اما زیارت حقیقی تنها یک حضور فیزیکی در صحن و سرا نیست، بلکه پیوندی روحی و همگامی عملی با تعالیم اندیشهساز آن امام همام است.
برای درک عمیقتر ابعاد زیارت معرفتبخش و پیادهسازی سیره رضوی در زندگی روزمره، با حجتالاسلام والمسلمین سیدمهدی واعظ موسوی، کارشناس دینی و اخلاقی به گفتوگو نشستهایم تا شاخصهای اساسی زندگی عاقلانه و حقمدارانه را از منظر امام مهربانیها بازخوانی کنیم. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
در این روز چهارشنبه که دلها بیش از هر زمان دیگری هوایی صحن و سرای رضوی میشود، خیلیها از دور یا نزدیک سلامی میدهند و زیارتی میکنند. اما چطور میتوان از این سلام ساده و زیارت ظاهری عبور کرد و به آن زیارت تحولآفرین رسید که رفتار و اندیشه ما را روی ریل آموزههای امام رضا (ع)، قرار دهد؟
زیارت در حقیقت، تجدید عهد با امام معصوم و قرار گرفتن در مدار فکری و اخلاقی ایشان است. وقتی در این روز که متعلق به امام رضا (ع) است، توفیق زیارت حضوری یا از راه دور حاصل میشود، باید از ظاهر زیارت به باطن آن حرکت کنیم. امام رضا (ع) امام دانایی، گفتوگو و عقلانیت هستند. زیارت با معرفت یعنی اینکه زائر، اندیشه و رفتار خود را با شاخصهای رضوی بسنجد. پیوند واقعی زمانی شکل میگیرد که ما تعالیم حضرت را در متن زندگی، رفتارهای خانوادگی و مناسبات اجتماعی پیاده کنیم؛ وگرنه زیارتی که تغییری در اخلاق و سبک زندگی ما ایجاد نکند، هنوز به مرتبه کامل معرفت، نرسیده است.
به نکته مهمی اشاره فرمودید؛ اینکه زائر باید اندیشه و رفتار خود را با شاخصهای رضوی بسنجد. اصلیترین شاخصی که حضرت رضا (ع) برای این سنجش و اندیشهورزی مطرح میفرمایند چیست و چه حدیثی در این زمینه روانه کردهاند؟
شاخص اصلی و کلیدی در مکتب رضوی، «عقلمداری» است. روایت بسیار ارزشمندی از امام رضا (ع) در منابع حدیثی نقل شده که حضرت میفرمایند: «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ» (اصول کافی، ج ۱، ص ۱۱) یعنی دوست هر فردی عقل اوست و دشمن او جهل و نادانیاش است. این کلام نورانی تمام مسیر زندگی انسان را روشن میسازد. عقل در لغت از «عقال» گرفته شده است؛ یعنی همان مهار یا زانوبندی که شتر را با آن میبندند تا سرکشی نکند. عقل نیز مهار رفتارهای هیجانی و احساسی انسان است و اجازه نمیدهد فرد دست به هر کاری بزند. در نگاه امام رضا (ع)، معیار قرب به خداوند و پیمودن مسیر سعادت، تکیه بر عقلانیت است، نه حرکت بر مدار هیجانات، تعصبات یا نادانی.
وقتی عقل را مهارکننده رفتارهای هیجانی میدانید، این سؤال پیش میآید که آیا هر نوع چرتکهانداختن و محاسبه برای منفعت شخصی هم «عقلانیت» محسوب میشود؟ مرز میان عقلانیت رضوی با زیرکیها و هوش ظاهری چیست؟
پاسخ به این نکته بسیار حیاتی است. آنچه در خیلی از رفتارهای منفعتطلبانه میبینیم «هوش» یا زیرکی مادی است، نه «عقل». هوش ابزاری است که اگر زیر سایه اخلاق نباشد، میتواند در خدمت خدعه و بیاخلاقی قرار گیرد تا فرد صرفاً به منافع شخصی خودش برسد؛ اما عقل در فرهنگ رضوی، گوهر درونی و بازدارندهای است که انسان را به سمت حق و حقیقت هدایت میکند. عقل باعث میشود فرد حتی اگر گناه یا بیعدالتی به نفعش باشد، از آن بگذرد. عقلانیت رضوی به انسان قدرت تشخیص میدهد تا حق را بپذیرد، حتی اگر این حقمداری به زیان شخصی خودش یا اطرافیانش تمام شود.
با این اوصاف، برای رسیدن به سبک زندگی مورد پسند امام رضا (ع)، چه گامها و شاخصهایی را باید به ترتیب طی کنیم؟
سه شاخص اساسی در این مسیر وجود دارد که ترتیب آنها کاملاً حسابشده است: حقمداری، عقلمداری و عدلمداری. نخستین پایه، پذیرش حق است. انسان حقمدار وقتی بفهمد حق با دیگری است، بدون مغالطه و لجاجت آن را میپذیرد. قرآن کریم میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ» (سوره نساء، آیه ۱۳۵) یعنیای کسانی که ایمان آوردهاید، کاملاً قیام به عدالت کنید؛ برای خدا شهادت دهید، حتی اگر به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما باشد. طبق فرموده اهلبیت (ع)، تبعیت از حق باعث کمال عقل میشود و وقتی انسان عاقل شد، به مقام عدالت میرسد. پیامبران الهی نیز، چون عاقلترین انسانها بودند، عادلترین آنان شدند.
وقتی صحبت از پذیرش حق حتی به ضرر خود یا اطرافیان میشود، گاهی فرد با انجام چند کار خیر یا رفتار حقمدارانه، دچار غرور میشود و احساس طلبکاری میکند. مکتب رضوی برای رهایی از این خودبینی اخلاقی و رسیدن به خلوص در عمل چه آموختهای دارد؟
این یکی از جدیترین آفات در مسیر رشد اخلاقی است؛ اینکه انسان گرفتار «حجاب عمل» شود. یعنی اگر قدمی برای کسی برداشت یا دو رکعت نماز خواند، احساس کند بر دیگران منت دارد. در مکتب اهلبیت (ع)، انسان هرچه عاقلتر و حقمدارتر میشود، خود را در آستان الهی فقیرتر میبیند. قرآن کریم روحیه خالصانه خاندان عصمت را اینگونه توصیف میفرماید: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا» (سوره انسان، آیه ۹) یعنی ما شما را تنها به خاطر خدا اطعام میکنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم. مشکل جامعه امروز ما این است که وقتی خدمتی به همسر، فرزند یا دیگران میکنیم، فوراً منتظر قدردانی هستیم و اگر تشکری نبینیم، طلبکارانه برخورد میکنیم. اما پیرو واقعی امام رضا (ع) عمل خوب خود را بزرگ نمیبیند، منت نمیگذارد و حتی بدون چشمداشت یک «دستت درد نکنه» ساده، به دیگران خیر میرساند. همین خدمت بیمنت، روح انسان را، بزرگ میکند.
همین عدم انتظار تشکر و خدمت بیمنتی که فرمودید، در کانون خانواده و روابط اجتماعی چطور باید خودش را نشان دهد؟ به بیان دیگر، چگونه میتوان با پیادهسازی این رفتارهای اخلاقی، فرزندان و اطرافیان را شیفته دین و مرام رضوی کرد؟
کلید اصلی در کانون خانواده و اجتماع، گره زدن «عدالت» با «محبت» است. وقتی انسان در خانه منت نمیگذارد و منصفانه برخورد میکند، شیرینی اخلاق دینی چشیده میشود. در روایات داریم که عدالت از عسل هم شیرینتر است. قرآن کریم هم در توصیف رفتارهای مؤمنان میفرماید: «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» (سوره فتح، آیه ۲۹) یعنی در میان خود مهربانند. اگر پدر یا مادری در خانه رفتار عادلانه داشته باشد، بر سر یک اشتباه یا نماز نخواندن فرزند با داد و فریاد و پرخاش خانه را متشنج نکند، بلکه با زبان جمیل و محبت راهنمایی کند، آن فرزند خودش عاشق این مرام و دین میشود. رفتارهای ظالمانه، منتگذاشتن و بیاحترامی، اطرافیان را زده میکند؛ اما رفتار منصفانه و مهربانانه، بهترین دعوت عملی به مکتب امام رضا (ع) است.
وقتی زیارت را فراتر از یک حضور فیزیکی و گام نهادن در مسیر «عقلانیت، حقمداری و اخلاق در خانواده» معنا میکنیم، زائر در پایان این تشرف و هنگام خروج از حرم مطهر، چگونه میتواند این دستاورد را به یک توشه ماندگار در زندگی روزمرهاش تبدیل کند؟
زیارت واقعی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ یعنی زائر وقتی صحن و سرا را ترک میکند، دستپُر از عقلانیت و با تصمیم جدی برای رفتار عادلانه و مهربانانه در خانه و جامعه برگردد. برای ماندگاری این معرفت، پیشنهاد میکنم زائران عزیز در طول تشرف، صرفاً به رفتوآمدهای ظاهری اکتفا نکنند و زمانی را هم به اندیشهورزی، مطالعه آثار معارفی یا حضور در کتابخانه بزرگ آستان قدس رضوی اختصاص دهند. مطالعه سیره حضرت به ما نشان میدهد که چرا عقلانیت و اخلاق رضوی در طول تاریخ، دلهای حقیقتجو را جذب کرده است. اگر زائر با دستمایهای از عقل، حقجویی و اخلاق خوش به خانه برگردد، زیارت او کامل شده و توانسته است پیام امام رضا (ع) را در متن زندگی واقعی پیاده کند.