبان، برنامه بازیابی و امکان ادامه حداقلی خدمات هنگام اختلال، از الزامات تابآوری دیجیتال است.
چهارم، کارکنان و مدیران باید درباره محدودیتهای هوش مصنوعی، خطر افشای اطلاعات و روشهای ارزیابی محتوای تولیدشده با این فناوری آموزش ببینند.
پنجم، نظام اطلاعرسانی بحران باید برای مواجهه با محتوای جعلی آمادگی داشته باشد. انتشار سریع اطلاعات تأییدشده، ایجاد مسیرهای رسمی برای راستیآزمایی و اصلاح عمومی خطاها میتواند از گسترش اطلاعات گمراهکننده جلوگیری کند.
در نهایت اینکه، هوش مصنوعی نه بهخودیخود تضمینکننده امنیت است و نه الزاما تهدیدی اجتنابناپذیر. پیامدهای آن به کیفیت حکمرانی، امنیت زیرساختها، شیوه استفاده و میزان آمادگی سازمانها بستگی دارد.
در چارچوب پدافند غیرعامل، هدف نباید صرفا استفاده گستردهتر از فناوریهای نوین باشد؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که این فناوریها در کنار افزایش توان تحلیل و سرعت پاسخگویی، وابستگیهای خطرناک و آسیبپذیریهای تازه ایجاد نمیکنند.
آینده مدیریت بحران به سازمانهایی تعلق دارد که علاوه بر بهرهگیری از ظرفیت هوش مصنوعی، برای خطا، اختلال و سوءاستفاده نیز برنامه دارند. آمادگی واقعی شکل میگیرد که فناوری هوشمند با نظارت انسانی، امنیت اطلاعات و طراحی تابآور همراه شود.
∎