جام جم آنلاین: در شرایطی که تحولات منطقه و جنگ رمضان، ابعاد تازهای از تجربه مقاومت را پیش روی فیلمسازان قرار داده، ثبت زندگی مردم، تجربه خانوادهها و پیامدهای انسانی جنگ نیز اهمیت پیدا کرده است. غفاری همچنین با تأکید بر ضرورت توجه به فناوریهای نوین، از هوش مصنوعی بهعنوان فرصتی برای گسترش امکانات تولید یاد میکند. به جهت اینکه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت از هفتم تا چهاردهم آبان ۱۴۰۵ به دبیری جلال غفاری در پردیس سینمایی ملت و آیین افتتاحیه این دوره از جشنواره نیز از امروز در شهر اصفهان برگزار میشود، گفتوگویی با جلال غفاری، دبیر جشنواره درباره سینمای مقاومت داشتیم که در ادامه از نظر میگذرانید.
مهمترین تفاوت سیاستگذاری و تغییر اجرایی نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت با دورههای گذشته چیست و این تفاوت در انتخاب آثار و ترکیب بخشهای جشنواره چگونه نمود پیدا کرده است؟
ببینید، آنچه در نوزدهمین دوره دنبال کردیم و میکنیم، صرفا تغییر در شیوه برگزاری یا افزودن چند بخش جدید نیست؛ مسأله اصلی، «بازتعریف نقش جشنواره در جریان سینمای مقاومت» است. تجربه دورههای گذشته نشان داده که برگزاری موفق یک رویداد، اگر به استمرار تولید، کشف استعداد و گسترش مخاطب منجر نشود، بهتنهایی کافی نیست. بر همین اساس، تلاش کردهایم جشنواره را از یک رویداد مقطعی به مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با تولید، آموزش، پژوهش و ارتباطات بینالمللی نزدیک کنیم. بههرحال در انتخاب آثار، برای ما مهم بود که هویت محتوایی جشنواره در کنار اعتبار هنری آثار حفظ شود. از سوی دیگر، تحولات اخیر منطقه، بهویژه جنگ رمضان، ضرورت توجه به ابعاد تازهای از مفهوم مقاومت را آشکار کرده است. امروز سینمای مقاومت تنها به میدان نبرد نمیپردازد، بلکه زندگی مردم، ایستادگی اجتماعی، تجربه خانوادهها و پیامدهای انسانی جنگ را نیز روایت میکند. توجه به فیلمهای داستانی، مستند، کوتاه، فیلمنامه، آثار هوش مصنوعی و فعالیتهای پژوهشی، در همین چارچوب معنا پیدا میکند. هدف ما افزایش تعداد بخشها نبود بلکه ایجاد فرصت برای روایتهای متنوع و ارتقای کیفیت آثار است.
چه سازوکاری برای شناسایی و حمایت از آثاری در نظر گرفتهاید که با زبان سینما به موضوع مقاومت میپردازند؟
«غلبه اهمیت موضوع بر کیفیت روایت» یکی از آسیبهایی است که باید به آن توجه کنیم. معتقدم هیچ موضوع ارزشمندی بهتنهایی یک فیلم را به اثر سینمایی موفق تبدیل نمیکند. چیزی که باعث همراهی مخاطب میشود، قدرت داستان، شخصیتپردازی و صداقت در روایت است. به همین دلیل، در شناسایی آثار و استعدادها، صرفا به مضمون توجه نداریم. برای ما مهم است که فیلمساز با چه رویکردی به موضوع پرداخته و تا چه اندازه توانسته است آن را برای مخاطب ملموس و باورپذیر کند. در دبیرخانه جشنواره، اطلاعات نزدیک به ۷۰۰۰ هنرمند و فعال سینمایی گردآوری شده است. این ظرفیت زمانی ارزشمند خواهد بود که از یک بانک اطلاعاتی به شبکهای فعال از فیلمسازان، نویسندگان، تهیهکنندگان و مجموعههای تولیدی تبدیل شود. همچنین تلاش داریم آثار مستعد، بهویژه فیلمنامهها و تولیدات فیلمسازان جوان، پس از مرحله ارزیابی نیز فرصت دیدهشدن پیدا کنند. جشنواره بهتنهایی متولی تولید نیست، اما میتواند زمینه پیوند استعدادها با امکانات تولید را فراهم کند. این نقشی است که باید آن را جدیتر از گذشته دنبال کنیم.
در ارزیابی آثار نوزدهمین دوره، سهم مؤلفههایی مانند کیفیت فیلمنامه، شخصیتپردازی، کارگردانی و نوآوری در فرم سینمایی در مقایسه با اهمیت موضوع و پیام اثر چگونه تعریف شده است؟
موضع ما در این زمینه روشن است؛ اهمیت موضوع نباید به امتیازی برای چشمپوشی از ضعفهای سینمایی تبدیل شود. ساخت فیلم درباره یک رویداد مهم تاریخی، بهتنهایی برای دفاع از آن کافی نیست؛ اثر باید از روایتی منسجم و شخصیتپردازی قابل قبول نیز برخوردار باشد.
در داوری، فیلمنامه، ساختار دراماتیک، کارگردانی، پرداخت شخصیتها و خلاقیت در فرم اهمیت اساسی دارند. البته جشنواره مقاومت دارای هویت موضوعی مشخصی است، اما در چارچوب این هویت، باید امکان بروز نگاهها و شیوههای متفاوت روایت فراهم باشد.
یکی از انتظارات ما از نسل جدید فیلمسازان همین است که به تکرار الگوهای شناختهشده بسنده نکنند. سینمای مقاومت برای ارتباط با مخاطب امروز، به زبان تازه و تجربههای متفاوت نیاز دارد. به باور من، بهترین فیلم مقاومت اثری نیست که بیشترین تأکید مستقیم را بر پیام خود داشته باشد؛ گاهی یک روایت انسانی دقیق و تأثیرگذار، بیش از مجموعهای از گفتوگوهای صریح، مفهوم مقاومت را به مخاطب منتقل میکند.
با توجه به تحولات منطقه و جنگهای اخیر، چگونه میتوان میان ثبت فوری رویدادها و تولید آثاری که از نظر پژوهش، روایت و ارزش سینمایی ماندگار باشند، توازن برقرار کرد و شما چطور این موضوع را در جشنواره مد نظر قرار دادید؟
در روزهای جنگ، نخستین ضرورت این است که واقعیتها، تصاویر و روایتهای انسانی از دست نروند. بسیاری از جزئیات یک واقعه تاریخی، اگر در همان زمان ثبت نشوند، دیگر قابل بازیابی نخواهند بود. اما ثبت واقعه پایان کار نیست. تبدیل یک تجربه تاریخی به اثر سینمایی، نیازمند پژوهش، شناخت شخصیتها، فاصلهگرفتن از هیجان اولیه و یافتن ساختار مناسب روایت است.
به همین دلیل، در بخش ویژه جنگ رمضان، تلاش کردیم به این دو سطح توجه شود. روایتهای میدانی، تجربه زیسته مردم، نقش زنان، مقاومت اجتماعی، پیامدهای جنگ و موضوع امید و بازسازی، ظرفیتهایی هستند که نباید در روایت صرفا نظامی از جنگ نادیده گرفته شوند. تصور میکنم یکی از مسئولیتهای مهم جشنواره این است که میان ثبت فوری وقایع و تولید آثار آینده ارتباط برقرار کند. همه تصاویر ارزشمند الزاما به فیلم سینمایی تبدیل نمیشوند، اما میتوانند منابع مهمی برای مستندسازان، پژوهشگران و فیلمنامهنویسان باشند. اگر امروز این تجربهها را دقیق ثبت کنیم، در سالهای آینده امکان تولید آثاری فراهم خواهد شد که فراتر از شرایط روز، ارزش تاریخی و هنری داشته باشند.
لطفاً درباره میزان سهم هوش مصنوعی در جشنواره، با توجه به اینکه در جنگ اخیر انیمیشنهای لگویی زیادی در این رابطه ساخته شد، صحبت کنید.
ببینید، هوش مصنوعی دیگر یک امکان حاشیهای در تولید تصویر نیست؛ به بخشی از واقعیت امروز صنعت رسانه و سینما تبدیل شده است. طبیعی است که جشنوارهای با نگاه آیندهنگر، نمیتواند نسبت به این تحول بیتفاوت باشد. در جنگ اخیر شاهد تولید و انتشار گسترده آثار مبتنی بر هوش مصنوعی بودیم. انیمیشنهای لگویی یکی از نمونههای قابل توجه این جریان بودند که بهدلیل ویژگیهای بصری و سرعت انتقال پیام، در فضای مجازی دیده شدند. بااینحال، باید میان جذابیت فناوری و ارزش هنری اثر تفاوت قائل شد. استفاده از یک ابزار جدید، بهخودیخود نشانه خلاقیت نیست. اگر روایت ضعیف باشد، حتی پیشرفتهترین فناوری نیز نمیتواند آن را به اثری ماندگار تبدیل کند. در نوزدهمین جشنواره، هوش مصنوعی را بهعنوان حوزهای مستقل مورد توجه قرار دادهایم، اما معیار اصلی همچنان کیفیت ایده، روایت، خلاقیت بصری و تأثیرگذاری اثر است. این فناوری بهویژه برای نسل جوان فرصت مهمی ایجاد کرده است؛ چون بخشی از محدودیتهای فنی و هزینههای تولید را کاهش میدهد. در مقابل، مسأله اصالت اثر، تکرار الگوهای تصویری و مسئولیت حرفهای در بازنمایی واقعیت نیز باید جدی گرفته شود. آینده این حوزه را نه در جایگزینی خلاقیت انسانی، بلکه در افزایش توان فیلمساز برای بیان ایدههای تازه میبینم.
جشنواره فیلم مقاومت پس از پایان هر دوره چه سازوکاری برای تبدیل آثار برگزیده به پروژههای تولیدی و حمایت از فیلمسازان جوان دارد؟
اگر ارتباط جشنواره با فیلمساز در شب اختتامیه پایان پیدا کند، بخش مهمی از ظرفیت آن از دست رفته است. مسألهای که در این دوره دنبال میکنیم، ایجاد مسیر ارتباطی میان استعدادهای شناساییشده و مجموعههایی است که امکان تولید و حمایت حرفهای دارند. در سالهای گذشته با فیلمسازان جوانی مواجه بودهایم که از ایدههای قابل توجهی برخوردارند، اما برای ورود به مرحله تولید، نیازمند مشاوره، ارتباط حرفهای و امکانات اجرایی هستند. بر همین اساس، تقویت شبکه هنرمندان جشنواره و ارتباط با نهادهای تولیدی را در دستورکار قرار دادهایم. معرفی فیلمنامههای مستعد، ایجاد فرصت برای گفتوگو با تهیهکنندگان و کمک به دیدهشدن آثار کوتاه و مستند میتواند بخشی از این مسیر باشد. البته باید واقعبین بود؛ جشنواره نهاد تأمین مالی تولید نیست و نباید وعدهای فراتر از اختیارات خود بدهد. اما میتواند در شناسایی آثار قابل حمایت و اتصال ظرفیتها نقش مؤثری ایفا کند. معیار موفقیت ما در این زمینه، صرفا تعداد جوایز نخواهد بود؛ مهم این است که چه تعداد از استعدادهای شناساییشده بتوانند مسیر حرفهای خود را ادامه دهند.
شما از برگزاری نخستین همایش بینالمللی علمی سینمای مقاومت با عنوان «از نظریه تا عمل» در هفته پژوهش خبر دادید و اشاره کردید که بیش از ۴۰ تا ۵۰ نشست دانشگاهی پیش از آن برگزار شده است. خروجی علمی مورد انتظار این همایش چیست و چگونه قرار است نتایج نظری آن به تولیدات سینمایی آینده یا سیاستگذاری جشنواره در دورههای بعد منتقل شود؟
فراموش نکنیم که «فاصله میان تجربه تولید و پشتوانه نظری آن» یکی از خلأهای سینمای مقاومت است. در این سالها آثار متعددی ساخته شده و تجربههای ارزشمندی به دست آمده، اما همه این تجربهها به دانش قابل انتقال و استفاده برای نسلهای بعد تبدیل نشدهاند. برگزاری نشستهای علمی و برنامهریزی برای همایش بینالمللی «از نظریه تا عمل» با هدف کاهش همین فاصله صورت گرفته است. انتظار ما از این همایش، صرفا ارائه مقاله یا برگزاری نشستهای دانشگاهی نیست. پژوهش زمانی ارزش عملی پیدا میکند که بتواند به پرسشهای واقعی فیلمسازان پاسخ دهد؛ از چگونگی روایت جنگ و طراحی شخصیت گرفته تا شناخت مخاطب جهانی و شیوههای تازه بازنمایی مقاومت. بر همین اساس، ضروری است نتایج این نشستها در قالب پیشنهادهای کاربردی، موضوعات پژوهشی، کارگاههای تخصصی و منابع قابل استفاده برای فیلمنامهنویسان و تولیدکنندگان تدوین شود.
با وجود تحریمها و محدودیتهای بینالمللی، چه استراتژی مشخصی برای جذب آثار باکیفیت و جلوگیری از تبدیلشدن جشنواره به رویدادی شعاری در سطح جهانی اتخاذ کردهاید؟
در دوره نوزدهم، توسعه ارتباط با جشنوارههای همسو، فیلمسازان مستقل و مجموعههای فرهنگی بینالمللی را دنبال کردهایم. هدف این است که ارتباطات مقطعی به همکاریهای پایدار در زمینه تبادل آثار، حضور هنرمندان و داوران، نمایش فیلم و زمینهسازی تولید مشترک تبدیل شود. در مورد پرهیز از شعارزدگی نیز معتقدم مهمترین راهکار، پایبندی به استانداردهای حرفهای سینماست. مخاطب جهانی را نمیتوان صرفا با بیان مستقیم یک موضع همراه کرد. او باید بتواند با شخصیت، داستان و تجربه انسانی فیلم ارتباط برقرار کند. هر اندازه در انتخاب آثار بر کیفیت هنری، تنوع روایت و صداقت در بیان تأکید کنیم، اعتبار بینالمللی جشنواره نیز افزایش خواهد یافت.
جلال غفاری، دبیر نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، معتقد است ماندگاری این سینما به موضوعات ارزشمند بهتنهایی وابسته نیست و کیفیت فیلمنامه، شخصیتپردازی و روایت انسانی نقش تعیینکنندهای دارد. او از برنامههای جشنواره برای حمایت از استعدادهای جوان، گسترش پژوهشهای سینمایی، توسعه ارتباطات بینالمللی و توجه به هوش مصنوعی خبر داده و تأکید کرده است که موفقیت جشنواره باید در تداوم تولید و شکلگیری آثار ماندگار سنجیده شود.
اگر بخواهم حاصل این سه دوره را در یک موضوع خلاصه کنم، آن موضوع «تغییر نگاه به مأموریت جشنواره» است. از ابتدا بر این باور بودم که جشنواره مقاومت نباید صرفاً به نمایش و رقابت آثار تولیدشده محدود شود، بلکه باید در شناسایی استعدادها، پرورش ایدههای تازه و رونق تولید در سینمای مقاومت نیز نقش داشته باشد.
توجه به نسل جدید فیلمسازان، توسعه ارتباطات بینالمللی، تقویت فعالیتهای پژوهشی و ورود به حوزههای نوین تولید، در همین چارچوب دنبال شده است. آنچه در دوره نوزدهم اهمیت بیشتری دارد، تبدیل این رویکردها به ساختارهای پایدار است؛ بهگونهای که فعالیت دبیرخانه، ارتباط با هنرمندان و پیگیری ظرفیتهای تولید به زمان برگزاری جشنواره محدود نماند. در نهایت، موفقیت جشنواره را نباید تنها با تعداد آثار یا گستردگی برنامهها سنجید. دستاورد واقعی زمانی حاصل میشود که از دل این جریان، فیلمسازان توانمند و آثاری متولد شوند که علاوه بر حفظ هویت و ارزشهای خود، از نظر هنری نیز توان رقابت و ارتباط با مخاطب جهانی را داشته باشند.
∎