فرارو– متیو بلکبرن، پژوهشگر ارشد مسائل بین الملل موسسه کوئینسی
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، ابتکار تازه دولت دونالد ترامپ برای پایاندادن به جنگ اوکراین، شکافهای عمیقی را در اروپا آشکار کرده است. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با انتقاد از رویکرد واشنگتن گفت: «باید به متجاوز فشار بیاوریم تا جنگ را متوقف کند، نه اینکه قربانی را وادار به تسلیم کنیم.» او تأکید کرد که فشار بر اوکراین راه درستی نیست و اروپا همچنان در کنار این کشور خواهد ایستاد.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین نیز میگوید روسیه اراده واقعی برای صلح ندارد و حملات این کشور به غیرنظامیان اوکراینی را نشانهای از ادامه رویکرد تهاجمی مسکو میداند. چنین مواضعی جنگ را در قالب تقابل اخلاقی میان خیر و شر ترسیم میکند؛ روایتی که بر اساس آن، اروپا چارهای جز حمایت یکپارچه از اوکراین برای متوقفکردن ولادیمیر پوتین ندارد.
بااینحال، همه رهبران اروپایی چنین نگاهی ندارند. نشست اخیر اسلو با حضور زلنسکی، یوناس گار استوره، نخستوزیر نروژ و الکساندر استوب، رئیسجمهور فنلاند نشان داد که گروهی از کشورهای اروپایی بهدنبال زبانی متفاوت برای پایاندادن به جنگ هستند؛ زبانی که بهجای تأکید صرف بر پیروزی نظامی، بر مذاکره، واقعگرایی و ایجاد صلحی پایدار تمرکز دارد.
ابتکار اسلو؛ بازگشت دیپلماسی به دستور کار اروپا
استوب در نشست خبری اسلو از پیشرفتهای اساسی در مذاکرات پشتپرده سخن گفت. استوره نیز تأکید کرد که اروپا برای دستیابی به صلحی پایدار باید در میز مذاکره حضور داشته باشد. این مواضع حاصل تحرکاتی ناگهانی نیست؛ نمایندگان نروژ و فنلاند طی ماههای گذشته برای فراهمکردن زمینه گفتوگو تلاش کردهاند.
اسپن بارت آیده، وزیر خارجه نروژ، هفته گذشته در مجمع امنیتی ورشو از دوگانه رایج «پیروزی اوکراین یا تسلیم این کشور» فاصله گرفت. او استدلال کرد که اروپا، با توجه به هزینههایی که برای جنگ میپردازد، باید در تلاشهای دیپلماتیک برای پایاندادن به آن نیز نقش رهبریکننده داشته باشد.
اسپن بارت آیده، وزیر خارجه نروژ معتقد است توافق صلح میتواند اوکراینی مستقل و دموکراتیک را با حدود ۸۰ درصد از قلمرو پیش از جنگ، در مسیر پیوستن به اتحادیه اروپا قرار دهد. او همچنین بر ضرورت ارائه پیشنهادهای مشخص اروپایی برای ساختار امنیتی پس از جنگ تأکید کرده و گفته است که در بلندمدت، بازگشت به نوعی رابطه عادی با روسیه و احیای نظم منطقهای باید امکانپذیر باشد.
استوب نیز در سخنرانی خود در مؤسسه امور بینالملل نروژ از رویکردی با عنوان «واقعگرایی مبتنی بر ارزشها» دفاع کرد. به باور او، کشورهای اروپایی باید به ارزشهای خود وفادار بمانند، اما چسبیدن انعطافناپذیر به موضع اخلاقی برتر، بهتنهایی جنگ را پایان نمیدهد. او خواستار حفظ خونسردی شد و هشدار داد که گسترش «ذهنیت جنگی» تصورکردن و طراحی صلح را دشوارتر میکند.
هزینههای فزاینده و محدودیتهای نظامی
رویکرد نروژ و فنلاند در تضاد با دیدگاهی قرار دارد که پیروزی بر روسیه را پیششرط امنیت آینده اروپا میداند. این دو کشور با این تصور که ارسال سلاح بهتنهایی مسیر صلح را هموار میکند، فاصله گرفتهاند و بر واقعیتی نظامی تأکید دارند: هیچیک از طرفهای جنگ منابع کافی برای دستیابی به پیروزی قاطع در اختیار ندارد.
حملات تهاجمی دو طرف بارها نتوانستهاند نقطه عطفی در میدان نبرد ایجاد کنند. در مقابل، هزینهها افزایش یافته و دستاوردهای نظامی محدودتر شدهاند. در چنین شرایطی، ادامه جنگ با اهداف حداکثری طرفین، چشمانداز روشنی ندارد.
وضعیت اوکراین دشوارتر توصیف میشود. کمبود مزمن نیروی انسانی به تشدید بسیج اجباری و افزایش تنشهای اجتماعی منجر شده است. این کشور که از دریا تحت فشار قرار دارد و از هوا بمباران میشود، با کمبود منابع مالی و تسلیحات نیز دستوپنجه نرم میکند و برای جبران این کمبودها پیوسته به متحدان غربی خود متوسل میشود.
اروپا نیز از پیامدهای اقتصادی جنگ مصون نمانده است. افزایش هزینههای نظامی فشار بیشتری بر بودجه کشورهای اروپایی وارد کرده و برخی دولتها با مشکلات جدی بدهی عمومی مواجهاند. اتحادیه اروپا همچنین نتوانسته است بلژیک را به استفاده از داراییهای مسدودشده روسیه برای تأمین هزینههای جنگ متقاعد کند. در عین حال، اروپا از زمان آغاز جنگ تاکنون بیش از آنچه برای تسلیح اوکراین هزینه کرده، برای واردات انرژی از روسیه پول پرداخته است.
چرا راهبرد نظامی اروپا به بنبست رسیده است؟
کارزار حملات دوربرد اوکراین به خاک روسیه، که با پشتیبانی کشورهای اروپایی و موافقت دولت ترامپ در بهار ۲۰۲۶ دنبال شد، نتوانسته پوتین را به پذیرش آتشبس وادار کند. اروپا بدون دسترسی به اطلاعات نظامی و تسلیحات آمریکا، توان محدودی برای ادامه مستقل این راهبرد دارد.
منتقدان سیاست کنونی میگویند اروپا بهجای داشتن طرحی روشن برای پایان جنگ، بیشتر به مدیریت واکنشی بحران و راهحلهای موقت متکی شده است. در همین حال، هشدارهای مکرر درباره تهدیدهای ترکیبی روسیه، از حملات سایبری تا اقدامات خرابکارانه، به یکی از محورهای اصلی بحث امنیتی اروپا تبدیل شده است.
در چنین فضایی، نشست اسلو میتواند راهی برای خروج از بنبست فراهم کند. استوب در این نشست گفت صلح به صبر نیاز دارد، اما جنگ منتظر نمیماند و هر روز انسانها جان خود را از دست میدهند. استوره نیز در واکنش به اختلافهای اخیر ترامپ و زلنسکی توصیه کرد که رهبران بهجای تمرکز بر اختلافات گذشته، به آنچه پیش روست توجه کنند.
خطر رد توافق و ادامه ویرانی اوکراین
در سوی دیگر، کالاس دولت ترامپ را متهم کرده است که میخواهد اوکراین را بر اساس شرایط پوتین به تسلیم وادار کند. مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک نیز هشدار داده است که سقوط اوکراین میتواند راه را برای پیشروی روسیه به دیگر مناطق اروپا باز کند.
نگرانی درباره توافقی که اوکراین را بیطرف کند یا توان نظامی آن را محدود سازد، قابل درک است؛ زیرا چنین توافقی ممکن است قدرت چانهزنی مسکو را در برابر اروپا افزایش دهد. بااینحال، مخالفان رویکرد مذاکرهمحور باید به این پرسش نیز پاسخ دهند که رد هرگونه توافق نامطلوب چه نتیجهای خواهد داشت. اگر اروپا نتواند راهحلی عملی ارائه کند، ممکن است در ماههای آینده تنها شاهد ادامه تخریب اوکراین باشد؛ نتیجهای که لزوماً امنیت یا اعتبار سیاسی اروپا را تقویت نمیکند.
نروژ و فنلاند از معدود کشورهای اروپایی هستند که پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، واکنشی سازنده به تلاشهای دیپلماتیک آمریکا نشان دادهاند. تجربه تاریخی این دو کشور در میانجیگری و ایجاد پل ارتباطی با روسیه نیز به رویکرد کنونی آنها وزن بیشتری میدهد.
واقعیت این است که بسیاری از جنگهای طولانی که در میدان نبرد به پیروزی قاطع هیچیک از طرفین ختم نمیشوند، سرانجام از طریق توافق میان متجاوز و مدافع پایان مییابند. دستیابی به چنین نتیجهای در جنگ اوکراین، بدون نقش آمریکا، دشوار خواهد بود.
طرح ۲۸ مادهای حاصل دیپلماسی آمریکا و روسیه در سال ۲۰۲۵ نیز نباید خودبهخود معادل تسلیم اوکراین یا تبدیل آن به کشوری وابسته مانند بلاروس تلقی شود. در چارچوب پیشنهادی مورد بحث، عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا، کمکهای بازسازی و حفظ نیروهای مسلح در سطحی قابل مقایسه با فنلاند مطرح شده است. اکنون زمان آن رسیده که بحثها به مفاد مشخص و مصالحههای لازم برای توافق بازگردند.
زلنسکی اعلام کرده است که اوکراین، روسیه و آمریکا برای برگزاری نشستی سهجانبه در ماه نوامبر توافق کردهاند. روسیه نیز به گفته مقامهای اوکراینی، به پیشنهادهای مطرحشده از اسلو واکنشی مثبت نشان داده است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، حتی از این ایده که استوب نماینده اروپا در مذاکرات باشد، با احتیاط استقبال کرده است.
بااینحال، پرسش تعیینکننده همچنان پابرجاست: آیا دولتهای اروپایی ابتکار اسلو را جدی خواهند گرفت و بر سر نمایندگی اروپا در مذاکرات به توافق میرسند؟ همانطور که آیده در ماه گذشته در سازمان ملل تأکید کرد، دیپلماسی میتواند مؤثر باشد؛ به شرط آنکه به آن فرصت داده شود. اروپا اکنون باید تصمیم بگیرد که در مسیر ایجاد راهی دیپلماتیک برای پایان جنگ حرکت میکند یا با رد تلاشهای آمریکا، به ادامه درگیری کمک خواهد کرد.