شناسهٔ خبر: 80275297 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: | لینک خبر

تاج ابرقدرتی در حال افتادن از سر آمریکا

دو جنگ تمام عیار و یک کودتا ضد جمهوری اسلامی تدارک دیده شد اما هم اکنون ایران قوی تر از پیش بر پای خویش ایستاده است. مصونیت راهبردی ایران را دیگر همه دنیا باور کرده است. این در رفت و امدهای سیاسی ، گفتار دیپلمات ها ، سرمقاله تحلیلگران ، براورد اندیشکده ها و اعتراف نظامی نویسان جهان مشاهده می شود. ایرانی که همه پایگاه ها و منافع امریکا در غرب اسیا را با شلیک موشک و پهپاد غیر قابل استفاده کرده است. پایگاه هایی که روزگاری کسی جرات نمی کرد حتی سنگی به سوی ان ها پرتاب کند. قرارگاه جنایت پیشه گان غربی ، عربی و عبری به سرکردگی امریکا با ناکامی در کسب اهدافشان چنان دچار سرخوردگی شده اند که ابایی از گفتن ان به واسطه گران که می دانند ایران را هم از ان اگاه می کنند ، ندارند. 17 ماه رویارویی از نزدیک طول کشید که ترامپ بفهمد حاکمان جزیره بدنام اپستین قادر به شکست ایرانیان با تمدنی هزاران ساله را ندارد.باند جنایت کار ترامپ تقریبا هیچ راه نرفته ای را بر ضد ملت ایران نگذاشته گرچه در همه ان ها ناکام مانده است بنابر این با سه رویکرد مواجه است : 1- تشدید تنش : دور تازه ای از عملیات نظامی ضد ایران را شروع کند. در این حالت قدرتش بمراتب کمتر از دور پیشین است زیرا بسیاری از پایگاه هایش از مقر تفنگداران دریایی اش در بحرین تا پایگاه هوایی اش در قطر و از سامانه های پدافندی اش در حوزه خلیج فارس تا پایگاه پشتیبانی نظامی در اردن ویران و از دسترس خارج شده است. باور حکام منطقه به شکست ناپذیری امریکا از بین رفته است ، ناوهایش هم برای در امان ماندن از موشک های ایران به صدها کیلومتر دورتر از میدان نبرد عقب نشینی کرده است.

صاحب‌خبر -
نظامیان هم با هدف خرابکاری در ناوها ، پیراهن هایشان درون دستشویی می اندازند تا با گرفتگی لوله ها از معرکه دور شوند. این موضوع نشان از ان دارد که روحیه لازم برای جنگیدن ندارند. وضعیت اقتصادی ، کمبود مهمات راهبردی و دعوای سیاسی هم البته شرایط را برای تصمیم گیری شروع جنگ دو باره مشکل کرده است. بر فرض محال اگر هیات حاکمه کاخ سفید بر همه این چالش ها فایق بیاید در ان صورت نتیجه شبیه جنگ تحمیلی سوم می شود که دستاورد قابل ارائه ای نداشت وگرنه جنگ را در ان مرحله ادامه می داد. 2-مذاکره توام با تشدید فشار دیپلماتیک و اقتصادی امریکا بارها اثبات کرده است که اهل وفای به عهد نیست نه در قبال ایران که حتی بخاطر منافعش به متحدانش نیز خنجر می زند.ترامپ بیش از یک دوجین پیمان ، قرارداد و عضویت در نهادهای بین المللی را زیر پا گذاشته است. تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج ترامپ یا کانادا را ایالت پنجاه یکمین امریکا قلمداد کردن در زمره شاهکاری او در روابط بین الملل است. تهدید نظامی و تحریم اقتصادی دو اهرمی است که واشنگتن از ان برای پیشبرد مقاصدش استفاده می کند اما استفاده از هر دو در مقابل ایران کارایی مورد دلخواه را نداشته است. تلاش برای انزوای سیاسی ایران هم ، چندان کارایی ندارد، امد و شدهای دیپلماتیک موید این دیدگاه است ، حال اگر پرو هم با فشار امریکا از داشتن رابطه با ایران پا پس کشید تفاوت زیادی با زمانی که ارتباط داشت ، ندارد.!!! ایران بر خلاف براورد مقامهای امریکا یی در این مدت نه فقط تسلیم نشد که از نظر اقتصادی هم دچار فروپاشی نشد.
ایران به اندازه کافی تجربه تشخیص دکترین "قورباغه اب پز " تا راهبرد " هویج و چماق" و دکترین " چیکن " تا راهبرد " مرد دیوانه " را می داند که فریب بلوف ها و رفتارهای ریاکارانه کاخ سفید را نخورد. جمهوری اسلامی هم البته پس از این دو جنگ ، دکترین صبر راهبردی را به راهبرد بازدارندگی حداکثری و آمادگی هوشمندانه برای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن تغییر داده که رویکرد جنگ منطقه ای ، مدیریت بر تنگه هرمز و در پیش گرفتن امنیت منطقه ای درون زا و ... از ان جمله است. 3-انتظار با رویکرد حفظ وضع موجود حفظ وضع موجود شاید در کوتاه مدت مطلوب سیاستمداران کم تجربه مستاجر کاخ سفید باشد اما هزینه سنگین اقتصادی ، نظامی و حتی حیثیتی برای انان در بر خواهد داشت.اماده باش هزاران نظامی در ده هزار کیلومتری مرزها که میلیاردها دلار هزینه روی دست مالیات دهندگان امریکایی گذاشته بدون انکه کارنامه موفقی هم داشته باشد ، موجب ابرو ریزی برای پنتاگون است. عقربه های ساعت در دنیای سیاست به نفع ترامپ نمی چرخد بنابر این نیروهایشان دیر یا زود مجبور می شوند از سایر کشورها هم مانند مانند عراق و افغانستان ، منطقه را ترک کنند. سرنوشت بریتانیای کبیر در قرن 19 شاید در قرن 21 ، پیش روی ایالات متحده امریکا باشد که پس از خروج از افغانستان برای همیشه تاج ابرقدرتی از سرش برداشته شد.
18:33 - 5 آبان 1405
∎​